پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

به هنگام شنیدن تلاوت قرآن خاموش باشید

شرح آیات 204 لغایت 206 سوره مبارکه اعراف

204وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

205وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِبِالْغُدُوِّ وَ الاصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ

206إِنَّ الَّذینَ عِنْدَ رَبِّکَ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُیَسْجُدُونَ

 

ترجمه:

204 ـ هنگامى که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید; شاید مشمول رحمت خدا شوید!

205 ـ پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن! و از غافلان مباش!

206 ـ قطعاً آنها که (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هیچ گاه) از عبادتش تکبر نمىورزند، و او را تسبیح مى گویند، و برایش سجده مى کنند.

تفسیر:

به هنگام شنیدن تلاوت قرآن خاموش باشید

این سوره (سوره اعراف) با بیان عظمت قرآن آغاز شده، و با آیات مورد بحث که آن هم از قرآن سخن مى گوید، پایان مى پذیرد، هر چند بعضى از مفسران براى نزول نخستین آیه مورد بحث، شأن نزول هائى ذکر کرده اند از جمله این که:

«ابن عباس» و جمع دیگرى گفته اند: مسلمانان در آغاز کار، گاهى در نماز صحبت مى کردند، و گاهى شخص تازه وارد، به هنگامى که نماز را شروع مى کرد، از دیگران سؤال مى کرد، چند رکعت نماز خوانده اید؟ آنها هم جواب مى دادند فلان مقدار، آیه بالا نازل شد و آنها را از این کار نهى کرد.(1)

و نیز از «زُهرى» نقل شده: هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) قرآن تلاوت مى کرد، جوانى از انصار همراه او بلند قرآن مى خواند، آیه نازل شد و از این کار نهى کرد.(2)

به هر صورت، قرآن در آیه فوق دستور مى دهد: «هنگامى که قرآن تلاوت مى شود، با توجه به آن گوش دهید و ساکت باشید ، شاید مشمول رحمت خدا گردید» (وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ).

«أَنْصِتُوا» از ماده «اِنْصات» به معنى سکوت توأم با گوش فرا دادن است.

در این که آیا این سکوت و استماع، به هنگام قرائت قرآن در تمام موارد است؟

یا منحصر به وقت نماز و هنگام قرائت امام جماعت؟

و یا به هنگامى که امام در خطبه نماز جمعه تلاوت قرآن مى کند؟

در میان مفسران گفتگو بسیار است، و احادیث مختلفى در کتب حدیث و تفسیر در این زمینه نقل شده است.

آنچه از ظاهر آیه استفاده مى شود این است که: این حکم، عمومى و همگانى است و مخصوص به حال معینى نیست.

ولى روایات متعددى که از پیشوایان اسلام نقل شده به اضافه اجماع و اتفاق علماء بر عدم وجوب استماع در همه حال، دلیل بر این است که این حکم به صورت کلى یک حکم استحبابى است، یعنى شایسته و مستحب است که در هر کجا و در هر حال کسى قرآن را تلاوت کند، دیگران به احترام قرآن سکوت کنند و گوش جان فرا دهند، پیام خدا را بشنوند و در زندگى خود از آن الهام گیرند، زیرا قرآن تنها کتاب قرائت نیست، بلکه کتاب فهم و درک و سپس عمل است، این حکمِ مستحب به قدرى تأکید دارد که در بعضى از روایات از آن تعبیر به واجب شده است.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: یَجِبُ الاِنْصاتُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلوةِوَ فِى غَیْرِها وَ اِذْا قُرِءَ عِنْدَکَ الْقُرْآنُ وَجَبَ عَلَیْکَ الاِنْصاتُ وَ الاِسْتِماعُ:

«واجب است در نماز و غیر نماز به هنگام شنیدن قرآن سکوت و استماع کرد و هنگامى که نزد تو قرآن خوانده شود، سکوت کردن و گوش فرا دادن لازم است».(3)

حتى از بعضى از روایات استفاده مى شود: اگر امام جماعت مشغول قرائت باشد و فرد دیگرى، آیه اى از قرآن تلاوت کند، مستحب است سکوت کند تا او آیه را پایان دهد، سپس امام قرائت را تکمیل کند، چنان که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: على(علیه السلام) در نماز صبح بود و «ابن کَوّا» (همان مرد منافق تیره دل) در پشت سر امام(علیه السلام) مشغول نماز بود، ناگاه در نماز این آیه را تلاوت کرد:

وَ لَقَدْ أُوحِىَ اِلَیْکَ وَ اِلَى الَّذِیْنَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِیْنَ: «به تو و همه پیامبران پیشین وحى شده که اگر مشرک شوى، تمام اعمالت تباه مى شود و از زیانکاران خواهى بود!»(4)

و هدفش از خواندن آیه این بود که به طور کنایه به على(علیه السلام) احتمالاً در مورد قبول حکمیت در میدان «صفین» اعتراض کند.

اما با این حال امام(علیه السلام) براى احترام قرآن سکوت کرد، تا وى آیه را به پایان رسانید، سپس امام(علیه السلام) به ادامه قرائت نماز بازگشت.

«ابن کَوّا» کار خود را دو مرتبه تکرار کرد، باز امام(علیه السلام) سکوت کرد.

«ابن کَوّا» براى سومین بار آیه را تکرار نمود، و على(علیه السلام) مجدداً به احترام قرآن سکوت کرد.

سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: فَاْصِبْر اِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ لایَسْتَخِفَنَّکَ الَّذِیْنَ لایُؤْمِنُونَ: «اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است; و هرگز کسانى که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند (و از راه منحرف نکنند)!».(5)-(6)

اشاره به این که مجازات دردناک الهى در انتظار منافقان و افراد بى ایمان است و در برابر آنها باید تحمل و حوصله به خرج داد، سرانجام امام(علیه السلام)سوره را تمام کرده و به رکوع رفت.

از مجموع این بحث روشن مى شود استماع و سکوت به هنگام شنیدن آیات قرآن کار بسیار شایسته اى است ولى به طور کلى واجب نیست، و شاید علاوه بر اجماع و روایات جمله: لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ: «شاید مشمول رحمت خدا بشوید» نیز اشاره به مستحب بودن این حکم باشد.

تنها موردى که این حکم الهى شکل وجوب به خود مى گیرد موقع نماز جماعت است که مأموم به هنگام شنیدن قرائت امام، باید سکوت کند و گوش فرا دهد، حتى جمعى از فقهاء این آیه را دلیل بر سقوط قرائت حمد و سوره از مأموم دانسته اند.

از جمله روایاتى که دلالت بر این حکم دارد حدیثى است که از امام باقر(علیه السلام)نقل شده که فرمود:

وَ اِذا قُرِءَ الْقُرْآنُ فِى الْفَرِیْضَةِ خَلْفَ الاِمامِ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ: «هنگامى که قرآن در نماز فریضه و پشت سر امام خوانده مى شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت الهى شوید».(7)

و اما در مورد کلمه لَعَلَّ: «شاید» که در این گونه موارد به کار مى رود، سابقاً هم اشاره کرده ایم که منظور این است: براى این که مشمول رحمت خدا شوید، تنها سکوت و گوش فرا دادن کافى نیست، شرائط دیگرى از جمله عمل به آن دارد.

ذکر این نکته نیز به مورد است که فقیه معروف «فاضل مقداد» در کتاب «کنز العرفان» تفسیر دیگرى براى آیه ذکر کرده است و آن این که:

«مراد از آن، شنیدن آیات قرآن، درک مفاهیم آن و پى بردن به معجزه بودنش مى باشد.

ذکر این تفسیر شاید به خاطر آن است که: در آیه قبل، گفتگو از مشرکان بود که آنها درباره نزول قرآن بهانه جوئى مى کردند، قرآن به آنها مى گوید: خاموش شوید و گوش فرا دهید تا حقیقت را دریابید».(8)

هیچ مانعى ندارد مفهوم آیه فوق را آن چنان وسیع بدانیم که مسلمان و کافر همه را در بر گیرد، غیر مسلمانان باید بشنوند و سکوت کنند و در آن بیندیشند تا ایمان بیاورند و مشمول رحمت خدا شوند، مسلمانان هم باید گوش فرا دهند و مفاهیم آن را دریابند و به آن عمل کنند، تا رحمت خدا آنها را نیز فرا گیرد; زیرا قرآن کتاب ایمان و علم و عمل است براى همگان نه براى یک گروه معین!

* * *

در آیه بعد، براى تکمیل دستور فوق، به پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمان مى دهد: (توجه داشته باشید این یک حکم عمومى است اگر چه روى سخن در آن به پیامبر(صلى الله علیه وآله)شده همانند بسیارى دیگر از تعبیرات قرآن) «پروردگارت را در دل خود از روى تضرع و خوف یاد کن» (وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً).(9)

آنگاه اضافه مى کند: «و آهسته و آرام نام او را بر زبان بیاور» (وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ).

و این کار را همواره «صبحگاهان و شامگاهان تکرار کن» (بِالْغُدُوِّ وَ الآصالِ).

«آصال» جمع «اصیل» به معنى نزدیک غروب و شامگاه است.

«و هرگز از غافلان و بى خبران از یاد خدا مباش» (وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ).

یاد خدا در همه حال و در هر روز، در صبحگاهان و شامگاهان مایه بیدارى دل ها و کنار رفتن ابرهاى تاریک غفلت از دل آدمى است.

یاد خدا همچون باران بهارى است که چون بر دل ببارد گل هاى بیدارى، توجه، احساس مسئولیت، روشن بینى و هر گونه عمل مثبت و سازنده اى را مى رویاند.

* * *

سپس با این سخن سوره را پایان مى دهد که نه تنها شما باید در همه حال به یاد خدا باشید، «فرشتگان مقرب پروردگار و آنها که در مقام قرب، نزد پروردگار تواند هیچ گاه از عبادت او تکبر نمىورزند، و همواره تسبیح او مى گویند و ذات پاکش را از آنچه شایسته مقام او نیست منزه مى شمارند و در پیشگاه او سجده مى نمایند» (إِنَّ الَّذینَ عِنْدَ رَبِّکَ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ یَسْجُدُونَ).

کلمه: عِنْدَ رَبِّکِ: «آنها که نزد پروردگار تواند» به معنى قرب مکانى نیست; زیرا خداوند مکانى ندارد، بلکه اشاره به قرب مقامى است، یعنى آنها با آن همه موقعیت و مقام، باز در بندگى و یاد خدا و سجده و تسبیح کوتاهى ندارند، شما هم باید کوتاهى نکنید.

به هنگام تلاوت آیه فوق، سجده کردن مستحب است، ولى بعضى از اهل تسنن مانند پیروان «ابوحنیفه» آن را واجب مى شمرند.

* * *

بار الها! قلب ما را به نور یاد خودت روشن فرما همان روشنائى که در پرتو آن، راه خویش را به سوى حقیقت بگشائیم و از آن در به پاداشتن پرچم حق و پیکار با ظالمان و ستمگران و درک مسئولیت ها و انجام رسالت ها مدد گیریم!(10)

 

 

پایان سوره اعراف(11)

 


1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «جامع البیان» (تفسیر طبرى)، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 156، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق.

ـ «جامع البیان» (تفسیر طبرى)، جلد 9، صفحه 110، ذیل آیه مورد بحث ـ «درّ المنثور»، جلد 3،
صفحه 156، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق.

3 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 57 (صفحه 627، بنیاد بعثت، طبع اول، 1415 هـ ق)، ذیل آیه مورد بحث ـ «وسائل الشیعه»، جلد 6، صفحه 215، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 85، صفحه 108 و
جلد 89، صفحه 221 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 2، صفحه 44، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق.

4 ـ زمر، آیه 65.

5 ـ روم، آیه 60.

6 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 56 (صفحه 627، بنیاد بعثت، طبع اول، 1415 هـ ق)، ذیل آیه مورد بحث ـ «وسائل الشیعه»، جلد 8، صفحه 367، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 33، صفحات 344، 429 و 430.

7 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 57 (صفحه 627، بنیاد بعثت، طبع اول، 1415 هـ ق)، ذیل آیه مورد بحث ـ «من لایحضره الفقیه»، جلد 1، صفحه 392، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 هـ ق ـ «وسائل الشیعه»، جلد 6، صفحه 214 و جلد 8، صفحه 355، چاپ آل البیت ـ «مستدرک»، جلد 6، صفحه 479، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 82، صفحه 86 و جلد 85، صفحات 21، 70 و 108 و جلد 89، صفحه 221 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 2، صفحه 44، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق ـ «مستطرفات السرائر»، صفحه 585، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1411 هـ ق.

8 ـ «کنز العرفان»، جلد 1، صفحه 195.

9 ـ «تَضَرُّع» در اصل از ماده «ضَرْع» به معنى «پستان» گرفته شده و به کار کسى که با نوک انگشتان شیر مى دوشد تضرع مى گویند، سپس به معنى اظهار خضوع و تواضع آمده است.

10 ـ این آیات معمولاً در ایام تبعیدى استاد و زمان درگیرى جدى ملت مسلمان ایران با رژیم پهلوى به رشته تحریر آمده است.

11 ـ تصحیح: 14 / 11 / 1383

.........................

تفسیر نمونه

محتوای بیشتر در این بخش: « وسوسه هاى شیطان رسالت پیامبر »

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری