• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

دومین دوره طرح «دانشجو ـ معلم قرآن» خاتمه یافت

تفاسیر واعظانه قرآن؛ راهکار مفسران متاخر برای

در قرون متاخر شاهد شکل‌گیری تفاسیر واعظانه هستیم که

بیشتر...

طرح دانشجو معلم قرآن تکرار شود

محبوبه هاشمی با اشاره به اینکه طرح دانشجو معلم قرآن نباید

بیشتر...

بخشش و گذشت

 

آیه 134 سوره مبارکه آل عمران

الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي

بیشتر...

ورود قرآن به‌ رشته‌های تحصیلی در مرحله دوم حیات

رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) با بیان اینکه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
38709
48863
119781081
امروز دوشنبه, 31 خرداد 1400
اوقات شرعی

ستایش و ثناى خداى عزوجل

قسمت اول

الحمد لله الاول بلا اول کان قبله ، و الاخر بلا اخر یکون بعده .الذی قصرت عن رؤیته ابصار الناظرین ، و عجزت عن نعته اوهام الواصفین .ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا ، و اخترعهم علی مشیته اختراعا .ثم سلک بهم طریق ارادته ، و بعثهم فی سبیل محبته ، لا یملکون  تاخیرا عما قدمهم الیه ، و لا یستطیعون تقدما الی ما اخرهم عنه .و جعل لکل روح منهم قوتا معلوما مقسوما من رزقه ، لا ینقص من زاده ناقص ، و لا یزید من نقص منهم زائد .ثم ضرب له فی الحیوة اجلا موقوتا ، و نصب له امدا محدودا ، یتخطأ الیه بایام عمره ، و یرهقه باعوام دهره ، حتی إذا بلغ اقصی اثره ، و استوعب حساب عمره ، قبضه الی ما ندبه الیه من موفور ثوابه ، أو محذور عقابه ، لیجزی الذین اساؤا بما عملوا و یجزی الذین احسنوا بالحسنی .عدلا منه ، تقدست اسماؤه ، و تظاهرت الاؤه ، لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون .و الحمد لله الذی لو حبس عن عباده معرفة حمده علی ما ابلاهم من مننه المتتابعة ، و اسبغ علیهم من نعمه المتظاهرة ، لتصرفوا فی مننه فلم یحمدوه ، و توسعوا فی رزقه فلم یشکروه .و لو کانوا کذلک لخرجوا من حدود الانسانیة الی حد البهیمیة فکانوا کما وصف فی محکم کتابه : إن هم إلا کالانعام بل هم اضل سبیلا .و الحمد لله علی ما عرفنا من نفسه ، و الهمنا من شکره ، و فتح لنا من ابواب العلم بربوبیته ، و دلنا علیه من الاخلاص له فی توحیده ، و جنبنا من الالحاد و الشک فی امره .حمدا نعمر به فیمن حمده من خلقه ، و نسبق به من سبق الی رضاه و عفوه .حمدا یضی ء لنا به ظلمات البرزخ ، و یسهل علینا به سبیل المبعث ، و یشرف به منازلنا عند مواقف الاشهاد ، یوم تجزی کل نفس بما کسبت و هم لا یظلمون ، یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا و لا هم ینصرون .حمدا یرتفع منا الی اعلی علیین فی کتاب مرقوم یشهده المقربون .حمدا تقربه عیوننا إذا برقت الابصار ، و تبیض به وجوهنا إذا اسودت الابشار .حمدا نعتق به من الیم نار الله الی کریم جوار الله .حمدا نزاحم به ملائکته المقربین ، و نضام به انبیاءه المرسلین فی دار المقامة التی لا تزول ، و محل کرامته التی لا تحول .و الحمد لله الذی اختار لنا محاسن الخلق ، و اجری علینا طیبات الرزق .و جعل لنا الفضیلة بالملکة علی جمیع الخلق ، فکل خلیقته منقادة لنا بقدرته ، و صائرة الی طاعتنا بعزته .و الحمد لله الذی اغلق عنا باب الحاجة إلا الیه ، فکیف نطیق حمده ؟ أم متی نؤدی شکره ؟ ! لا ، متی ؟ .و الحمد لله الذی رکب فینا الات البسط ، و جعل لنا ادوات القبض ، و متعنا بارواح الحیوة ، و اثبت فینا جوارح الاعمال ، و غذانا بطیبات الرزق ، و اغنانا بفضله ، و اقنانا بمنه .ثم امرنا لیختبر طاعتنا ، و نهانا لیبتلی شکرنا ، فخالفنا عن طریق امره ، و رکبنا متون زجره ، فلم یبتدرنا بعقوبته ، و لم یعاجلنا بنقمته ، بل تأنانا برحمته تکرما ، و انتظر مراجعتنا برأفته حلما .و الحمد لله الذی دلنا علی التوبه التی لم نفدها إلا من فضله ، فلو لم نعتدد من فضله إلا بها لقد حسن بلاؤه عندنا ، و جل احسانه الینا ، و جسم فضله علینا .فما هکذا کانت سنته فی التوبة لمن کان قبلنا ، لقد وضع عنا ما لا طاقة لنا به ، و لم یکلفنا الا وسعا ، و لم یجشمنا إلا یسرا ، و لم یدع لاحد منا حجة و لا عذرا .فالهالک منا من هلک علیه ، و السعید منا من رغب الیه .و الحمد لله بکل ما حمده به ادنی ملائکته الیه و اکرم خلیقته علیه و ارضی حامدیه لدیه .حمدا یفضل سائر الحمد کفضل ربنا علی جمیع خلقه .ثم له الحمد مکان کل نعمة له علینا و علی جمیع عباده الماضین و الباقین عدد ما احاط به علمه من جمیع الاشیاء ، و مکان کل واحدة منها عددها اضعافا مضاعفة ابدا سرمدا الی یوم القیمة .حمدا لا منتهی لحده ، و لا حساب لعدده ، و لا مبلغ لغایته ، و لا انقطاع لامده .حمدا یکون وصلة الی طاعته و عفوه ، و سببا الی رضوانه ، و ذریعة الی مغفرته ، و طریقا الی جنته ، و خفیرا من نقمته ، و امنا من غضبه ، و ظهیرا علی طاعته ، و حاجزا عن معصیته ، و عونا علی تأدیة حقه و وظائفهحمدا نسعد به فی السعداء من اولیائه ، و نصیر به فی نظم الشهداء بسیوف اعدائه ، إنه ولی حمید .
 

قسمت دوم

 
سپاس خدای را که اول است و پیش از او اولی نبوده ( مبدا هر موجودی است ) و آخر است و پس از او آخری نباشد ( مرجع همه اشیاء است ) خدایی که دیده های بینندگان از دیدنش ( در دنیا و آخرت ) ناتوانند ( محال است او را ببینند ، چون آنچه به چشم سر دیده می شود بایستی در مکان و جایی باشد ، و محتاج به مکان جسم است و خدای تعالی جسم نیست ) و اندیشه های وصف کنندگان از عهده وصفش برنیایند ( هرچه کوشند نمی توانند به طوری که شایسته است او را وصف نمایند ، چنان که حضرت سیدالمرسلین – صلی الله علیه و آله – فرمود :  لا احصی ثناء علیک ، انت کما اثنیت علی نفسک یعنی من را توانایی مدح و ثنای تو نیست ، تو خود باید ثناگوی ذات اقدس خویش باشی ، و حضرت سید الواصیین امیرالمؤمنین – علیه السلام – فرمود : هو فوق ما یصفه الواصفون یعنی او برتر و بالاتر است از آنچه وصف کنندگان او را بستایند ) به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید ، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد ( چون همیشه خداوند بوده و دیگری جز او نبوده که نمونه به دست داده باشد ) سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید ، و در راه محبت و دوستی به خود ( که غریزه هر موجودی است ، چنان که در قرآن کریم سوره ۱۷ ، آیه ۴۴ فرموده : و ان من شی ء الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم یعنی موجودی نیست جز آن که ذکرش تسبیح و ستایش خداست ، ولی شما تسبیح ایشان را در نمی یابید ) برانگیخت ، در حالی که توانایی ندارند تأخیر نمایند آنچه را که ایشان را به آن جلو انداخته ، و نمی توانند پیش اندازند آنچه را که ایشان را از آن عقب خواسته ( از آنچه برای آنان تعیین نموده تجاوز نمی توانند کرد ، و این با استطاعت و توانا بودن در انجام عمل نیک و بد منافات ندارد ، زیرا معنی فرمایش امام – علیه السلام – در ظاهر آن است که خدای تعالی هرگاه چیزی اراده نمود غیر آن واقع نمی شود ) و از رزقی که عطا فرموده هر جانداری را روزی معلومی قرار داده است ( چنان که در قرآن کریم سوره ۴۳ ، آیه ۳۲ فرموده : نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوة الدنیا ” ما روزی ایشان را در زندگانی دنیا بینشان تقسیم و پخش نموده ایم ” به طوری که ) به هر کس از آنان فراخی و فراوانی داده کاهنده ای نمی کاهد ، و هر که را کاسته افزاینده ای نمی افزاید ( جز خداوند سبحان توانا نیست که آن را زیاد و کم گرداند ، بنابراین نباید برای به دست آوردن روزی از جاده درستی و پرهیزکاری بیرون رفت و گرد حرام گشت که آنچه قسمت و بهره است از راه حلال خواهد رسید ، و باید دانست که حرام روزی ای که خدای تعالی قرار داده نیست ، پس آنکه همیشه حرام می خورد از روزی مقسوم خود چشم پوشیده و خداوند آن را حبس نموده که اگر شکیبایی نموده گرد حرام نمی گشت حتما آنچه در خور حال اوست به وی می رسید ) پس از آن برای او ( هر یک از ایشان ) در زندگی مدتی معلوم تعیین و پایانی معین قرار داده ( معلوم نموده هر یک از ایشان تا چه مدتی خواهد زیست ) که با روزهای زندگیش به سوی آن پایان گام برمی دارد ، و با سالهای روزگارش به آن نزدیک می شود تا چون به پایانش نزدیک شود ، و حساب عمر و زندگیش را تمام بستاند ، او را به آنچه خوانده از پاداش سرشار ( بهشت ) یا کیفر ترسناک خود ( دوزخ ) فراگیرد ( در اینجا از قرآن کریم سوره ۵۳ ، آیه ۳۱ اقتباس و استفاده نموده فرمود : لیجزی الذین اساؤا بما عملوا و یجزی الذین احسنوا بالحسنی یعنی ) تا کسانی را که با کردارشان بد کرده و آنان را که با رفتار شایسته نیکویی نموده اند جزا دهد و این جزا ( کیفر و پاداش ) با عدالت و درستی از اوست ( از هر عیب و نقصی ) منزه و پاک است نامهای او ، و نعتها و بخششهایش ( برای همه ) پی در پی است ( به کسی ظلم و ستم روا ندارد ، بلکه هر چه کند طبق حکمت و مصلحت است ، از این رو چنان که در قرآن کریم سوره ۲۱ ، آیه ۲۳ است : لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون یعنی ) از او نپرسند آنچه را که بجا می آورد و از ( گفتار و کردار ) دیگران باز پرسند و سپاس خدای را که اگر بندگانش را از شناختن سپاسگزاری خود بر نعمتهای پی در پی که به ایشان داده و بخششهای پیوسته که برای آنها تمام گردانیده باز می داشت ( امر نفرموده بود که شکر نعمتهایش بجا آورند ) هر آینه نعمتهایش را صرف نموده او را سپاس نمی گزاردند ، و در روزی که عطا فرموده فراخی می یافتند و شکرش بجا نمی آوردند و اگر چنین می بودند ( شکر نمی کردند ) از حدود انسانیت به مرز بهیمیت ( چار پایان ، که مرتبه بی خردی است ) روی می آوردند و چنان بودند که در کتاب محکم و استوار خود ( قرآن مجید سوره ۲۵ ، آیه ۴۴ ) وصف فرموده : ( ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا ، یعنی ) ایشان ( ناسپاسان ) جز مانند چار پایان نیستند بلکه گمراهترند ( زیرا چارپایان هیچیک از قوای طبیعی را تعطیل و بیکار ننموده بلکه هر یک را برای آنچه آفریده شده بکار می اندازند ، پس اگر گمراه باشند در طلب کمال کوتاهی ننموده اند به خلاف انسان که اگر قوه عقلیه را که به معرفت حق راهنماست و امتیاز او از چارپایان به همین قوه است تعطیل نموده از کار بیندازد از چارپایان گمراهتر و سزاوار کیفر است و سپاس خدای را که ( با آفرینش آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست و فرستادن کتابها و پیغمبران و نصب ائمه معصومین – علیهم السلام – ) خویشتن را ( وجود، علم ، قدرت و حکمتش را ) به ما شناساند و شکر و سپاس ( از نعمتهای ) خود را به ما الهام نمود ( گفته اند : الهام چیزی است که در قلب افاضه می شود ، و فرق بین الهام و وحی آن است که الهام بی واسطه ملک است و وحی به واسطه اوست ، و وحی از خواص رسالت است و الهام از خواص ولایت ، و وحی مشروط به رساندن است و الهام مشروط نیست ، و در لغت الهام و وحی هر دو به معنی تلقین و فهماندن است ، مرحوم سید علیخان در شرح بر صحیفه می فرماید : روایت شده چون خداوند سبحان در آدم – علیه السلام – روح دمید هنگامی که راست شد و نشست عطسه کرد ، به او الهام شد گفت : الحمد لله رب العالمین  ” سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است ” خداوند فرمود :  یرحمک الله یا آدم ” ای آدم خدا تو را بیامرزد ” پس نخستین حمد و سپاس او از بشر به طور الهام واقع شده است ) و درهای علم به ربوبیت پروردگاریش را بر ما گشود ( ائمه معصومین – علیهم السلام – را راهنمایان ما گردانید تا به وسیله آنان به شهر علم رسیده خدا را بشناسیم ، رسول اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود : انا مدینه العلم و علی بابها یعنی منم شهر علم و علی باب آن ) و بر اخلاص ( بی ربا ، و خودنمائی ) در توحید و یگانگیش راهنماییمان فرمود ، و از عدول و کجروی و شک و دو دلی در امر خود ( معرفت ذات و صفات یا دین و احکامش ) دورمان ساخت چنان سپاسی که با آن زندگی کنیم بین کسانی از خلقش که او سپاسگزارند ، و با آن پیش افتیم بر هر که به رضا و خشنودی ( پاداش ) او و عفو و گذشتش پیش افتاده ( مراد از سبقت در اینجا بر مانند آن خودمان است ، نه بر انبیاء و اوصیاء ایشان – علیهم السلام – زیرا بر آنان نمی توان سبقت گرفت ) سپاسی که تاریکیهای برزخ ( قبر ) را بر ما روشن سازد ( مراد از تاریکیها شدت و سختی آن است ، یا آن که به اعتبار تاریکی قبر و تاریکی ترس و تاریکی عمل تعبیر به تاریکیها فرموده است ، و مراد از حمد و سپاسی که تاریکیهای برزخ را روشن می گرداند تجسم اعمال و اعتقادات بعد از مرگ است ، و در قرآن و اخبار بسیار هست که اعمال صالحه و اعتقادات صحیحه به صور نورانیه درآیند و دارنده آن از نور آنها بهره مند گردد ، چنان که خدای تعالی ” سوره ۵۷ ، آیه ۱۲ ” فرموده : یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم یعنی یاد آور روزی را که مردان و زنان با ایمان نورشان پیش رو و سمت راست آنها بشتابد ، و اعمال سیئه و اعتقادات باطله به صور تاریک درآیند که بجا آورنده آن در تاریکیهای آنها سرگردان است ، چنان که خدای تعالی ” سوره ۵۷ ، آیه ۱۳ ” فرموده : یوم یقول المنافقون و المنافقات للذین امنوا انظر و نانقتبس من نورکم قیل ارجعوا وراءکم فالتمسوا نورا یعنی یاد کن روزی را که مردان و زنان اهل نفاق و دورویی به اهل ایمان گویند مشتابید تا از نور شما روشنایی گیریم ، به ایشان گویند واپس بگردید ” به دنیا باز گردید ” و نور طلبید ) و راه رستخیز را ( راهی که همه مردم را پس از زنده گردانیدن برای رسیدگی به حساب از آن راه به محشر می فرستند ) برای ما آسان نماید ، و منازل و جاهای ما را در جایگاه گواهان ( فرشتگان و پیغمبران و ائمه اطهار – علیهم السلام -  که روز قیامت بر مردم گواهی می دهند ) آبرومند گرداند ، روزی که ( در قرآن کریم سوره ۴۵ ، آیه ۲۲ ” است : و لتجزی کل نفس بما کسبت و هم لا یظلمون یعنی ) هر کسی به سزای آنچه کرده می رسد و به ایشان ستم نمی شود ( اینکه امام – علیه السلام – در اینجا به جای ” و لتجزی ” که در قرآن کریم است فرمود : ” تجزی ” برای آن است که گفته اند : اقتباس از قرآن در حقیقت قرآن نیست بلکه کلامی است شبیه و مانند آن پس اندک تغییر در آن زیان آور نمی باشد ، و در قرآن مجید ” سوره ۴۴ ، آیه ۴۱ ” است : یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا و لا هم ینصرون یعنی ) روزی که دوستی از دوستی چیزی ( عذاب و کیفری ) را دفع نکند و ایشان کمک نمی شوند ( توانایی ندارند که یکدیگر را کمک نمایند ) سپاسی که از ما با علی اعلیین ( جاهای بلند بهشت یا دیوان خیر یعنی کتابی که اعمال فرشتگان و صلحاء و نیکوکاران در آن نوشته می شود ) بالا رود ، در نامه نوشته شده ای که مقربین آن را مشاهد نموده نگهداری می نمایند ( یا روز قیامت به آنچه در آن است گواهی می دهند ) سپاسی که چشمهای ما به آن روشن گردد آن هنگام که دیده ها ( ی مردم ) خیره و دوخته شود ( به طوری که از سختی عذاب بر هم نتوانند زد ) و چهره های ما به آن سفید گردد آن هنگام که روها ( یا پوست اندام ) سیاه شود ( این جمله اشاره است به فرمایش خدای تعالی ” سوره ۳ ، آیه ۱۰۶ ” یوم تبیض وجوه و تسود وجوه یعنی روزی که چهره ها ” ی مؤمنین ” سفید و روها ” ی کافرین و منافقین ” سیاه گردد ، و سفید و سیاه بودن روها در آن روز ” چنان که سید نعمت الله جزائری – علیه الرحمه – در شرح صحیفه خود مسمی به نور الأنوار فرموده : ” یا آن است که حقیقتا روها سفید و سیاه می شود و یا آن که سفید و سیاهی آنها کنایه از نیکی و زشتی کردار است ) سپاسی که به آن از آتش دردناک خدا رسته به جوار رحمتش رهسپار شویم ( و این که آتش را به خدا نسبت داده و فرموده : من الیم نار الله چنان که در قرآن کریم ” سوره ۱۰۴ ، آیه ۶ ” است : نار الله الموقده ” آتش برافروخته شده خدا ” برای شدت و سختی آن است که کسی نتواند آن را خاموش کرده یا از آن رهایی یابد ) سپاسی که به آن شانه به شانه مقربین از فرشتگان رفته جا را بر آنها تنگ سازیم ، و به آن ، در سرای جاودانی و جایگاه پربرکت همیشگی ( بهشت ) با پیغمبران فرستاده اش گرد آئیم ( و این که انبیاء را به مرسلین وصف فرموده برای آن است که هر نبی و پیغمبری رسول نیست ، و این که بسیاری از مفسرین گفته اند : رسول کسی است دارای کتاب باشد و نبی کتاب ندارد و از جانب خدا خبر می دهد ، در این گفتار بحث و گفتگوست چون حضرت لوط ، اسمعیل ، ایوب ، یونس و هارون ” علیهم السلام چنان که در قرآن کریم به آن اشاره شده ” از جمله مرسلین هستند و بالإستقلال دارای کتاب نبوده اند ، و گفته شده : رسول کسی است که به شریعت جدیده دین تازه مبعوث شده باشد و مردم را به آن دعوت نماید و نبی اعم از آن است یعنی هم چنین کسی و هم کسی که شریعت سابقه و دین پیش از خود را به مردم تبلیغ نماید مانند انبیاء بنی اسرائیل که بین موسی و عیسی – علیهما السلام – بودند ، و بر این سخن ولایت دارد فرمایش پیغمبر اکرم به ابی ذر – رحمه الله – ” در مجلد پنجم بحار الانوار ” : انبیاء یکصد و بیست و چهار هزار و رسول از ایشان از مهتر و کهتر سیصد و سیزده تن بودند ، و ” نیز در مجلد پنج بحار الانوار ” حضرت امام محمد باقر – علیه السلام – به زراره فرمود : نبی کسی است که در خواب می بیند و صدا می شنود و ملک را به چشم نمی بیند ، و رسول کسی است که صدا می شنود و در خواب می بیند و ملک را به چشم می بیند ، و این که امام – علیه السلام – ملائکه را پیش از انبیاء بیان فرموده برای مراعات ترتیب است چون ایشان بین خدای تعالی و پیغمبرانش در تبلیغ شریعت واسطه هستند ، نه از آن جهت که آنها برتر از انبیاء باشند ، زیرا اجماع شیعه امامیه است که انبیاء و ائمه معصومین – علیهم السلام – افضل از ملائکه می باشند و اجماع ایشان حجت است چون معصوم – علیه السلام – داخل در ایشان می باشد ) و سپاس خدای را که نیکوییهای آفرینش را برای ما برگزید ( زیرا انسان چون خلاصه و نتیجه مخلوقات است خدای تعالی او را در نیکوترین صورت آفریده ، چنان که ” سوره ۴۰ ، آیه ۶۴ ” فرموده : و صورکم فاحسن صورکم یعنی شما را آفرید و صورتهاتان را نیکو گردانید ) و روزیهای پاکیزه ( حلال و روا ) را برای ما روان ( فراوان ) گردانید و با تسلط و توانایی ما را بر همه آفریدگان برتری داد ، و از این رو به قدرت و توانایی او همه مخلوقاتش فرمانبر ما بوده و به نیرو و زورش به اطاعت ما درمی آید ( چنان که در قرآن کریم ” سوره ۳۱ ، آیه ۲۰ ” فرموده : ان الله سخر لکم ما فی السموات وما فی الارض یعنی البته خداوند آنچه در آسمانها و زمین است رام شما گردانیده ) و سپاس خدای را که در نیازمندی را جز به سوی خود به روی ما بست ( چون ما را نیازمند به غیر خود نیافریده این سخن منافات ندارد با احتیاج به یکدیگر که نظام عالم بسته به آن است برای آن که حاجت به غیر خدا در حقیقت حاجت به اوست که مالک و منعم حقیقی است ) پس ( با این همه نیازمندیها ) چگونه سپاس او را توانایی داریم ؟ یا کی می توانیم حمدش را بجا آوریم ؟ نمی توانیم ، کی توانیم ؟ ( شایسته است که خواننده دعا بر هر یک از کلمه لا و متی وقف نموده درنگ نماید تا دانسته شود که جمله ای حذف شده است ) و سپاس خدای را که ابزار بسط و گشاد را در ( بدن ) ما به هم پیوسته ، و افزارهای قبض و درهم کشیدن را در ( کالبد ) ما قرار داد ( رگ ، پی ، استخوان ، گوشت ، پیه ، خون و سایر اندام را با کیفیت و حرکات مخصوصه در پیکر ما نهاد تا به واسطه آنها اندامها گشاده و درهم شود ، و گفته شده : مراد از بسط و قبض قوه دافعه و ماسکه است که در هر عضوی نهاده شده ، و گفته اند : مراد از آنها شادی و اندوه است ) و ما را از روانهای زندگی بهره مند نمود ( این جمله اشاره است به حدیث جابر از امام محمد باقر – علیه السلام – که فرموده : پنج روح برای مقربین ” اولیاء خدا ” است : روح قدس که با آن همه چیزها را می دانند ، و روح ایمان که با آن خدا را عبادت و بندگی می نمایند ، و روح قوه که با آن با دشمن جهاد و زد و خورد کرده معاش و زندگانی را آماده می سازند ، و روح شهوة که با آن از طعام و نکاح لذت و بهره می برند ، و روح بدن که با آن به آهستگی و نرمی راه می روند ، و چهار روح برای اصحاب یمین ” مؤمنین ” است چون روح قدس در ایشان نیست ، و سه روح برای اصحاب شمال ” کفار و منافقین ” است چون دارای روح ایمان نمی باشند ، و گفته شده : ارواح در فرمایش امام – علیه السلام – :  و متعنا بارواح الحیوه جمع روح به فتح را است که به معنی آسایش می باشد یعنی ما را از آسایشهای زندگی بهره مند نمود ) و اندام کردارها را در ما استوار گردانید ، و ما را با روزیهای پاکیزه ( انواع غذاهای حیوانی و نباتی ) پرورش داد ، و به بخشش خود توانگرمان ساخت ، و به نعمت خویش سرمایه ( زندگانی ) به ما بخشید ( این جمله اشاره است به فرمایش خدای تعالی ” سوره ۵۳ ، آیه ۴۸ “: وانه هو اغنی و اقنی یعنی و اوست آن که ” بندگانش را ” بی نیاز کند و سرمایه بخشد ) پس از آن ما را ( به رفتار طبق احکام خود ) فرمان داده تا طاعت و پیرویمان را بیازماید ( معنی آزمایش خدای تعالی آن است که با ما رفتار نماید چون کسی که می خواهد دیگری را امتحان کند وگرنه آشکار و نهان بر او یکسان است ) و نهی نموده تا شکر و سپاسگزاریمان را آزمایش نماید ( و این که شکر فرموده طاعت نفرموده برای آن است که شکر در اصطلاح به کار بردن هر نعمتی است در آنچه خدای تعالی برای آن قرار داده و با ارتکاب معاصی جور نمی آید ، پس نهی برای آزمایش سپاسگزاری است ، حضرت صادق – علیه السلام – فرمود : شکر النعمة اجتناب المحارم یعنی شکر نعمت دوری گزیدن از حرامهاست ) پس از راه فرمایش پا بیرون نهادیم ( خلاف امرش رفتار کردیم ) و بر پشتهای ( مرکبهای ) نهیش سوار شدیم ( گناهانی که نهی فرموده بود بجا آوردیم ، و این که فرموده : راه فرمانش و پشتهای نهیش ، یکی از مفرد و دیگری را جمع برای آن است که راه امرا و راه هدایت رستگاری یکی است ولی نهی او گمراهی است که دارای راههای بسیار می باشد ، چنان که در قرآن کریم ” سوره ۶ ، آیه ۱۵۳ ” فرموده : و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ، ولا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ” و محققا این راه من راست است آن را پیروی کنید ، و از راههای دیگر نروید که شما را از راه حق دور می سازد ” و روایت شده : پیغمبر – صلی الله علیه و آله – خطی کشیده فرمود : این راه رشد و هدایت است ، پس از آن به سمت راست و چپ خطهایی کشید و فرمود : این راههایی است که بر هر یک از آنها شیطانی است که به آن دعوت می نماید ) پس ( با این رفتارمان ) به کیفر ما شتاب نکرد و در انتقام ما تعجیل ننمود بلکه بر اثر رحمتش از روی کرم و بزرگواری با ما همراهی نمود ، و به سبب مهربانیش از روی حلم و بردباری بازگشت ما را ( به راه است ) انتظار کشید ( با ما رفتار نمود مانند رفتار کسی که دیگری را چشم به راه است ، و گفته اند : اطلاق بعضی از صفات مانند رحمت که به معنی رقت قلب و نرمی دل است و آن مقتضی احسان و نیکی می باشد بر خدای تعالی به اعتبار غایات و مقاصد است یعنی به اعتبار نتیجه آن است که همان احسان باشد ، نه به اعتبار مبادی و اصول افعال که همان رقت قلب است ، و یکی از محققین – رحمة الله – فرموده : اطلاق آن بر خدای متعال بر وجه اعلی و اشرف است ، زیرا صفات هر موجودی بر حسب وجود اوست ، پس صفات جسم مانند وجودش جسمانیه و صفات نفس نفسانیه و صفات عقل عقلانیه و صفات خدای تعالی الهیه است ، خلاصه عوالم با یکدیگر اتفاق داشته برابر هم هستند پس آنچه از صفات کمالیه در عالم ادنی یافت شود در عالم اعلی بر وجه ارفع و اشرف است ) و سپاس خدای را که ما به ( حقیقت ) توبه و بازگشت ( از گناه ) راهنمایی نمود ، توبه ای که آن را نیافته ایم جز به فضل و احسان او ، پس اگر از فضل و بخشش او جز همان ( نعمت ) توبه را به شمار نیاوریم نعمت او در حق ما نیکو و احسانش درباره ما بزرگ و فضلش بر ما عظیم می باشد ( توبه گناهان را می برد و زشتیها را می شوید و خدا را خشنود می گرداند ، حضرت امیرالمؤمنین – علیه السلام – فرموده : لا شفیع انجح من التوبه یعنی هیچ شفیع و خواهشگری پیروزتر و رهاننده تر از توبه و بازگشت نیست ، و حضرت باقر – علیه السلام – فرموده : التائب من الذنب کمن لا ذنب له یعنی توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناه ندارد ، و حضرت صادق – علیه السلام – فرموده : ان الله تعالی یفرح بتوبة عباده المؤمنین اذا تابوا کما یفرح احدکم بضالته اذا وجدها یعنی خدای تعالی به توبه بندگان با ایمانش هرگاه توبه کنند شاد می شود چنان که یکی از شما گمشده خود را که بیابد شاد می شود ) و روش او در توبه برای پیشینیان ( بنی اسرائیل ) چنین نبوده ( سنت و روش خدای تعالی در توبه برای بنی اسرائیل کشتن یکدیگر بوده ، نه بس پشیمانی ، چنان که در قرآن کریم ” سوره ۲ ، آیه ۵۴ ” فرموده : واذ قال موسی لقومه یا قوم انکم ظلمتم انفسکم باتخاذکم العجل فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم فتاب علیکم انه هو التواب الرحیم یعنی و یاد کنید هنگامی را که موسی به قوم خود ” آنان که گوساله پرستیدند ” گفت : ای قوم شما بر اثر گرفتنتان گوساله را ” به خدایی ” به خود ستم روا داشتید ، اکنون به سوی آفریننده خویش باز گردید و خود ” یکدیگر ” را بکشید که این کشتن نزد آفریننده شما برایتان ” از زندگانی در دنیا ” بهتر است پس خدا توبه شما را ” پیش از آن که همگی کشته شوید ” پذیرفت ، زیرا او بسیار توبه پذیر و بسیار مهربان است ) و آنچه به آن توانایی نداریم از ما برداشته ، و به ما جز به آنچه طاقت داریم تکلیف نفرموده ، و جز کار آسان را ما نخواسته ( چنان که در قرآن کریم ” سوره ۲۲ ، آیه ۷۸ ” فرموده : وما جعل علیکم فی الدین من حرج یعنی و خدا بر شما در دین تنگی و رنج قرار نداده است ) و برای هیچیک از ما برهان و بهانه ای جا نگذاشته ( چنان که حضرت صادق – علیه السلام – فرموده : هرگاه در همه چیزها بنگری کسی را در تنگی و سختی نمی یابی ، کسی را نمی یابی جز آن که خدا را بر او حجت و برهانی است ، و به کمتر از طاقتشان امر و فرمان داده ، و آنچه به مردم امر شده طاقت آن را دارند ، و هر چه طاقت و تواناییش را ندارند از آنها برداشته شده ولی نیکی در مردم نیست ” تا این حقایق را بفهمند ” ) پس بدبخت ( زیانکار و شایسته عذاب ) از ما کسی است که او را نافرمانی نماید ، و نیکبخت از ما کسی است که به او روآورد ( طبق اوامر و نواهیش رفتار نماید ) و سپاس خدای را به هر چه که او را نزدیکترین فرشتگانش را گرامی ترین آفریدگانش و پسندیده ترین ستایش کنندگانش ستوده اند ( گرچه من نتوانم به آن اندازه و به آن جور سپاسگزار باشم ، ولی چنین می گویم تا شاید خدای تعالی به فضل و احسانش من را در زمره ایشان داخل نماید ) سپاسی که بر سپاسهای دیگر برتری داشته باشد مانند برتری پروردگار ما بر همه آفریدگانش پس او را است سپاس به جای هر نعمتی که بر ما و بر همه بندگان گذشته و مانده اش دار و به شماره همه چیزها ( از کلی و جزئی ) که علم او به آنها احاطه دارد و همه را فراگرفته ، و به جای هر یک از نعمتها به شماره چندین برابر همیشه و جاوید تا روز قیامت سپاسی که حد آن را انتها و عدد آن را شمارش و به پایان آن دسترس و مدت آن بریدنی نیست ( سپاس ابدی و همیشگی ) سپاسی که موجب رسیدن به فرمانبری ، و گذشت او ، و سبب خشنودی ، و وسیله آمرزش ، و راه به بهشت ، و پناه از عذاب ، و آسودگی از خشم ، و پشتیبان طاعت ، و جلوگیر از معصیت ، و مدد بر انجام حق ( اوامر ) او و شرایط آن باشد سپاسی که به وسیله آن در بین نیکبختان دوستان او کامروا گردیم و به سبب آن در رشته کشتگان به شمشیرهای دشمنانش درآئیم ، که خدا یاری دهنده ( مؤمنین ) و ( در خوشی و سختی ) ستوده شده است ( زیرا سختی نیز مانند خوشی نعمتی است که صبر و شکیبایی بر آن موجب ثواب و پاداش است که باعث حمد و سپاس می شود ) .

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟