• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

معرفت نفس؛ قضا و قدر،آیت الله العظمی

دریافت فایل صوتی

حجم: 4 MB

زمان: 31:44 دقیقه

بیشتر...

حقوق و وظايف انسان از منظر امام سجاد(عليه السلام)

 

خدایت بیامرزد! آگاه باش که پروردگار را بر تو حقوقى است

بیشتر...

یلدایی با طعم قرآن

شب یلدا بزرگ‌ترین شب سال است که ایرانی‌ها در سنتی از قدیم

بیشتر...

وجود 6000 کاربر فعال در مرکز آموزش مجازی حفظ قرآن

مدیر مرکز آموزش مجازی حفظ قرآن کریم وابسته به معاونت فرهنگی

بیشتر...

برنامه شورای عالی قرآن برای تربیت و استفاده از

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش پانا، سیدعلی سرابی گفت:

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
13475
57608
115511191
امروز دوشنبه, 20 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

جهر و اخفات در قرائت قرآن

با توجه به آيه سَماع قرآن و آيات فراوان ديگر كه تلاوت قرآن بر مردم را مطرح مي‎كند، معلوم مي‎گردد كه قرائت جهري نه تنها ممنوع نيست بلكه مستحب مي‎باشد و گاه بالاتر، در مقام تبليغ واجب مي‎شود:
«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ».[1]
«يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ».[2]
احاديث معصومين نيز اين معني را تأكيد مي‎كند:
«قُلْتُ لِأبي عَبْدِاللهِ، الرَّجُلُ لا يَري أنَّهُ صَنَعَ شَيْئاً في الدُّعاء وفي القِرائَةِ حَتّي يَرْفَعَ صَوْتَهُ فَقالَ ـ عليه السّلام ـ لا بأسَ، إنَ عَليَّ بْنَ الحُسَيْنِ ـ عليه السّلام ـ كانَ أحْسَنَ النّاسِ صَوْتاً بِالْقُرآنَ وَ كانَ يَرْفَعُ صَوْتَهُ حَتّي يَسْمَعَهُ أهلُ الدّار، وَ اِنَّ أبا جَعْفَرَ كانَ أحْسَنُ صَوْتاً بِالقُرآنِ وَ كانَ إذا قامَ مِنَ اللَّيلِ و قَرَأ، رَفَعَ صَوْتَهُ، فَيَمُرُّ بِهِ مارُّ الطَّريقِ مِنَ السّقّائينَ وَ غَيْرِهِمْ فَيَقُومُونَ فَيَسْتمَعُونَ إِلَي قِراءَتِهِ».[3]
(به امام صادق ـ عليه السّلام ـ گفتم، شخصي تا صدايش را بلند نكند معتقد است كه در دعاء و قرائت قرآن كاري انجام نداده است، فرمودند، اشكالي ندارد، چرا كه امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در ميان مردم، زيباترين صوت قرآن را دارا بود و پيوسته صدايش را بلند مي‎كرد تا قرآن را اهل خانه بشنوند، و امام باقر ـ عليه السّلام ـ نيز زيباترين مردم از نظر صوت قرآن بود و عادت داشت هر وقت كه در شب به نماز قيام مي‎نمود و قرآن مي‎خواند صدايش را بلند مي‎كرد پس رهگذران از سقّاها و ديگران از كنار او مي‎گذشتند پس مي‎ايستادند و به قرائت او گوش فرا مي‎دادند).
در اين حديث، امر دعا و قرآن، يكسان تلقي شده است و بر استحبابِ قرائت جهري، دلالت مي‎كند.

ـ جهر و اخفات و حال مؤمن:
جهر و اخفات اساساً به حالِ روحيِ مؤمن بستگي دارد، آنكه در طول روز به سخن سرگرم بوده، كمتر به انديشه و تأمل نشسته است، ضرورت دارد در سه وقت خاصِ قبل از غروب و طلوع خورشيد و ثلث آخر شب، با خداي خويش خلوت نموده، به نجوا نشيند كه اثر عميقي در روح و روان انسان دارد،[4] اين نجوا اغلب با زمزمه و خفاء تناسب بيشتري دارد و از رياء دورتر و به اخلاص نزديك‎تر است و آثار و بركاتِ آن نيز در قياس با قرائت و دعاي آشكار، بسيار عظيم‎تر مي‎باشد:
«لا يَكْتُبُ المَلَكُ إلّا ما سَمِعَ وَ قالَ اللهُ عَزَّ وَ‌جَلَّ: «وَاذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً» فَلا يَعْلَمُ ثَوابَ الذِّكرِ في نَفْسِ الرَّجُلِ غَيْرُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِعَظَمَتِهِ».[5] امام ـ عليه السّلام ـ
(فرشته جز آنچه را كه بشنود، نمي‎نويسد در حالي كه خداي عزيز و جليل مي‎فرمايد: «پروردگارت را در درونت با حالت دلشكستگي و باخوف و هراس ياد نما» پس مقدار پاداشِ ذكر خدا را در نفس شخص بخاطر عظمت آن، غيرخداي عزيز و جليل نمي‎داند).
تعبير «لا يَكْتُبُ المَلَكُ إلّا ما سَمِعَ» گوياي آن است كه فرشته هر آنچه را كه در نفس، جريان داشته باشد صدايش را مي‎شنود و لو بي‎صدا باشد!
«قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: مَنْ ذَكَرَني سِرّاً ذَكَرْتُهُ عَلانِيَةً».[6] امام صادق ـ عليه السّلام ـ
(خداي عزيز وجليل مي‎فرمايد: هر كه مرا پنهاني ياد نمايد من او را در آشكار ياد خواهم نمود).
توجه به جريانِ وحي، گاه ضروري مي‎نمايد كه انسان به جاي قرائتِ حتي به صورت زمزمه‎اي، به استماع بپردازد، اين حالت گاه به قدري قوت مي‎گيرد كه فقط استماع است كه گره از روح گشوده و رزق روح را تأمين مي‎كند، در سيره رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز مي‎بينيم كه گاه به ابن مسعود يا يكي ديگر توصيه مي‎فرمودند: او قرائت كند تا حضرتش گوش فرادهند، در اين استماع حضرت آن چنان منقلب مي‎شد كه از شدت تقلّب و دگرگوني روحي، قاري قرائتش را به پايان مي‎برد، جريان قرائت سوره نساء تا آيه 41 توسط ابن مسعود از اين موارد است،[7] در اين جريان وقتي ابن مسعود از درخواستِ حضرت، تعجب كرده مي‎گويد: «قرآن بر شما نازل گشته، چگونه من بر شما بخوانم؟» حضرت مي‎فرمايند: «دوست دارم كه از ديگري بشنوم»؛ اين بيان نشان مي‎دهد كه حتي گاه پيامبر نيز از لحاظِ روحي، در شرايطي است كه نيازمندِ گوش سپردن به قرائت ديگري است.
آنكه جريانِ وحي‎اش را با قرائت و دعا در درون خود و به خِفاء طي كرده است در ادامه، در اين جريان براي تعميق و تأثير بيشتر، روح و روان او نيازمند قرائت و ذكرِ آشكار مي‎باشد كه در اينجا خروجِ صوتِ حزين از حنجره بر جان قاري و مستمع، هر دو اثر مي‎گذارد و بيشتر منقلب مي‎نمايد در اين حال، بارانِ اشك سرازير گشته، سرزمين وجود انسان را آبياري و بذرهاي وجود را بارور مي‎گرداند.
براين اساس جهر و اخفات امري نسبي بوده هر يك در جايگاه خاصي مطرح مي‎باشد كه چهار حالت دارد:
1. ترجيح قرائت و ذكر جهري: در شرايطي كه بر ديگران يا خويش مؤثر باشد و رياء و خودنمايي حاصل نگردد در شرايط حتي احتمال رياء مانعي نخواهد بود چرا كه عموماً اين احتمالات وسوسه شيطان مي‎باشد كه نبايد به آن اعتنا نمود:
«قُلْتَ لِأبي جَعْفَرَ ـ عليه السّلام ـ : إِذا قَرَأتُ القُرآنَ فَرَفَعْتُ بِهِ صَوْتي جَاءَني الشَّيطانُ فَقالَ: إنَّما تُرائي بِهذا أهْلَكَ وَ النّاسَ، فَقالَ: يا أبا مُحَمَّدٍ إِقْرَأ قِراءَةً ما بَيْنَ القِرائَتْينِ، تُسْمِعُ أهْلَكَ وَ رَجِّعْ بِالقُرآنِ صَوْتَكَ، ‌فَإنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ، يُحِبُّ الصَّوْتَ الحَسَنَ يُرَجَّعُ فيهِ تَرْجيعاً».[8]
2. لزوم قرائت و ذكر جهري: در شرايطي كه ضرورت تبليغ ديگران مطرح مي‎باشد به شرط آنكه رياء شكل نگيرد چرا كه مؤمن، اصلاحِ ديگران را به قيمت تباهي خويش هرگز نمي‎پذيرد (در اينجا نيز احتمالِ رياء اهميتي ندارد):
«وَ لكِنّي لا أري اصلاحَكُم بِإِفسادِ نَفْسي».[9]
3. ترجيح قرائت و ذكر اخفائي: در شرايطي كه تبليغ ديگران، مطرح نيست و حالت انسان نسبت به جهر يا اخفات يكسان مي‎باشد كه در اين صورت تأثير اخفاتي در وجود انسان بيشتر است:
«قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِعيسي ـ عليه السّلام ـ : يا عيسي، أُذكُرْني في نَفْسِكَ أذْكُرْكَ في نَفْسي وَ اذكُرني في مَلَإِكَ أذْكُرْكَ في مَلاءٍ خَيْرٍ مِنْ مَلاءِ ألادَميّيّنَ، يا عيسي ألِنْ لي قَلْبَكَ وَ أكْثِرْ ذِكْري في الخَلَواتِ...».[10] امام صادق ـ عليه السّلام ـ
(خداوند عزيز و جليل به عيسي ـ عليه السّلام ـ فرمود: اي عيسي مرا در درون خود، يادنما، تو رادر وجود خويش ياد خواهم نمود و مرا در آشكار خود ياد نما، تو را در ميان جمعيتي بهتر از جمعيت آدميان ياد خواهم كرد، اي عيسي برايم قلب خويش را نرم كن و ياد من را در خلوتها فراوان نما).
«مَنْ قَرَأ «إنّا أنْزَلناهُ...» يَجْهَرُبِها صَوْتَهُ كانَ كاَلشّاهِرِ سَيْفَهُ في سَبيلِ اللهِ، ‌وَ مَنْ قَرَأها سِرّاً كانَ كَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ في سَبيلِ اللهِ...»:[11] امام باقر ـ عليه السّلام ـ
(هركه سوره قدر را بخواند در حالي صدايش را به آن بلند نمايد مانند كسي است كه شمشيرش را در راه خدا بيرون كشيده است، و هر كه آن را پنهاني بخواند مانند كسي است كه در راه خدا، به خون خويش غلطيده است!).
اين مسأله، همچون «صدقه دادن» مي‎باشد كه در شرايطِ تشويق و آموزش ديگران، صدقه جهري ارجحيّت دارد امّا آنجا كه اين ضرورت در كار نيست صدقه سري بسيار تأكيد شده است:
«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ».[12]
(اگر صدقات را آشكار نماييد پس آن نيكوست و اگر آن را مخفي بداريد و به فقراء دهيد پس آن برايِ شما بهتر است و خدا از شما بعضي از آلودگي‎هايتان را پاك مي‎نمايد!).
«صَدَقَةُ السِّرِ تُطْفِيءُ غَضَبَ الرَّبِ».[13]
(صدقه پنهاني خشم پروردگار را فرو مي‎نشاند).
4. لزوم قرائت و ذكر اخفاتي: در شرايطي كه «جهر» آثار رواني منفي داشته و يا موجبِ رياء گردد «اخفات» ضرورت مي‎يابد:
«يا أباذَرَ إِخْفِضْ صَوْتَكَ عِنْدَ الْجَنائِزِ وَ عِندَ القِتالِ وَ عِنْد القُرْآنِ».[14] از وصاياي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به ابوذر
(اي ابوذر صدايت را نزد جنازه‎ها و هنگام درگيري جنگ و نزد قرآن پايين آور).
تعبير «عند القرآن» ممكن است كه مقصود هنگامِ‌قرائت قرآن، ‌توسط ديگري باشد كه از بحث ما خارج خواهد بود؛ رعايت اخفات در برخورد با «جنازه‎ها»، جهت بهره‎مندي از تفكرِ حاصل از سكوت مي‎باشد[15] و «هنگام درگيري» موجبِ ثبات روحيه و قوّت قلب و قوت انديشه و چاره جويي خواهد بود.

پي نوشت ها:
[1] . اعراف/ 204.
[2] . جمعه/ 2.
[3] . بحار الانوار 82، ص82..
[4] . «إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً». (مزمل/ 6)
[5] . كافي، ج 2، ص 502.
[6] . همان ،ص 501.
[7] . الميزان ذيل آيه شريفه.
[8] .. كافي، ج 2، ص 616.
[9] . نهج البلاغه، خ 69.
[10] . كافي، ج 2، ص 502.
[11] . بحار الانوار ج89،ص327.
[12] . بقره/ 271.
[13] . بحار الانوار ج46،ص88..
[14] . بحار الانوار 74، ص84..
[15] . «دَليلُ التَّفَكُّرِ الصُّمْتُ». معصوم ـ عليه السّلام ـ (اصول كافي، ج 1، كتاب عقل و جهل،ص15).

------------------------

منبع

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟