• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

10 درس از صحیفه سجادیه

اعتماد به محبوب

از ویژگی های بارز اخلاقی مسلمان، صفت

بیشتر...

سید هاشم بحرانی

سید هاشم بحرانی فرزند سید سلیمان حسینی بحرانی و معروف به

بیشتر...

از توجه به پژوهش‌های میان‌رشته‌ای تا آسیب نبود

حجت‌الاسلام والمسلمین آیت عادلی‌نژاد، مسئول نهاد نمایندگی

بیشتر...

قرآن بهترین پناه برای حل مشکلات زندگی است

مریم سهرابی، حافظ ده جزء قرآن کریم شرکت کننده در سی و

بیشتر...

بررسی آیات اقتصادی قرآن در زمینه اسراف در رادیو

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
72634
95405
107943778
امروز جمعه, 03 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

سر آغاز هجرت

شرح آیه 30 سوره مبارکه انفال

30 وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَوَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ

 

ترجمه:

30 ـ (به خاطر بیاور) هنگامى را که کافران نقشه مى کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از «مکّه») خارج سازند، آنها چاره مى اندیشیدند و خداوند هم تدبیر مى کرد و خدا بهترین تدبیر کنندگان و چاره جویان است.

 

شأن نزول:

مفسران و محدثان، آیه فوق را اشاره به حوادثى مى دانند که منتهى به هجرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) از «مکّه» به «مدینه» شد.

این حوادث که با تعبیراتى مختلف نقل شده همگى یک حقیقت را تعقیب مى کنند و آن این که: خداوند به طرز اعجاز آمیزى پیامبر(صلى الله علیه وآله) را از دام یک خطر بزرگ و قطعى رهائى بخشید، جریان حادثه طبق نقل «درّ المنثور» چنین است:

گروهى از قریش و اشراف «مکّه» از قبائل مختلف جمع شدند تا در «دارُ النَّدْوَةِ» (محل انعقاد جلسات مشورتى بزرگان «مکّه») اجتماع کنند، و درباره خطرى که از ناحیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) آنها را تهدید مى کرد بیندیشند.

(مى گویند:) در اثناء راه پیر مرد خوش ظاهرى به آنها برخورد کرد که در واقع همان شیطان بود (یا انسانى که داراى روح و فکر شیطانى) از او پرسیدند: کیستى؟

گفت: پیر مردى از اهل «نجد» هستم، چون از تصمیم شما با خبر شدم، خواستم در مجلس شما حضور یابم و عقیده و خیر خواهى خود را از شما دریغ ندارم.

گفتند: بسیار خوب، داخل شو! او هم همراه آنها به دار الندوة وارد شد.

یکى از حاضران رو به جمعیت کرده، گفت: درباره این مرد (اشاره به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)) باید فکرى کنید; زیرا به خدا سوگند بیم آن مى رود که بر شما پیروز گردد (و آئین و عظمت شما را در هم پیچد).

از آن میان یکى پیشنهاد کرد او را «حبس» کنید تا در زندان جان بدهد...

پیر مرد نجدى این نظر را رد کرده، گفت: بیم آن مى رود که طرفدارانش بریزند و در یک فرصت مناسب او را از زندان آزاد کنند و او را از این سرزمین بیرون ببرند، باید فکر اساسى ترى کنید.

دیگرى گفت: او را از میان خود بیرون کنید تا از دست او راحت شوید; زیرا همین که از میان شما بیرون برود هر کار کند، ضررى به شما نخواهد زد و سر و کارش با دیگران است.

پیر مرد نجدى گفت: به خدا سوگند این هم عقیده درستى نیست، مگر شیرینى گفتار و طلاقت زبان و نفوذ او را در دل ها نمى بینید، اگر این کار را انجام دهید به سراغ سایر عرب مى رود، گرد او را مى گیرند، سپس با انبوه جمعیت به سراغ شما باز مى گردد، شما را از شهرهاى خود مى راند و بزرگان شما را به قتل مى رساند!

جمعیت گفتند: به خدا راست مى گوید، فکر دیگرى کنید.

«ابوجهل» که تا آن وقت ساکت بود به سخن در آمده، گفت: من عقیده اى دارم که غیر از آن را صحیح نمى دانم!

گفتند: چه عقیده اى؟

گفت: از هر قبیله اى جوانى شجاع و شمشیرزن را انتخاب مى کنیم و به دست هر یک شمشیر برّنده اى مى دهیم تا در فرصتى مناسب دسته جمعى به او حمله کنند، هنگامى که به این صورت او را به قتل برسانید، خونش در همه قبائل پخش مى شود، و باور نمى کنم طایفه «بنى هاشم» بتوانند با همه طوائف قریش بجنگند و مسلماً در این صورت به خون بها راضى مى شوند، و ما هم از آزار او راحت خواهیم شد.

پیر مرد نجدى (با خوشحالى) گفت: به خدا رأى صحیح همین است که این جوانمرد گفت، من هم غیر از آن عقیده اى ندارم (و به این ترتیب این پیشنهاد به اتفاق پذیرفته شد) و آنها با این تصمیم پراکنده شدند.

جبرئیل فرود آمد، و به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور داد: شب را در بستر خویش نخوابد.

پیامبر(صلى الله علیه وآله) شبانه به سوى غار «ثور»(1) حرکت کرد و سفارش نمود على(علیه السلام) در بستر او بخوابد (تا کسانى که از درز در مراقب بستر پیامبر(صلى الله علیه وآله) بودند خیال کنند او در بستر است و تا صبح مهلت دهند و او از منطقه خطر دور شود).

هنگامى که صبح شد، به خانه ریختند و جستجو کردند على(علیه السلام) را در بستر پیامبر(صلى الله علیه وآله) دیدند و به این ترتیب خداوند نقشه هاى آنان را نقش بر آب کرد.

صدا زدند: پس محمد(صلى الله علیه وآله) کجاست؟

فرمود: نمى دانم.

آنها به دنبال ردّ پاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) حرکت کردند تا به کوه رسیدند و به نزدیکى غار اما (با تعجب دیدند تار عنکبوتى در جلو غار نمایان است و درب غار را پوشانده، به یکدیگر گفتند: اگر او در این غار بود اثرى از این تارهاى عنکبوت بر در غار وجود نداشت، و به این ترتیب باز گشتند).

پیامبر(صلى الله علیه وآله) سه روز در غار ماند (و هنگامى که دشمنان همه بیابان هاى «مکّه» را جستجو کردند، خسته و مأیوس باز گشتند، او به سوى «مدینه» حرکت کرد).(2)

تفسیر:

سر آغاز هجرت

بعضى معتقدند: این آیه و پنج آیه بعد از آن، در «مکّه» نازل شده است، زیرا به جریان هجرت «پیامبر»(صلى الله علیه وآله) اشاره مى کند. ولى طرز بیان آیه گواهى مى دهد بعد از هجرت نازل گردیده است چون به شکل بازگوئى حادثه گذشته است.

بنابراین، آیه اگر چه اشاره به جریان هجرت دارد، ولى مسلماً در «مدینه» نازل شده و بازگو کننده یک خاطره بزرگ و نعمت عظیم پروردگار بر پیامبر و مسلمانان است، نخست مى گوید:

«به خاطر بیاور زمانى را که مشرکان مکّه نقشه مى کشیدند که تو را یا به زندان بیفکنند و یا به قتل رسانند و یا تبعید کنند» (وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ).

کلمه «مکر» ـ همان گونه که قبلاً نیز گفته ایم ـ در لغت عرب به معنى تدبیر، چاره اندیشى و طرح نقشه است، نه معنى معروفى که در فارسى امروز دارد، همان طور که «حیله» نیز در لغت به معنى چاره اندیشى است. ولى در فارسى امروز به معنى نقشه هاى مخفیانه زیانبخش به کار مى رود.

آنگاه اضافه مى کند: «آنها نقشه مى کشند، چاره مى اندیشند، و خداوند هم چاره جوئى و تدبیر مى کند و او بهترین چاره جویان و مدبران است» (وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ).

اگر در حادثه هجرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) درست بیندیشیم به این نکته برخورد مى کنیم که آنها حداکثر نیروى فکرى و جسمانى خویش را براى نابود کردن پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به کار بردند، و حتى پس از آن که پیامبر از چنگال آنها بیرون رفت یکصد شتر ـ که در آن روز سرمایه عظیمى بود ـ براى یافتن پیامبر جایزه تعیین کردند و افرادى بسیار به خاطر تعصب مذهبى و یا به دست آوردن این جایزه بزرگ کوه ها و بیابان هاى اطراف «مکّه» را زیر پا گذاردند، و حتى تا دم در غار آمدند.

ولى خداوند با یک وسیله بسیار ساده و کوچک ـ چند تار عنکبوت ـ همه این طرح ها را نقش بر آب کرد، و با توجه به این که هجرت سر آغاز مرحله نوینى از تاریخ اسلام بلکه تاریخ بشریت بود، نتیجه مى گیریم که خداوند به وسیله چند تار عنکبوت مسیر تاریخ بشریت را تغییر داد!

این منحصر به جریان هجرت نیست بلکه تاریخ انبیاء نشان مى دهد همواره خداوند براى در هم کوبیدن گردنکشان از ساده ترین وسائل استفاده مى کرده:

گاهى از وزش باد.

زمانى از انبوه پشه ها.

گاهى از پرنده کوچک ابابیل، و مانند اینها، تا ضعف و ناتوانى بشر را در برابر قدرت بى پایانش آشکار سازد، و او را از فکر طغیان و سرکشى باز دارد.

این نکته نیز قابل توجه است که توسل به این سه موضوع: «زندان»، «تبعید»، و «کشتن» منحصر به مشرکان «مکّه» در برابر پیامبر نبود، بلکه همیشه جباران براى کوتاه کردن زبان مصلحان و از میان بردن نفوذ آنها در میان توده هاى رنجدیده اجتماع، به یکى از این سه موضوع توسل مى جستند.

ولى همان گونه که اقدام مشرکان «مکّه» در مورد پیامبر نتیجه معکوس داد و مقدمه تحرک و جنبش تازه اى در اسلام شد، این گونه سخت گیرى ها در موارد دیگر نیز معمولاً نتیجه معکوس بخشیده است.(3)-(4)

* * *


1 ـ غار ثور، غارى است در نزدیکى مکّه.

2 ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 179، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق، ذیل آیه مورد بحث ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه فوق ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحه 28 به بعد، باب 6: الهجرة و مبادیها و... و صفحه 47.

 

3 ـ جالب این که نوشتن تفسیر «نمونه» قبلاً با سرعت کمترى پیش مى رفت، ولى هم اکنون که این آیات و قبل و بعد آن در تبعیدگاه «مهاباد» نوشته مى شود، با سرعت بیشترى پیش مى رود، سرانجام تمام جلد هفتم در دو تبعیدگاه «مهاباد» و «انارک» به پایان رسید!

4 ـ این جلد همان گونه که در بالا آمد، در اوج مبارزه با طاغوت نوشته شد، شدت مبارزه سبب شد دستگاه طاغوت جمعى از بزرگان و اساتید قم را تبعید کند، و حضرت استاد را نخست به «چابهار»، بعد از آن به «مهاباد» و سرانجام به «انارک» تبعید نمود، همکاران تفسیر، طبق تقسیم، هر دو نفر ده روز به محل تبعید مى رفتند و کار تفسیر را ادامه مى دادند، و تبعیدگاه اخیر بود که شرایط بر طاغوت سخت شد و توان نگهدارى تبعیدیان را نداشت، لذا همه به قم و محل سکونت خود بازگشتند و انقلاب به پیروزى رسید.

محتوای بیشتر در این بخش: « ایمان و روشن بینى بیهوده گویان »

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟