• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

معرفت نفس،آیت الله العظمی

دریافت فایل صوتی

حجم: 18 MB

زمان: 40 دقیقه

بیشتر...

شرح نامه‌های نهج‌البلاغه در برنامه رادیویی «نشان

برنامه «نشان راه» از رادیو معارف به پخش مباحث اخلاقی

بیشتر...

آغاز ثبت‌ نام دوره تخصصی حفظ یکساله در شعب

ثبت‌نام دوره تخصصی حفظ یکساله در شعب جامعةالقرآن الکریم و

بیشتر...

هیچ رویدادی نمی‌تواند جایگاه قرآن را تحت‌الشعاع

پیشکسوت قرآنی کشور در مراسم تشییع پیکر استاد مروت گفت: هیچ

بیشتر...

حرکت جوهری، جلسه سوم، آیت الله جوادی

دریافت فایل صوتی

حجم: 16 MB

زمان: 49 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
61042
74153
85464159
امروز یکشنبه, 10 اسفند 1399
اوقات شرعی

دو گروه متخاصم در برابر هم!

شرح آیات 19 24 سوره مبارکه حج

19هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌمِنْ نار یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِیمُ

20یُصْهَرُ بِهِ ما فِی بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ

21وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِید

22کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمّ أُعِیدُوا فِیها وَ ذُوقُوا عَذابَالْحَرِیقِ

23إِنَّ اللّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ جَنّات تَجْرِی مِنْتَحْتِهَا الأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَب وَ لُؤْلُؤاًوَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ

24وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِیدِ

ترجمه:

19 ـ اینان دو گروهند که درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند; کسانى که کافر شدند، لباس هائى از آتش براى آنها بریده شده، و مایع سوزان و جوشان بر سرشان ریخته مى شود.

20 ـ آنچنان که هم درونشان با آن آب مى شود، و هم پوست هایشان.

21 ـ و براى آنان گرزهائى از آهن (سوزان) است.

22 ـ هر گاه بخواهند از غم و اندوه هاى دوزخ خارج شوند، آنها را به آن باز مى گردانند; و (به آنان گفته مى شود:) بچشید عذاب سوزان را!

23 ـ خداوند کسانى را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، در باغ هائى از بهشت وارد مى کند که از زیر درختانش نهرها جارى است; آنان با دستبندهائى از طلا و مروارید زینت مى شوند; و در آنجا لباس هایشان از حریر است.

24 ـ و به سوى سخنان پاکیزه هدایت مى شوند، و به راه خداوند شایسته ستایش، راهنمائى مى گردند.

شأن نزول:

جمعى از مفسران شیعه و اهل تسنن، شأن نزولى براى نخستین آیه از آیات فوق نقل کرده اند که فشرده اش این است:

«روز جنگ بدر، سه نفر از مسلمانان (على(علیه السلام)، حمزه، و عبیدة بن حارث بن عبدالمطلب) به میدان نبرد آمدند، و به ترتیب «ولید بن عتبه» و «عتبة بن ربیعه» و «شیبة بن ربیعه» را از پاى در آوردند، آیه فوق نازل شد، و سرنوشت این مبارزان را بیان کرد.

و نیز نقل کرده اند: «ابوذر» سوگند یاد مى کرد: این آیه درباره مردان فوق نازل شده».(1)

ولى همان گونه که بارها گفته ایم وجود شأن نزول خاص، هرگز مانع عمومیت مفهوم آیه نمى شود.

* * *

تفسیر:

دو گروه متخاصم در برابر هم!

در آیات گذشته، به گروه مؤمنان و طوائف مختلفى از کفار اشاره شده بود، و مخصوصاً آنها را به صورت شش گروه تقسیم نمود، در اینجا مى فرماید: «این دو دسته ـ مؤمنان و غیر مؤمنان ـ درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند» (هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ).(2)

طوائف پنجگانه کفار از یکسو، و مؤمنان راستین از سوى دیگر، و اگر درست دقت کنیم مى بینیم: اساس اختلافات همه ادیان به اختلاف درباره ذات و صفات خدا باز مى گردد و نتیجه آن به مسأله نبوت و معادکشیده مى شود.

بنابراین، لزومى ندارد ما در اینجا کلمه «دین» را در تقدیر بگیریم و بگوئیم مخاصمه آنها در دین پروردگارشان است بلکه واقعاً ریشه اختلافات به اختلاف در توحید باز مى گردد.

و اصولاً، تمام ادیان تحریف یافته و باطل، به نوعى از شرک گرفتارند که آثارش در همه عقائد آنها ظاهر مى شود.

پس از آن، چهار نوع مجازات براى کافرانى که دانسته و آگاهانه، حق را انکار کردند بیان مى کند:

نخست از لباس آنها شروع کرده مى گوید: «کسانى که کافر شدند لباس هائى از آتش براى آنها بریده مى شود» (فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نار).

این جمله، ممکن است اشاره به آن باشد که : واقعاً قطعاتى از آتش به صورت لباس براى آنها بریده و دوخته مى شود!، و یا کنایه از این باشد که آتش دوزخ از هر سو آنها را مانند لباس احاطه مى کند.

دیگر این که: «مایع سوزان و جوشان «حمیم دوزخ» بر سر آنها ریخته مى شود» (یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِیمُ).(3)

* * *

اما این آب سوزان و جوشان، در بدن آنها آنچنان نفوذ مى کند که «هم درونشان را ذوب مى نماید و هم برونشان را»! (یُصْهَرُ بِهِ ما فِی بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ).(4)

* * *

سوم این که: «تازیانه ها یا گرزهائى از آهن سوزان براى آنها آماده است» (وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِید).(5)

* * *

«و هر گاه بخواهند از دوزخ و غم و اندوه هاى آن خارج شوند آنها را به آن باز مى گردانند، و به آنان گفته مى شود: بچشید عذاب سوزان را»! (کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمّ أُعِیدُوا فِیها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ).

و این چهارمین مجازات آنها است.

* * *

در آیات بعد، با استفاده از «روش مقابله» حال مؤمنان صالح را بیان مى کند تا از طریق مقایسه، وضع هر دو گروه کاملاً مشخص شود، و در اینجا پنج نوع پاداش آنها را بازگو مى کند:

نخست مى گوید: «خداوند کسانى را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند در باغ هائى از بهشت وارد مى کند که از زیر درختانش نهرها جارى است» (إِنَّ اللّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ).

گروه اول، در شعله هاى آتش سوزان غوطهورند و اینها در باغ هاى بهشت در کنار نهرهاى جارى آرمیده اند.

آن گاه به زینت و لباس آنها پرداخته، مى گوید: «آنها با دستبندهائى از طلا و مروارید زینت مى یابند و لباسشان در آنجا از حریر است» (یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَب وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ).(6)

و این دو پاداش دیگر آنها است.

به این ترتیب، در بهشت، زیباترین لباس هائى را که در دنیا از آن محروم بودند در تن مى کنند و دستبندهاى جواهر نشان در دست دارند، اگر در این جهان از پوشیدن این گونه لباس ها و زینت ها ممنوع بودند، به خاطر آن بود که مایه غرور و غفلت مى شد، و سبب محرومیت گروه دیگر مى گشت، ولى در آنجا که این مسائل مطرح نیست این ممنوعیت ها برداشته مى شود و جبران مى گردد.

البته با توجه به این که: الفباى زندگى در آن جهان با اینجا متفاوت است این الفاظ مفاهیمى برتر و بالاتر از آنچه ما در این جهان مى اندیشیم خواهد داشت (دقت کنید).

* * *

و بالاخره چهارمین و پنجمین موهبتى که خدا به آنها ارزانى مى دارد و صرفاً جنبه روحانى دارد این است که: آنها «به سخنان پاکیزه هدایت مى شوند» (وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ).

سخنانى روح پرور، جمله ها و الفاظى نشاط آفرین و کلماتى پر از صفا و معنویت که روح را در مدارج کمال سیر مى دهد، و جان و دل انسان را مى نوازد و پرورش مى دهد.

و همچنین «به سوى راه خداوند حمید و شایسته ستایش هدایت مى گردند» (وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِیدِ).(7)

راه شناسائى خدا و نزدیک شدن معنوى و روحانى به قرب جوار او، راه عشق و عرفان.

آرى، خداوند مؤمنان را با هدایت کردن به سوى این معانى، به آخرین درجه لذات روحانى سوق مى دهد.

در حدیثى که «على بن ابراهیم» مفسر معروف، در تفسیر خود آورده است چنین مى خوانیم: منظور از «طَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ» توحید و اخلاص است، و منظور از «صِراطِ الْحَمِیدِ» ولایت و قبول رهبرى رهبران الهى است (البته این یکى از مصادیق روشن آیه است).

ضمناً، از تعبیرات مختلفى که در آیات فوق، و همچنین در شأن نزول آنها وارد شده، چنین بر مى آید که آن عذاب هاى سخت و سنگین براى گروه خاصى از کافران است که به مخاصمه درباره پروردگار برمى خیزند، و براى گمراهى دیگران کوشش دارند، آنها افرادى هستند از سردمداران کفر، همچون کسانى که در میدان جنگ بدر به مقاتله با على(علیه السلام)، حمزة بن عبدالمطلب و عبیدة بن حارث برخاستند.

* * *


1 ـ این شأن نزول را «طبرسى» در «مجمع البیان»، جلد 7، صفحه 77، و «فخر رازى» در تفسیر «کبیر»، جلد 23، صفحه 21 و «آلوسى» در «روح المعانى» و «سیوطى» در «اسباب النزول»، و «قرطبى» در تفسیر خود آورده اند.

2 ـ کلمه «خَصْمان» تثنیه است در حالى که «اخْتَصَمُوا» که فعل آن است به صورت جمع آمده، این به خاطر آن است که: این دو خصم، دو نفر نیستند، بلکه دو گروه اند، به علاوه، این دو گروه در دو صف قرار ندارند بلکه در صفوف مختلف قرار گرفته و هر گروه به مبارزه با سایرین بر مى خیزد.

3 ـ «حَمِیْم» آب گرم و سوزان است.

4 ـ «یُصْهَرُ» از ماده «صَهر» (بر وزن قهر) به معنى آب کردن «پیه» است، و «صِهر» (بر وزن فکر) به معنى داماد است.

5 ـ «مَقامِعُ» جمع «مقمع» (بر وزن منبر) به معنى تازیانه یا عمود آهنینى است که براى جلوگیرى یا مجازات کسى بر او مى کوبند.

6 ـ «أَساوِرَ» جمع «اسورة» (بر وزن مَشْوِرَة) و آن هم به نوبه خود جمع «سوار» (بر وزن کتاب) به معنى دستبند است و در اصل، فارسى بوده (دستوار) که بعداً در عربى به صورت فوق تغییر شکل یافته.

7 ـ واژه «حَمِید» به معنى «محمود»، به کسى مى گویند که، در خور ستایش است و در اینجا منظور خدا است، بنابراین، «صِراطِ الْحَمِیدِ» به معنى راه وصول به مقام قرب و خشنودى پروردگار است.

بعضى نیز احتمال داده اند: «حمید» در اینجا معنى وصفى براى صراط دارد و از قبیل «اضافه بیانیه» است، بنابراین، معنى چنین مى شود: آنها به سوى راهى هدایت مى شوند که شایسته هرگونه ستایش است (آلوسى در روح البیان) ولى معنى اول صحیح تر به نظر مى رسد.

....................................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟