از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، مفسر قرآن کریم، شب گذشته 14 خردادماه در جلسه تفسیر قرآن کریم با اشاره به آیات 82 الی 87 سوره نحل گفت: خداوند همواره نعمتهایش را بر بندگانش نازل میکند، شاید که تسلیم راه خدا شوند از این رو یکی از راههای عبودیت و تسلیم راه خدا شدن، استفاده بهینه از نعمتهای الهی است.
وی در تفسیر آیه 82 سوره نحل «فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلاَغُ الْمُبِینُ، پس اگر رویگردان شوند بر تو فقط ابلاغ آشکار است»، اظهار کرد: خداوند در این آیه حضرت محمد(ص) را خطاب قرار داده، که نگران روی گردانی مردم نباش زیرا تنها وظیفه تو ابلاغ و تذکر نعمتهای الهی برای آنها است.
مؤلف تفسیر «مشکاة» همچنین در تفسیر آیه 83 سوره نحل «یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ یُنکِرُونَهَا وَأَکْثَرُهُمُ الْکَافِرُونَ، نعمت خدا را مىشناسند اما باز هم منکر آن مى شوند و بیشترشان کافرند»، ابرازکرد: خداوند نعمتهایش را بر بندگانش نازل میکند، شاید که راه عبودیت را پیش گیرند، که یکی از راههای بندگی و تسلیم راه خدا شدن، استفاده بهینه و حُسن بهرهبرداری از نعمتهای الهی است؛ در این آیه فعل «یَعْرِفُونَ» از ماده عرفان است و عرفان شناختی عمیقتر و شاخص تر از علم بوده، از این رو خداوند متعال در این آیه به وصف کسی پرداخته که معرفت به نعمتهای خدا دارد و از مصادیق نعمتهای الهی آگاه است اما آنها را انکار میکند.
انصاری عنوان کرد: نعمتهای الهی یعنی آنچه انسان برای ادامه حیات به آن نیازمند است، این نعمتها از لحاظ مادی و دنیایی حیات مادی را تأمین میکنند، و از لحاظ معنوی بسترسازی و حیات معنوی را سبب میشوند.
شکر، گام اول در شناخت نعمتهای الهی
وی، شکر و سپاس را گام اول در شناخت نعمتهای الهی، عنوان کرد و ادامه داد: با این وجود برخی از مردم نعمتهای الهی را شناخته اما آن را انکار میکنند، این در حالی است که جمع عرفان و انکار امری غیر قابل درک است زیرا معرفت حاصل شده اما انکار عمل نیز مطرح است که در این جا نتیجه انکار، تباهی و سقوط خواهد بود.
این نویسنده و پژوهشگر ابراز کرد: مراد از انکار، انکار عملی است و نه علمی؛ و چه بسیار هستند کسانی که خود را وامدار دادههای الهی میدانند و چیزی را شانس تلقی نمیکنند و بر اینکه واژه شانس بر اساس بی حکمتی پدید آمده، واقف هستند، با این وجود باز هم منکر نعمتهای الهی میشوند.
ایمان، حلقه اتصال علم به عمل
وی با بیان اینکه علم، عرفان و معرفتی که در عمل تحقق نیابد، چیزی جز ادعا نیست، تأکید کرد: برای تحقق علم به عمل حلقهای به نام ایمان و اعتقاد قلبی لازم است که معرفت را به عمل مبدل میسازد، همچنین عمل از برکت علم، با ایمان قلبی به آن، تقویت میشود.
انصاری با اشاره به آیه 2 سوره صف که خداوند متعال میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ، اى کسانى که ایمان آوردهاید چرا چیزى مىگویید که انجام نمى دهید»، گفت: برخی از اصحاب فکر و اندیشه از حقوق بشر دم میزنند، اما در مقام عمل به غیر آنچه فرا گرفتهاند عمل میکنند، این افراد عالمان بدون عمل هستند.
وی اظهار کرد: علم و عرفانی که با باور و تعهد قلبی همراه نباشد، در مقام عمل ثمر نمیدهد، از این رو علم که باوری ذهنی است، بدون ایمان و تعهدات قلبی، منتج به نتیجه خارجی نمیشود.
این مفسر قرآن کریم با اشاره به آیه 16 سوره حدید که خداوند میفرماید: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ، آیا براى کسانى که ایمان آوردهاند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده نرم [و فروتن] گردد»، افزود: جای ایمان و تعهد قلبی در قلب است، از این رو وقتی دل مهیا و آماده برای تبدیل علم به ایمان نباشد، عملی را در پی نخواهد داشت.
دلبستگی به شهوات، مانع تبدیل معرفت به زلال ایمان است/ دلتکانی، عامل تبدیل علم به ایمان
وی با بیان اینکه خودپرستی، خودخواهی، دلبستگی به شهوات و امیال نفسانی، مانع تبدیل معرفت به زلال ایمان است، از این رو تا زمانی که آدمی عزم نکرده و دلش را خانه تکانی نکند، ره به جایی نخواهد برد، ابراز کرد: همچنین دل تکانی، عامل ریشه دوانی علم و معرفت و تبدیل آن به ایمان است.
کفر جحودی، نتیجه انکار نعمتهای الهی
انصاری ادامه داد: انکار نعمتهای الهی، فرد را به کفر جحودی میرساند زیرا شخص به نعمتهای الهی آگاه است و به آن معرفت دارد، اما در مقام عمل انکار میکند و متعاقباََ آن را بازگو کرده و اقرار بر کفر میکند؛ آنچه موجب میشود علم به بار نشیند، باور و ایمان قلبی است.
وی در تفسیر آیه 84 سوره نحل «وَیَوْمَ نَبْعَثُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا ثُمَّ لاَ یُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ وَلاَ هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ، و [یاد کن] روزى را که از هر امتى گواهى برمىانگیزیم سپس به کسانى که کافر شدهاند رخصت داده نمىشود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت»، افزود: شهید، به معنای علم بی بدیل خداوند به ظرایف وجودی انسان است، همچنین حاضر و گواه نیز معنا میشود.
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه شهید، در معنای حاضر و گواه، میان خداوند و خلق مشترک است، گفت: یکی از موضوعات مهم در قیامت، شهادت است که گواهانی بر اعمال انسان حاضر و به مقام شهادت مینشینند.
وی به ضرورت نیاز به شهادت با وجود علم الهی به تمام امور، بیان کرد: خداوند از نقطه آغاز که هنوز انگیزه عملی شکل نگرفته است، به آن فعل آگاهی داشته و عوارض و آثار آن را نیز میداند، از این رو شهادت در قیامت را میتوان از دو بعد مادی و آخرتی بررسی کرد.
وجود شاهدان در قیامت، نشانگر عدل الهی
انصاری با بیان اینکه وجود شاهدان در قیامت، نشان از عدل الهی است تا بر همگان ثابت شود میان بشر عدل و مساوات برقرار است، عنوان کرد: همچنین قاضی برای صدور حکم، باید ادله قضاوت خود را مستندات قرار دهد و هرگز نمیتواند به علم خود رأی دهد.
وی ابراز کرد: خداوند شاهدترین شاهدان و قاضیترین قاضیان است اما باز هم به احترام بندگان خود، با تکیه بر علم خویش حکم را صادر نمیکند، بلکه برای مستند بودن امر، از شاهدان بهره میگیرد.
مؤلف تفسیر «مشکاة» عنوان کرد: پیامبران الهی همه شاهدی بر اعمال بندگان هستند، همچنین مؤمنانی که شهادتشان مصون از خطا بوده و از مقام عصمت برخوردار باشند نیز برای شهادت بر اعمال بندگان، حاضر خواهند شد.
وی با اشاره به آیه 21 و 22 سوره فصلت که خداوند متعال میفرماید: «وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَیْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ، وَمَا کُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَلَا أَبْصَارُکُمْ وَلَا جُلُودُکُمْ وَلَکِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا یَعْلَمُ کَثِیرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ، و به پوست [بدن] خود مىگویند چرا بر ضد ما شهادت دادید مىگویند همان خدایى که هر چیزى را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مىشوید، و [شما] از اینکه مبادا گوش و دیدگان و پوستتان بر ضد شما گواهى دهند [گناهانتان را] پوشیده نمىداشتید لیکن گمان داشتید که خدا بسیارى از آنچه را که مىکنید نمىداند»، ادامه داد: اعضا و جوارح بدن نیز شاهدی بر اعمال انسان هستند و آنچه را در دنیا انجام داده باز گو می کنند.
انصاری با بیان اینکه دو فرشته یمین و شمال نیز بر اعمال بندگان شهادت میدهند و پس از آن، شهادت قطعات زمین و حتی زمان است، اظهار کرد: آثار شهادت در قیامت به لحاظ دنیایی، انضباط عملی افراد است و انسان را از برخی گناهان باز میدارد.
بهانهتراشی و عذرآوری در قیامت ممکن نیست
وی با اشاره به آیه 36 سوره مرسلات که خداوند میفرماید: «وَلَا یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ، و رخصت نمىیابند تا پوزش خواهند»، بیان کرد: هنگامی که انسان قضاوت میشود، همواره میکوشد با فرافکنی، بهانهتراشی و عذرآوری از گناه خود سر باز زند اما در قیامت خداوند چنین اجازهای نخواهد داد.
این نویسنده و پژوهشگر اظهار کرد: «یُسْتَعْتَبُونَ» به معنای رضایت است، که خداوند هیچ رضایتی را در قیامت به کسی نمیدهد زیرا کسی نمی تواند در قیامت، جبران منافات کند، همچنین استحلال نیز امکانپذیر نخواهد بود، و تنها راه استحلال در قیامت، شفاعت است.
وی در تفسیر آیه 86 سوره نحل «وَإِذَا رَأى الَّذِینَ أَشْرَکُواْ شُرَکَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَؤُلاء شُرَکَآؤُنَا الَّذِینَ کُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِکَ فَألْقَوْا إِلَیْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّکُمْ لَکَاذِبُونَ، و چون کسانى که شرک ورزیدند شریکان خود را ببینند مىگویند پروردگارا اینها بودند آن شریکانى که ما به جاى تو مىخواندیم و[لى شریکان] قول آنان را رد مىکنند که شما جدا دروغگویانید»، ابراز کرد: یکی از ویژگیهای روز قیامت، روز اجتماع بودن ظالم با مظلوم، عابد و معبود و عاشق و معشوق است، در این روز هیچ تخفیفی داده نمیشود و حکم کاملا قطعی است، همچنین هیچ مهلتی نیز داده نمیشود و اجرای حکم با صدرو حکم، همزمان خواهد بود.
هیچ کس در قیامت لب به سخن نمیگشاید مگر به اذن الهی
این مفسر قرآن کریم افزود: «فَألْقَوْا» به معنای سخن افکندن است، یعنی خداوند سخن را بر حلق آنها جاری میسازد و هیچ کس نمیتواند در قیامت لب به سخن بگشاید، مگر کسانی که خدا بخواهد.
وی در تفسیر آیه 87 سوره نحل «وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ یَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَفْتَرُونَ، و آن روز در برابر خدا از در تسلیم درآیند و آنچه را که برمىبافتند بر باد مى رود» اظهار کرد: در قیامت واقعیت محض و جلوه حقانیت خداوند نشان داده میشود و گناه کاران بی اختیار، از درون قلبشان، به تسلیم در پیشگاه خدا روی میآورند؛ و این در حالی است که خدا تصمیم اختیاری افراد در دنیا را میطلبد و نه تصمیم قهری در قیامت را.