احسن الحدیث

اعراف، گذرگاه مهمى به سوى بهشت

شرح آیات 46 تا 49 سوره مبارکه اعراف

46 وَ بَیْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْوَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ

47 وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنامَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ

48 وَ نادى أَصْحابُ الأَعْرافِ رِجالاً یَعْرِفُونَهُمْ بِسیماهُمْ قالُوا ما أَغْنىعَنْکُمْ جَمْعُکُمْ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ

49 أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمْتُمْ لا یَنالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَة ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌعَلَیْکُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ

ترجمه:

46 ـ و در میان آن دو (بهشتیان و دوزخیان) حجابى است; و بر «اعراف» مردانى هستند که همه را از چهره شان مى شناسند; و به بهشتیان صدا مى زنند که: «درود بر شما باد»! اما داخل بهشت نمى شوند، در حالى که امید آن را دارند.

47 ـ و هنگامى که چشمشان به دوزخیان مى افتد مى گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده»!

48 ـ و اصحاب اعراف، مردانى (از دوزخیان را) که آنها را از سیمایشان مى شناسند، صدا مى زنند و مى گویند: «(دیدید که) گردآورى شما (از مال و ثروت و زن و فرزند) و تکبرهاى شما، به حالتان سودى نداد»!

49 ـ آیا اینها (این واماندگان بر اعراف) همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولى خداوند به خاطر ایمان و بعضى اعمال خیرشان، آنها را بخشید; هم اکنون به آنها گفته مى شود:) داخل بهشت شوید، که نه ترسى دارید و نه غمناک مى شوید!

تفسیر:

اعراف، گذرگاه مهمى به سوى بهشت

در تعقیب آیات گذشته که گوشه اى از سرگذشت بهشتیان و دوزخیان را بیان مى کرد، در این آیات درباره «اعراف» که منطقه اى است حدّ فاصل میان بهشت و دوزخ، با ویژگى هاى خاص، سخن مى گوید.

نخست به حجابى که در میان بهشتیان و دوزخیان کشیده شده است اشاره کرده، مى فرماید: «میان این دو گروه حجابى قرار دارد» (وَ بَیْنَهُما حِجابٌ).

از آیات بعد، چنین استفاده مى شود که: حجاب مزبور همان «اعراف» است که مکان مرتفعى است میان این دو گروه، که مانع از مشاهده یکدیگر مى شود، ولى وجود چنین حجابى مانع از آن نیست که آواز و صداى یکدیگر را بشنوند چنان که در آیات قبل گذشت، بسیار دیده ایم که همسایگان مجاور، از پشت دیوار با یکدیگر سخن مى گویند و از حال یکدیگر جویا مى شوند، در حالى که یکدیگر را نمى بینند.

البته کسانى که بر «اعراف» یعنى قسمت هاى بالاى این مانع مرتفع قرار دارند، هر دو گروه را مى توانند ببینند (دقت کنید).

گر چه از پاره اى از آیات قرآن مانند آیه 55 سوره «صافات» استفاده مى شود که: اهل بهشت گهگاه مى توانند، از مقام خود، سر برآورند و دوزخیان را بنگرند، ولى این گونه استثنائات منافاتى با چگونگى بهشت و دوزخ و وضع اصلى آن دو ندارد، و آنچه در بالا گفته شد، کیفیت اصلى این دو موقف را نشان مى دهد، اگر چه این قانون نیز استثناهائى دارد و ممکن است در شرایط خاصى بعضى از بهشتیان، دوزخیان را بنگرند.

آنچه در اینجا باید قبل از بحث درباره چگونگى «اعراف» مؤکداً یادآور شویم این است: تعبیراتى که درباره قیامت و زندگى جهان دیگر مى شود، هیچ گاه نمى تواند از تمام خصوصیات آن زندگى پرده بردارد.

این تعبیرات گاهى جنبه تشبیه و مثال دارد.

گاهى تنها شبحى را نشان مى دهد; زیرا زندگى آن جهان در افقى بالاتر و به مراتب از زندگى این جهان وسیع تر است، درست همانند وسعت زندگى این جهان در برابر دنیاى رحم و عالم جنین.

بنابراین اگر الفاظ و مفاهیمى که براى زندگى این جهان داریم نتواند گویاى تمام آن مفاهیم باشد، جاى تعجب نیست.

پس از اشاره به حدّ فاصل بین بهشتیان و دوزخیان، قرآن مى فرماید: «بر اعراف مردانى قرار دارند که همه را از سیمایشان مى شناسند» (وَ عَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ).

«اعراف» در لغت، جمع «عُرف» (بر وزن گُفت) به معنى محل مرتفع و بلند است، و این که به یال هاى اسب و پرهاى بلند پشت گردن خروس، «عُرْفُ الْفَرَس» یا «عُرْفُ الدِّیْک» گفته مى شود، به همین جهت است که در محل مرتفعى از بدن آنها قرار دارد (درباره خصوصیات سرزمین اعراف که در آیه آمده پس از پایان تفسیر آیات، به تفصیل سخن خواهیم گفت).

سپس مى فرماید: «مردانى که بر اعراف قرار دارند، بهشتیان را صدا زده، مى گویند: درود بر شما باد، اما خودشان وارد بهشت نشده اند، اگر چه بسیار تمایل دارند» (وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ).

* * *

و در آیه بعد اضافه مى کند: اما «هنگامى که به سوى یکدیگر نگاه مى کنند و دوزخیان را در دوزخ مى بینند، به درگاه خدا راز و نیاز مى کنند و مى گویند: پروردگارا ما را با جمعیت ستمگران قرار مده» (وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ).(1)

قابل توجه این که: درباره مشاهده دوزخیان در آیه فوق تعبیر به «إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ» شده است، یعنى هنگامى که چشم آنها به سوى دوزخیان برگردانده مى شود، و این در حقیقت اشاره به آن است که: آنها از مشاهده دوزخیان تنفر دارند، گویا نگاهشان به آنها نیز آمیخته با اکراه و اجبار است.

* * *

و در آیه سوم مى افزاید: «اصحاب اعراف، جمعى از دوزخیان را که از چهره و سیمایشان مى شناسند صدا مى زنند و مورد ملامت و سرزنش قرار مى دهند که دیدید عاقبت گردآورى اموال و نفرات در دنیا و تکبر ورزیدن از قبول حق، به شما سودى نداد» (وَ نادى أَصْحابُ الأَعْرافِ رِجالاً یَعْرِفُونَهُمْ بِسیماهُمْ قالُوا ما أَغْنى عَنْکُمْ جَمْعُکُمْ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ).

چه شد آن مال ها؟ و کجا رفتند آن نفرات؟ و چه نتیجه اى گرفتید از آن همه کبر و خودپرستى؟

* * *

و در چهارمین آیه، بار دیگر با همان زبان ملامت و سرزنش در حالى که اشاره به جمعى از ضعفاى مومنان که بر اعراف قرار گرفته اند مى کنند، مى گویند: «آیا اینها همان کسانى هستند که شما سوگند یاد کردید هیچ گاه خداوند آنان را مشمول رحمت خود قرار نخواهد داد» (أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمْتُمْ لا یَنالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَة).

و اکنون مشاهده مى کنید که رحمت الهى شامل حال این دسته از ضعفاى

مؤمنان شده، به آنها خطاب مى شود: «وارد بهشت شوید نه ترسى بر شما است و نه در آنجا غم و اندوهى دارید» (ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ).

از آنچه گفتیم روشن شد: منظور از ضعفاى مؤمنان آنها هستند که ایمان دارند و داراى حسنات و کارهاى نیکى هستند.

ولى بر اثر آلودگى ها و پاره اى از گناهان همواره مورد تحقیر دشمنان حق قرار داشتند و روى آنها تکیه مى کردند که چگونه ممکن است چنین افرادى مشمول رحمت الهى واقع شوند؟

اما سرانجام روح ایمان و حسناتى که داشتند، در پرتو لطف و رحمت الهى کار خود را مى کند و سرنوشت سعادتمندانه اى مى یابند.

* * *

نکته:

اصحاب اعراف چه کسانى هستند؟

همان طور که گفتیم «اعراف» در اصل به معنى زمین هاى برجسته است و با قرائنى که در آیات فوق و احادیث پیشوایان اسلام آمده، روشن مى شود: مکان خاصى است میان دو قطب سعادت و شقاوت، یعنى بهشت و دوزخ که همچون حجابى میان این دو کشیده شده.

و یا همچون زمین مرتفعى در میان این دو فاصله گردیده است به طورى که آنها که روى آن قرار دارند، مشرف بر بهشت و دوزخند و هر دو گروه را مشاهده مى کنند، و از چهره هاى تاریک و روشن آنها مى توانند آنها را بشناسند.

اکنون ببینیم چه کسانى بر «اعراف» قرار دارند و اصحاب اعراف کیانند؟

بررسى آیات چهارگانه فوق نشان مى دهد: دو گونه صفات مختلف و متضاد براى این اشخاص ذکر شده است:

در آیه اول و دوم، افرادى که بر اعراف قرار دارند چنین معرفى شده اند: آرزو دارند وارد بهشت شوند ولى موانعى از آنها جلوگیرى کرده است، به هنگامى که نگاه به بهشتیان مى کنند بر آنها درود مى فرستند، و مى خواهند با آنها باشند، اما هنوز نمى توانند.

و به هنگامى که نظر به دوزخیان مى افکنند، از سرنوشت آنها وحشت نموده و به خدا پناه مى برند.

ولى از آیه سوم و چهارم استفاده مى شود: آنها افرادى با نفوذ و صاحب قدرتند، دوزخیان را مؤاخذه و سرزنش مى کنند و به واماندگان در اعراف کمک مى نمایند که از آن بگذرند و به سر منزل سعادت برسند.

روایاتى که در زمینه «اعراف و اصحاب اعراف» نقل شده نیز ترسیمى از دو گروه متضاد مى کند.

در بسیارى از روایاتى که از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) نقل شده مى خوانیم: نَحْنُ الأَعْرافُ: «اعراف مائیم».(2)

یا: آلُ مُحَمَّد هُمُ الأَعْرافُ: «خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله) اعرافند»(3) و مانند این تعبیرات.

و در بعضى دیگر از روایات مى خوانیم: هُمْ أَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى: «آنها گرامى ترین مردم در پیشگاه خدایند».(4)

و یا: هُمُ الشُّهَداءُ عَلَى النّاسِ، وَ النَّبِیُّونَ شُهَدائُهُم: «آنها گواهان بر مردمند و پیامبران گواهان آنها هستند».(5)

و روایات دیگرى حکایت دارد: آنها پیامبران و امامان و صلحاء و بزرگانند.

ولى دسته دیگرى از روایات مى گوید: آنها واماندگانى هستند که بدى ها و نیکى هایشان مساوى بوده است یا گنهکارانى هستند که اعمال نیکى نیز داشته اند، مانند حدیثى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:

هُمْ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَناتُهُمْ وَ سَیِّئاتُهُمْ فَإِنْ أَدْخَلَهُمُ النّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ إِنْ أَدْخَلَهُمُ الْجَنَّةَ فَبِرَحْمَتِهِ:

«آنها گروهى هستند که حسنات و سیئاتشان مساوى است، اگر خداوند آنها را به دوزخ بفرستد به خاطر گناهانشان است و اگر به بهشت بفرستد به برکت رحمت او است».(6)

روایات متعدد دیگرى در تفاسیر اهل تسنن از «حذیفه»، «عبداللّه بن عباس»، «سعید بن جبیر» و امثال آنها به همین مضمون نقل شده است.(7)

در همین تفاسیر نیز مدارکى بر این که اهل اعراف، صلحاء و فقها و علما و یا فرشتگان هستند دیده مى شود.

گر چه ظاهر آیات و ظاهر این روایات در ابتدا متضاد به نظر مى رسد، و شاید همین امر سبب شده است که مفسران در این باره اظهار نظرهاى متفاوت و گوناگون کنند.

اما با دقت روشن مى شود نه در میان آیات و نه در میان روایات تضادى وجود ندارد، بلکه همه یک واقعیت را تعقیب مى کنند.

توضیح این که:

همان طور که گفتیم، از مجموع آیات و روایات چنین استفاده مى شود: «اعراف» گذرگاه سخت و صعب العبورى بر سر راه بهشت سعادت جاویدان است.

طبیعى است افراد نیرومند و قوى، یعنى صالحان و پاکان با سرعت از این گذرگاه عبور مى کنند اما افرادى که خوبى و بدى را به هم آمیختند، در این مسیر وا مى مانند.

همچنین طبیعى است که سرپرستان جمعیت و پیشوایان قوم در گذرگاه هاى سخت همانند فرماندهانى که در این گونه موارد در آخر لشکر راه مى روند تا همه سپاهیان بگذرند، در آنجا توقف مى کنند تا به کمک ضعفاى مؤمنان بشتابند و آنها که شایستگى نجات را دارند در پرتو امدادشان رهائى یابند.

بنابراین، در «اعراف»، دو گروه وجود دارند، ضعیفان و آلودگانى که در رحمتند و پیشوایان بزرگى که در همه حال یار و یاور ضعیفانند، بر این اساس قسمت اول آیات و روایات اشاره به گروه نخستین یعنى ضعفا است و قسمت دوم اشاره به گروه دوم یعنى بزرگان و انبیاء و امامان و صلحا.

در بعضى از روایات نیز شاهد این جمع به خوبى دیده مى شود مانند روایتى که در تفسیر على بن ابراهیم از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:

الأَعْرافُ کُثْبَانٌ بَیْنَ الْجَنَّةِ وَ النّارِ وَ الرِّجالُ الأَئِمَّةُ یَقِفُونَ عَلَى الأَعْرافِ مَعَ شِیعَتِهِمْ وَ قَدْ سَبَقَ الْمُؤْمِنُونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِلا حِساب...:

«اعراف، تپه اى است میان بهشت و دوزخ، و امامان، آن مردانى هستند که بر اعراف در کنار شیعیانِ (گنهکارشان) قرار مى گیرند، در حالى که مؤمنان (خالص) بدون نیاز به حساب در بهشت جاى گرفته اند...».

بعد از آن اضافه مى کند: «امامان و پیشوایان در این موقع به پیروان گناهکار خود مى گویند خوب نگاه کنید، برادران با ایمان خود را که چگونه بدون حساب به بهشت شتافته اند، و این همان است که خداوند مى فرماید: سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یُدْخِلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ: «یعنى آنها به بهشتیان درود مى فرستند در حالى که خودشان هنوز وارد بهشت نشده اند و آرزو دارند».

سپس به آنها گفته مى شود: دشمنان حق را بنگرید که چگونه در آتشند و این همان است که خداوند مى فرماید: «وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ...».

بعد به دوزخیان مى گویند: اینها (پیروان و شیعیانى که آلوده گناهانى بوده اند) همان ها هستند که شما مى گفتید: هرگز مشمول رحمت الهى نخواهند شد، (چگونه رحمت الهى شامل حال آنها شده)؟

و به این دسته از گنهکاران (که بر اثر ایمان و اعمال صالحى شایستگى عفو و آمرزش را دارند) از طرف امامان و پیشوایان دستور داده مى شود: «به سوى بهشت بروید نه ترسى دارید و نه غمى».(8)

شبیه همین مضمون در تفاسیر اهل تسنن از «حذیفه» از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده است.(9)

بار دیگر تکرار مى کنیم: سخن درباره جزئیات رستاخیز و خصوصیات زندگى در جهان دیگر، درست به این مى ماند که ما از دور شبحى ببینیم و آن را توصیف کنیم در حالى که آن شبح با زندگى ما تفاوت بسیارى دارد و ما تنها با الفاظ محدود و نارساى خود مى توانیم به آن اشاره کوتاهى کنیم.

نکته قابل توجه این که: زندگى در جهان دیگر بر اساس الگوهائى است که از این جهان گرفته مى شود، در مورد اعراف نیز همین گونه است; زیرا در این دنیا مردم سه گروهند:

مؤمنان راستین که در پرتو ایمان به آرامش کامل رسیده اند و از هیچ گونه مجاهدتى دریغ ندارند.

معاندان و دشمنان لجوج حق که به هیچ وسیله به راه نمى آیند.

و گروه سومى که در گذرگاه صعب العبورى میان این دو گروه قرار گرفته اند و بیشتر توجه رهبران راستین و پیشوایان حق نیز به آنها است که در کنارشان بمانند، دستشان را بگیرند و از مرحله اعراف مانند، نجاتشان دهند تا در صف مؤمنان حقیقى قرار گیرند.

و از اینجا نیز روشن مى شود که: دخالت انبیاء و امامان در وضع این گروه در قیامت، همانند دخالتشان در زمینه رهبرى در این دنیا، هیچ گونه منافاتى با قدرت مطلقه پروردگار و حاکمیت او بر همه چیز ندارد، بلکه هر چه آنها مى کنند به اذن و فرمان او است.

* * *


1 ـ«تِلْقاءَ» در اصل ـ به گفته بعضى از مفسران و اهل ادب ـ مصدر است و به معنى مقابله مى آید، ولى بعداً به معنى ظرف مکان به کار رفته، یعنى مکان مقابله و جهت رو به رو.

2 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحات 17، 18 و 19 ـ «کافى»، جلد 1، صفحه 184، دار الکتب الاسلامیة ـ «بحار الانوار»، جلد 8، صفحات 338 و 339 و جلد 24، صفحه 249 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 2، صفحه 19، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق ـ تفسیر «فرات»، صفحات 143 و 144، مؤسسه چاپ و نشر، 1410 هـ ق.

3 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 18 ـ «الشیعة فى احادیث الفریقین»، صفحه 357، مطبعة امیر، طبع اول، 1416 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 8، صفحات 335، 336 و 337 و جلد 24، صفحات 250، 252 و... ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 2، صفحه 18، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق.

4 ـ«بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 252 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 19 ـ «بصائر الدرجات»، صفحه 500، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، 1404 هـ ق ـ «المیزان»، جلد 8، صفحه 144، انتشارت جامعه مدرسین قم.

5 ـ«نور الثقلین»، جلد 2، صفحه 33، موسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 30، صفحه 39 ـ «کشف المحجة ثمرة المهجة»، صفحه 191، مطبعة الحیدریة، نجف، 1370 هـ ق ـ «نهج السعادة»، جلد 5، صفحه 138، مطبعة النعمان، النجف، طبع اول، 1386 هـ ق ـ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 199، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.

6 ـتفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 17 ـ «کافى»، جلد 2، صفحه 381، دار الکتب الاسلامیة ـ «شرح اصول کافى»، جلد 10، صفحه 51 ـ «میزان الحکمة»، جلد 4، صفحه 3401، دار الحدیث، طبع اول ـ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 200، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «نور الثقلین»، جلد 2، صفحه 35 و جلد 5، صفحه 340، مؤسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق.

7 ـ «جامع البیان» ابن جریر طبرى، جلد 8، صفحه 249 به بعد، ذیل آیه، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق ـ «فتح القدیر»، جلد 2، صفحه 208، عالم الکتب ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحات 87 و 88، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق ـ تفسیر «ثعالبى»، جلد 3، صفحه 33، دار احیاء التراث العربى، طبع اول، 1418 هـ ق.

8 ـ «بحار الانوار»، جلد 8، صفحه 335 و جلد 24، صفحه 247 ـ تفسیر «على بن ابراهیم قمى»، جلد 1، صفحه 231، مؤسسه دار الکتاب قم، 1404 هـ ق ـ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 202، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.

9 ـ «جامع البیان» ابن جریر طبرى، جلد 8، صفحه 249 به بعد، ذیل آیه، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق ـ «فتح القدیر»، جلد 2، صفحه 208 به بعد، عالم الکتب ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 87 به بعد، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق.

................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟


    • چگونه آیه وضو شکل وضو گرفتن را بیان می کند؟
      دلیل اختلاف وضوی شیعیان و اهل سنت در چیست؟


    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • از آنجا که ساختار صحيفۀ سجاديه و شيوۀ امام زين‌العابدين(ع) در اين کتاب شريف، بر محور دعا

    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نه فوق بشر، بلکه بشرِ برتر است؛ يعني انساني است که خود

    • مروری بر آیات شفاعت

      قیمت:5,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99784-1-0 انتشارات
    • سیمای یتیم در قرآن
      قیمت:8,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99744-0-3 انتشارات بیان
    • ممهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • عید غدیر 1395

      قیمت:3,000
      انتشار:1395
      (1) جلسه
      تصویری
    • شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

      قیمت:13,500
      انتشار:1396
      شابک : 978-964-8472-94-3
    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • ...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این

    •  استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی

    • شخصیت با عظمت امام صادق (ع) در اذهان شیعیان با لقب "رئیس مذهب شیعه" پیوندی همیشگی خورده است.

      این

    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • اندوه نامه

      خطبه سوم از مشهورترین و با اهمیت‌ترین خطب نهج البلاغه و به نام شقشقیه مشهور است

      80.000

    • فروغ حکمت

      شرح نهج البلاغه، جلد اول (خطبه های 3-1)، بهار 95

      35000 تومان

       

    • تفسیر موضوعی

      سیمای پیامبر(ص) در قرآن، تفسیر آیاتی است که در قرآن کریم درباره پیامبر رحمت آمده و

    • گفتارهای ویژه

      به بیان دیدگاه های حضرت درباره حقوق متقابل مردم و حاکمیت در نهج البلاغه می پردازد.