احسن الحدیث

خاکسترى بر سینه تندباد

شرح آیه 18 سوره مبارکه ابراهیم

18 مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَاد اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْم عَاصِف لاَ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلَى شَیْء ذَلِکَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِیدُ

18. کسانى که به پروردگارشان کافر شدند، اعمالشان همچون خاکسترى است در برابر وزش تندباد در یک روز طوفانى; آنها توانایى ندارند کمترین چیزى از آنچه را انجام داده اند، به دست آورند; و این همان گمراهى دور ودراز است.

تفسیر:

خاکسترى بر سینه تندباد

در این آیه مَثَل بسیار گویایى براى اعمال افراد بى ایمان بیان شده است که بحث آیات گذشته را در زمینه عاقبت کار کافران تکمیل مى کند. مى فرماید: «اعمال کسانى که به پرورگارشان کافر شدند همچون خاکسترى است در برابر تندباد در یک روز طوفانى» (مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَاد اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِى یَوْم عَاصِف).

همان گونه که خاکستر در برابر تندباد در یک روز طوفانى چنان پراکنده مى شود که هیچ کس قادر به جمع آن نیست، «آنان توانایى ندارند کمترین چیزى

از آنچه را انجام داده اند به دست آوردند» و همگى بر باد مى رود و دست هایشان خالى مى مانَد (لاَ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلَى شَىْء).

«و این همان گمراهىِ دور و دراز است» (ذلِکَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِیدُ).

نکته ها:

چرا اعمال آنها تشبیه به خاکستر در برابر باد شده؟

1. تشبیه اعمال کافران به خاکستر با توجّه به اینکه مانند خاک و غبار، موجود مفیدى نیست بلکه باقیمانده یک مشت آتش است، نشان مى دهد که اعمال آنها ممکن است ظاهرى داشته باشد امّا فقط همان ظاهر است و محتوایى ندارد. در یک ظرف کوچک خاک ممکن است گل زیبایى بروید ولى در میان خروارها خاکستر حتّى علف هرزه اى نخواهد رویید.

2. تشبیه اعمال کافران به خاکستر ـ با توجّه به اینکه در میان ذرّات خاکستر هیچ نوع چسبندگى و پیوند وجود ندارد و حتّى با کمک آب نیز نمى توان آنها را به هم پیوند داد و هر ذرّه اى به سرعت دیگرى را رها مى سازد ـ گویى اشاره به این واقعیّت است که آنها بر خلاف مؤمنان که اعمالشان منسجم و به هم پیوسته و هر عملى عمل دیگر را تکمیل مى کند و روح توحید و وحدت نه تنها در میان مؤمنان که در میان اعمال یک فرد باایمان نیز وجود دارد، اثرى از انسجام و توحید عمل در کار افراد بى ایمان نیست.

3. با اینکه قرار گرفتن خاکستر در برابر تندباد سبب پراکندگى آن مى شود، امّا آن را با جمله «فى یَوم عاصِف» (در یک روز طوفانى) تأکید مى کند، زیرا اگر تندباد، محدود و موقّت باشد ممکن است خاکسترى را از نقطه اى بلند کرده و بهمنطقه اى نه چندان دور بریزد، امّا اگر آن روز طوفانى باشد که از صبح تا شام بادها از هر سو مىوزند، چنان پراکنده مى شود که هر ذرّه اى از ذرّاتش در نقطه دوردستى خواهد افتاد به طورى که با هیچ قدرتى نمى توان آن را جمع کرد.

4. اگر طوفان به توده اى از کاه یا برگ هاى درختان بوزد و آنها را در نقاط دوردست پراکنده سازد باز قابل تشخیص است، ولى ذرّات خاکستر آن قدر ریز و کوچک اند که اگر پراکنده شدند، آن چنان از نظر محو مى شوند که گویى به کلّى نابود گشته اند.

5. با اینکه باد و حتّى تندباد، آثار سازنده اى در نظام آفرینش و طبیعت دارد و قطع نظر از آثار تخریبى که جنبه استثنایى آن است، مبدأ آثار زیر است:

الف) بذر گیاهان را در همه جا مى گسترانَد و همچون یک باغبان و کشاورز در سرتاسر کره زمین بذرافشانى مى کند.

ب) درختان را تلقیح و گرده هاى نر را بر قسمت هاى مادّه گیاه مى پاشند.

ج) ابرها را از صفحه اقیانوس ها حرکت داده و به سرزمین هاى خشک مى کشانَد.

د) کوه هاى بلند را تدریجاً ساییده و به خاک هاى نرم و بارور مبدّل مى سازد.

هـ) هواى مناطق قطبى را به منطقه استوا و هواى استوایى را به مناطق سرد منتقل مى کند و نقش تعیین کننده اى در تعدیل حرارت کره زمین دارد.

و) آب دریاها را متلاطم و موّاج مى سازد و زیر و رو مى کند و از این طریق به آنها هوا مى دهد که اگر راکد شوند مى گندند.

به همین دلیل درختان و گیاهان و همه موجودات زنده از وزش باد بهره مى گیرند، زیرا شایسته اند و هر کدام به مقدار لیاقت خود از آن استفاده مى کنند.

ولى خاکستر، سبکوزن، بى محتوا و تیره که هیچ موجود زنده اى در آن لانه نمى کند، سبز نمى شود و بارور نمى گردد. ذرّات خاکستر به کلّى از هم گسسته است. هنگامى که در برابر نسیم و باد قرار گرفت به سرعت متلاشى مى شود که همان ظاهر بى خاصیّت آن نیز از نظرها محو مى گردد.

2. چرا اعمال آنها بى محتواست؟

باید دید چرا اعمال افراد بى ایمان چنین بى ارزش و ناپایدار است؟ چرا آنها نمى توانند از نتایج اعمال خود بهره ببرند؟

پاسخ این پرسش را اگر با جهان بینى توحیدى و معیارهاى آن بررسى کنیم کاملاً روشن است، زیرا آنچه به عمل شکل و محتوا مى دهد نیّت و انگیزه و هدف و برنامه آن است.

اگر برنامه و انگیزه و هدف، سالم و ارزنده و قابل ملاحظه باشد خود عمل نیز چنین خواهد بود، ولى اگر برترین اعمال را با انگیزه اى پست و برنامه اى نادرست و هدفى بى ارزش انجام دهیم، آن عمل به کلّى مسخ و بى محتوا مى شود و چون خاکسترى خواهد بود بر سینه تندباد.

بد نیست با یک مثال زنده این بحث را روشن کنیم. اکنون برنامه هایى تحت عنوان حقوق بشر در جهان غرب و از طرف قدرت هاى بزرگ پیشنهاد و دنبال مى شود. همین برنامه از ناحیه پیامبران نیز دنبال شده امّا محصول و محتوا و ثمره این دو از زمین تا آسمان متفاوت است.

قدرت هاى جهانخوار وقتى دم از حقوق بشر مى زنند مسلّماً انگیزه انسانى و معنوى و اخلاقى ندارند، بلکه هدفشان ساختن پوششى است براى جنایات بیشتر و استعمار فزون تر، و انگیزه و برنامه شان درست براى همین مقصد تنظیم شده است. لذا اگر فى المثل پاى چند تن از جاسوسانشان به زنجیر بیفتد فریاد دفاعشان از حقوق بشر همه دنیا را پر مى کند، امّا آن روز که خودشان در ویتنام دستشان به خون میلیون ها انسان آلوده بود، یا در کشورهاى اسلامى آن همه فجایع را به بار آوردند، حقوق بشر به دست فراموشى سپرده شده بود بلکه حقوق بشر از دید آنها همکارى با هیأت هاى حاکم زورگو و دست نشانده بود.

امّا یک پیامبر راستین و یا وصىّ پیامبرى همچون على(علیه السلام)، حقوق بشر را براى آزادى واقعى انسان ها مى خواهد، براى شکستن غل و زنجیرهاى اسارت دنبال مى کند. و هر گاه به انسان بى دفاعى ستم شود فریاد مى زند، مى جوشد، مى خروشد و سپس دست به کار مى شود.و به این ترتیب اوّلى خاکسترى است بر سینه تندباد، و دومى زمین پربرکتى است براى پرورش انواع گیاهان و درختان و گل ها و میوه ها.

و از اینجا مطلبى را که مفسّران محلّ بحث قرار داده اند نیز روشن مى شود و آن این است که منظور از «اعمال» در آیه فوق کدام اعمال است؟ باید گفت همه اعمال، حتّى اعمال ظاهراً خوب آنها که در باطن رنگ شرک و بت پرستى داشت.

3. مسأله احباط

چنانکه در سوره بقره ذیل آیه 217 بیان کردیم، در مسأله «حبط اعمال» یعنى از بین رفتن اعمال خوب ب