پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

مجازات الهى در دست من نیست

شرح آیات 48 لغایت 52 سوره مبارکه یونس

48وَ یَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

49قُلْ لاأَمْلِکُ لِنَفْسی ضَرّاً وَ لا نَفْعاً إِلاّ ما شاءَ اللّهُ لِکُلِّ أُمَّة أَجَلٌ إِذا جاءَأَجَلُهُمْ فَلایَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لایَسْتَقْدِمُونَ

50قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً أَوْ نَهاراً ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُالْمُجْرِمُونَ

51أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ آلآنَ وَ قَدْ کُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ

52ثُمَّ قیلَ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّ بِما کُنْتُمْتَکْسِبُونَ

 

ترجمه:

48 ـ و مى گویند: «اگر راست مى گوئى، این وعده (مجازات) کى خواهد بود»؟

49 ـ بگو: «من براى خودم زیان و سودى را مالک نیستم، (چه رسد براى شما!) مگر آنچه خدا بخواهد. براى هر قومى، اجلى است; هنگامى که اجل آنها فرا رسد، نه ساعتى تأخیر مى کنند، و نه پیشى مى گیرند»!

50 ـ بگو: «به من خبر بدهید اگر مجازات او، شب هنگام یا در روز به سراغ شما آید (،آیا مى توانید آن را از خود دفع کنید؟!)» پس مجرمان براى چه عجله مى کنند؟!

51 ـ سپس آیا آنگاه که واقع شد (به شما گفته مى شود:)، آیا به آن ایمان مى آورید؟! حالا؟! در حالى که قبلاً براى آن عجله مى کردید!

52 ـ سپس به کسانى که ستم کردند گفته مى شود: «عذاب ابدى را بچشید! آیا جز به آنچه انجام مى دادید کیفر داده مى شوید»؟!

تفسیر:

مجازات الهى در دست من نیست

به دنبال تهدیدهائى که در آیات سابق راجع به عذاب و مجازات منکران حق ذکر شد، در این آیات، نخست از قول آنها چنین نقل مى کند: آنها از روى استهزاء و مسخره و انکار «مى گویند: این وعده اى که در مورد نزول عذاب مى دهى، اگر راست مى گوئى چه موقع است»؟! (وَ یَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ).

این سخن، مسلماً از ناحیه مشرکان عصر پیامبر اسلام بوده; زیرا آیات بعد که متضمن پاسخ پیامبر(صلى الله علیه وآله)است، شاهد گویاى این مطلب مى باشد.

آنها با این تعبیر مى خواستند، هم بى اعتنائى کامل خود را به تهدیدهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)نشان دهند.

و هم براى افرادى که از این تهدیدها متزلزل گشته بودند، مایه قوت قلب و آرامش فکر شوند.

* * *

در برابر این سؤال و استهزاء، خداوند به پیامبرش دستور مى دهد از چند راه به آنها پاسخ گوید:

نخست این که: «به آنها بگو وقت و موعد این کار در اختیار من نیست، من مالک سود و زیانى براى خود نیستم، چه رسد براى شما، مگر آنچه خدا بخواهد و اراده کند» (قُلْ لاأَمْلِکُ لِنَفْسی ضَرّاً وَ لا نَفْعاً إِلاّ ما شاءَ اللّهُ).

من تنها پیامبر و فرستاده اویم، تعیین موعد نزول عذاب، تنها به دست او است، وقتى که من درباره خودم مالک سود و زیان نباشم، به طریق اولى در مورد شما مالک چیزى نخواهم بود.

این جمله، در حقیقت اشاره به «توحید افعالى» است، که در این عالم همه چیز به خدا باز مى گردد، و هر کار از ناحیه او است.

او استکه با حکمتش مؤمنان را پیروزى مى دهد.

و او است که با عدالتش منحرفان را مجازات مى کند.

بدیهى است، این منافات با آن ندارد که، خداوند به ما نیروها و قدرت هائى داده است، که به وسیله آن مالک قسمتى از سود و زیان خویش هستیم، و مى توانیم درباره سرنوشت خویش تصمیم بگیریم.

و به تعبیر دیگر: این آیه نفى مالکیت «بالذات» را مى کند نه «بالغیر» را، و جمله «إِلاّ ما شاءَ اللّهُ» قرینه روشنى بر این موضوع است.

از اینجا معلوم مى شود: این که: بعضى از متعصبان همانند نویسنده تفسیر «المنار»، خواسته اند از این آیه نفى جواز توسّل به پیامبر(صلى الله علیه وآله)را استفاده کنند، بسیار بى پایه است.

زیرا اگر منظور از توسّل این باشد که: ما پیامبر(صلى الله علیه وآله)را صاحب قدرت، مالک سود و زیان بالذات بدانیم، مسلماً این شرک است، و هیچ مسلمانى نمى تواند به آن عقیده داشته باشد.

اما اگر، این مالکیت از ناحیه خدا باشد، و تحت عنوان «إِلاّ ما شاءَ اللّهُ» قرار گیرد، مانعى ندارد، و این عین ایمان و توحید است.

ولى او به خاطر غفلت از این نکته، وقت خود و خوانندگان تفسیرش را با بحث هاى طولانى تلف کرده است، و متأسفانه با تمام امتیازاتى که در این تفسیر موجود است، از این اشتباهات، فراوان دارد، که سرچشمه همه آنها را مى توان تعصّب دانست!.

پس از آن قرآن، به پاسخ دیگر پرداخته مى فرماید: «هر قوم و جمعیتى زمان و اجل معینى دارند، به هنگامى که اجل آنها فرا رسد، نه ساعتى از آن تأخیر خواهند کرد، و نه ساعتى پیشى خواهند گرفت» (لِکُلِّ أُمَّة أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلایَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لایَسْتَقْدِمُونَ).

و به تعبیر دیگر: هیچ قوم و ملتى به هنگام انحراف از مسیر حق، در مقابل مجازات هاى الهى که نتیجه اعمال خودشان است مصونیت ندارند، هنگامى که در چنین مسیرهائى گام بگذارند، و از قوانین قطعى آفرینش منحرف شوند، امکانات خود را از دست داده و سرانجام سقوط مى کنند، که تاریخ جهان، نمونه هاى فراوانى را از آن به خاطر دارد.

در واقع قرآن، به مشرکانى که در مورد آمدن عذاب الهى تعجیل مى کردند اخطار مى کند:

بى جهت عجله نکنند، به هنگامى که زمان آنها فرا برسد، لحظه اى این عذاب تأخیر و تقدیم نخواهد داشت.

ضمناً باید توجه داشت: «ساعت» گاهى به معنى لحظه، و گاهى به معنى مقدار کمى از زمان است، هر چند امروز معنى معروفش یک بیست و چهارم شبانه روز مى باشد.

* * *

در آیه بعد، سومین پاسخ را مطرح کرده، مى فرماید: «به آنها بگو: اگر عذاب پروردگار شب هنگام، یا در روز به سراغ شما بیاید» امر غیر ممکنى نیست، آیا شما مى توانید این عذاب ناگهانى را از خود دفع کنید؟ (قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً أَوْ نَهاراً).

«با این حال مجرمان و گنهکاران، در برابر چه چیز عجله مى کنند» (ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُالْمُجْرِمُونَ).

به عبارت دیگر: این مجرمان جسور، اگر یقین به نزول عذاب ندارند، حداقل باید احتمال این را بدهند که ناگهان به سراغشان بیاید، آنها چه تأمین، تضمین و دلیلى در این باره دارند، که تهدیدهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)هرگز به وقوع نخواهد پیوست؟

انسان عاقل در برابر چنین احتمال ضررى، باید لااقل احتیاط را رعایت کند و از آن بر حذر باشد.

نظیر این معنى، در آیات دیگر قرآن با تعبیرهاى دیگرى آمده است مانند:
أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ یَخْسِفَ بِکُمْ جانِبَ الْبَرِّ أَوْ یُرْسِلَ عَلَیْکُمْ حاصِباً ثُمَّ لاتَجِدُوا لَکُمْ وَکِیلاً:

«آیا شما ایمن هستید از این که خداوند در گوشه اى از زمین شما را فرو ببرد، یا سنگریزه اى از آسمان بر شما ببارد، و سپس نگهبانى براى خود نیابید»؟(1)

و این همان چیزى است که: در علم کلام و اصول، از آن به عنوان قاعده «لزوم دفع ضرر محتمل» تعبیر مى شود.(2)

* * *

در چهارمین آیه، پاسخ را بدین گونه مى گوید: «اگر شما گمان مى کنید به هنگام نزول عذاب ایمان بیاورید و ایمان شما پذیرفته شود، این خیال باطلى است» (أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ).

چرا که پس از نزول عذاب، درهاى توبه به روى شما بسته مى شود، و ایمان، کمترین اثرى ندارد، بلکه: «به شما گفته مى شود حالا ایمان مى آورید؟ در حالى که قبلاً از روى استهزاء و انکار تعجیل عذاب را مى خواستید»؟ (آلآنَ وَ قَدْ کُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ).

* * *

و در آخرین آیه اشاره مى کند که این مجازات دنیاى آنها است، «سپس در روز رستاخیز، به کسانى که ستم کردند گفته مى شود: بچشید عذاب ابدى را»! (ثُمَّ قیلَ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ).

«آیا جز به آنچه انجام دادید، کیفر داده مى شوید»؟ (هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّ بِما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ).

این در واقع اعمال خود شما است که دامانتان را گرفته است، همانها است که در برابرتان مجسّم شده، و شما را براى همیشه آزار مى دهد.

* * *

 

نکته ها:

1 ـ قانون کلّى حیات و مرگ

همان گونه که در ذیل آیه 34 سوره «اعراف» گفتیم: بعضى از دین سازان عصر ما، به آیاتى مانند: «لِکُلِّ أُمَّة أَجَلٌ...» که در قرآن دو بار آمده است، براى نفى خاتمیت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)استدلال کرده و چنین نتیجه گرفته اند که: هر دین و مذهبى سرانجام پایان مى گیرد، و جاى خود را به مذهب دیگرى مى دهد.

در حالى که «امت» به معنى گروه و جماعت است، نه به معنى مذهب، و خصوصاً پیروان یک مذهب.

هدف این آیات آن است که اعلام دارد: قانون حیات و مرگ مخصوص افراد نیست، بلکه ملت ها و گروه ها نیز مشمول این قانون هستند، و به هنگامى که در مسیر ظلم و فساد قرار گیرند منقرض خواهند شد.

مخصوصاً در آیه مورد بحث، با توجه به آیه قبل و بعد از آن، به روشنى این حقیقت ثابت مى شود که: سخن از نسخ مذهب در میان نیست، بلکه از نزول عذاب و نابود شدن یک گروه و ملت است; زیرا آیات قبل و بعد، هر دو از عذاب و مجازات دنیا بحث مى کنند.

* * *

2 ـ آیا امت اسلام هم مجازات مى شود؟

با توجه به آیات فوق، این سؤال پیش مى آید: آیا جامعه هاى اسلامى نیز، گرفتار مجازات و عذاب در این جهان مى شوند؟

پاسخ این سؤال، مثبت است; زیرا هیچ دلیلى نداریم که این امت مستثنى باشند، بلکه این قانون درباره همه امت ها و ملت ها است، و این که در بعضى از آیات قرآن خوانده ایم: «خداوند این امت را مجازات نخواهد کرد»،(3) مشروط به یکى از دو شرط است:

یا بودن پیامبر(صلى الله علیه وآله)در میان آنها.

و یا استغفار و توبه از گناه، نه بى قید و شرط.

* * *

3 ـ توبه هنگام نزول عذاب

آیات فوق بار دیگر این حقیقت را تأکید مى کند که: به هنگام نزول عذاب، درهاى توبه بسته مى شود، و پشیمانى سودى نخواهد داشت، دلیل آن هم روشن است; زیرا توبه در چنین حالى، شبیه توبه اجبارى و اضطرارى است، و چنین توبه اى بى ارزش مى باشد.

* * *

   


1 ـ اسراء، آیه 68.

2 ـ از آنچه در بالا گفتیم روشن مى شود آیه فوق که مشتمل بر قضیه شرطیه است، شرط آن ذکر شده و جزاى آن در تقدیر است و جمله «ماذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ» جمله مستقلى است و تقدیر آیه چنین است:

«أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً أَوْ نَهاراً کُنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلى دَفْعِهِ أَوْ تَعُدُّونَهُ أَمْراً مُحالاً فَإِذا کانَ الأَمْرُ کَذلِکَ ماذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ» ـ و این که بعضى احتمال داده اند: جمله «ماذا یَسْتَعْجِلُ...» جزاى شرط باشد، بسیار بعید است (دقت کنید).

3 ـ انفال، آیه 33.

.........................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری