• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

برگزاری نخستین مسابقات «مدهامتان» ویژه نوجوانان

دبیر جشنواره قرآنی «مدهامتان» از برگزاری نخستین دوره

بیشتر...

تفاوت قرائت، تلاوت و ترتیل

قرائت تنها به خواندن ظاهر آیات ـ بدون توجه به معناى آن ـ
بیشتر...

اتمام نوزدهمین دوره مسابقات قرآن روسیه با درخشش

نمایندگان یمن، تونس، امارات و بوسنی و هرزگوین به ترتیب رتبه
بیشتر...

دانشنامه قرآن؛ اثری علمی برای نوجوانان جهان اسلام

مدیر گروه دایرةالمعارف‌های قرآنی پژوهشکده فرهنگ و معارف

بیشتر...

اجرای طرح ازدواج سالم توسط دانشگاه‌های علوم پزشکی

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
38318
62285
83935309
امروز جمعه, 08 اسفند 1399
اوقات شرعی

روزه سرچشمه تقوا

 

...به دنبال چند حکم مهم اسلامى که در آیات پیشین گذشت، در آیات مورد بحث به بیان یکى دیگر از این احکام یعنى روزه، یکى از مهم ترین عبادات، مى پردازد و با همان لحن تأکیدآمیز گذشته مى گوید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده است آن گونه که بر امت هاى قبل از شما، نوشته شده بود» (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ).

و بلافاصله فلسفه این عبادت انسان ساز و تربیت آفرین را در یک جمله کوتاه، اما بسیار پرمحتوا چنین بیان مى کند: «تا پرهیزکار شوید» (لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ).

آرى، روزه چنان که شرح آن خواهد آمد، عامل مؤثرى است براى پرورش روحِ تقوا و پرهیزگارى در تمام زمینه ها و همه ابعاد.

از آنجا که انجام این عبادت با محرومیت از لذائذ مادى و مشکلاتى ـ مخصوصاً در فصل تابستان ـ همراه است، تعبیرات مختلفى در آیه فوق به کار رفته که روح انسان را براى پذیرش این حکم آماده سازد.

نخست با خطاب یا أَیُّهَا الَّذِیْنَ آمَنُوا: «اى مؤمنان»!

آنگاه، با بیان این حقیقت که روزه اختصاص به شما ندارد، بلکه در امت هاى پیشین نیز بوده است.

و سرانجام با بیان فلسفه آن و این که اثرات پربار این فریضه الهى صد در صد عائد خود شما مى شود، آن را یک موضوع دوست داشتنى و گوارا مى سازد.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شد که: لَذَّةُ ما فِى النِّداءِ أَزالَ تَعَبَ الْعِبادَةِ وَ الْعَناءِ!: «لذت خطاب یا أَیُّهَا الَّذِیْنَ آمَنُوا آن چنان است که سختى و مشقت این عبادت را از بین برده است»!.(1)

* * *

در آیه بعد، براى این که باز از سنگینى روزه کاسته شود، چند دستور دیگر را در این زمینه بیان کرده، نخست مى فرماید: «چند روز معدودى را باید روزه بدارید» (أَیّاماً مَعْدُودات).

چنان نیست که مجبور باشید تمام سال، یا قسمت مهمى از آن را روزه بگیرید، بلکه روزه تنها بخش کوچکى از آن را اشغال مى کند.

دیگر این که: «کسانى که از شما بیمار یا مسافر باشند و روزه گرفتن براى آنها مشقت داشته باشد، از این حکم معافند و باید روزهاى دیگرى را به جاى آن روزه بگیرند» (فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ عَلى سَفَر فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّام أُخَرَ).

سوم: «کسانى که با نهایت زحمت باید روزه بگیرند (مانند پیرمردان و پیرزنان و بیماران مزمن که بهبودى براى آنها نیست) مطلقاً لازم نیست روزه بگیرند، بلکه باید به جاى آن کفاره بدهند، مسکینى را اطعام کنند» (وَ عَلَى الَّذینَ یُطیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعامُ مِسْکین).(2)

«و آن کس که مایل باشد بیش از این در راه خدا اطعام کند براى او بهتر است» (فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَخَیْرٌ لَهُ).(3)

و بالاخره در پایان آیه این واقعیت را بازگو مى کند که: «روزه گرفتن براى شما بهتر است اگر بدانید» (وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).

گر چه بعضى خواسته اند این جمله را دلیل بر این بگیرند که روزه در آغاز تشریع، واجب تخییرى بوده و مسلمانان مى توانستند روزه بگیرند یا به جاى آن «فدیه» بدهند تا تدریجاً به روزه گرفتن عادت کنند و بعد، این حکم نسخ شده و صورت وجوب عینى پیدا کرده است.

ولى ظاهر این است: این جمله تأکید دیگرى بر فلسفه روزه است، و این که این عبادت ـ همانند سائر عبادات ـ چیزى بر جاه و جلال خدا نمى افزاید بلکه تمام سود و فائده آن عائد عبادت کنندگان مى شود.

شاهد این سخن تعبیرهاى مشابه آن است که در آیات دیگر قرآن به چشم مى خورد، مانند: «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» که بعد از حکم وجوب نماز جمعه ذکر شده است.(4)

و در آیه 16 سوره «عنکبوت» مى خوانیم: وَ إِبْراهیمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اتَّقُوهُ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ: «او به بت پرستان گفت: خدا را پرستش کنید و تقواى او را پیشه کنید، این براى شما بهتر است اگر بدانید».

و به این ترتیب، روشن مى شود: جمله «أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ» خطاب به همه روزه داران است نه گروه خاصى از آنها.

* * *

آخرین آیه مورد بحث، زمان روزه و قسمتى از احکام و فلسفه هاى آن را شرح مى دهد، نخست مى گوید: «آن چند روز معدود را که باید روزه بدارید ماه رمضان است» (شَهْرُ رَمَضانَ).

«همان ماهى که قرآن در آن نازل شده» (الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ).

«همان قرآنى که مایه هدایت مردم، و داراى نشانه هاى هدایت، و معیارهاى سنجش حق و باطل است» (هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ).

سپس بار دیگر حکم مسافران و بیماران را به عنوان تأکید بازگو کرده مى گوید: «کسانى که در ماه رمضان در حضر باشند باید روزه بگیرند، اما آنها که بیمار یا مسافرند روزهاى دیگرى را به جاى آن، روزه مى گیرند» (فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَریضاً أَوْ عَلىسَفَر فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّام أُخَرَ).(5)

تکرار حکم مسافر و بیمار در این آیه و آیه قبل، ممکن است از این نظر باشد که بعضى به گمان این که خوردن روزه مطلقاً کار خوبى نیست به هنگام بیمارى و سفر اصرار داشته باشند روزه بگیرند، لذا قرآن با تکرار این حکم مى خواهد به مسلمانان بفهماند همان گونه که روزه گرفتن براى افراد سالم یک فریضه الهى است، افطار کردن هم براى بیماران و مسافران یک فرمان الهى مى باشد که مخالفت با آن گناه است.

در قسمت دیگر آیه بار دیگر به فلسفه تشریع روزه پرداخته، مى گوید:

«خداوند راحتى شما را مى خواهد و زحمت شما را نمى خواهد» (یُریدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لایُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ).

اشاره به این که روزه داشتن، گر چه در ظاهر یک نوع سختگیرى و محدودیت است، اما سرانجامش راحتى و آسایش انسان مى باشد، هم از نظر معنوى و هم از لحاظ مادى (چنان که در بحث فلسفه روزه خواهد آمد).

این جمله ممکن است به این نکته نیز اشاره باشد که: فرمان هاى الهى مانند فرمان حاکمان ستمگر نیست، بلکه در مواردى که انجام آن مشقت شدید داشته باشد، وظیفه آسان ترى قائل مى شود، لذا حکم روزه را با تمام اهمیتى که دارد از بیماران، مسافران و افراد ناتوان برداشته است.

سپس اضافه مى کند: «هدف آن است که شما تعداد این روزها را کامل کنید» (وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ).

یعنى بر هر انسان سالمى لازم است در سال یک ماه روزه بدارد; چرا که براى پرورش جسم و جان او لازم است، به همین دلیل، اگر ماه رمضان بیمار یا در سفر بودید، باید به تعداد این ایام روزه را قضا کنید تا عدد مزبور کامل گردد، حتى زنان حائض که از قضاى نماز معافند از قضاى روزه معاف نیستند.

و در آخرین جمله مى فرماید: «تا خدا را به خاطر این که شما را هدایت کرده بزرگ بشمرید، و شاید شکر نعمت هاى او را بگذارید» (وَ لِتُکَبِّرُوا اللّهَ عَلى ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ).

آرى، شما باید به خاطر آن همه هدایت در مقام تعظیم پروردگار بر آئید، و در مقابل آن همه نعمت ها که به شما بخشیده شکرگزارى کنید.

قابل توجه این که: مسأله شکرگزارى را با کلمه «لَعَلَّ» آورده است، ولى مسأله بزرگداشت پروردگار را به طور قاطع ذکر کرده، این تفاوت تعبیر، ممکن است به خاطر این باشد که انجام این عبادت (روزه) به هر حال تعظیم مقام پروردگار است، اما شکر، که همان صرف کردن نعمت ها در جاى خود و بهره گیرى از آثار و فلسفه هاى عملى روزه است، شرائطى دارد که تا آن شرائط حاصل نشود انجام نمى گیرد، و مهم ترین آن شرائط، اخلاص کامل و شناخت حقیقت روزه و آگاهى از فلسفه هاى آن است.

* * *

 

نکته ها:

 

1 ـ اثرات روزه

الف ـ اثرات تربیتى

روزه ابعاد گوناگونى دارد، و آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مى گذارد، که از همه مهم تر «بعد اخلاقى» و فلسفه تربیتى آن است.

از فوائد مهم روزه این است که: روح انسان را «تلطیف»، و اراده انسان را «قوى»، و غرائز او را «تعدیل» مى کند.

روزه دار باید در حال روزه با وجود گرسنگى و تشنگى از غذا و آب و همچنین لذت جنسى چشم بپوشد، و عملاً ثابت کند او همچون حیوان، در بند اصطبل و علف نیست، او مى تواند زمام نفس سرکش را به دست گیرد، و بر هوس ها و شهوات خود مسلط گردد.

در حقیقت، بزرگ ترین فلسفه روزه همین اثر روحانى و معنوى آن است، انسانى که انواع غذاها و نوشابه ها را در اختیار دارد و هر لحظه تشنه و گرسنه شد به سراغ آن مى رود، همانند درختانى است که در پناه دیوارهاى باغ بر لب نهرها مى رویند، این درختان نازپرورده، بسیار کم مقاومت و کم دوامند، اگر چند روزى آب از پاى آنها قطع شود پژمرده مى شوند، و مى خشکند.

اما درختانى که از لابلاى صخره ها در دل کوه ها و بیابان ها مى رویند و نوازشگر شاخه هایشان از همان طفولیت طوفان هاى سخت، و آفتاب سوزان، و سرماى زمستان است، و با انواع محرومیت ها دست به گریبانند، محکم و با دوام و پر استقامت و سخت کوش و سخت جانند!.

روزه نیز با روح و جان انسان همین عمل را انجام مى دهد و با محدودیت هاى موقت به او مقاومت، قدرت اراده و توان مبارزه با حوادث سخت مى بخشد، و چون غرائز سرکش را کنترل مى کند، بر قلب انسان نور و صفا مى پاشد.

خلاصه، روزه انسان را از عالم حیوانیت ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى دهد، جمله لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون: «باشد پرهیزگار شوید» اشاره به همه این حقایق است.

و نیز حدیث معروف: الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النّار: «روزه سپرى است در برابر آتش دوزخ» اشاره به همین موضوع است.(6)

در حدیث دیگرى از على(علیه السلام) مى خوانیم: از پیامبر(صلى الله علیه وآله) پرسیدند: چه کنیم شیطان از ما دور شود؟

فرمود: الصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ، وَ الصَّدَقَةُ تَکْسِرُ ظَهْرَهُ، وَ الْحُبُّ فِی اللّهِ وَ الْمُواظَبَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ یَقْطَعُ دابِرَهُ، وَ الإِسْتِغْفارُ یَقْطَعُ وَتِینَهُ:

«روزه روى شیطان را سیاه مى کند، و انفاق در راه خدا پشت او را مى شکند، و دوست داشتن به خاطر خدا، و مواظبت بر عمل صالح دنباله او را قطع مى کند، و استغفار رگ قلب او را مى برد»!.(7)

در «نهج البلاغه» به هنگامى که امیر مؤمنان على(علیه السلام) فلسفه عبادات را بیان مى کند، به روزه که مى رسد چنین مى فرماید: ...وَ الصِّیامَ ابْتِلاءً لإِخْلاصِ الْخَلْق: «خداوند روزه را از این جهت تشریع فرموده که روح اخلاص در مردم پرورش یابد»!.(8)

و نیز در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: إِنَّ لِلْجَنَّةِ باباً یُدْعَى الرَّیّانُ لایَدْخُلُ فِیْها إِلاَّ الصّائِمُونَ: «بهشت درى دارد به نام ریان (سیراب شده) که تنها روزه داران از آن وارد مى شوند».(9)

مرحوم «صدوق» در «معانى الاخبار» در شرح این حدیث مى نویسد: انتخاب این نام براى این درِ بهشت، به خاطر آن است که بیشترین زحمت روزه دار از ناحیه عطش است، هنگامى که روزه داران از این در وارد مى شوند چنان سیراب مى گردند که بعد از آن هرگز تشنه نخواهند شد.(10)

ب ـ اثر اجتماعى روزه

آثار اجتماعى روزه بر کسى پوشیده نیست. روزه یک درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبى، افراد متمکن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى یابند، و هم با صرفه جوئى در غذاى شبانه روزى خود مى توانند به کمک آنها بشتابند.

البته ممکن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مسأله جنبه حسّى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد.

روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسّى مى دهد، لذا در حدیث معروفى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که «هشام بن حکم» از علت تشریع روزه پرسید، امام(علیه السلام) فرمود: إِنَّما فَرَضَ اللّهُ الصِّیامَ لِیَسْتَوِیَ بِهِ الْغَنِیُّ وَ الْفَقِیرُ وَ ذلِکَ أَنَّ الْغَنِیَّ لَمْ یَکُنْ لِیَجِدَ مَسَّ الْجُوعِ فَیَرْحَمَ الْفَقِیرَ لاِ َنَّ الْغَنِیَّ کُلَّما أَرادَ شَیْئاً قَدَرَ عَلَیْهِ فَأَرَادَ اللّهُ تَعالى أَنْ یُسَوِّیَ بَیْنَ خَلْقِهِ وَ أَنْ یُذِیقَ الْغَنِیَّ مَسَّ الْجُوعِ وَ الأَلَمِ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعِیفِ وَ یَرْحَمَ الْجائِعَ:

«روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و غنى مساوات بر قرار گردد، و این به خاطر آن است که غنى، طعم گرسنگى را بچشد و نسبت به فقیر اداى حق کند; چرا که اغنیاء معمولاً هر چه را بخواهند براى آنها فراهم است، خدا مى خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگى و درد و رنج را به اغنیاء بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم کنند».(11)

راستى اگر کشورهاى ثروتمند جهان چند روز را در سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند، باز هم این همه گرسنه در جهان وجود خواهد داشت؟!

ج ـ اثر بهداشتى و درمانى روزه

در طب امروز، و همچنین طب قدیم، اثر معجزآساى «امساک» در درمان انواع بیمارى ها به ثبوت رسیده و قابل انکار نیست. کمتر طبیبى است که در نوشته هاى خود اشاره اى به این حقیقت نکرده باشد; زیرا مى دانیم عامل بسیارى از بیمارى ها زیاده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، چون مواد اضافى، جذب نشده به صورت چربى هاى مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربى و قند اضافى در خون باقى مى ماند، این مواد اضافى، در لابلاى عضلات بدن در واقع لجن زارهاى متعفنى براى پرورش انواع میکروب هاى بیمارى هاى عفونى است، و در این حال، بهترین راه براى مبارزه با این بیمارى ها نابود کردن این لجن زارها از طریق امساک و روزه است!.

روزه زباله ها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مى سوزاند، و در واقع بدن را «خانه تکانى» مى کند.

به علاوه یک نوع استراحتِ قابل ملاحظه براى دستگاه هاى گوارشى و عامل مؤثرى براى سرویس کردن آنها است، و با توجه به این که این دستگاه از حساس ترین دستگاه هاى بدن است و در تمام سال به طور دائم مشغول کار است، این استراحت براى آنها نهایت لزوم را دارد.

بدیهى است، شخص روزه دار، طبق دستور اسلام به هنگام «افطار» و «سحور» نباید در غذا افراط و زیاده روى کند، تا از این اثر بهداشتى نتیجه کامل بگیرد، در غیر این صورت ممکن است نتیجه بر عکس شود.

الکسى سوفورین دانشمند روسى در کتاب خود مى نویسد:

«درمان از طریق روزه، فائده ویژه اى براى درمان کم خونى، ضعف روده ها التهاب بسیط و مزمن، دمل هاى خارجى و داخلى، سل، اسکلیروز، روماتیسم، نقرس، استسقاء، نوراستنى، عِرْق النساء، خراز (ریختگى پوست)، بیمارى هاى چشم، مرض قند، بیمارى هاى جلدى، بیمارى هاى کلیه، کبد و بیمارى هاى دیگر دارد.

معالجه از طریق امساک اختصاص به بیمارى هاى فوق ندارد، بلکه بیمارى هائى که مربوط به اصول جسم انسان است و با سلول هاى جسم آمیخته شده، همانند: سرطان، سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا مى بخشد»!.(12)

در حدیث معروفى، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) اسلام مى فرماید: صُومُوا تَصِحُّوا: «روزه بگیرید، سالم مى شوید».(13)

و در حدیث معروف دیگرى از پیغمبر(صلى الله علیه وآله) رسیده است: المِعْدَةُ بَیْتُ کُلِّ داء وَ الْحِمْیَةُ رَأْس کُلِّ دَواء: «معده خانه تمام دردها است و امساک بالاترین داروها»!(14)

* * *

2 ـ روزه در امت هاى پیشین

از تورات و انجیل فعلى نیز بر مى آید که روزه در میان یهود و نصارى بوده و اقوام و ملل دیگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه، روزه مى گرفته اند، در «قاموس کتاب مقدس» آمده است: «روزه به طور کلّى در تمام اوقات، در میان هر طائفه، هر ملت و مذهب، در موقع ورودِ اندوه و زحمتِ غیر مترقبه، معمول بوده است».(15)

و نیز از «تورات» بر مى آید که: موسى(علیه السلام) چهل روز روزه داشته است چنان که مى خوانیم: «هنگامى که من به کوه برآمدم تا لوح هاى سنگ یعنى لوح هاى عهدى را که خداوند با شما بست بگیرم، آنگاه چهل روز و چهل شب در کوه ماندم نه نان خوردم و نه آب نوشیدم».(16)

و همچنین به هنگام توبه و طلبِ خشنودىِ خداوند، یهود روزه مى گرفتند: «قوم یهود غالباً در موقعى که فرصت یافته مى خواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمایند روزه مى داشتند تا به گناهان خود اعتراف نموده به واسطه روزه و توبه، رضاى حضرت اقدس الهى را تحصیل نمایند».(17)

«روزه اعظم با کفاره، محتمل است که فقط روزه یک روز سالیانه مخصوص بود که در میان طائفه یهود مرسوم بود. البته روزه هاى موقتى دیگر نیز از براى یادگارى خرابى اورشلیم و غیره مى داشتند».(18)

حضرت مسیح(علیه السلام) نیز چنان که از «انجیل» استفاده مى شود چهل روز روزه داشته مى نویسد: «آنگاه عیسى به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را تجربه نماید و چون چهل شبانه روز روزه داشت آخر گرسنه گردید».(19)

و نیز از «انجیل لوقا» بر مى آید که «حواریون» مسیح در بعضى از اوقات مجاز به گرفتن روزه گردیده اند.(20)

باز در «قاموس کتاب مقدس» آمده است: «بنابراین حیات حواریون و مؤمنین ایام گذشته، عمرى مملوّ از انکار لذات و زحمات بى شمار و روزه دارى بود».(21)

به این ترتیب، اگر قرآن مى گوید کما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُم «همان گونه که بر پیشینیان نوشته شد» شواهد تاریخى فراوانى دارد که در منابع مذاهب دیگر ـ حتى بعد از تحریف ـ به چشم مى خورد.

* * *

3 ـ امتیاز ماه مبارک رمضان

این که ماه «رمضان» براى روزه گرفتن انتخاب شده به خاطر این است که این ماه بر سایر ماه ها برترى دارد، در آیه مورد بحث نکته برترى آن چنین بیان شده که قرآن ـ کتاب هدایت و راهنماى بشر ـ که «فرقان» است یعنى با دستورات و قوانین خود روش هاى صحیح را از ناصحیح جدا کرده و سعادت انسان ها را تضمین نموده است در این ماه نازل گردیده، و در روایات اسلامى نیز چنین آمده است: همه کتاب هاى بزرگ آسمانى «تورات»، «انجیل»، «زبور»، «صحف»، و «قرآن» همه در این ماه نازل شده اند.

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «تورات» در ششم ماه مبارک رمضان، «انجیل» در دوازدهم، «زبور» در هیجدهم و «قرآن مجید» در شب قدر نازل گردیده است.(22)

به این ترتیب، ماه رمضان همواره ماه نزول کتاب هاى بزرگ آسمانى و ماه تعلیم و تربیت بوده است; چرا که تربیت و پرورش، بدون تعلیم و آموزش صحیح ممکن نیست، برنامه تربیتى روزه نیز باید با آگاهى هر چه بیشتر و عمیق تر از تعلیمات آسمانى هماهنگ گردد، تا جسم و جان آدمى را از آلودگى گناه شستشو دهد.

در آخرین جمعه ماه شعبان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) براى آماده ساختن یاران خود جهت استقبال از ماه مبارک رمضان، خطبه اى خواند و اهمیت این ماه را چنین گوشزد نمود:

«اى مردم! ماه خدا با برکت، آمرزش و رحمت به سوى شما روى مى آورد.

این ماه برترین ماه ها است.

روزهاى آن برتر از روزهاى دیگر، و شب هاى آن بهترین شب ها است، لحظات و ساعات این ماه بهترین ساعات است.

ماهى است که به میهمانى خدا دعوت شده اید و از کسانى که مورد اکرام خدا هستند مى باشید.

نَفَس هاى شما همچون تسبیح، خوابتان چون عبادت، اعمالتان مقبول، و دعایتان مستجاب است.

بنابراین، با نیت هاى خالص و دل هاى پاک از خداوند بخواهید تا شما را در روزه داشتن و تلاوت قرآن در این ماه توفیق دهد; زیرا بدبخت کسى است که از آمرزش الهى در این ماه بزرگ محروم گردد.

با گرسنگى و تشنگى خویش در این ماه به یاد گرسنگى و تشنگى رستاخیز باشید، بر فقراء و بینوایان بخشش کنید، پیران خویش را گرامى دارید، به خردسالان رحمت آورید، پیوند خویشاوندى را محکم سازید.

زبان هایتان را از گناه باز دارید، چشمان خویش را از آنچه نگاه کردنش حلال نیست بپوشانید، گوش هاى خویش را از آنچه شنیدنش حرام است فرا گیرید بر یتیمان مردم شفقت و محبت کنید، تا با یتیمان شما چنین کنند...».(23)

* * *

4 ـ قاعده «لا حَرَج»

در آیات فوق اشاره اى به این نکته شده بود: «خدا بر شما آسان مى گیرد و نمى خواهد به زحمت بیفتید»، مسلماً این اشاره در اینجا ناظر به مسأله روزه و فوائد آن و حکم مسافر و بیمار است، ولى با توجه به کلى بودن، از آن یک قاعده عمومى نسبت به تمام احکام اسلامى استفاده مى شود و از مدارک قاعده معروف «لا حَرَج» است.

این قاعده مى گوید: اساس قوانین اسلام بر سخت گیرى نیست، و اگر در جائى حکمى تولید مشقت شدید کند، موقتاً برداشته مى شود، چنان که فقها فرموده اند: «هر گاه وضو گرفتن یا ایستادن به هنگام نماز و مانند اینها انسان را شدیداً به زحمت بیندازد، مبدل به تیمم و نماز نشسته مى شود».(24)

در آیه 78 سوره «حج» نیز مى خوانیم: هُوَ اجْتَباکُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَج: «او شما را برگزید و در دین خود تکلیف مشقت بارى براى شما قرار نداد».

حدیث معروف پیامبر(صلى الله علیه وآله): بَعَثَنِى بِالْحَنِیْفِیَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ : «من مبعوث به آئین سهل و آسانى شده ام» نیز اشاره به همین مطلب است.(25)

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «فقه القرآن قطب راوندى»، جلد 1، صفحه 72 (کتابخانه آیة اللّه مرعشى نجفى) ـ تفسیر «صافى»، جلد 1، صفحه 218 (مکتبة الصدر).

2 ـ «یُطیقُونَهُ» از ماده «طوق» در اصل به معنى حلقه اى است که به گردن مى اندازند و یا به طور طبیعى در گردن وجود دارد (مانند حلقه رنگینِ گردنِ بعضى از پرندگان) سپس به معنى نهایت توانائى به کار رفته است، جمله «یُطیقُونَهُ» در اینجا با توجه به این که ضمیر آخر آن به روزه برمى گردد، مفهومش این است: براى انجام روزه، نهایت توانائى خود را باید به کار برند، یعنى شدیداً به زحمت بیفتند، و این در مورد پیران و بیماران غیر قابل علاج مى باشد، بنابراین، آنها از حکم روزه معافند، و تنها به جاى   2

آن فدیه مى پردازند (ولى بیمارانى که بهبودى مى یابند موظفند قضاى روزه را بگیرند).

بعضى نیز گفته اند: مفهوم جمله «یُطیقُونَهُ» این است که در گذشته توانائى داشته اند (کانُوا یُطیقُونَهُ) و الآن توانائى ندارند (در بعضى از روایات نیز همین معنى آمده است: «کافى»، جلد 4، صفحه 116، حدیث 5، دار الکتب الاسلامیة ـ «من لایحضره الفقیه»، جلد 2، صفحه 133، حدیث 1949، انتشارات جامعه مدرسین ـ «وسائل الشیعه»، جلد 10، صفحه 211، حدیث 13245، آل البیت).

به هر حال، حکم بالا نسخ نشده و امروز هم به قوت خود باقى است و این که بعضى گفته اند: روزه در آغاز به صورت واجب تخییرى بوده و مردم مى توانستند روزه بگیرند و یا فدیه بدهند با قرائن موجود در آیه نمى سازد و دلیلى بر آن نداریم.

3 ـ بعضى جمله «تَطَوَّعَ خَیْراً» را اشاره به روزه هاى مستحبى مى دانند و بعضى دیگر گفته اند: مفهوم جمله این است که با توجه به اهمیت و فلسفه روزه باید آن را از روى میل و رغبت انجام داد، نه از روى کراهت و اجبار.

4 ـ جمعه، آیه 9.

5 ـ بعضى از مفسران جمله «مَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ» را به مسأله رؤیت هلال و مشاهده ماه تفسیر کرده اند، و گفته اند: هر کس ماه را ببیند، روزه بر او واجب مى گردد.

ولى این تفسیر بسیار بعید به نظر مى رسد و حق همان است که در بالا گفته شد که با جمله هاى قبل و بعد آیه هماهنگ است و در روایات ائمه اهل بیت(علیهم السلام) نیز وارد شده است («بحار الانوار»، جلد 2، صفحه 274، و جلد 93، صفحات 322، 325 و...) ـ «کافى»، جلد 4، صفحه 126، حدیث 1 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 10، صفحات 176 و 182 (چاپ آل البیت).

6 ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحه 256، و جلد 65، صفحات 331، 333 و 386 ـ «کافى»، جلد 2، صفحات 19 و 23 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 10، صفحات 395 و 397 (چاپ آل البیت).

7 ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحه 255 ـ «کافى»، جلد 4، صفحه 62 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 10، صفحات 396 و 405 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 60، صفحه 261، و جلد 66، صفحه 380.

8 ـ «نهج البلاغه»، کلمات قصار، شماره 252 ـ «جامع الأخبار»، صفحه 123 (انشتارات رضى) ـ
«غرر الحکم»
، صفحه 176 (انتشارات دفتر تبلیغات) ـ «بحار الانوار»، جلد 6، صفحه 110 (با اندکى تفاوت).

9 ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحه 252 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 10، صفحه 404 (چاپ آل البیت) ـ «المقنعة»، صفحه 304 (کنگره شیخ مفید).

10 ـ «معانى الأخبار»، صفحه 409 (انتشارات جامعه مدرسین).

11 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، باب اول کتاب صوم، صفحه 3 (جلد 10، صفحه 7، چاپ آل البیت) ـ
«من لایحضره الفقیه»
، جلد 2، صفحه 73 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحه 371.

12 ـ «روزه روش نوین براى درمان بیمارى ها»، صفحه 65، چاپ اول.

13 ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحه 255، و جلد 59، صفحه 267 ـ «عوالى اللآلى»، جلد 1، صفحه 268 (انتشارات سید الشهداء).

14 ـ «بحار الانوار»، جلد 59، صفحات 260 و 290 ـ «طبّ النبى»، صفحه 19 (انتشارات رضى) ـ «فقه الرضا»، صفحه 340 (کنگره امام رضا(علیه السلام)).

15 ـ «قاموس کتاب مقدس»، صفحه 427 (یونس، 3 : 5).

16 ـ «تورات»، سفر تثنیه، فصل 9، شماره 9، صفحه 288.

17 ـ «قاموس کتاب مقدس»، صفحه 428 (داود، 20 : 26).

18 ـ «قاموس کتاب مقدس»، صفحه 428.

19 ـ «انجیل متى»، باب 4، شماره هاى 1 و 2.

20 ـ «انجیل لوقا»، باب 5، شماره هاى 33 ـ 35.

21 ـ «ق اموس کتاب مقدس»، صفحه 428.

22 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، ابواب احکام شهر رمضان، باب 18، حدیث 16 (جلد 10، صفحه 311، چاپ آل البیت) ـ «کافى»، جلد 2، صفحات 628 و 629، و جلد 4، صفحه 157 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحه 59، و جلد 94، صفحه 25.

23 ـ فَقالَ: أَیُّهَا النّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ.

شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیّامُهُ أَفْضَلُ الأَیّامِ وَ لَیالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیالِی وَ ساعاتُهُ أَفْضَلُ السّاعَاتِ.

هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیافَةِ اللّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرامَةِ اللّهِ.

أَنْفاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجابٌ.

فَاسْأَلُوا اللّهَ رَبَّکُمْ بِنِیّات صادِقَة وَ قُلُوب طاهِرَة أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیامِهِ وَ تِلاوَةِ کِتابِهِ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرانُ اللّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ.

وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلى فُقَرائِکُمْ وَ مَساکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبارَکُمْ وَ ارْحَمُوا صِغارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحامَکُمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمّا لا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصارَکُمْ وَ عَمّا لا یَحِلُّ الإِسْتِماعُ إِلَیْهِ أَسْماعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلى أَیْتامِ النّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلى أَیْتامِکُم... («وسائل الشیعه»، جلد 7، حدیث 20، باب 18 من ابواب احکام شهر رمضان، (و جلد 10، صفحه 313، چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحه 356 ـ «عیون اخبار الرضا»، جلد 1، صفحه 295، انتشارات جهان).

 

24 ـ به کتب «عروة الوثقى»، «تحریر الوسیله» و رساله هاى عملیه مراجعه فرمائید.

25 ـ «کافى»، جلد 5، صفحه 494، باب کراهیّة الرهبانیّة و ترک الباه (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 20، صفحه 106 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 22، صفحه 263.

این حدیث با عبارت هاى مختلفى آمده، از قبیل: «بُعِثْتُ إِلَیْکُمْ بِالْحَنِیْفِیَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ» («بحار الانوار»، جلد 30، صفحه 548) و «بُعِثْتُ عَلَى الشَّرِیْعَةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ» («ناصریات شریف مرتضى»، صفحه 46، رابطة الثقافة و العلاقات الاسلامیة) و...

....................

تفسیر قرآن کریم، آیت الله مکارم شیرازی

آخرین ویرایش در دوشنبه, 17 خرداد 1395 ساعت 16:13

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟