استاد فلسفه دانشگاه تهران با تأکید بر وجود عناصر متضاد در عالم طبیعت، تقابل حوزه و دانشگاه را یکی از مصادیق این تعارض دانست که در جهت تقابل سنت و مدرنیته پدید آمده است. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، غلامحسین ابراهیمی دینانی در نشستی که صبح امروز ۲۹ آذرماه به مناسبت سالروز وحدت حوزه و دانشگاه در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد با اشاره به وجود تضاد میان پدیدههای طبیعی عنوان کرد: عالمی که در آن زندگی میکنیم عالم تضاد است. خوبی و بدی، جوانی و پیری، زمستان و تابستان نمونههایی از وجود تضاد در عالم طبیعت است. در تضاد نمیشود زندگی کرد، اما قدرت بالغه حق، یک ارتباطی بین دو امر متضاد ایجاد میکند و یک تعاملی بین آنها پیدا میشود. بدن ما به تعبیر قدما از چهار عنصر تشکیل شده است که با هم تعامل میکنند و مزاج سالم آدمی ایجاد میشود. مزاج از کلمه مزج مشتق شده است که به معنای شدت اختلاط و ترکیب است.
وی ادامه داد: یکی دیگر از مظاهر تضاد در سنت و مدرنیته پدید میآید. تنها اوحدی از انسانها میداند که مدرنیته به چه معناست. با اینکه در مدرنیته زندگی میکنیم و مظاهر آن را به خوبی میشناسیم، اما نمیدانیم روح آن چیست. تقابل حوزه و دانشگاه هم مصداق کوچکی از مصادیق فراوان برخورد سنت و مدرنیته است. حوزه مظهر سنت هزار ساله است. من در دوران جوانی فکر میکردم که اگر حوزه نباشد زندگی معنا ندارد. این حوزه چه بود که آنقدر به آن علاقه داشتم؟ چیزی که در حوزه وجود داشت یک علاقه علمی و دوستی طلاب با کتاب بود. در آن زمان کتابخانهها مملو از طلاب بود و آنان به صورت تماموقت به مطالعه اشتغال داشتند. حوزه این بود.
استاد دانشگاه تهران افزود: امروز مدرنیته یک زبان دارد، سنت یک زبان دیگر. باید یک وحدتی میان این دو زبان باشد. مدرسه نظامیه و جندی شاپور نمونههای از وحدت حوزه و دانشگاه است. در زبان قبل از انقلاب، اساتید دانشگاهی مانند محمود شهابی، جلالالدین همایی و سید حسن امامی از میان بزرگان حوزه بودند و دانشگاه را اشغال کرده بودند. حوزویان در آن زمان دانشگاهها را به دست گرفته بودند و به خوبی اداره میکردند. در آن زمان وحدت حوزه و دانشگاه به درستی برقرار بود.
دینانی در پایان تأکید کرد: تضاد سنت و مدرنیته باید به نحوی حل شود. این مشکل فقط مشکل ما نیست بلکه در غرب هم این مشکل وجود دارد. دنیای مدرن بیرحم است و در اعماق وجود آدمی رخنه میکند. باید با حفظ عقلانیت با پدیدههای جدید روبرو شویم نه اینکه در آن هضم شویم. ما میتوانیم مدرنیته را تعدیل کنیم و به نحو معقول از آن بهره ببریم. در مقابل، سنت را نیز باید معقول بفهمیم. تنها چیزی که میتواند این تضاد را به صلح تبدیل کند عقل است.
......................