پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

برخورد فرعون با قوم موسى(علیه السلام)

شرح آیات 127 تا 129 سوره مبارکه اعراف

127وَ قالَ الْمَلاَ ُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِیالأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنائَهُمْ وَ نَسْتَحْیینِسائَهُمْ وَ إِنّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ

128قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعینُوا بِاللّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُهامَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ

129قالُوا أُوذینا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى رَبُّکُمْأَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الأَرْضِ فَیَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ

ترجمه:

127 ـ و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آیا موسى و قومش را رها مى کنى که در زمین فساد کنند، و تو و خدایانت را رها سازد»؟! گفت: «به زودى پسرانشان را مى کشیم، و دخترانشان را زنده نگه مى داریم (تا به ما خدمت کنند); و ما بر آنها کاملاً مسلطیم»!

128 ـ موسى به قوم خود گفت: «از خدا یارى جوئید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار مى کند; و سرانجام (نیک) براى پرهیزکاران است»!

129 ـ گفتند: «پیش از آن که به سوى ما بیائى آزار دیدیم، (هم اکنون) پس از آمدنت نیز آزار مى بینیم! (کى این آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مى کنید»؟!

تفسیر:

برخورد فرعون با قوم موسى(علیه السلام)

در این آیات، صحنه دیگرى از گفتگوى فرعون و اطرافیانش پیرامون وضع موسى(علیه السلام) آمده است، و از قرائنى که در خود آیه است، چنین برمى آید که محتواى این آیات مربوط به مدتى پس از جریان مبارزه موسى با ساحران است.

در نخستین آیه مى فرماید: «جمعیت اشراف و اطرافیان فرعون به عنوان اعتراض به او گفتند: آیا موسى و بنى اسرائیل را به حال خود رها مى کنى که در زمین فساد کنند، و تو و خدایانت را رها سازند»؟! (وَ قالَ الْمَلاَ ُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَأَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِیالأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ).

از این تعبیر، به خوبى استفاده مى شود که: فرعون بعد از شکست در برابر موسى(علیه السلام) مدتى او و بنى اسرائیل را آزاد گذارد (البته آزاد نسبى)، آنها نیز بى کار ننشستند و به تبلیغ آئین موسى(علیه السلام) پرداختند تا آنجا که قوم فرعون از نفوذ و پیشرفت آنها بیمناک شدند، و نزد فرعون آمده او را به شدتِ عمل در برابر موسى و بنى اسرائیل تشویق کردند.

آیا این دوران آزادى نسبى، به خاطر ترس و وحشتى بود که در دل فرعون از معجزه کوبنده موسى(علیه السلام) به وجود آمد؟

و یا اختلافى بود که میان مردم مصر و حتى قبطیان درباره موسى(علیه السلام) و آئین او پیدا شده بود، و جمعى به او تمایل پیدا کرده بودند، و فرعون مشاهده مى کرد، نمى تواند در چنین شرائطى دست به کار شود و شدت عمل به خرج دهد؟

هر دو احتمال به ذهن نزدیک است و ممکن است هر دو توأماً چنین اثرى در فکر فرعون گذارده باشد.

به هر حال، فرعون با اخطار اطرافیان، تشویق به شدت عمل در برابر بنى اسرائیل شد و در پاسخ هواخواهانش چنین گفت: «به زودى پسران آنها را به قتل مى رسانیم و نابود مى کنیم و زنانشان را (براى خدمت) زنده مى گذاریم، و ما بر آنها تسلط کامل داریم» (قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنائَهُمْ وَ نَسْتَحْیینِسائَهُمْ وَ إِنّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ).

در این که منظور از «آلِهَتَکَ» (خدایان تو) چیست؟ در میان مفسران گفتگو است.

آنچه با ظاهر آیه موافق تر است این است که: فرعون هم، براى خود، بت ها و معبودها و خدایانى داشت، اگر چه با توجه به آیه 24 سوره «نازعات»: «أَنَا رَبُّکُمُ

الأَعْلى» و آیه 38 سوره «قصص»: «ما عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِله غَیْری» معلوم مى شود که مردم مصر بزرگ ترین خدایشان فرعون بوده.

و یا حداقل او خود را بزرگ ترین معبود مردم مصر مى دانست و معبودى براى آنها در ردیف خودش قائل بود.

اما با این حال او براى خویش معبودهائى انتخاب کرده بود که آنها را پرستش مى کرد.

نکته دیگر این که: فرعون در اینجا دست به یک مبارزه ریشه دار و عمیق مى زند و تصمیم بر کارى مى گیرد که در آینده به کلّى قدرت بنى اسرائیل را در هم بشکند و آن این که: مردان جنگى و مبارز را با کشتن فرزندان بنى اسرائیل ریشه کن سازد، و تنها زنان و دختران را براى کنیزى و خدمتکارى باقى بگذارد، و این آئین هر استعمار نو و کهنه اى است، که افراد مثبت و فعال را از میان برمى دارند، و یا روح مردانگى و شهامت را با وسائل گوناگون در آنها مى کشند و افراد غیر فعال را زنده نگه مى دارند.

البته این احتمال نیز هست که: فرعون مى خواسته است این سخن به گوش بنى اسرائیل برسد و از دو جهت روحیه آنها در هم شکسته شود:

یکى از نظر کشته شدن پسران و مردان آینده.

و دیگرى از نظر این که نوامیسشان به چنگال دشمن خواهد افتاد.

در هر حال با جمله «إِنّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ» مى خواهد وحشت و اضطراب را از دل پیروان خود بردارد و به آنها اطلاع دهد که کاملاً بر اوضاع مسلط است!

اما این که چرا فرعون تصمیم به قتل موسى(علیه السلام) نگرفت و تنها نقشه نابود کردن فرزندان بنى اسرائیل را کشید؟!

در پاسخ باید توجه داشت:

از آیات سوره «مؤمن» به خوبى استفاده مى شود که: فرعون در آغاز، تصمیم بر قتل موسى داشت ولى اندرزهاى توأم با تهدید مؤمن آل فرعون، و این که اقدام به قتل موسى ممکن است، خطرناک واقع شود، یعنى او به راستى از طرف خدا باشد و آنچه را از مجازات هاى الهى مى گوید، انجام پذیرد، به قدر کافى در فکر و روح فرعون اثر گذاشت.

به علاوه بعد از جریان پیروزى موسى بر ساحران، این خبر در همه جا منعکس گردید، و در مورد طرفدارى و مخالفت با موسى(علیه السلام) در میان مردم مصر اختلاف افتاد.

شاید فرعون از این بیم داشت که: اگر بخواهد تصمیم حادّى بر ضد موسى(علیه السلام) بگیرد با واکنش شدیدى که از طرف مردمى که تحت تأثیر او واقع شده اند، روبرو گردد، به این جهات از تصمیم بر قتل موسى(علیه السلام) منصرف گردید.

* * *

آیه بعد در حقیقت، نقشه و برنامه اى است که موسى(علیه السلام) به بنى اسرائیل براى مقابله با تهدیدهاى فرعون، پیشنهاد مى کند، و شرائط پیروزى بر دشمن را در آن تشریح مى نماید، و به آنها گوشزد مى کند که: اگر سه برنامه را عملى کنند، قطعاً بر دشمن پیروز خواهند شد:

نخست این که: تکیه گاهشان تنها خدا باشد و از او یارى بطلبند، مى فرماید: «موسى به قوم خود گفت: از خدا یارى جوئید» (قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعینُوا بِاللّهِ).

دیگر این که به آنها مى گوید: «استقامت و پایدارى پیشه کنید» (وَ اصْبِرُوا)، و از تهدیدها و حملات دشمن نهراسید و از میدان بیرون نروید.

و براى تأکید مطلب و ذکر دلیل، به آنها گوشزد مى کند که: «سراسر زمین از آنِ خدا است و مالک و فرمانرواى مطلق او است، و به هر کس از بندگانش بخواهد آن را منتقل مى سازد» (إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُهامَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ).

و آخرین شرط این است که تقوا را پیشه کنید; زیرا «عاقبتِ پیروزمندانه از آنِ پرهیزکاران است» (وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ).

این سه شرط که: یکى از آنها در زمینه عقیده (استعانت جستن از خدا) و دیگرى در زمینه اخلاق (صبر و استقامت) و سومى در زمینه عمل (تقوا و پرهیزکارى) است، تنها شرط پیروزى قوم بنى اسرائیل بر دشمن نبود، بلکه هر قوم و ملتى بخواهند بر دشمنانشان پیروز شوند، بدون داشتن این برنامه سه ماده اى امکان ندارد.

افراد بى ایمان و مردم سست و ترسو، ملت هاى آلوده و تبهکار، اگر هم پیروز گردند، موقتى و ناپایدار خواهد بود.

قابل توجه این که این سه شرط، هر کدام فرع بر دیگرى است، پرهیزکارى بدون استقامت در برابر شهوات و زرق و برق جهان ماده ممکن نیست، همان طور که صبر و استقامت نیز بدون ایمان به خدا، بقاء و دوام ندارد.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، شکوه و گله هاى بنى اسرائیل را از مشکلاتى که بعد از قیام موسى (علیه السلام) با آن دست به گریبان بودند، منعکس مى سازد و مى فرماید: «آنها به موسى گفتند: پیش از آن که تو بیائى ما را آزار مى دادند، اکنون هم که آمده اى باز آزارها همچنان ادامه دارد» (قالُوا أُوذینا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا)، پس کى گشایشى در کار پیدا مى شود؟

گویا بنى اسرائیل مثل بسیارى از ما مردم، انتظار داشتند که با قیام موسى(علیه السلام)یک شبه همه کارها روبراه شود، فرعون از بین برود، فرعونیان نابود شوند و کشور پهناور مصر با تمام ذخائرش در اختیار بنى اسرائیل قرار گیرد، همه اینها از طریق اعجاز، صورت گیرد و گردى هم به صورت بنى اسرائیل ننشیند.

ولى موسى(علیه السلام) به آنها فهماند با این که سرانجام پیروز خواهند شد، اما راه درازى در پیش دارند، و این پیروزى طبق سنت الهى در سایه استقامت، کوشش و تلاش به دست خواهد آمد، همان طور که آیه مورد بحث مى فرماید: «موسى گفت: امید است پروردگار شما دشمنتان را نابود کند و شما را جانشینان آنها در زمین قرار دهد» (قالَ عَسى رَبُّکُمْأَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الأَرْضِ).

ذکر کلمه «عَسى» (شاید و امید است) همانند کلمه «لَعَلَّ» که در بسیارى از آیات قرآن آمده است، در حقیقت اشاره به این است که: این پیروزى و موفقیت، شرائطى دارد که بدون آن شرائط، به آن نخواهید رسید.(1)

و در پایان آیه مى فرماید: خداوند این نعمت ها را به شما خواهد داد و آزادى از دست رفته را به شما برمى گرداند، «تا ببیند چگونه عمل خواهید کرد»؟ (فَیَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ).

یعنى پس از پیروزى، دوران آزمایش شما شروع خواهد شد، آزمایش ملتى فاقد همه چیز که در پرتو هدایت الهى همه چیز را پیدا کرده است.

این تعبیر ضمناً به این مطلب اشعار دارد که در آینده از بوته این آزمایش خوب بیرون نخواهید آمد، و شما هم به هنگام قدرت یافتن همچون دیگران دست به ظلم و فساد خواهید زد.

در روایتى که در کتاب «کافى» از امام باقر(علیه السلام) نقل شده چنین مى خوانیم: وَجَدْنا فِی کِتابِ عَلِیّ(علیه السلام) اِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ أَنَا وَ أَهْلُ بَیْتِیَ الَّذِینَ أَوْرَثَنَا اللّهُ الأَرْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ:

«در کتاب على(علیه السلام) چنین یافتیم که پس از تلاوت آیه أَنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُها... فرمود: من و اهل بیتم همان کسانى هستیم که خداوند زمین را به ما منتقل ساخته و مائیم پرهیزگاران».(1)

اشاره به این که: حکمى که در این آیه ذکر شده است، یک حکم و یک قانون عمومى است و هم اکنون نیز زمین در واقع از آن پرهیزگاران است.

* * *

 


1 ـ شرح بیشتر در این باره را در ذیل آیه 84 سوره «نساء»، جلد چهارم مطالعه فرمائید.

2 ـ «نور الثقلین»، جلد 2، صفحه 56، مؤسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «کافى»، جلد 1، صفحه 407، و جلد 5، صفحه 279، دار الکتب الاسلامیة ـ «وسائل الشیعه»، جلد 25، صفحه 414، چاپ آل البیت ـ «مستدرک»، جلد 17، صفحه 112، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 97، صفحه 58.

..........................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری