پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خواسته هاى حساب شده موسى(علیه السلام)

شرح آیات 24 لغایت 36 سوره مبارکه طه

24اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى

25قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی

26وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی

27وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی

28یَفْقَهُوا قَوْلِی

29وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی

30هارُونُ أَخِی

31اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی

32وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی

33کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً

34وَ نَذْکُرَکَ کَثِیراً

35إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیراً

36قالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یا مُوسى

ترجمه:

24 ـ (اینک) به سوى فرعون برو، که او طغیان کرده است».

25 ـ (موسى) گفت: «پروردگارا! سینه ام را گشاد کن;

26 ـ و کارم را برایم آسان گردان!

27 ـ و گره از زبانم بگشاى;

28 ـ تا سخنان مرا بفهمند!

29 ـ و وزیرى از خاندانم براى من قرار ده،

30 ـ برادرم هارون را!

31 ـ با او پشتم را محکم کن;

32 ـ و او را در کارم شریک ساز;

33 ـ تا تو را بسیار تسبیح گوئیم;

34 ـ و تو را بسیار یاد کنیم;

35 ـ چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده اى»!

36 ـ فرمود: «اى موسى! آنچه را خواستى به تو داده شد.

تفسیر:

خواسته هاى حساب شده موسى(علیه السلام)

تا اینجا موسى(علیه السلام) به مقام نبوت رسیده، و معجزات قابل ملاحظه اى دریافت داشته است، ولى از این به بعد، فرمان رسالت به نام او صادر مى شود، رسالتى بسیار عظیم و سنگین، رسالتى که از ابلاغ فرمان الهى به زورمندترین و خطرناک ترین مردم محیط شروع مى شود، مى فرماید: «به سوى فرعون برو که طغیان کرده است»! (اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى).

آرى، براى اصلاح یک محیط فاسد، و ایجاد یک انقلاب همه جانبه، باید از سردمداران فساد و ائمه کفر، شروع کرد، از آنها که در تمام ارکان جامعه نقش دارند، خودشان و یا افکار و اعوان و انصارشان، همه جا حاضرند، آنهائى که تمام سازمان هاى تبلیغاتى، اقتصادى و سیاسى را در قبضه خود گرفته اند که: اگر آنها اصلاح شوند و یا در صورت عدم اصلاح ریشه کن گردند، مى توان به نجات جامعه امیدوار بود، و گرنه، هر گونه اصلاحى بشود، سطحى، موقتى و گذرا است.

جالب این که: دلیل لزوم آغاز کردن از فرعون، در یک جمله کوتاه: إِنَّهُ طَغى: «او طغیان کرده است» بیان شده که در این کلمه «طغیان» همه چیز جمع است، آرى، طغیان و تجاوز از حد و مرز در تمام ابعاد زندگى، و به همین جهت به این گونه افراد «طاغوت» گفته مى شود که از همین ماده گرفته شده است.

* * *

موسى(علیه السلام) از چنین مأموریتى خشنود گشت، با آغوش باز از آن استقبال نمود، اما وسائل پیروزى در این مأموریت را از خدا خواست.

و از آنجا که نخستین وسیله پیروزى، روح بزرگ، فکر بلند، و عقل توانا و به عبارت دیگر، گشادگى سینه است «عرض کرد پروردگار من! سینه مرا گشاده بدار» (قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی).

آرى، نخستین سرمایه براى یک رهبر انقلابى، سینه گشاده، حوصله فراوان، استقامت، شهامت و تحمل بار مشکلات است، و به همین دلیل، در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: آلَةُ الرِّیاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ: «وسیله رهبرى و ریاست، سینه گشاده است».(1)-(2)

* * *

و از آنجا که این راه، مشکلات فراوانى دارد که: جز به لطف خدا گشوده نمى شود، در مرحله دوم از خدا تقاضا کرد: کارها را بر او آسان گرداند و مشکلات را از سر راهش بردارد، عرض کرد: «کار مرا آسان گردان» (وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی).

* * *

پس از آن تقاضاى قدرت بیان هر چه بیشتر کرده عرضه داشت: «گره از زبانم بگشا» (وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی).

درست است که داشتن سرمایه شرح صدر، مهمترین سرمایه است ولى کار سازى این سرمایه در صورتى است که قدرت ارائه و اظهار آن، به صورت کامل وجود داشته باشد، به همین دلیل، موسى(علیه السلام) بعد از تقاضاى شرح صدر و برطرف شدن موانع، تقاضا کرد خداوند گره از زبانش بردارد.

* * *

و مخصوصاً علت آن را چنین بیان کرد: «تا سخنان مرا درک کنند» (یَفْقَهُوا قَوْلِی).

این جمله، در حقیقت، آیه قبل را تفسیر مى کند، و از آن، روشن مى شود که منظور از گشوده شدن گره زبان، این نبوده است که زبان موسى(علیه السلام) به خاطر سوختگى در دوران طفولیت یک نوع گرفتگى داشته (آن گونه که بعضى از مفسران از ابن عباس نقل کرده اند) بلکه، منظور گره هاى سخن است که مانع درک و فهم شنونده مى گردد.

یعنى آن چنان فصیح، بلیغ، رسا و گویا سخن بگویم که هر شنونده اى منظور مرا به خوبى درک کند.

شاهد دیگر این تفسیر، آیه 34 سوره «قصص» است: وَ أَخِی هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِساناً: «برادرم هارون زبانش از من فصیح تر است».

جالب این که: «أَفْصَح» از ماده «فَصِیح» در اصل، به معنى خالص بودن چیزى از زوائد است و سپس به سخنى که رسا، گویا و خالى از حشو و زوائد باشد، گفته شده است.

به هر حال، یک رهبر و پیشواى موفق و پیروز کسى است که علاوه بر سعه فکر و قدرت روح، داراى بیانى گویا و خالى از هر گونه ابهام و نارسائى باشد.

* * *

و از آنجا که رساندن این بار سنگین به مقصد، (بار رسالت پروردگار، رهبرى انسان ها و مبارزه با طاغوت ها و جبّاران) نیاز به یار و یاور دارد، و به تنهائى ممکن نیست، چهارمین تقاضاى موسى(علیه السلام) از پروردگار این بود: «خداوندا! وزیر و یاورى از خاندانم براى من قرار ده» (وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی).

«وَزِیر» از ماده «وزر» در اصل، به معنى بار سنگین است، و از آنجا که وزیران بسیارى از بارهاى سنگین را در کشوردارى بر دوش دارند، این نام بر آنها گذارده شده است. و نیز کلمه «وزیر» به معاون و یاور اطلاق مى شود.

اما این که: موسى(علیه السلام) تقاضا مى کند: این وزیر از خانواده او باشد دلیلش روشن است; چرا که هم شناخت بیشترى نسبت به او خواهد داشت، و هم دلسوزى فراوان تر، چه خوب است انسان با کسى بتواند همکارى کند که پیوندهاى روحانى و جسمانى، آنان را به هم مربوط ساخته است.

* * *

آنگاه مخصوصاً انگشت روى برادر خویش گذاشت و عرضه داشت: «این مسئولیت را به برادرم هارون بده» (هارُونُ أَخِی).

هارون: طبق نقل بعضى از مفسران، برادر بزرگتر موسى(علیه السلام) بود و سه سال با او فاصله سنى داشت، قامتى بلند و رسا، زبانى گویا و درک عالى داشت و سه سال قبل از وفات موسى ، دنیا را ترک گفت.(3)

او از پیامبران مرسل بود، چنان که در آیه 45 سوره «مؤمنون» مى خوانیم: «ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآیاتِنا وَ سُلْطان مُبِین».

و نیز داراى نور و روشنائى باطنى و وسیله تشخیص حق از باطل بود چنان که در آیه 48 سوره «انبیاء» مى خوانیم: «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً».

بالاخره او پیامبرى بود که خداوند از باب رحمتش به موسى(علیه السلام) بخشید «وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِیّاً».(4)

او دوش به دوش برادرش موسى در انجام این رسالت سنگین، تلاش مى کرد.

درست است که موسى(علیه السلام) در آن شب تاریک، در آن وادى مقدس، که این تقاضا را از خدا به هنگام دریافت فرمان رسالت مى کند، بیش از ده سال از وطن خود دور مانده بود، ولى قاعدتاً ارتباطش به طور کامل از برادرش در این مدت قطع نشده بود، که با این صراحت و روشنى از او سخن مى گوید و از درگاه خدا تقاضاى شرکت او در این برنامه بزرگ مى کند.

* * *

سپس موسى هدف خود را از تعیین هارون به وزارت و معاونت چنین بیان مى کند: «خداوندا! پشتم را با او محکم کن» (اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی).

«أَزْر» در اصل، از ماده «اِزار» به معنى لباس گرفته شده است، مخصوصاً به لباسى گفته مى شود که، بند آن را بر کمر گره مى زنند، به همین جهت گاهى این کلمه، به کمر، یا قوت و قدرت نیز اطلاق شده است.

* * *

و براى تکمیل این مقصد، تقاضا مى کند «او را در کار من شریک گردان» (وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی).

هم شریک در مقام رسالت باشد، و هم در پیاده کردن این برنامه بزرگ شرکت جوید، ولى به هر حال او پیرو موسى(علیه السلام) در تمام برنامه ها بود و موسى امام و پیشواى او.

* * *

سرانجام نتیجه خواسته هاى خود را چنین بیان مى کند: «تا تو را بسیار تسبیح گوئیم» (کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً).

* * *

«و تو را بسیار یاد کنیم» (وَ نَذْکُرَکَ کَثِیراً).

* * *

چرا که «تو همیشه از حال ما آگاه بوده اى» (إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیراً).

تو نیازهاى ما را به خوبى مى دانى، و به مشکلات این راه از هر کس آگاهترى ما از تو مى خواهیم که ما را در اطاعت فرمانت قدرت بخشى، و به انجام وظائف و تعهدها و مسئولیت هایمان موفق و پیروز دارى.

* * *

از آنجا که موسى(علیه السلام) در این تقاضاهاى مخلصانه اش، نظرى جز خدمت بیشتر و کامل تر نداشت، خداوند تقاضاى او را در همان وقت اجابت فرمود «به او گفت: آنچه را خواسته بودى به تو داده شد، اى موسى»! (قالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یا مُوسى).

در واقع در این لحظات حساس و سرنوشت ساز، که موسى(علیه السلام) براى نخستین بار بر بساط میهمانى خداوند بزرگ گام مى نهاد، هر چه لازم داشت یک جا از او درخواست کرد، و او نیز مهمانش را بى نهایت گرامى داشت و همه خواسته هاى او را در یک جمله کوتاه با ندائى حیات بخش اجابت کرد، بى آن که در آن قید و شرط یا چون و چرائى کند، و با تکرار نام موسى(علیه السلام) که هر گونه ابهامى را از دل مى زداید آن را تکمیل فرموده، و چه شوق انگیز و افتخار آفرین است که نام بنده در گفتار مولى تکرار گردد.

* * *

نکته ها:

1 ـ شرائط رهبرى انقلاب

بدون شک، دگرگونى بنیادى در نظام جوامع بشرى و تغییر ارزش هاى مادى و شرک آلود، به ارزش هاى معنوى و انسانى، مخصوصاً در آنجا که راه آن از میان قلمرو فراعنه و خودکامگان مى گذرد، کار ساده اى نیست، نیاز به آمادگى روحى و جسمى، قدرت تفکر و نیروى بیان، روشنى راه، امدادهاى الهى، و داشتن یار و یاور مورد اطمینان و قدرتمند دارد.

اینها همان امورى است که موسى(علیه السلام) در تقاضاهاى نخستین خود در همان آغاز رسالت بزرگ، از خداى خود خواست. اینها خود بیانگر آن است که موسى(علیه السلام) حتى قبل از نبوت، روحى بیدار و آماده داشت.

و نیز روشنگر این حقیقت است که: به ابعاد مسئولیتش به خوبى واقف بود، و مى دانست در آن شرائط خاص، باید با چه ابزارى به میدان برود، تا توانائى مبارزه با نظام هاى فرعونى داشته باشد.

و این الگوئى است براى همه رهبران الهى در هر عصر و زمان، و براى همه رهروان این راه.

* * *

2 ـ مبارزه با طغیانگران

بدون تردید فرعون داراى نقاط انحرافى فراوانى بود، کافر بود، بت پرست بود، ظالم و بیدادگر بود و... ولى قرآن از میان همه این انحرافات مسأله طغیان او را مطرح مى کند (إِنَّهُ طَغى); چرا که روح طغیان و گردن کشى در برابر فرمان حق، عصاره همه این انحرافات و جامع تمام آنها است.

ضمناً روشن مى شود که: هدف انبیاء در درجه اول، مبارزه با طاغوت ها و مستکبران است، و این درست بر خلاف تحلیلى است که مارکسیست ها درباره مذهب دارند و آن را در خدمت طغیانگران و استعمار پیشگان مى دانند.

ممکن است گفتار آنها درباره مذاهب ساختگى تخدیرى، صحیح باشد، ولى تاریخ انبیاى راستین، با صراحت تمام، پندارهاى واهى آنها را در مورد مذاهب آسمانى صددرصد نفى مى کند، مخصوصاً قیام موسى بن عمران(علیه السلام)شاهد گویائى است در این رابطه.

* * *

3 ـ براى هر کار برنامه و وسیله لازم است

درس دیگرى که این فراز از زندگى موسى(علیه السلام) به ما مى دهد این است که: حتى پیامبران، با داشتن آن همه معجزات براى پیشرفت کار خود، از وسائل عادى، کمک مى گرفتند، از بیان رسا و مؤثر، از نیروى فکرى و جسمى معاونان.

بنا نیست ما در زندگى، همیشه در انتظار معجزه ها باشیم، باید برنامه و وسائل کار را آماده کرد و از طرق طبیعى به پیشروى ادامه داد، و آنجا که کارها گره مى خورد، باید در انتظار لطف الهى بود!

* * *

4 ـ تسبیح و ذکر

چنان که در آیات فوق خواندیم، موسى(علیه السلام) هدف نهائى خواسته هاى خود را این قرار مى دهد که: «تو را بسیار تسبیح گوئیم و تو را بسیار یاد نمائیم».

روشن است «تسبیح» به معنى پیراستن خداوند از تهمت «شرک و نقائص امکانى» مى باشد، و نیز روشن است منظور موسى(علیه السلام) آن نبوده که جمله «سبحان اللّه» را پشت سر هم تکرار کند، بلکه هدف پیاده کردن حقیقت آن در جامعه آلوده آن زمان بوده است، بتها را برچیند، بتخانه ها را ویران کند، مغزها را از افکار شرک آلود بشوید، و نقائص مادى و معنوى را برطرف سازد.

به دنبال آن، ذکر خدا، یاد او، یاد صفات او را در دل ها زنده کند، و صفات الهى را در سطح جامعه پرتوافکن سازد، تکیه بر کلمه «کَثِیراً» نشان مى دهد که: مى خواهد آن را همگانى و عمومى و از اختصاص به دایره محدودى خارج سازد.

* * *

5 ـ پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و تکرار خواسته هاى موسى(علیه السلام)

از روایاتى که در کتب دانشمندان اهل سنت و تشیع وارد شده، استفاده مى شود پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز همین مسائل را که موسى(علیه السلام) براى پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بود، تمنا کرد، با این تفاوت که: به جاى نام «هارون»، نام «على»(علیه السلام) را نهاده، چنین عرض کرد: أَللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِما سَأَلَکَ أَخِى مُوسى أَنْ تشْرَحَ لِى صَدْرِى ، وَ أَنْ تُیَسِّرَ لِى أَمْرِى، وَ أَنْ تُحَلَّ عُقْدَةً مِنْ لِسانِى، یَفْقَهُوا قَوْلِى وَ اجْعَلْ لِى وزِیراً مِنْ أَهْلِى، عَلِیّاً أَخِى، أُشْدُد بِهِ أَزْرِى، وَ أَشْرِکْهُ فِى أَمْرِى، کَى نُسَبِّحَکَ کَثِیْراً وَ نَذْکُرَکَ کَثِیْراً، إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیْراً:

«پروردگارا! من از تو همان تقاضا مى کنم که برادرم موسى تقاضا کرد، از تو مى خواهم: سینه ام را گشاده دارى، کارها را بر من آسان کنى، گره از زبانم بگشائى، تا سخنانم را درک کنند، براى من وزیرى از خاندانم قرار دهى، برادرم على(علیه السلام) را، خداوندا پشتم را با او محکم کن، و او را در کار من شریک گردان تا تو را بسیار تسبیح گوئیم، و تو را بسیار یاد کنیم که تو به حال ما بصیر و بینائى».

این حدیث را «سیوطى» در تفسیر «درّ المنثور» و مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» و بسیارى دیگر از دانشمندان بزرگ سنى و شیعه با تفاوت هائى نقل کرده اند.(5)

مشابه این حدیث، حدیث منزله است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: أَلا تَرْضى أَنْ تَکُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى، إِلاّ أَنَّهُ لَیْسَ نَبِىٌّ بَعْدِى:

«آیا راضى نیستى که نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى، جز این که پیامبرى بعد از من نخواهد بود».

این حدیث که در کتب درجه اول اهل تسنن آمده، و به گفته «محدث بحرانى» (طبق نقل تفسیر المیزان) در کتاب «غایة المرام» از یک صد طریق از طرق اهل سنت و هفتاد طریق از طرق شیعه نقل شده است، آن قدر معتبر مى باشد که جاى هیچ گونه انکار ندارد.

ما درباره حدیث منزلة، در جلد ششم تفسیر «نمونه» ذیل آیه 142 «اعراف» (صفحه 343) به قدر کافى بحث کرده ایم.

اما آنچه ذکر آن را در اینجا ضرورى مى دانیم این است که: بعضى از مفسران (مانند آلوسى در روح المعانى) با قبول اصل روایت، در دلالت آن ایراد کرده، گفته است: جمله: وَ أَشْرِکْهُ فِى أَمْرِى: «او را شریک در کار من بنما» چیزى را جز شرکت در امر ارشاد و دعوت مردم به سوى حق، اثبات نمى کند.

ولى پیدا است مسأله شرکت در ارشاد و به تعبیر دیگر امر به معروف و نهى از منکر، و گسترش دعوت حق، وظیفه فرد فرد مسلمانان است و این چیزى نبوده است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى على(علیه السلام) بخواهد، این یک توضیح واضح است که هرگز نمى توان دعاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) را به آن تفسیر کرد.

از سوى دیگر، مى دانیم: منظور شرکت در امر نبوت هم نبوده است، بنابراین، نتیجه مى گیریم: مقام خاصى بوده غیر از نبوت و غیر از وظیفه عمومى ارشاد، آیا این، جز مسأله ولایت خاصه، چیزى خواهد بود؟

آیا این همان خلافت (به مفهوم خاصى که شیعه براى آن قائل است) نیست؟ و جمله «وَزِیْراً» نیز آن را تأیید و تقویت نمى کند؟

به تعبیر دیگر، وظائفى وجود دارد که کار همه افراد نیست و آن حفظ آئین پیامبر(صلى الله علیه وآله) از هر گونه تحریف، انحراف، و تفسیر هر گونه ابهامى که در محتواى آئین براى بعضى رخ دهد، و رهبرى امت در غیبت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و بعد از او، و کمک بسیار مؤثر در پیشبرد اهداف او.

اینها همان چیزى است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) با گفتن جمله «أَشْرِکْهُ فِى أَمْرِى» از خدا براى على(علیه السلام) خواست.

و از اینجا روشن مى شود، وفات «هارون» قبل از موسى(علیه السلام) مشکلى در این بحث ایجاد نمى کند; زیرا خلافت و جانشینى گاهى در زمان غیبت رهبر است آن گونه که هارون در غیبت موسى داشت، و گاهى بعد از وفات او است، آن گونه که على(علیه السلام) بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) داشت، هر دو داراى یک قدر مشترک و جامع واحد است هر چند مصداق ها متفاوت بوده است (دقت کنید).

* * *


1 ـ «نهج البلاغه»، کلمات قصار، حکمت 176.

2 ـ درباره شرح صدر و مفهوم آن در جلد پنجم تفسیر «نمونه»، صفحه 436، ذیل آیه 125 «انعام» نیز بحث کرده ایم.

3 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث.

4 ـ مریم، آیه 53.

5 ـ در تفسیر آیه «انما ولیکم اللّه و...» (مائده، آیه 55).
............................
تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟


    • چگونه آیه وضو شکل وضو گرفتن را بیان می کند؟
      دلیل اختلاف وضوی شیعیان و اهل سنت در چیست؟


    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • از آنجا که ساختار صحيفۀ سجاديه و شيوۀ امام زين‌العابدين(ع) در اين کتاب شريف، بر محور دعا

    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نه فوق بشر، بلکه بشرِ برتر است؛ يعني انساني است که خود

    • مروری بر آیات شفاعت

      قیمت:5,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99784-1-0 انتشارات
    • سیمای یتیم در قرآن
      قیمت:8,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99744-0-3 انتشارات بیان
    • ممهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • عید غدیر 1395

      قیمت:3,000
      انتشار:1395
      (1) جلسه
      تصویری
    • شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

      قیمت:13,500
      انتشار:1396
      شابک : 978-964-8472-94-3
    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • ...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این

    •  استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی

    • شخصیت با عظمت امام صادق (ع) در اذهان شیعیان با لقب "رئیس مذهب شیعه" پیوندی همیشگی خورده است.

      این

    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • اندوه نامه

      خطبه سوم از مشهورترین و با اهمیت‌ترین خطب نهج البلاغه و به نام شقشقیه مشهور است

      80.000

    • فروغ حکمت

      شرح نهج البلاغه، جلد اول (خطبه های 3-1)، بهار 95

      35000 تومان

       

    • تفسیر موضوعی

      سیمای پیامبر(ص) در قرآن، تفسیر آیاتی است که در قرآن کریم درباره پیامبر رحمت آمده و

    • گفتارهای ویژه

      به بیان دیدگاه های حضرت درباره حقوق متقابل مردم و حاکمیت در نهج البلاغه می پردازد.