• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

عوامل بی‌انگیزه شدن متقاضیان برای انتخاب رشته‌های

سیدرضا مودب در گفت‌وگو با

بیشتر...

توجه به خادمان قرآنی در داخل و خارج از کشور از

نخستین نشست مشورتی کمیته بین الملل بیست و ششمین نمایشگاه

بیشتر...

قرعه‌کشی طرح قرآنی ۱۴۴۹ فردا انجام می‌شود

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) قرعه‌کشی طرح قرآنی

بیشتر...

حدود جغرافیایی عرفات و دلیل وقوف در آن

کارشناس ارشد بعثه مقام معظم رهبری در امور حج و زیارت
بیشتر...

ایمان به معاد

آیات 47 تا 49 سوره مبارکه کهف

47وَ یَوْمَ نُسَیِّرُ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
19701
34706
128872289
امروز شنبه, 24 مهر 1400
اوقات شرعی

عصاى موسى و ید بیضا

شرح آیات 17 لغایت 23 سوره مبارکه طه

17وَ ما تِلْکَ بِیَمِینِکَ یا مُوسى

18قالَ هِیَ عَصایَ أَتَوَکَّؤُا عَلَیْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِی وَ لِیَ فِیها مَآرِبُ أُخْرى

19قالَ أَلْقِها یا مُوسى

20فَأَلْقاها فَإِذا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعى

21قالَ خُذْها وَ لاتَخَفْ سَنُعِیدُها سِیرَتَهَا الاْ ُولى

22وَ اضْمُمْ یَدَکَ إِلى جَناحِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوء آیَةً أُخْرى

23لِنُرِیَکَ مِنْ آیاتِنَا الْکُبْرى

ترجمه:

17 ـ و آن چیست در دست راست تو، اى موسى»؟!

18 ـ گفت: «این عصاى من است; بر آن تکیه مى کنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرو مى ریزم; و مرا با آن کارها و نیازهاى دیگرى است.

19 ـ گفت: «اى موسى! آن را بیفکن».

20 ـ پس موسى آن (عصا) را افکند، که ناگهان اژدهائى شد که به هر سو مى شتافت.

21 ـ گفت: «آن را بگیر و نترس، ما آن را به صورت اولش باز مى گردانیم.

22 ـ و دستت را به گریبانت ببر، تا سفید و بى عیب بیرون آید; این نشانه دیگرى (از سوى خداوند) است.

23 ـ تا از نشانه هاى بزرگ خویش به تو نشان دهیم.

تفسیر:

عصاى موسى و ید بیضا

بدون شک پیامبران براى اثبات ارتباط خود با خدا، نیاز به معجزه دارند و گرنه هر کس مى تواند دعوى پیامبرى کند، بنابراین، شناخت پیامبران راستین از دروغین، جز از طریق معجزه میسّر نیست.

این معجزه مى تواند در محتواى دعوت و کتاب آسمانى پیامبر باشد، و نیز مى تواند، امور دیگرى از قبیل معجزات حسى و جسمى باشد به علاوه معجزه، در روح خود پیامبر نیز مؤثر است و به او قوت قلب، قدرت ایمان و استقامت مى بخشد.

به هر حال، موسى(علیه السلام) پس از دریافت فرمان نبوت، باید سند آن را هم دریافت دارد، لذا در همان شب پر خاطره، موسى(علیه السلام) دو معجزه بزرگ از خدا دریافت داشت.

قرآن این ماجرا را چنین بیان مى کند:

خداوند از موسى سؤال کرد: «چه چیز در دست راست تو است اى موسى»؟! (وَ ما تِلْکَ بِیَمِینِکَ یا مُوسى).

این سؤال ساده که توأم با لطف و محبت است علاوه بر این که موسى را که طبعاً در آن حال غرق طوفان هاى روحانى شده بود، آرامش بخشید، مقدمه اى بود براى بازگو کردن یک حقیقت بزرگ.

* * *

موسى در پاسخ «گفت: این قطعه چوب، عصاى من است» (قالَ هِیَ عَصایَ).

و از آنجا که مایل بود سخنش را با محبوب خود که براى نخستین بار در را به روى او گشوده است ادامه دهد، و نیز از آنجا که شاید فکر مى کرد تنها گفتن این عصاى من است کافى نباشد، بلکه، منظور بازگو کردن آثار و فوائد آن است، اضافه کرد: «من بر آن تکیه مى کنم» (أَتَوَکَّؤُا عَلَیْها).

«و برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرو مى ریزم» (وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِی).(1)

علاوه بر این، «فوائد و نتایج دیگرى نیز در آن دارم» (وَ لِیَ فِیها مَآرِبُ أُخْرى).(2)

البته پیدا است، عصا براى صاحبان آن چه فوائدى دارد، گاهى از آن به عنوان یک وسیله دفاعى در مقابل حیوانات موذى و دشمنان استفاده مى کنند، گاهى در بیابان به توسط آن سایه بان مى سازند، گاه ظرفى به آن بسته و از نهر آب مى کشند.

به هر حال، موسى در تعجب عمیقى فرو رفته بود که در این محضر بزرگ این چه سؤالى است، و من چه جوابى دارم مى گویم، آن فرمان هاى قبل چه بود؟ و این استفهام براى چیست؟

* * *

ناگهان «به او فرمان داده شد اى موسى! عصایت را بیفکن»! (قالَ أَلْقِها یا مُوسى).

* * *

«موسى فوراً و بدون فوت وقت، عصا را افکند، ناگهان مار عظیمى شد و شروع به حرکت کرد» (فَأَلْقاها فَإِذا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعى).

«تَسْعى» از ماده «سعى» به معنى راه رفتن سریع است که به مرحله دویدن نرسد.

* * *

در اینجا به موسى «فرمود: آن را بگیر، و نترس، ما آن را به همان صورت نخستین باز مى گردانیم»! (قالَ خُذْها وَ لاتَخَفْ سَنُعِیدُها سِیرَتَهَا الاْ ُولى).(3)

در آیه 31 سوره «قصص» مى خوانیم: وَلّى مُدْبِراً وَ لَمْ یُعَقِّبْ یا مُوسى أَقْبِلْ وَ لاتَخَفْ: «موسى با مشاهده آن مار عظیم، ترسید و فرار کرد، خداوند بار دیگر فرمود: اى موسى بازگرد و نترس».

گر چه مسأله ترس موسى(علیه السلام) در اینجا براى جمعى از مفسران سؤال انگیز شده است که: این حالت، با شجاعتى که در موسى سراغ داریم و عملاً در طول عمر خود به هنگام مبارزه با فرعونیان به ثبوت رسانید، به علاوه از شرائط کلّى انبیاء است، چگونه سازگار است؟

ولى با توجه به یک نکته پاسخ آن روشن مى شود; و آن این که: طبیعى هر انسانى است ـ هر قدر هم شجاع و نترس باشد ـ که اگر ببیند قطعه چوبى ناگهان تبدیل به مار عظیمى شد و سریعاً به حرکت آمد، موقتاً متوحش شود و خود را کنار کشد، مگر آن که در برابر او این صحنه بارها تکرار گردد، این عکس العمل طبیعى هیچ گونه ایرادى بر موسى(علیه السلام) نخواهد بود و با آیه 39 «احزاب» که مى گوید: أَلَّذِیْنَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لایَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللّهَ:

«کسانى که ابلاغ رسالت هاى الهى مى کنند و از او مى ترسند، و از هیچ کس جز او ترسى ندارند» منافاتى ندارد، این یک وحشت طبیعى زودگذر و موقتى در برابر یک حادثه کاملاً بى سابقه و خارق عادت است.

* * *

آنگاه به دومین معجزه مهم موسى اشاره کرده که به او دستور مى دهد: «دست خود را در گریبانت فرو بر، تا سفید و روشن بیرون آید، بى آن که عیب و نقصى در آن باشد، و این معجزه دیگرى براى تو است» (وَ اضْمُمْ یَدَکَ إِلى جَناحِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوء آیَةً أُخْرى).(4)

گر چه در تفسیر جمله «وَ اضْمُمْ یَدَکَ إِلى جَناحِکَ...» مفسران عبارات گوناگونى دارند، اما با توجه به آیه 32 سوره «قصص» که مى گوید: «اسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ» و آیه 12 سوره «نمل» که مى گوید: «وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ» به خوبى استفاده مى شود که: موسى مأمور بوده است دست خود را در گریبانش فرو برد و تا زیر بغل یا پهلو ادامه دهد (چرا که جناح در اصل به معنى بال پرندگان است و در اینجا مى تواند کنایه از زیر بغل بوده باشد).

«بَیْضاء» به معنى سفید است، و جمله «مِنْ غَیْرِ سُوء» اشاره به این است که: سفیدى دست تو، بر اثر بیمارى پیسى و مانند آن نخواهد بود، به دلیل این که درخشندگى خاصى دارد، در یک لحظه ظاهر و در لحظه دیگرى از بین مى رود.

ولى از بعضى روایات استفاده مى شود که: دست موسى در آن حالت، نورانیت فوق العاده اى پیدا کرد، اگر چنین بوده است باید قبول کرد که جمله «مِنْ غَیْرِ سُوء» مفهوم دیگرى جز آنچه در بالا گفتیم خواهد داشت، یعنى نورانیتى دارد بدون عیب، نه چشم را آزار مى رساند، نه لکّه تاریکى در میان آن دیده مى شود و نه غیر آن.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، به عنوان یک نتیجه گیرى از آنچه در آیات قبل بیان شد، مى فرماید: «ما اینها را در اختیار تو قرار دادیم تا آیات بزرگ خود را به تو نشان دهیم» (لِنُرِیَکَ مِنْ آیاتِنَا الْکُبْرى).

پیدا است منظور از «آیات کبرى» همان دو معجزه مهمى است که در بالا آمد، و این که بعضى از مفسران احتمال داده اند، اشاره به معجزات دیگرى است که بعد از آن خداوند در اختیار موسى(علیه السلام) گذاشت بسیار بعید به نظر مى رسد.

* * *

نکته ها:

1 ـ دو معجزه بزرگ

بدون شک آنچه در بالا در زمینه تبدیل عصاى موسى(علیه السلام) به مار عظیم که حتى در آیه 107 سوره «اعراف» از آن تعبیر به «ثعبان» (اژدها) شده است، و همچنین درخشندگى خاص دست در یک لحظه کوتاه، و سپس بازگشت به حال اول یک امر عادى یا نادر و کمیاب نیست، بلکه هر دو خارق عادت محسوب مى شود که بدون اتکاء بر یک نیروى ما فوق بشرى، یعنى قدرت خداوند بزرگ، امکان پذیر نیست.

کسانى که به خدا ایمان دارند، علم و قدرت او را بى پایان مى دانند هرگز نمى توانند این امور را انکار کنند و یا مانند مادیگراها به خرافه نسبت دهند.

آنچه در معجزه مهم است آن است که: عقلاً محال نباشد و در این مورد این امر کاملاً صادق است; چرا که هیچ دلیل عقلى دلالت بر نفى امکان تبدیل عصا به مار عظیم نمى کند .

مگر عصا و مار عظیم هر دو در گذشته هاى دور از خاک گرفته نشده اند؟ البته شاید میلیون ها یا صدها میلیون سال طول کشید که از خاک، این چنین موجوداتى به وجود آمد (و هیچ در این مسأله تفاوتى نیست که قائل به تکامل انواع باشیم و یا ثبوت انواع; چرا که به هر حال، هم چوب درختان از خاک آفریده شده اند و هم حیوانات).

منتها کار اعجاز در این مورد بوده است که آن مراحلى را که مى بایست در طول سالیان دراز طى شود، در یک لحظه و در مدتى بسیار کوتاه، انجام داده است آیا چنین امرى محال به نظر مى رسد؟!

ممکن است شخصى کتاب قطورى را با دست در یک سال بنویسد، اما اگر کسى پیدا شود که با اتکاء به اعجاز آن چنان سریع انجام دهد که در یک ساعت یا کمتر از آن نوشته شود، این محال عقلى نیست، این خارق عادت است (دقت کنید).

به هر حال، قضاوت عجولانه درباره معجزات و آنها را خداى ناکرده به خرافات نسبت دادن، دور از منطق و عقل است، تنها چیزى که گاهى این گونه افکار را به وجود مى آورد، این است که: ما به علل و معلول عادى خو گرفته ایم تا آنجا که آنها را به صورت ضرورت تلقى مى کنیم، و هر چه خلاف آن باشد را مخالف ضرورت مى دانیم، در حالى که شکل این علل و معلول طبیعى و عادى

هرگز جنبه ضرورت ندارد و هیچ مانعى ندارد عامل مافوق طبیعت، دگرگونى ها در آنها ایجاد کند.(5)

* * *

2 ـ استعدادهاى فوق العاده اشیاء

مسلماً آن روز که موسى، آن عصاى شبانى را براى خود انتخاب نمود، باور نمى کرد این موجود ساده از عهده چنان کار عظیمى به فرمان خدا برآید، آن چنان که قدرت فراعنه را درهم ریزد، اما خدا به او نشان داد که: از همین وسیله ساده مى توان آن چنان نیروى خارق العاده اى به وجود آورد.

این در واقع درسى است به همه انسان ها که در این جهان هیچ چیز را ساده نپندارند، اى بسا موجودات یا افرادى که ما با دیده حقارت به آنها مى نگریم قدرت هاى عظیمى در دل نهفته داشته باشند که ما از آن بى خبریم.

* * *

3 ـ «تورات» در این باره چه مى گوید؟

در آیات بالا خواندیم، هنگامى که موسى(علیه السلام) دستش را از گریبان بیرون آورد، سفید و روشن بود، بى آن که عیبى داشته باشد، ممکن است این جمله براى نفى تعبیرى باشد که در «تورات» تحریف یافته دیده مى شود; چرا که در این تورات چنین آمده است: «و خداوند باز به او گفت، حال دست خود را به آغوش خود گذار که دست خود را به آغوش خود گذاشت و او را بیرون آورد و اینک دستش مانند برف، مبروص شد».(6)

کلمه «مبروص» از ماده «برص» به معنى پیسى است که یک نوع بیمارى است و مسلماً به کار بردن این تعبیر در این مورد غلط و نابجا است.

* * *


1 ـ «أَهُشُّ» از ماده «هش» (به فتح هاء) به معنى زدن بر برگ درختان است.

2 ـ «مَآرِب» جمع «مأربه» به معنى حاجت، نیاز و مقصد است.

3 ـ «سِیرَة» آن چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید: به معنى حالت باطنى است اعم از این که غریزى باشد یا اکتسابى، بعضى نیز آن را در اینجا به معنى هیئت و صورت تفسیر کرده اند.

4 ـ «آیَة» منصوب است از جهت این که اسمى است که حال قرار گرفته، حال براى ضمیرى که در «تَخْرُجْ» مستتر است.

5 ـ در این باره در جلد ششم، صفحه 284 نیز صحبت کرده ایم.

6 ـ «تورات»، «سفر خروج»، فصل چهارم، جمله 6.
...........................
تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟