• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

برگزاری ۸ پیش‌نشست‌ همایش «قرآن در سیره و اندیشه

رشید جعفرپور، مسئول پشتیبانی فعالیت‌های دینی و قرآنی

بیشتر...

چهاردهمین مجمع عمومی اتحادیه تشکل‌های قرآنی کشور

چهاردهمین مجمع عمومی و فوق‌العاده سالانه اتحادیه
بیشتر...

مؤسسات قرآنی خودجوش، چوب نبود حمایت‌های مسئولان

مدیر مؤسسه سروش جاودانه وحی اظهار کرد: انجام فعالیت‌های

بیشتر...

گام برداشتن آخوند خراسانی در مسیر تاسیس فقه سیاسی

آخوند ملا «محمدکاظم خراسانی» از عالمان بزرگ اسلام است که

بیشتر...

حروف مقطعه بدون واسطه از خدا به صدر پیامبر(ص)

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
21275
39883
84560204
امروز پنج شنبه, 14 اسفند 1399
اوقات شرعی

غنا از دام هاى بزرگ شیاطین

شرح آیات 6 تا 9 سوره مبارکه لقمان

6وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّه بِغَیْرِعِلْم وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ

7وَ إِذا تُتْلى عَلَیْهِ آیاتُنا وَلّى مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِوَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذاب أَلِیم

8إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ جَنّاتُ النَّعِیمِ

9خالِدِینَ فِیها وَعْدَ اللّه حَقّاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

 

ترجمه:

6 ـ و بعضى از مردم سخنان بیهوده را مى خرند، تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند; براى آنان عذابى خوار کننده است!

7 ـ و هنگامى که آیات ما بر او خوانده مى شود، مستکبرانه روى بر مى گرداند، گوئى آن را نشنیده است، گوئى اصلاً گوشهایش سنگین است; او را به عذابى دردناک بشارت ده!

8 ـ (ولى) کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، باغ هاى پر نعمت بهشت از آن آنهاست.

9 ـ جاودانه در آن خواهند ماند; این وعده حتمى الهى است; و اوست عزیز و حکیم (شکست ناپذیر و دانا).

 

شأن نزول:

بعضى از مفسران گفته اند: نخستین آیات مورد بحث، درباره «نضر بن حارث» نازل شده است.

او مرد تاجرى بود که به «ایران» سفر مى کرد، و در ضمن، داستان هاى «ایرانیان» را براى «قریش» بازگو مى نمود، مى گفت: اگر «محمّد» براى شما سرگذشت «عاد و ثمود» را نقل مى کند، من داستان هاى «رستم و اسفندیار»، و اخبار «کسرى» و سلاطین عجم را باز مى گویم!، آنها دور او را گرفته، استماع قرآن را ترک مى گفتند.

بعضى دیگر گفته اند: این قسمت از آیات، درباره مردى نازل شده که کنیز خواننده اى را خریدارى کرده بود، شب و روز براى او خوانندگى مى کرد و او را از یاد خدا غافل مى ساخت.

مرحوم «طبرسى» مفسر بزرگ، بعد از ذکر این شأن نزول، مى گوید:

حدیثى که از پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این زمینه نقل شده، شأن نزول فوق را تأیید مى کند; چرا که آن حضرت(صلى الله علیه وآله) فرمود: لایَحِلُّ تَعْلِیْمُ الْمُغَنِّیاتِ وَ لا بَیْعُهُنَّ، وَ أَثْمانُهُنَّ حَرامٌ وَ قَدْ نَزَلَ تَصْدِیْقُ ذلِکَ فِى کِتابِ اللّه تَعالى: وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِیْثِ...:

«آموزش دادن کنیزان خواننده، و خرید و فروش آنها حرام است و درآمدى که از این راه به دست مى آید نیز حرام است، گواه این مطلب چیزى است که خداوند در کتابش فرموده: وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِیْثِ...».

* * *

تفسیر:

غنا از دام هاى بزرگ شیاطین!

در این آیات، سخن از گروهى است که درست در مقابل گروه «محسنین» و «مؤمنین» قرار دارند که در آیات گذشته مطرح بودند.

در اینجا سخن از جمعیتى است که سرمایه هاى خود را براى بیهودگى و گمراه ساختن مردم به کار مى گیرد، و بدبختى دنیا و آخرت را براى خود مى خرد!

نخست مى فرماید: «بعضى از مردم، سخنان باطل و بیهوده را خریدارى مى کنند تا خلق خدا را از روى جهل و نادانى، از راه خدا گمراه سازند» (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّه بِغَیْرِ عِلْم).

«و آیات خدا را به استهزاء و سخریه گیرند» (وَ یَتَّخِذَها هُزُواً).(1)

و در پایان آیه اضافه مى کند: «عذاب خوار کننده از آن این گروه است» (أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ).

خریدارى کردن سخنان باطل و بیهوده، یا به این گونه است که: به راستى افسانه هاى خرافى و باطل را با دادن پول به دست آورند، آن چنان که در داستان «نضر بن حارث» خواندیم.

و یا از این طریق است که: براى ترتیب دادن مجالس لهو و باطل و خوانندگى، کنیزان خواننده خریدارى کنند، چنان که در حدیث پیامبر(صلى الله علیه وآله) ضمن شأن نزول بیان شد.

و یا صرف کردن مال، به هر صورت و به هر طریقى که به وسیله آن به این هدف نامشروع، یعنى سخنان باطل و بیهوده برسند.

عجب این که: این کوردلان، مطالب باطل و بیهوده را به گرانترین قیمت خریدارى مى کردند، اما آیات الهى و حکمت را که پروردگار، رایگان در اختیارشان گذارده، نادیده مى گرفتند.

این احتمال نیز، وجود دارد که خریدارى (اشتراء) در اینجا معنى کنائى داشته باشد و منظور از آن: هرگونه تلاش و کوشش براى رسیدن به این منظور است.

و اما «لَهْوَ الْحَدِیْث»، مفهوم وسیع و گسترده اى دارد که هرگونه سخن یا آهنگ سرگرم کننده و غفلت زا که انسان را به بیهودگى یا گمراهى مى کشاند، در بر مى گیرد، خواه از قبیل «غنا» و الحان و آهنگ هاى شهوت انگیز و هوس آلود باشد، و خواه سخنانى که نه از طریق آهنگ، بلکه از طریق محتوا انسان را به بیهودگى و فساد، سوق مى دهد.

و یا از هر دو طریق، چنان که در تصنیف ها و اشعار عاشقانه خوانندگان معمولى است که هم محتوایش گمراه کننده است و هم آهنگش!

و یا مانند داستان هاى خرافى و اساطیر که سبب انحراف مردم از «صراط مستقیم» الهى مى گردد.

و یا سخنان سخریه آمیزى، که به منظور محو حق و تضعیف پایه هاى ایمان مطرح مى شود، همانند چیزى که از «ابوجهل» و یارانش نقل مى کنند، که رو به «قریش» مى کرد و مى گفت: «مى خواهید شما را از «زقّوم» که «محمّد»(صلى الله علیه وآله) ما را به آن تهدید مى کند اطعام کنم؟!

سپس مى فرستاد و «کره و خرما» حاضر مى کردند و مى گفت: این همان «زقّوم» است!... و به این ترتیب، آیات الهى را به باد استهزاء مى گرفت.

به هر حال، «لَهْوَ الْحَدِیْث» معناى گسترده اى دارد که همه اینها و مانند آن را فرا مى گیرد، و اگر در روایات اسلامى، و سخنان مفسرین، روى یکى از اینها انگشت گذارده شده است، هرگز دلیل بر انحصار و محدودیت مفهوم آیه نیست.

در احادیثى که از طرق اهلبیت(علیهم السلام) به ما رسیده، تعبیرهائى دیده مى شود که بیانگر وسعت مفهوم این کلمه است:

از جمله در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: الْغِنَاءُ مَجْلِسٌ لایَنْظُرُ اللّهُ إِلَى أَهْلِهِ، وَ هُوَ مِمَّا قَالَ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّه: «مجلس غنا و خوانندگى لهو و باطل، مجلسى است که خدا به اهل آن نمى نگرد، (و آنها را مشمول لطفش قرار نمى دهد) و این مصداق همان چیزى است که خداوند عزّوجلّ فرموده: بعضى از مردم هستند که سخنان بیهوده خریدارى مى کنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند».(2)

تعبیر به «لَهْوَ الْحَدِیْث» به جاى «اَلْحَدِیْثُ الْلَّهْوِ» گویا اشاره به این است که: هدف اصلى آنها همان لهو و بیهودگى است، و سخن، وسیله اى براى رسیدن به آن است.

جمله «لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیْلِ اللّه» نیز مفهوم وسیعى دارد که هم گمراه کردن اعتقادى را شامل مى شود ـ آن چنان که در داستان «نضر بن حارث» و «ابوجهل» خواندیم ـ و هم منحرف ساختن اخلاقى، ـ آن چنان که در احادیث «غنا» آمده است ـ .

تعبیر «بِغَیْرِ عِلْم» اشاره به این است که: این گروه گمراه و منحرف، حتى به مذهب باطل خود نیز ایمان ندارند، بلکه صرفاً از جهل و تقلیدهاى کورکورانه پیروى مى کنند، آنها جاهلانى هستند که دیگران را نیز به جهل و نادانى خود، گرفتار مى سازند.

این در صورتى است که، تعبیر «بِغَیْرِ عِلْم» را توصیف براى گمراه کنندگان بدانیم، اما بعضى از مفسران، احتمال داده اند: توصیفى براى «گمراه شوندگان» باشد، یعنى مردم جاهل و بى خبر را ناآگاهانه به وادى انحراف و باطل مى کشانند.

این بى خبران، گاه از این هم فراتر مى روند، یعنى تنها به جنبه هاى سرگرمى

و غافل کننده این مسائل قانع نمى شوند، بلکه سخنان لهو و بیهوده خود را وسیله اى براى استهزاء و سخریه آیات الهى قرار مى دهند، و این همان است که در آخر آیه فوق به آن اشاره کرده، مى فرماید: «وَ یَتَّخِذَها هُزُواً».

اما توصیف عذاب به «مُهِیْنٌ» (خوار کننده و اهانت بار) به خاطر آن است که جریمه، باید همانند جرم باشد، آنها نسبت به آیات الهى توهین کردند، خداوند

هم براى آنها مجازاتى تعیین کرده که علاوه بر دردناک بودن، توهین آور نیز مى باشد.

* * *

آیه بعد، به عکس العمل این گروه در برابر آیات الهى اشاره کرده، و در واقع آن را با عکس العملشان، در برابر «لَهْوَ الْحَدِیْث» مقایسه مى کند و مى گوید: «هنگامى که آیات ما بر او خوانده مى شود مستکبرانه روى بر مى گرداند، گوئى آیات ما را نشنیده، گوئى اصلاً گوشهایش سنگین است» و اصلاً هیچ سخنى را نمى شنود (وَ إِذا تُتْلى عَلَیْهِ آیاتُنا وَلّى مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً).

و در پایان، کیفر دردناک چنین کسى را این گونه بازگو مى کند: «او را به عذاب دردناک بشارت ده»! (فَبَشِّرْهُ بِعَذاب أَلِیم).

تعبیر به «وَلّى مُسْتَکْبِراً» اشاره به این است که: روى گرداندن او تنها به خاطر مزاحمت با منافع دنیوى و هوسهایش نیست، بلکه از این هم فراتر مى رود و انگیزه استکبار و تکبر در برابر خدا و آیات خدا، که بزرگترین گناه است در عمل او نیز وجود دارد.

جالب این که: نخست مى گوید: «آن چنان بى اعتنائى به آیات الهى مى کند که گوئى اصلاً آن را نشنیده و کاملاً بى اعتنا از کنار آن مى گذرد» سپس اضافه مى کند: «نه تنها این آیات را نمى شنود، گوئى اصلاً کر است و هیچ سخنى را نمى شنود»!

جزاى چنین افراد نیز، متناسب اعمالشان است همان گونه که عملشان براى اهل حق، دردآور بوده، خداوند مجازاتشان را نیز دردناک قرار داده، و به عذاب الیمشان گرفتار مى سازد!

توجه به این نکته، نیز لازم است که: تعبیر به «بَشِّرْ» (بشارت ده) در مورد عذاب دردناک الهى، متناسب با کار مستکبرانى است که آیات الهى را به باد سخریه مى گرفتند و «بوجهل» صفتانى که «زَقُّومِ جَهَنَّم» را با «کره و خرما» تفسیر مى کردند!

* * *

در آیات بعد، به شرح حال مؤمنان راستین باز مى گردد که در آغاز این مقایسه، از آنان شروع شد، و در پایان نیز، به آنان ختم مى گردد، مى فرماید: «کسانى که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، باغهاى پر نعمت بهشت از آن آنها است» (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ جَنّاتُ النَّعِیمِ).

آرى، این گروه بر عکس مستکبران بى ایمان، و گمراه کنندگان کوردل، که نه آثار خدا را در جهان مى بینند، و نه سخنان فرستادگان خدا را به گوش جان مى شنوند، به حکم عقل و خرد بیدار، و چشم بینا و گوش شنوا که خدا نصیبشان کرده، هم به آیات الهى ایمان مى آورند و هم در اعمال صالح خود، آن را به کار مى گیرند و چه جالب است که: آنها «عَذابٌ أَلِیْم» داشتند و اینها «جَنّات نَعِیْم» دارند.

* * *

مهمتر این که: این باغهاى پر نعمت بهشتى، براى آنها جاودانه است «همیشه در آن خواهند ماند» (خالِدِینَ فِیها).

«این وعده مسلّم الهى است، وعده اى تخلف ناپذیر» (وَعْدَ اللّه حَقّاً).

و خداوند نه وعده دروغین مى دهد، و نه از وفاى به وعده هاى خود، عاجز است; چرا که «او عزیز و قدرتمند، و حکیم و آگاه است» (وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ).

این نکته قابل دقت است که: در مورد مستکبران، «عذاب» به صورت مفرد ذکر شده، و در مورد مؤمنان صالح العمل، «جنّات» به صورت جمع; چرا که رحمت خدا همواره بر غضبش پیشى گرفته.

تأکید بر خلود و وعده حق الهى، نیز تأکیدى بر همین فزونى «رحمت» بر «غضب» است.

«نَعِیْم» که از ماده «نعمت» است، معنى گسترده اى دارد که همه انواع نعمت هاى مادى و معنوى را شامل مى شود، حتى نعمت هائى که براى ما محبوسان زندان تن در این دنیا قابل درک نیست «راغب» در «مفردات» مى گوید: «نَعِیْم» به معنى «نعمت بسیار» است (النَّعِیْمُ النِّعْمَةُ الْکَثِیْرَةُ).

* * *

نکته ها:

1 ـ تحریم غنا

بدون شک، «غنا» به طور اجمال، از نظر مشهور علماى شیعه حرام است و شهرتى در سر حدّ اجماع و اتفاق دارد.

بسیارى از علماى اهل سنت نیز، بر این عقیده تأکید کرده اند، هر چند بعضى از آنها استثناهائى براى آن قائل شده اند، و شاید بعضى از این استثناها، در حقیقت استثناء نباشد و خارج از موضوع «غنا» محسوب شود (و به اصطلاح تخصصاً خارج است).

«قرطبى» در ذیل آیات مورد بحث، در همین زمینه چنین مى گوید: «غناى معمول در میان گروهى از مردم، هر گاه مشتمل بر اشعار عاشقانه درباره «زنان» و توصیف زیبائى هاى آنان، و ذکر شراب و محرمات دیگر باشد، همه «علما» در حرمت آن متفقند; چرا که مصداق «لهو و غناى» مذموممى باشد، و اما اگر از این امور خالى گردد، مختصرى از آن در اعیاد و جشن هاى زفاف جائز است، و همچنین براى نشاط بخشیدن به هنگام انجام کارهاى مشکل، ـ آن گونه که در «تاریخ اسلام» در مسأله حفر «خندق» آمده، و یا اشعارى که «انجشه» به هنگام حرکت قافله به سوى «مکّه» در «حجة الوداع» براى تحریک «شتران» مى خوانده است ـ اما آنچه امروز در میان «صوفیه» معمول است که انواع آلات طرب را در این زمینه به کار مى برند حرام است».(3)

آنچه را که «قرطبى» به صورت استثناء بیان کرده، از قبیل خواندن «حَدى» (آواز مخصوص) براى شتران، یا اشعار مخصوصى که مسلمانان با آهنگ به هنگام حفر «خندق» مى خواندند، به احتمال قوى اصلاً جزء غنا نبوده و نیست، و شبیه اشعارى است که گروهى با آهنگ مخصوص در راهپیمائى ها یا مجالس جشن و عزادارى مذهبى مى خوانند.

در منابع اسلامى، دلائل زیادى بر تحریم «غنا» در دست است، از جمله، آیه فوق: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِیْثِ...» و بعضى دیگر از آیات قرآن که حداقل طبق روایاتى که در تفسیر این آیات وارد شده بر «غنا» تطبیق گردیده، و یا «غنا» از مصادیق آن شمرده شده است.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که در تفسیر آیه: «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»(4) فرمود:

قَوْلُ الزُّورِ الغِنا: «سخن باطل همان غنا است».(5)

و نیز همان امام(علیه السلام) در تفسیر آیه: «وَ الَّذِینَ لایَشْهَدُونَ الزُّورَ»(6) فرمود: «منظور از آن غنا است».(7)

و در تفسیر همین آیه مورد بحث، روایات متعددى از امام باقر(علیه السلام)و امام صادق(علیه السلام) و امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) نقل شده است که یکى از مصداق هاى «لهو الحدیث» را که موجب «عذاب مهین» است غنا معرفى کرده اند.(8)

علاوه بر این، روایات فراوان دیگرى ـ منهاى تفسیر آیات ـ در منابع اسلامى دیده مى شود که تحریم غنا را به طور مؤکّد بیان مى کند.

در حدیثى که از «جابر بن عبداللّه» از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده مى خوانیم: کَانَ إِبْلِیسُ أَوَّلَ مَنْ تَغَنّى: «شیطان اولین کسى بود که غنا خواند».(9)

و در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) چنین آمده است: بَیْتُ الْغِنَاءِ لاتُؤْمَنُ فِیهِ الْفَجِیعَةُ، وَ لاتُجَابُ فِیهِ الدَّعْوَةُ، وَ لایَدْخُلُهُ الْمَلَکُ: «خانه اى که در آن غنا باشد، ایمن از مرگ و مصیبت دردناک نیست، دعا در آن به اجابت نمى رسد، و «فرشتگان» وارد آن نمى شوند».(10)

و در حدیث دیگرى از همان امام(علیه السلام) مى خوانیم: الْغِنَاءُ یُورِثُ النِّفَاقَ وَ یُعْقِبُ الْفَقْرَ: «غنا، روح نفاق را پرورش مى دهد و فقر و بدبختى مى آفریند».(11)

در حدیث دیگر که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، از جمله کسانى را که ملعون و دور از رحمت خدا شمرده است، زن خواننده، کسى که اجرتى به او مى دهد و کسى که آن پول را مصرف مى نماید! (الْمُغَنِّیَةُ مَلْعُونَةٌ، وَ مَنْ أَدّاها مَلْعُونٌ، وَ آکِلُ کَسْبِهَا مَلْعُونٌ).(12)

در منابع معروف «اهل سنت» نیز روایات متعددى در این زمینه نقل شده است.

از جمله، روایتى است که «درّ المنثور» از جمع کثیرى از محدثین، از «ابى امامة» از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: لایَحِلُّ تَعْلِیْمُ الْمُغَنِّیاتِ وَ لابَیْعُهُنَّ وَ أَثْمانُهُنَّ حَرامٌ: «تعلیم زنان خواننده حلال نیست، همچنین خرید و فروش این کنیزان، و چیزى که در مقابل آن گرفته مى شود نیز حرام است».(13)

نظیر همین معنى را نویسنده «التّاج» از «ترمذى» و «امام احمد» نقل کرده است.(14)

«ابن مسعود» از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند که: الْغِنَاءُ یُنْبِتُ النِّفَاقَ فِی الْقَلْبِ کَمَا یُنْبِتُ الْمَاءُ الْبَقْلَ: «غنا روح نفاق را در قلب پرورش مى دهد، همان گونه که آب گیاه را»!.(15)

روى هم رفته، روایاتى که در این زمینه نقل شده است به قدرى زیاد است که به حدّ تواتر مى رسد، و به همین دلیل اکثر «علماى اسلام» فتوا به حرمت داده اند علاوه بر «علماى شیعه» که تقریباً در این سخن اتفاق نظر دارند، تحریم آن از «ابوحنیفه» نیز نقل شده است، و هنگامى که از «احمد»، پیشواى معروف «اهل سنت» درباره «غنا» سؤال کردند در پاسخ گفت: یُنْبِتُ النِّفاقَ: «روح نفاق را در آدمى مى رویاند»!.

و «مالک»، پیشواى دیگر «اهل سنت» در پاسخ این سؤال گفت: یَفْعَلُهُ الْفُسّاقُ: «مردم فاسق به دنبال آن مى روند»!

و «شافعى» تصریح کرده است: شهادت اصحاب غنا قبول نیست، و این خود دلیل بر فسق آنها است.

از «اصحاب شافعى» نیز نقل شده که فتواى «شافعى» را تحریم مى دانند، بر خلاف آنچه بعضى پنداشته اند.(16)

* * *

2 ـ غناء چیست؟

در حرمت غناء، چندان مشکلى وجود ندارد، مشکل تشخیص موضوع غناء است.

آیا هر صوت خوش و زیبائى «غنا» است؟

مسلماً چنین نیست، زیرا در روایات اسلامى آمده، و سیره مسلمین نیز حکایت مى کند که قرآن و اذان و مانند آن را با صداى خوش و زیبا بخوانید.

آیا «غنا» هر صدائى است که در آن «ترجیع» (رفت و آمد صدا در حنجره و به اصطلاح غلط دادن) باشد؟ آن نیز ثابت نیست.

آنچه از مجموع کلمات «فقهاء» و سخنان «اهل سنت»، در این زمینه مى توان استفاده کرد، این است: «غناء»، آهنگهاى طرب انگیز و لهو و باطل است.

و به عبارت روشن تر: «غناء» آهنگ هائى است که متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد مى باشد.

و باز به تعبیر دیگر: «غناء» به صوتى گفته مى شود که قواى شهوانى را در انسان تحریک مى نماید، و انسان در آن حال احساس مى کند: اگر در کنار آن صدا، شراب و فساد جنسى نیز باشد کاملاً مناسب است!.

این نکته نیز، قابل توجه است که: گاه، یک «آهنگ» هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم محتواى آن، به این ترتیب که: اشعار عشقى و فسادانگیز را با آهنگ هاى مطرب بخوانند، و گاه، تنها آهنگ، «غنا» است، به این ترتیب که اشعار پر محتوا، یا آیات قرآن و دعاء و مناجات را به آهنگى بخوانند که مناسب مجالس عیاشان و فاسدان است، و در هر دو صورت حرام مى باشد (دقت کنید).

ذکر این نکته، نیز لازم است که گاه، براى «غنا» دو رقم معنى ذکر مى شود: «معنى عام» و «معنى خاص»، معنى خاص، همان است که در بالا گفتیم یعنى آهنگ هاى تحریک شهوات و متناسب مجالس فسق و فجور.

ولى معنى عام، هرگونه صوت زیبا است، و لذا آنها که «غنا» را به معنى عام تفسیر کرده اند براى آن دو قسم قائل شده اند «غناى حلال» و «غناى حرام».

منظور از غناى حرام همان است که در بالا گفته شد و منظور از غناى حلال صداى زیبا و خوشى است که مفسده انگیز نباشد، و متناسب با مجالس فسق و فجور نگردد.

بنابراین، در اصل تحریم «غنا» تقریباً اختلافى نیست، اختلاف در نحوه تفسیر آن است.

البته «غنا» مصادیق مشکوکى نیز دارد (مانند همه مفاهیم دیگر) که انسان به راستى نمى داند فلان صوت، مناسب مجالس فسق و فجور است یا نه؟ و در این صورت، به حکم اصل برائت، محکوم به حلیت است (البته بعد از آگاهى کافى از مفهوم عرفى غنا طبق تعریف فوق).

و از اینجا روشن مى شود، صداها و آهنگهاى حماسى که متناسب میدانهاى نبرد و یا ورزش و یا مانند آن است دلیلى بر تحریم آن نیست.

البته در زمینه غنا بحثهاى دیگرى نیز وجود دارد از قبیل پاره اى از استثناها که بعضى براى آن قائل شده اند، و جمعى آن را انکار کرده اند، و مسائل دیگر که باید در کتب فقهى از آن سخن گفت.

آخرین سخنى که در اینجا ذکر آن را لازم مى دانیم، این است که: آنچه در بالا گفتیم، مربوط به خوانندگى است و اما استفاده از آلات موسیقى و حرمت آن بحث دیگرى دارد که از موضوع این سخن خارج است.

* * *

3 ـ فلسفه تحریم غنا

دقت در مفهوم «غنا» با شرائطى که در شرح موضوع آن گفتیم، فلسفه تحریم آن را به خوبى روشن مى سازد.

در یک بررسى کوتاه به مفاسد زیر برخورد مى کنیم:

الف: تشویق به فساد اخلاق ـ تجربه نشان داده است ـ و تجربه بهترین شاهد و گواه است ـ که بسیارى افراد تحت تأثیر آهنگهاى غناء، راه تقوا و پرهیزکارى را رها کرده، و به شهوات و فساد روى مى آورند.

مجلس غنا معمولاً مرکز انواع مفاسد است و آنچه به این مفاسد دامن مى زند، همان «غناء» است.

در بعضى از گزارش هائى که در «جرائد» خارجى آمده، مى خوانیم: در مجلسى که گروهى از «دختران» و «پسران» بودند، و آهنگ خاصى از غناء در آنجا اجرا شد آن چنان هیجانى به «دختران» و «پسران» دست داد که: به یکدیگر حملهور شدند و فجایع زیادى به بار آوردند که، قلم از ذکر آن شرم دارد.

در تفسیر «روح المعانى»، سخنى از یکى از سران «بنى امیه» نقل مى کند که، به آنها مى گفت: از «غنا» بپرهیزید که: حیا را کم مى کند، شهوت را مى افزاید شخصیت را در هم مى شکند، جانشین شراب مى شود، و همان کارى را مى کند که مستى انجام مى دهد.(17)

و این، نشان مى دهد: حتى آنها نیز به مفاسد آن پى برده بودند.

و اگر مى بینیم در روایات اسلامى کراراً آمده است: «غنا» روح نفاق را در قلب پرورش مى دهد، اشاره به همین حقیقت است، روح نفاق همان روح آلودگى به فساد و کناره گیرى از تقوا و پرهیزکارى است.

و نیز اگر در روایات آمده است: «فرشتگان» در خانه اى که «غنا» در آن است وارد نمى شوند، به خاطر همین آلودگى به فساد است، چرا که «فرشتگان» پاکند و طالب پاکیند، و از این محیطهاى آلوده بیزارند.

* * *

ب ـ غافل شدن از یاد خدا ـ تعبیر به «لهو» که در تفسیر «غنا» در بعضى از روایات اسلامى آمده است، اشاره به همین حقیقت است که: غناء انسان را آن چنان مست شهوات مى کند که از یاد خدا غافل مى سازد.

در آیات فوق خواندیم: «لهو الحدیث»، یکى از عوامل «ضلالت» از «سبیل اللّه» است، و موجب «عذاب الیم».

در حدیثى از على(علیه السلام) مى خوانیم: کُلُّ مَا أَلْهَى عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ فَهُوَ مِنَ الْمَیْسِرِ: «هر چیزى که انسان را از یاد خدا غافل کند (و در شهوات فرو ببرد) آن در حکم قمار است».(18)

* * *

ج ـ آثار زیانبار بر اعصاب ـ «غنا و موسیقى» در حقیقت، یکى از عوامل مهم تخدیر اعصاب است، و به تعبیر دیگر: مواد مخدر گاهى، از طریق دهان و نوشیدن وارد بدن مى شوند، (مانند شراب).

و گاه، از طریق بوئیدن و حس شامه (مانند هروئین).

و گاه، از طریق تزریق (مانند مرفین).

و گاه، از طریق حس سامعه است (مانند غنا).

به همین جهت گاهى «غنا» و آهنگهاى مخصوص، چنان افراد را در نشئه فرو مى برد، که حالتى شبیه به مستى به آنها دست مى دهد، البته گاه، به این مرحله نمى رسد اما در عین حال تخدیر خفیف ایجاد مى کند.

و به همین دلیل، بسیارى از مفاسد مواد مخدر، در غنا وجود دارد، خواه تخدیر آن خفیف باشد یا شدید.

«توجه دقیق به بیوگرافى مشاهیر موسیقى دانان، نشان مى دهد: در دوران عمر، به تدریج دچار ناراحتیهاى روحى گردیده اند، تا آنجا که رفته، رفته اعصاب خود را از دست داده، عده اى مبتلا به بیماریهاى روانى شده، گروهى مشاعر خود را از کف داده، و به دیار جنون رهسپار شده اند، دسته اى فلج و ناتوان گردیده و بعضى هنگام نواختن موسیقى، درجه فشار خونشان بالا رفته و دچار سکته ناگهانى شده اند».(19)

در بعضى از کتبى که در زمینه آثار زیانبار موسیقى بر اعصاب آدمى، نوشته شده است، حالات جمعى از «موسیقى دانان» و «خوانندگان» معروف آمده است که به هنگام اجراى برنامه، گرفتار سکته و مرگ ناگهانى شده، و در همان مجلس جان خود را از دست داده اند.(20)

کوتاه سخن این که: آثار زیان بخش «غنا و موسیقى» بر اعصاب تا سر حدّ تولید جنون، و بر قلب و فشار خون، و تحریکات نامطلوب دیگر به حدى است که نیاز به بحث زیادى ندارد.

از آمارهائى که از مرگ و میرها، در عصر ما تهیه شده چنین استفاده مى شود که: مرگ هاى ناگهانى نسبت به گذشته افزایش زیادى یافته است، عوامل این افزایش را امور مختلفى ذکر کرده اند، از جمله افزایش غنا و موسیقى در سطح جهان.

* * *

د ـ غنا یکى از ابزار کار استعمار

استعمارگران جهان، همیشه از بیدارى مردم، مخصوصاً نسل جوان، وحشت داشته اند، به همین دلیل، بخشى از برنامه هاى گسترده آنها براى ادامه استعمار، فرو بردن جامعه ها در غفلت و بى خبرى و ناآگاهى و گسترش انواع سرگرمى هاى ناسالم است.

امروز، مواد مخدر، تنها جنبه تجارتى ندارد، بلکه یکى از ابزار مهم سیاست هاى استعمارى است: ایجاد مراکز فحشاء، کلوپ هاى قمار و همچنین سرگرمى هاى ناسالم دیگر، و از جمله توسعه غنا و موسیقى، یکى از مهمترین ابزارى است که آنها براى تخدیر افکار مردم بر آن اصرار دارند، و به همین دلیل قسمت عمده وقت «رادیوهاى» جهان را موسیقى تشکیل مى دهد، و از برنامه هاى عمده «وسائل ارتباط جمعى» همین موضوع است.

* * *


1 ـ ضمیر «یَتَّخِذَها» به «آیاتُ الْکِتاب» باز مى گردد که در آیات قبل آمده است، بعضى نیز، احتمال داده اند: به «سبیل» بر گردد، کلمه «سبیل» گاهى به صورت مذکر و گاه به صورت مؤنث در آیات قرآن آمده است.

2 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 12، صفحه 228، باب تحریم الغناء. (جلد 17، صفحه 307 ـ آل البیت).

3 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 7، صفحه 5136.

4 ـ حج، آیه 30.

5 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 12، صفحه 225.

6 ـ فرقان، آیه 72.

7 و 8 و 9 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 12، صفحات 225 ـ 227 و 231، باب 99 تحریم الغنا.

10 و 11 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 12، صفحه 225 ـ 230.

12 ـ «سفینة البحار»، جلد 2، صفحه 328.

13 ـ «درّ المنثور»، ذیل آیه مورد بحث.

14 ـ «التّاج»، جلد 5، صفحه 287.

15 ـ تفسیر «روح المعانى»، ذیل آیه مورد بحث.

16 ـ «روح المعانى»، ذیل آیات مورد بحث.

17 ـ تفسیر «روح المعانى»، جلد 21، صفحه 60.

18 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 12، صفحه 235.

19 ـ «تأثیر موسیقى بر روان و اعصاب»، صفحه 26.

20 ـ «تأثیر موسیقى بر روان و اعصاب»، صفحه 92.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟