پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

معجزات اقتراحى

شرح آیه 20 سوره مبارکه یونس

20وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواإِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ

ترجمه:

20 ـ مى گویند: «چرا معجزه اى از پروردگارش بر او نازل نمى شود»؟! بگو: «غیب تنها براى خدا است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه جویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!)».

تفسیر:

معجزات اقتراحى

دگر بار قرآن، به بهانه جوئى هاى مشرکان، به هنگام سر باز زدن از ایمان و اسلام مى پردازد و مى گوید: «مشرکان چنین مى گویند: چرا معجزه اى از ناحیه خداوند بر پیامبر نازل نشده است» (وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ).

البته به قرائنى که بعداً اشاره خواهیم کرد، منظور آنها هر گونه معجزه اى نبوده است; زیرا مسلماً پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) علاوه بر قرآن، معجزات دیگرى نیز داشته، و تواریخ اسلام و بعضى از آیات قرآن گواه بر این حقیقت است.

بلکه، منظور آنها این بوده که، هر وقت معجزه اى به میل خود پیشنهاد کنند، فوراً آن را انجام دهد!

آنها چنین مى پنداشتند: اعجاز امرى است در اختیار پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و هر وقت و هر گونه اراده کند مى تواند انجام دهد.

علاوه بر این، موظف است از این نیروى خود، در برابر هر مدعى لجوج و بهانه جو استفاده کند، و مطابق میل او عمل نماید.

لذا، بلافاصله به پیامبر(صلى الله علیه وآله)چنین دستور داده مى شود: «به آنها بگو: معجزه مخصوص خدا، و مربوط به جهان غیب و ماوراء طبیعت است» (فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ).

بنابراین، چیزى نیست که در اختیار من باشد، و من بر طبق هوس هاى شما هر روز معجزه تازه اى انجام دهم، و بعداً هم با عذر و بهانه اى از ایمان آوردن خوددارى کنید.

و در پایان آیه، با بیانى تهدیدآمیز به آنها مى گوید: «اکنون که شما دست از لجاجت بر نمى دارید در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم» (فَانْتَظِرُواإِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ).

شما در انتظار مجازات الهى باشید، و من هم در انتظار پیروزیم!

و یا این که شما در انتظار آمدن چنین معجزاتى باشید، و من هم در انتظار مجازات شما افراد لجوجم!

* * *

نکته ها:

1 ـ همان گونه که در بالا اشاره کردیم، «آیه» (معجزه)، اگر چه مطلق است و هر گونه معجزه اى را شامل مى شود، ولى قرائنى در دست است که، نشان مى دهد آنها طالب معجزه براى شناخت پیامبر(صلى الله علیه وآله)نبودند، بلکه آنها خواهان «معجزات اقتراحى» بودند، یعنى: هر روز معجزه اى به نظرشان مى رسید، آن را به پیامبر پیشنهاد مى کردند و انتظار داشتند او هم تسلیم پیشنهاد آنان باشد.

گوئى پیامبر انسان بیکارى است که، کلید همه معجزات را در دست گرفته و منتظر است کسى از راه برسد و پیشنهادى به او بکند! غافل از این که:

اوّلاً ـ معجزه کار خدا است، و تنها به فرمان او انجام مى گیرد.

ثانیاً ـ معجزه براى شناخت پیامبر و هدایت است، و یک مورد آن هم براى این منظور کافى است، و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) علاوه بر آن، به اندازه کافى معجزه به آنها نشان داده بود، و بیش از آن، چیزى جز یک مشت اقتراحات هوس آلود نبود.

شاهد بر این که منظور از «آیه» در جمله فوق «معجزات اقتراحى» است چند مطلب است:

اوّلاً ـ ذیل آیه آنها را تهدید مى کند، و اگر آنها براى کشف حقیقت خواهان معجزه بودند، جاى تهدید نداشت.

ثانیاً ـ در چند آیه قبل خواندیم: آنها به قدرى لجوج بودند که، به پیامبر پیشنهاد مى کردند کتاب آسمانى خود را به کتاب دیگرى تبدیل کند، و یا حداقل آیاتى که اشاره به نفى بت پرستى است تغییر دهد!

ثالثاً ـ طبق اصل مسلّمى که در تفسیر آیات داریم: أَلْقُرْآنُ یُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً: «آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مى کنند»،(1) ما مى توانیم از آیاتى مانند آیات 90 ـ 94 سوره «اسراء» به خوبى بفهمیم که: این بت پرستان لجوج، طالب معجزه براى هدایت نبودند.

لذا، گاهى مى گفتند: ما به تو ایمان نمى آوریم تا چشمه هائى از این زمین خشکیده بیرون بیاورى.

دیگرى مى گفت: این هم کافى نیست، باید قصرى از طلا داشته باشى.

سومى مى گفت: این هم براى ما قانع کننده نیست، باید جلو چشم ما به آسمان پرواز کنى، سپس اضافه مى کرد: که پرواز به آسمان نیز کافى نیست، مگر این که نامه اى از طرف خدا براى ما بیاورى! و از این گونه ترّهات و لاطائلات.

از آنچه در بالا گفتیم روشن شد: کسانى که خواسته اند آیه فوق را، دلیل بر نفى هر گونه معجزه، یا نفى معجزات غیر از قرآن بدانند، در اشتباهند.(2)

* * *

2 ـ کلمه «غیب» در جمله «إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ»، ممکن است اشاره به این باشد که: معجزه امرى است مربوط به عالم غیب، و در اختیار من نیست و مخصوص خدا است.

و یا اشاره به این است که: مصالح امور و این که در چه موردى حکمت ایجاب نزول معجزه را مى کند، جزء اسرار غیب است، و مخصوص خدا است، او هر مورد را که صلاح بداند، و طالب معجزه را جویاى حقیقت ببیند، معجزه را نازل مى کند; چرا که غیب و اسرار نهان مخصوص ذات پاک او است.

ولى تفسیر اول نزدیک تر به نظر مى رسد.

* * *


1 ـ «بحار الانوار»، جلد 29، صفحه 352، و جلد 54، صفحه 218.

2 ـ توضیح بیشتر درباره این موضوع، در جلد 12 تفسیر «نمونه»، ذیل آیه 59 سوره «اسراء» آمده است.

..............................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری