احسن الحدیث

سوگند به دریاى برافروخته!

شرح آیات 1 تا 8 سوره مبارکه الطور

1وَ الطُّورِ

2وَ کِتاب مَسْطُور

3فِی رَقّ مَنْشُور

4وَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ

5وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ

6وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ

7إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ لَواقِعٌ

8ما لَهُ مِنْ دافِع

 

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 ـ سوگند به کوه طور

2 ـ و کتابى که نوشته شده

3 ـ در صفحه اى گسترده

4 ـ و سوگند به «بیت المعمور»

5 ـ و سقف برافراشته

6 ـ و دریاى مملو و برافروخته

7 ـ که عذاب پروردگارت واقع مى شود

8 ـ و چیزى از آن مانع نخواهد بود!

 
تفسیر:

سوگند به دریاى برافروخته!

این سوره، یکى دیگر از سوره هائى است که با سوگند شروع مى شود، سوگندهائى براى بیان یک واقعیت مهم، یعنى مسأله قیامت و معاد و رستاخیز و محاسبه اعمال انسان ها.

اهمیت این مسأله به قدرى است که خداوند در آیات مختلف قرآن، به قسمت هاى بسیارى از مقدسات سوگند یاد کرده، تا عظمت آن روز و وقوع حتمى آن را روشن سازد.

پنج سوگندى که در آغاز این سوره به چشم مى خورد، معانى سربسته و تفکرانگیزى دارد که مفسران در تفسیر آنها به همه جا دست افکنده اند.

مى فرماید: «سوگند به کوه طور» (وَ الطُّورِ).

* * *

«و سوگند به کتابى که نوشته شده است...» (وَ کِتاب مَسْطُور).

* * *

«در صفحه اى گسترده» (فِی رَقّ مَنْشُور).

 

* * *

«و سوگند به بیت المعمور» (وَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ).

* * *

«و سقف برافراشته» (وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ).

* * *

«و سوگند به دریاى مملو برافروخته»! (وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ).

* * *

«که عذاب پروردگارت حتماً واقع مى شود» (إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ لَواقِعٌ).

* * *

«و چیزى از آن مانع نمى گردد» (ما لَهُ مِنْ دافِع).

«طور» در لغت به معنى «کوه» است، ولى با توجه به این که این کلمه در 10 آیه از قرآن مجید مطرح شده، که در 9 مورد سخن از «طور سینا» همان کوهى که در آنجا «وحى» بر موسى(علیه السلام) نازل مى شد، به میان آمده، معلوم مى شود که در آیه مورد بحث (مخصوصاً با توجه به الف و لام عهد) در اینجا نیز همان معنى است.

بنابراین، خداوند در نخستین مرحله، به یکى از مکان هاى مقدس روى زمین که وحى الهى در آنجا نازل مى گشت، سوگند یاد کرده است.

در تفسیر «کتاب مسطور»، نیز احتمالات گوناگونى داده اند:

بعضى آن را اشاره به «لوح محفوظ»، بعضى به «قرآن مجید»، بعضى به «نامه اعمال»، و بعضى به «تورات» که بر موسى(علیه السلام) نازل شد، مى دانند.

ولى به تناسب سوگندى که قبل از آن آمده، این تعبیر، یا اشاره به «تورات» است، و یا همه کتب آسمانى.

واژه «رق» از ماده «رقت» در اصل، به معنى نازک و لطیف بودن است، و به کاغذ یا پوست نازکى که مطلبى بر آن مى نویسند نیز گفته مى شود، و «منشور» به معنى گسترده است. (بعضى معتقدند این واژه معنى درخشندگى و لمعان را نیز در بردارد).

بنابراین، سوگند به کتابى خورده شده که بر صفحه اى از بهترین صفحات نگاشته شده، و در عین حال باز و گسترده است و نه پیچیده!

در مورد «بیت المعمور» نیز تفسیرهاى گوناگونى شده، بعضى آن را اشاره به خانه اى مى دانند که در آسمان ها محاذى «خانه کعبه» است، و با عبادت فرشتگان، معمور و آباد است، این معنى در روایات متعددى که در منابع مختلف اسلامى آمده است، دیده مى شود.(1)

طبق روایتى، هر روز هفتاد هزار فرشته به زیارت آن مى آیند، و هرگز بار دیگر به سوى آن باز نمى گردند.(2)

بعضى آن را به «کعبه» و خانه خدا در زمین تفسیر کرده اند، که به وسیله زوار و حاجیان همواره معمور و آباد است، و مى دانیم نخستین خانه اى است که براى عبادت، در روى زمین ساخته و آباد شده است.

بعضى نیز گفته اند: منظور از آن، خانه قلب مؤمن است، که با ایمان و ذکر خدا، آباد است.

ولى، ظاهر آیه یکى از دو معنى اول است، و با توجه به تعبیرات مختلفى که در قرآن، از «کعبه» به عنوان «بیت» آمده، معنى دوم از همه مناسب تر به نظر مى رسد.

اما «سقف مرفوع»، منظور از آن آسمان است، چرا که در آیه 32 سوره «انبیاء» مى خوانیم: وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً: «ما آسمان را سقف محفوظى قرار دادیم»، و در آیه 27 سوره «نازعات» آمده: أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها: «آیا آفرینش مجدد شما مهمتر است، یا آفرینش آسمان» که خداوند آن را بر پا ساخته است، سقفش را برافراشته و آن را منظم و مرتب ساخته.

تعبیر به «سقف» ممکن است از این نظر باشد که ستارگان و کرات آسمانى، آن چنان سراسر آسمان را پوشانده اند و به سقفى مى مانند، و نیز ممکن است اشاره به «جو اطراف زمین» باشد، که قشر فشرده اى از هوا، همچون سقف محکمى اطراف آن را فرا گرفته، و آن را در برابر هجوم سنگ هاى آسمانى و اشعه زیانبار کیهانى به خوبى حفظ مى کند.

براى «مسجور» دو معنى در لغت ذکر شده: یکى «برافروخته» و دیگرى «مملو»، «راغب» در «مفردات» مى گوید: «سجر» (بر وزن فجر)، به معنى شعلهور ساختن آتش است، و آیه فوق را نیز به همین معنى مى داند، او سخنى از معنى دوم به میان نیاورده، ولى مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» نخستین معنى را همین معنى ذکر مى کند، و در بعضى از کتب لغت نیز به آن اشاره شده است.

آیات دیگر قرآن، نیز معنى اول را تأیید مى کند، چنان که در آیات 71 و 72 سوره «مؤمن» مى خوانیم: یُسْحَبُونَ * فِی الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النّارِ یُسْجَرُونَ: «آنها را در آب سوزان مى کشند * سپس در آتش، مشتعل خواهند شد».

در سخنان امیرمؤمنان على(علیه السلام) در داستان «حدیده محماة» به برادرش «عقیل» نیز مى خوانیم که فرمود: أَتَئِنُّ مِنْ حَدِیدَة أَحْمَاهَا إِنْسَانُهَا لِلَعِبِهِ وَ تَجُرُّنِی إِلَى نَار سَجَرَهَا جَبَّارُهَا لِغَضَبِهِ: «آیا از آهنى که انسانى به صورت بازیچه آن را گداخته است، ناله مى کنى، ولى مرا به سوى آتشى مى کشانى که پروردگارش آن را از خشمش برافروخته»؟!.(3)

اما این «بحر مسجور» و دریاى برافروخته کجاست؟ بعضى گفته اند: همین اقیانوس هاى کره زمین ما است که در آستانه قیامت، برافروخته مى شود و سپس منفجر مى گردد، چنان که در آیه 6 سوره «تکویر» آمده: وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ: «هنگامى که دریاها برافروخته مى شود»، و در آیه 3 سوره «انفطار» مى خوانیم: وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ: «هنگامى که دریاها منفجر و شکافته مى شود».

ولى بعضى دیگر، آن را به دریائى از مواد مذاب که در دل کره زمین است تفسیر کرده اند، در حدیثى که در تفسیر «عیاشى» از امام باقر(علیه السلام) نقل شده نیز شاهدى بر این معنى است، در این حدیث آمده است که «قارون» در «بحر مسجور» عذاب مى شود،(4) در حالى که مى دانیم قرآن مجید مى گوید: «قارون و خانه و گنج هایش در اعماق زمین فرو رفت»: (فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ).(5) و اگر در دنباله حدیث است که یونس(علیه السلام) نیز در اعماق دریا فرو رفت تا به «بحر مسجور» رسید، ممکن است اشاره به آتش فشان هائى باشد که گاهى در اعماق دریا روى مى دهد و مواد مذاب درون زمین بیرون مى ریزد.

این دو تفسیر، با یکدیگر منافات ندارد، و ممکن است آیه فوق اشاره به هر دو باشد; چرا که هر دو، از آیات خداوند و شگفتى هاى بزرگ این جهان است.

قابل توجه این که، در چگونگى ارتباط مفهوم این پنج سوگند با یکدیگر، مفسران چندان بحث نکرده اند، ولى چنین به نظر مى رسد که سه سوگند نخست، رابطه نزدیکى با یکدیگر دارند; چرا که همه از وحى و خصوصیات آن سخن مى گویند، «کوه طور» محل نزول وحى بود، و «کتاب مسطور» نیز اشاره به کتاب آسمانى است، خواه «تورات» باشد یا همه کتب آسمانى، و «بیت المعمور» محل رفت و آمد فرشتگان و پیک وحى خدا است.

و اما دو سوگند دیگر، از آیات «تکوینى» سخن مى گوید (در برابر سه سوگند نخست که از آیات «تشریعى» سخن مى گفت)، این دو سوگند یکى اشاره به مهم ترین نشانه توحید، یعنى آسمان با عظمت است، و دیگرى به یکى از نشانه هاى مهم معاد که در آستانه رستاخیز رخ مى دهد.

بنابراین «توحید» و «نبوت» و «معاد» در این پنج سوگند جمع است.

بعضى که همه این آیات را اشاره به «موسى»(علیه السلام) و سرگذشت او مى دانند، و پیوند آیات را چنین ذکر کرده اند: «طور» همان کوهى است که در آن به موسى(علیه السلام)وحى نازل مى شد، «کتاب مسطور»، «تورات» است، «بیت المعمور» مرکز رفت و آمد فرشته وحى (و احتمالاً منظور «بیت المقدس») است، و «سقف مرفوع» همان است که در داستان «بنى اسرائیل» آمده: وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّةٌ: «به خاطر بیاورید هنگامى که کوه را همچون سایبان بالاى سر بنى اسرائیل بلند کردیم».(6)

و «بحر مسجور»، دریاى آتشین است که «قارون» به خاطر مخالفت با آئین موسى(علیه السلام)، در آن مجازات مى شود.

ولى، این تفسیر بعید به نظر مى رسد، و با روایاتى که در منابع اسلامى نقل شده نیز سازگار نیست، و چنان که گفتیم، «سقف مرفوع» به گواهى آیات دیگر قرآن، و روایاتى که در تفسیر آیه نقل شده، اشاره به «آسمان» است.

نکته اى که در اینجا باقى مى ماند این است که، ارتباط این قسم ها، و موضوعى که براى آن سوگند یاد شده چگونه است؟

 

پاسخ این سؤال، با توجه به مطالبى که در بالا گفته شد، روشن مى شود، و آن این که: سوگندهاى فوق که بر محور قدرت خداوند در عالم «تکوین و تشریع» دور مى زند، بیانگر این است که چنین کسى به خوبى قادر است مردگان را بار دیگر به زندگى و حیات بازگرداند، و قیامت را بر پا کند، این همان چیزى است که سوگندها به خاطر آن یاد شده، همان گونه که در آخرین آیات خواندیم: «إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ لَواقِعٌ * ما لَهُ مِنْ دافِع».

* * *

 


1 ـ در «بحار الانوار» بیش از ده روایت در این زمینه نقل شده (جلد 58، صفحه 55 به بعد).

2 ـ در مورد این روایت ذیل آیه دوم سوره «دخان» در پاورقى مطلبى یادآور شده ایم، مراجعه فرمائید.

3 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 224.

4 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 138.

5 ـ قصص، آیه 81.

6 ـ اعراف، آیه 171.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری