پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

 

شرح آیات 11 تا 13 سوره مبارکه تغابن

11ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَة إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللّهُبِکُلِّ شَیْء عَلِیم

12وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَاالْبَلاغُ الْمُبِین

13اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُون

 

ترجمه:

11 ـ هیچ مصیبتى رخ نمى دهد مگر به اذن خدا! و هر کس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت مى کند; و خدا به هر چیز داناست!

12 ـ اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را; و اگر روى گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه اى ندارد!

13 ـ خداوند کسى است که هیچ معبودى جز او نیست، و مؤمنان باید فقط بر او توکّل کنند!

تفسیر:

همه مصائب به فرمان او است!

در نخستین آیه مورد بحث، به یک اصل کلى در مورد مصائب و حوادث دردناک این جهان اشاره مى کند، شاید از این جهت که، همیشه وجود مصائب، دستاویزى براى کفار در مورد نفى عدالت در این جهان بوده است، و یا از این نظر که در راه تحقق ایمان و عمل صالح، همیشه مشکلاتى وجود دارد که بدون مقاومت در برابر آنها، مؤمن به جائى نمى رسد، و به این ترتیب، رابطه این آیات با آیات گذشته روشن مى شود.

نخست مى فرماید: «هیچ مصیبتى رخ نمى دهد، مگر به اذن خدا» (ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَة إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ).

بدون شک، همه حوادث این عالم به اذن خدا است; چرا که به مقتضاى «توحید افعالى» در تمام عالم هستى، چیزى بدون اراده حق تحقق نمى یابد، ولى از آنجا که مصائب همیشه به صورت یک علامت استفهام در اذهان جاى داشته، بالخصوص روى آن تکیه شده است.

البته، منظور از اذن در اینجا همان اراده تکوینى خداوند است، نه اراده تشریعى.

در اینجا سؤال مهمى مطرح است و آن این که: بسیارى از این مصائب به وسیله ظلم ظالمان و اراده جباران رخ مى دهد، و یا این که: خود انسان بر اثر کوتاهى و ندانم کارى، و یا ارتکاب خلاف، گرفتار آن مى شود، آیا اینها همه به اذن خدا است؟!

در پاسخ این سؤال باید گفت: از مجموع آیاتى که درباره مصائب در قرآن مجید آمده است، برمى آید: مصائب بر دوگونه است:

مصائبى که با طبیعت زندگى انسان سرشته شده، و اراده بشر کمترین تأثیرى در آن ندارد، مانند مرگ و میر و قسمتى از حوادث دردناک طبیعى.

دوم مصائبى که انسان به نحوى در آن نقشى داشته است.

قرآن درباره دسته اول مى گوید: همه به اذن خدا روى مى دهد، و درباره قسم دوم مى گوید: به خاطر اعمال خودتان دامانتان را مى گیرد!(1)

بنابراین، کسى نمى تواند به این بهانه که تمام مصائب از سوى خدا است، در مقابل ظالمان سکوت کرده، به مبارزه برنخیزد، و نیز نمى تواند به این بهانه، دست از مبارزه با بیمارى ها، آفات، مبارزه با فقر و جهل بردارد.

البته، در اینجا نکته دیگرى نیز وجود دارد و آن این که: حتى در مصائبى که خود انسان در آن نقشى دارد، تأثیر این اسباب از ناحیه خداوند و به اذن و فرمان او است، که اگر او اراده کند هر سببى بى رنگ و بى اثر مى شود.

در دنباله آیه به مؤمنان بشارت مى دهد: «هر کس به خدا ایمان آورد، خدا قلبش را هدایت مى کند» (آن چنان که در برابر مصائب زانو نزند، مأیوس نشود جزع و بیتابى نکند) ( وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ).

این هدایت الهى، هنگامى که به سراغ انسان آید در نعمت ها شاکر، در مصیبت ها صابر، و در برابر قضاى الهى تسلیم خواهد بود.

البته، هدایت قلبى، معنى وسیعى دارد که «صبر»، «شکر» «رضا»، «تسلیم» و گفتن «إِنّا لِلّهِ وَ إنّا إِلَیْهِ راجِعُون» هر کدام یکى از شاخه هاى آن است.

و این که بعضى از مفسران خصوص یکى از این موضوعات را نقل کرده اند، در حقیقت تمام مفهوم آیه نیست، بلکه بیان مصداق روشن است، و در پایان آیه مى فرماید: «خداوند به همه چیز دانا است» (وَ اللّهُبِکُلِّ شَیْء عَلِیمٌ).

این تعبیر، مى تواند اشاره اجمالى به «فلسفه مصائب و بلاها» باشد، که خداوند روى علم و آگاهى بى پایانش براى تربیت بندگان، اعلام بیدارباش و مبارزه با هرگونه غرور و غفلت، گهگاه در زندگانى آنها مصائبى ایجاد مى کند، تا به خواب فرو نروند و موقعیت خویش را در دنیا فراموش نکنند، و دست به طغیان و سرکشى نزنند.

* * *

و از آنجا که معرفت مبدأ و معاد که در آیات قبل، پایه ریزى شده، اثر حتمى آن، تلاش در راستاى اطاعت خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، در آیه بعد مى افزاید: «و اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر را» (وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ).

ناگفته پیدا است: اطاعت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نیز شعبه اى از اطاعت خداوند است; چرا که او از خود چیزى نمى گوید، و تکرار «أَطِیْعُوا» در اینجا اشاره به همین است، که این دو در عرض هم نیست، بلکه، یکى از دیگرى سرچشمه مى گیرد، از این گذشته، اطاعت خداوند، مربوط به اصول قوانین و تشریع الهى است، و اطاعت رسول، مربوط به تفسیرها و مسائل اجرائى مى باشد، بنابراین، یکى اصل و دیگرى فرع است.

سپس، مى فرماید: «اگر شما روى گردان شوید و اطاعت نکنید، او هرگز مامور به اجبار شما نیست، وظیفه رسول ما تنها ابلاغ آشکار است» (فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَاالْبَلاغُ الْمُبِینُ).(2)

آرى، او موظف به رساندن پیام حق است، بعداً سر و کار شما با خدا است، و این تعبیر، یک نوع تهدید جدى و سربسته است.

* * *

و در آخرین آیه، اشاره به مسأله توحید در عبودیت مى کند، که به منزله دلیلى براى وجوب اطاعت است، مى فرماید: «خداوند کسى است که هیچ معبودى جز او نیست» (اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ).

«و چون چنین است، مؤمنان باید فقط بر او تکیه کنند» (وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ).

غیر از او هیچ کس شایسته عبودیت نیست; چرا که مالکیت، قدرت، علم و غنى، همه از آن او است، و دیگران هر چه دارند، از او دارند، و به همین دلیل، نباید در برابر غیر او سر تسلیم و تعظیم فرود آورند، و نیز به همین دلیل، براى حلّ هرگونه مشکل، باید از او مدد گیرند و فقط بر او توکل کنند.

* * *


1 ـ مراجعه به آیات 22 سوره «حدید» و 30 «شورى» و 165 «آل عمران»، این مطلب را کاملاً روشن مى کند، شرح بیشتر در این زمینه در جلد 23، ذیل آیات سوره «حدید» آمده است.

2 ـ جمله شرطیه «فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ» جزاء محذوفى دارد و در تقدیر چنین است: فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَقَدْ أَدّى وَظِیْفَتَهُ ـ یا ـ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ لایَقْهَرُکُمْ عَلىَ الاِْیْمانِ ـ یا ـ لابَأْسَ عَلَیْهِ و مانند آن.

--------------

تفسیر قرآن کریم ، آیت الله مکارم شیرازی

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری