• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

قاری ایرانی امروز در مسابقات ترکیه تلاوت می‌کند

تلاوت «مهدی غلام‌نژاد»، نماینده ایران در رشته قرائت چهارمین

بیشتر...

ضرورت آشنایی دانشگاهیان با سیره حکومتی و زندگی

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، نشست خبری اعلام

بیشتر...

رقابت نمایندگان ۵۳ کشور در مسابقات بین‌المللی

نمایندگان ۵۳ کشور در چهاردهمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن

بیشتر...

حب اهل بیت(ع) بزرگترین نعمت خداوند به امت پیامبر

حجت الاسلام والمسلمین گودینی گفت: خداوند بزرگ‌ترین نعمتی که

بیشتر...

ادعاهاى بزرگ

شرح آیات 21 لغایت 24 سوره مبارکه فرقان

21وَ قالَ الَّذِینَ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
36869
63895
85928063
امروز دوشنبه, 18 اسفند 1399
اوقات شرعی

فقط براى خدا سجده کنید

شرح آیات 37 لغایت 39 سوره مبارکه فصلت

37وَ مِنْ آیاتِهِ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لاتَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ

38فَإِنِ اسْتَکْبَرُوا فَالَّذِینَ عِنْدَ رَبِّکَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْلایَسْأَمُونَ

39وَ مِنْ آیاتِهِ أَنَّکَ تَرَى الأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْوَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاها لَمُحْىِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى کُلِّ شَىْء قَدِیرٌ

ترجمه:

37 ـ از نشانه هاى او شب و روز و خورشید و ماه است، براى خورشید و ماه سجده نکنید، براى خدائى که آفریننده آنهاست سجده کنید، اگر مى خواهید او را عبادت نمائید.

38 ـ هر گاه (از عبادت پروردگار) تکبر کنند کسانى که نزد پروردگار تواند شب و روز براى او تسبیح مى گویند، و خسته نمى شوند.

39 ـ از آیات او این است که زمین را خشک و خاضع مى بینى، اما هنگامى که آب بر آن مى فرستیم به جنبش در مى آید و نمو مى کند، همان کس که آن را زنده کرد مردگان را نیز زنده مى کند، او بر هر چیز تواناست.

 
 
تفسیر:

فقط براى خدا سجده کنید

این آیات، در حقیقت آغازگر فصل تازه اى در این سوره، در زمینه توحید و معاد، و بیان نبوت و عظمت قرآن است، و در حقیقت مصداقى است روشن، از «دعوت الى اللّه» در برابر مشرکان، که دعوت به سوى بت مى کردند.

نخست، از مسأله «توحید» شروع کرده، از طریق آیات آفاقى مردم را به سوى خدا دعوت مى نماید، مى فرماید: «از آیات و نشانه هاى پروردگار، شب و روز و خورشید و ماه است»(1)(وَ مِنْ آیاتِهِ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ).

شب، مایه آرامش، و روشنائى روز وسیله جنبش و حرکت است، و این دو توأماً چرخ هاى زندگى انسان ها را به گردش منظم و متناوبى در مى آورند که اگر هر کدام، جاویدان و یا حتى طولانى بود، زندگى تمام موجودات زنده دست خوش فنا مى شد، لذا کره ماه که شب هایش، معادل 15 شبانه روز زمین، و روزهایش به همین اندازه است، به هیچ وجه قابل سکونت نیست، چرا که در شب هاى سرد و تاریکش همه چیز منجمد مى شود، و در روزهاى سوزانش همه چیز آتش مى گیرد، به همین دلیل، زندگى کردن موجودات زنده اى همچون انسان، در آنجا غیر ممکن است.

اما خورشید، منبع همه برکات مادى در منظومه ما است، نور و گرما و حرکت و جنبش و نزول باران ها، و روئیدن گیاهان، و رسیدن میوه ها، حتى رنگ هاى زیباى گل ها، همه از پرتو وجود او است.

ماه، نیز روشنى بخش شب هاى تار، و چراغ پر فروغ و زیباى رهروان بیابان ها و گمشدگان صحراها است، و با جزر و مد خود، نیز برکات فراوانى مى آفریند.

ولى به خاطر همین برکات، گروهى در مقابل این دو کوکب پر فروغ آسمان، سجده مى کردند و آنها را پرستش مى نمودند، آنها در عالم اسباب، متوقف مانده، بى آن که مسبب الاسباب را ببینند.

لذا قرآن، بعد از این بیان، بلافاصله مى گوید: «براى خورشید و ماه سجده نکنید، براى خدائى که آفریننده آنها است سجده کنید، اگر مى خواهید او را عبادت نمائید» ( لاتَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لالِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ).(2)

شما چرا به سراغ سرچشمه این برکات نمى روید؟ چرا سر بر آستان او نمى سائید؟ چرا موجوداتى را مى پرستید، که خود اسیر قوانین آفرینش اند، و داراى طلوع و غروبند و دست خوش انواع تغییرات.

باید به سراغ کسى رفت، که حاکم و خالق این قوانین است، هرگز غروب و افولى ندارد و دست تغییر و دگرگونى به دامان کبریائى اش دراز نمى شود.

به این ترتیب یکى از شعبه هاى گسترده شرک و بت پرستى را، که به صورت پرستش موجودات مختلف طبیعت، ـ که داراى فوائدى هستند ـ نفى مى کند، و به همه آنها پیام مى دهد، به سراغ خالق این موجودات بروید و در معلول متوقف نشوید، به دنبال علة العلل بگردید.

در حقیقت در این آیه، از نظام واحدى که بر خورشید و ماه و شب و روز حاکم است، استدلال بر وجود خداوند یکتا، شده و از خالقیت و حاکمیت او، براى لزوم عبادتش اتخاذ سند کرده است.

جمله «إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ»، در حقیقت، اشاره به این نکته دارد که اگر قصد عبادت خدا را دارید غیر او را حذف کنید و چیزى را در عبادت او شریک قرار ندهید، چرا که عبادت او، با عبادت دیگرى هرگز جمع نمى شود.

* * *

سپس مى افزاید: اگر این دلیل منطقى در فکر آنها اثر نگذاشت و باز هم به سراغ بت ها و معبودهاى مجازى رفتند، و معبود حقیقى را به دست فراموشى سپردند، «اگر در عبادت خدا استکبار کردند، هرگز نگران نباش، چون فرشتگان مقربى که در پیشگاه او هستند، شب و روز براى او تسبیح مى گویند، و هیچ گاه از عبادت او ملالت و خستگى پیدا نمى کنند» (فَإِنِ اسْتَکْبَرُوا فَالَّذِینَ عِنْدَ رَبِّکَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لایَسْأَمُونَ).(3)

اگر گروهى نادان و جاهل و بى خبر، در برابر ذات پاکش سجده نکنند، مساله اى نیست، این عالم وسیع پر است از فرشتگان مقرب، که دائماً در حال رکوع و سجود و حمد و تسبیح اند، تازه نیازى به عبادت آنها نیز ندارد، آنها نیازمند عبادت اویند، چرا که هر افتخار و کمالى براى ممکنات، است در سایه عبودیت او است.

چنان که گفتیم، آیات فوق از آیات سجده است ولى در این که آیا سجده، بعد از پایان آیه اول (جمله تَعْبُدُونَ) واجب است، یا بعد از اتمام هر دو آیه (جمله وَ هُمْ لایَسْأَمُونَ)، در میان فقهاى اهل سنت گفتگو است، گروهى اولى را پذیرفته اند، مانند «شافعى» و «مالک» و بعضى دوم را ترجیح داده اند مانند «ابو حنیفه» و «احمد حنبل»، اما به عقیده علماى امامیه بر اساس روایاتى که از اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده، محل سجده همان جمله «تَعْبُدُونَ» است.

توجه به این نکته نیز لازم است که آنچه واجب است اصل سجده مى باشد، اما ذکر آن مستحب است، در روایتى مى خوانیم، که در سجده، این ذکر را بگوید: «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ حَقّاً حَقّاً، لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ إِیْماناً وَ تَصْدِیقاً، لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لامُسْتَنْکِفاً وَ لامُسْتَکْبِراً بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِیْلٌ خائِفٌ مُسْتَجِیْرٌ».(4)

* * *

بار دیگر به آیات توحید که زمینه ساز مسأله معاد است، باز مى گردد، و اگر قبلاً سخن از خورشید و ماه و آیات سماوى بود، در اینجا سخن از آیات ارضى و زمینى است.

مى فرماید: «از آیات او، این است که زمین را خاشع و خاضع و خشک و بى حرکت مى یابى، اما هنگامى که قطره هاى حیات بخش آب باران را بر آن مى فرستیم، به جنبش در مى آید، و افزایش مى یابد و نمو مى کند» (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنَّکَ تَرَى الأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ).

زمین خشک و مرده و بى حرکت، کجا؟ و این همه آثارِ حیات و جلوه هاى گوناگون آن، کجا؟ کدام قدرت است که با نزولِ چند قطره باران، از خاک مرده، این همه حرکت و جنبش و حیات، مى آفریند؟ این یکى از نشانه هاى علم و قدرتِ بى پایان پروردگار، و علائم وجود ذى جود او است.

سپس از این مسأله روشن توحیدى، یعنى مسأله «حیات» که هنوز اسرارش براى بزرگ ترین دانشمندان، کشف نشده، با یک انتقال سریع و جالب، به مسأله معاد پرداخته، مى گوید: «آن کس که این زمین مرده را زنده کرد، هم او مردگان را نیز در قیامت زنده مى کند»! (إِنَّ الَّذِی أَحْیاها لَمُحْىِ الْمَوْتى).

آرى، «او بر همه چیز توانا است» (إِنَّهُ عَلى کُلِّ شَىْء قَدِیرٌ).

دلائل قدرتش، در همه جا نمایان است و همه سال، نشانه هاى آن را با چشم خود مى بینید، با این حال، چگونه در مسأله معاد تردید مى کنید؟

و آن را جزء محالات مى شمرید؟ زهى نادانى و غفلت و بى خبرى!

«خاشِعَةً»، از ماده «خشوع» در اصل به معنى تضرع و تواضعِ توأم با ادب است، و به کار بردنِ این تعبیر، در مورد زمین خشکیده، در حقیقت یک نوع کنایه است.

آرى، زمین به هنگامى که خشکیده و فاقد آب مى شود، از هر گونه گل و گیاه خالى مى گردد، و به صورت انسان افتاده و یا مرده بى جانى در مى آید، اما نزول باران، حیات جدیدى به آن مى بخشد آن را به حرکت و نمو و رشد وا مى دارد.

جمله «رَبَتْ» از ماده «رُبُوّ» (بر وزن غلو) به معنى افزایش و نمو است و «ربا» نیز از همین ماده است، چرا که «رباخوار» طلب خود را با افزایشى مى گیرد. «إِهْتَزَّتْ» از ماده «هَزّ» (بر وزن حظ)، به معنى تحریک شدید است، درباره طرق اثبات معاد جسمانى، و چگونگى استدلال، از جهان گیاهان بر این مسأله، در پایان سوره «یس» (اواخر جلد هیجدهم) بحث مشروح ترى داشته ایم.

* * *


1 ـ توجه داشته باشید، این آیه از آیاتى است که به هنگام تلاوت یا شنیدن آن سجده کردن واجب است.

2 ـ در اینجا ضمیر جمع مؤنث در «خَلَقَهُنَّ» به لیل و نهار و شمس و قمر، برمى گردد و به گفته ارباب ادب و مفسران ضمیر جمع مؤنث عاقل گاه به جمع غیر عاقل نیز برمى گردد، همان گونه که مى گویند: «الاقلام بَرَیتُهُنَّ» (قلمها را تراشیدم). بعضى نیز معتقدند این ضمیر به آیات برمى گردد که آن نیز جمع مؤنث غیر عاقل است.  بعضى نیز احتمال داده اند: این ضمیر، تنها به خورشید و ماه باز مى گردد به اعتبار جنس آنها که شامل همه کواکب مى شود، گوئى براى آنها عقل و شعور قائل شده است.

3 ـ «لایَسْأَمُونَ» از ماده «سَئامَت» به معنى خستگى از ادامه کار یا جریانى است ـ ضمناً جمله «فَإِنِ اسْتَکْبَرُوا» جمله شرطیه است و جزاى آن محذوف مى باشد و در تقدیر چنین است: «فَإِنِ اسْتَکْبَرُوا مِن عِبادَةِ اللّهِ وَ تَوحِیدِهِ لایَضُرُّهُ شَیْئاً».

4 ـ «وسائل الشیعه»، کتاب الصلاة، جلد 4، صفحه 884 (باب 46 از ابواب قرائت القرآن، حدیث 2). (وسائل، جلد 6، صفحه 245، حدیث 7852).

..............

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟