به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، همایش وحدت حوزه و دانشگاه امروز 24 آذرماه در سالن شهدای علمی وزارت علوم تحقیقات و فناوری برگزار شد.
در ابتدای مراسم بعد از قرائت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران، فریدون رحیمزاده، مدیر کل دفتر سیاستگذاری و برنامهریزی فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم به خیر مقدم به حاضران اکتفا کرد و مراسم با پخش کلیپ همایش با موضوع سخنان امام(ره) و مقام معظم رهبری در مورد وحدت حوزه و دانشگاه ادامه پیدا کرد.
در ادامه برنامه، پیام آیتاللهالعظمی جوادی آملی که مختص این برنامه بود، پخش شد که در ادامه میآید:
مقدم فرهیختگان و نخبگان علمی را به این همایش گرامی میداریم و از برگزار کنندگان این همایش باشکوه قدردانی مینمائیم. وحدت حوزه و دانشگاه اثر خاص خود دارد و اگر بخواهد سبقه علمی پیدا کند، باید این دو نهاد را بررسی کرد. دو نهاد علمی مانند حوزه و دانشگاه اگر بخواهند متحد شوند، تنها علم است که میتواند آنها را متحد کند و تنها علمی که میتواند سبب وحدت اینها شود، علمی است که به یکتایی خدا میرسد، زیرا چیزی که خود را متکثر است هرگز عامل وحدت نخواهد بود و کسی که از چیزی که خود واحد است، هرگز سبب تکثر نمیشود.
علم توحید و لاغیر میتواند سبب وحدت حوزه و دانشگاه شود. آیا علم دینی وجود دارد یا ندارد؟ اگر علم دینی وجود ندارد، وحدت حوزه و دانشگاه سخن گزافی است و هیچ ممکن نیست که این دو نهاد با هم هماهنگ شوند.
اگر ثابت شود که علم دینی وجود دارد، باید سبب وحدت شود. هیچ علمی پاسخگوی این سؤال که آیا علم دینی داریم یا نه نیست، علم زمینشناسی در حریم زمین سخن میگوید و سایر علوم هم چنین هستند. هیچ علمی نمیتواند به این سؤال پاسخ دهد و تنها علمی که عهدهدار پاسخ این سؤال است فلسفه است؛ زیر فلسفه درباره هستی و نیستی جهان هستی صحبت میکند البته در صورتی که موضوع از مسئله هستیشناسی بیرون نرود.
علم فلسفهای که درباره وجود یا عدم وجود علم دینی صحبت میکند خود سکولار است یعنی نه دینی است نه ضد دین، وقتی این سؤال را از فلسفه کردیم فلسفه باید فکر کند که آیا دین هست یا نه؟ فلسفه وقتی در این مورد صحبت میکند اگر کجراهه رفت دو خطر را پیش رو قرار میدهد؛ اول خودزنی میکند و فلسفه الحادی و فلسفه مسموم میشود و بعد دیگرزنی میکند و تمام علوم دیگری که در جهان هست را ضد دین میکند.
اما اگر فلسفه به دین پاسخ گفت و کج راهه نرفت اول اینکه خود را الهی میکند و فلسفه دینی میشود و دوم برکتی نصیب همه علوم میکند. اولین کاری که چنین فلسفهای میکند خود را به دین میآراید و فلسفه دینی میشود و دوم اینکه به همه علوم صبغه دینی میبخشد زیرا موضوع همه علوم مربوط به خداست.
علم غیر دینی نداریم مگر آن علمی که موضوعش فعل انسان باشد نه خدا. دینی بودن علم به موضوع علم بسته است، علمی که موضوع آن خدا، اسماء، اوصاف و اقوال خدا باشد دینی است. علمی که موضوع آن افعال انسان است مثل نوازندگی و هنر پیشگی میتواند دینی باشد اگر موافق دستورات شرع باشد و اگر اینگونه نباشد علم دینی نخواهد بود.
علومی که در دانشگاهها مطرح است همه، علوم دینی هستند و علوم غیر دینی نخواهیم داشت، اگر فعلی مربوط به کار خداست یقیناً دینی است و غیر دینی نخواهد بود. در توضیح مطلب باید گفت اگر کسی درباره عمر پیغمبر(ص) و یا امامان صحبت کند علم دینی میشود اما چگونه است که اگر درباره فعل خدا صحبت کند علم دینی نیست؟ فرض ندارد که علمی داشته باشیم مثل فیزیک، شیمی و ... که دینی نباشد. علومی که در دانشگاههاست و موضوع آن درباره جهان هستی است دینی است.
فقه که از برجستهترین علوم دینی بهشمار میرود ممکن است روش غیر دینی داشته باشد مثلاً کسی بخواهد از راه قیاس فتوا بدهد. بحث بعدی آن این است که اگر علمی دینی بود ممکن است روش آن دینی باشد یا غیر دینی، اگر با برهان عقلی ثابت شد روش دینی است ولی اگر با روش قیاس و ... ثابت شد غیر دینی است.
حوزه درباره قول خدا و دانشگاه درباره فعل خدا صحبت میکند، محور هر دو خداست، قهراً حوزه و دانشگاه زیر لوا و پرچم توحید به سر میبرند، گاهی ممکن است مشکلاتی یکی را از دیگری جدا کند. تنها چیزی که موجب هماهنگی این دو نهاد است همان علم دینی است.
امیدواریم اساتید و دانشجویان در زیر پرچم توحید، حقایق عالم را بررسی کنند و در تمدن اسلامی پیشگام و پیشرو باشند، مجدداً مقدم همه شما فرهیختگان را گرامی میدارم.