• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

مفهوم واقعی حیات در قرآن (سوره انفال) ، استاد

گرايش ها و روش هاى تفسير

 

در تفسير پژوهى كنونى مصطلحات متعددى همچون «گرايش»،

بیشتر...

دعا و تضرع ماه شعبان مقدمه استفاده از برکات ماه

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه گفت: برای رسیدن به برکات

بیشتر...

گوشه اى از آیات عظمت خدا

شرح آیات 5 و 6 سوره مبارکه یونس

5هُوَ الَّذی جَعَلَ

بیشتر...

مرحله سوم دوازدهمین دوره و مرحله چهارم یازدهمین

مرحله سوم دوازدهمین دوره و مرحله چهارم یازدهمین دوره آزمون

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
43626
42769
123867944
امروز دوشنبه, 04 مرداد 1400
اوقات شرعی

بخش مهم دیگرى از مناسک حج

شرح آیات 29  و 30 سوره مبارکه حج

29ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ

30ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُماتِ اللّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَکُمُالأَنْعامُ إِلاّ ما یُتْلى عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِوَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ

ترجمه:

29 ـ سپس، باید آلودگى هایشان را بر طرف سازند; و به نذرهاى خود وفا کنند; و بر گرد خانه گرامى کعبه، طواف کنند.

30 ـ (مناسک حج) این است! و هر کس برنامه هاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است. و چهار پایان براى شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مى شود. از بت هاى پلید اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!

تفسیر:

بخش مهم دیگرى از مناسک حج

در تعقیب بحث هائى که پیرامون مناسک حج در آیات پیشین گذشت، در آیات مورد بحث، به بخش دیگرى از این مناسک اشاره کرده، نخست، چنین مى گوید: «بعد از آن باید آلودگى ها و زوائد بدن را بر طرف سازند» (ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ).

«و به نذرهاى خود وفا کنند» (وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ).

«و طواف خانه کعبه، خانه اى که خدا آن را از گزند حوادث مصون داشته و آزاد کرده است به جا آورند» (وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ).

«تَفَثَ» به گفته بسیارى از ارباب لغت و مفسران معروف، به معنى چرک، کثافت و زوائد بدن همچون ناخن و موهاى اضافى است و به گفته بعضى در

اصل به چرک هاى زیر ناخن و مانند آن گفته مى شود.(1)

گر چه، بعضى از ارباب لغت منکر وجود چنین ریشه اى در لغت عرب شده اند، ولى گفته اى را که «راغب» در«مفردات» آورده که: یک عرب بیابانى به مخاطب خود که بسیار کثیف و آلوده بود گفت: ما أَتْفَثَکَ وَ أَدْرَنَکَ؟:«چقدر کثیف و آلوده اى»؟ دلیل بر این است که این واژه عربى است و ریشه در لغت عرب دارد.

در روایات اسلامى نیز کراراً این جمله، به گرفتن ناخن، پاکیزه کردن بدن و کنار گذاشتن احرام تفسیر شده است، و به تعبیر دیگر، این جمله اشاره به برنامه «تقصیر» است که از مناسک حج محسوب مى شود.

در بعضى از روایات نیز به «تراشیدن سر» که یکى دیگر از طرق تقصیر است تفسیر شده.

در «کنز العرفان» از «ابن عباس» نقل شده که در تفسیر این آیه مى گفت: «منظور انجام تمام مناسک حج است».(2)

ولى هیچگونه دلیلى بر گفته «ابن عباس» در اینجا نداریم.

جالب این که: در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: آن حضرت، جمله «ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ» را تفسیر به ملاقات امام(علیه السلام) کرد، و هنگامى که راوى توضیح خواست و اشاره به تفسیر این آیه در مورد گرفتن ناخن و مانند آن کرد، امام(علیه السلام)فرمود: «قرآن، ظاهر و باطنى دارد».

یعنى مسأله ملاقات امام در اینجا مربوط به باطن آیه است.(3)

این حدیث، ممکن است اشاره به یک نکته لطیف باشد که زوّار خانه خدا بعد از انجام مناسک حج، همان گونه که آلودگى هاى بدن را برطرف مى سازند، باید آلودگى هاى روح و جان خود را با ملاقات امام(علیه السلام) و پیشواى خود بر طرف نمایند، به خصوص که در بسیارى از اعصار، خلفاى جبار اجازه چنین ملاقاتى را در شرائط عادى نمى دادند، و مراسم حج، بهترین فرصت براى رسیدن به این هدف بود.

و به همین مناسبت، در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: تَمامُ الْحَجِّ لِقاءُ الاِمامِ: «تکمیل حج به آن است که انسان امام را ملاقات کند».(4)

در واقع هر دو تطهیر است یکى تطهیر ظاهر از چرک ها و آلودگى ها، و دیگرى تطهیر باطن از نا آگاهى و مفاسد اخلاقى.

و اما منظور از وفاى به نذر، آن است که بسیارى از مردم نذر مى کردند: در صورت توفیق براى حج، علاوه بر مناسک حج، قربانى هاى اضافى و صدقات یا کارهاى خیرى انجام دهند، و گاه مى شد که بعد از رسیدن به مقصد، نذرهاى خود را به دست فراموشى مى سپردند، قرآن تأکید مى کند: در وفاى به نذر کوتاهى نکنند.(5)

اما این که: چرا «کعبه» را «بیت العتیق» گفته اند؟ با توجه به این که «عتیق» از ماده «عتق» به معنى آزاد شدن از بند رقیت است، ممکن است از این نظر باشد که خانه کعبه از قید ملکیت بندگان آزاد است، و در هیچ زمانى جز خدا، مالکى نداشته است و نیز از قید سیطره جبارانى همچون «ابرهه»ها آزاد شده است.

یکى از معانى «عتیق» گرامى و گرانب ها است که این مفهوم نیز در خانه کعبه به وضوح دیده مى شود.

دیگر از معانى «عتیق»، «قدیم» است، چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید: اَلْعَتِیْقُ الْمُتَقَدَّمُ فِى الزَّمانِ أَوِ الْمَکانِ أَوِ الرُّتْبَهِ: «عتیق چیزى است که از نظر زمان یا مکان و یا مرتبه متقدم باشد».

این نیز روشن است که خانه کعبه قدیمى ترین کانون توحید است و به گفته قرآن اولین خانه اى است که براى انسان ها بر پا شده.(6)

به هر حال، هیچ مانعى ندارد که اطلاق این کلمه، بر خانه خدا به ملاحظه تمام این امتیازات در آن باشد، هر چند، هر یک از مفسران به بخشى از آن اشاره کرده اند و یا در روایات مختلف در هر یک به نکته اى اشاره شده است.

و اما این که: منظور از «طواف» در آخرین جمله آیه فوق، کدام طواف است در میان مفسران گفتگو است (مى دانیم بعد از مراسم عید قربان در منى، حجاج باید دو طواف به جا آورند که طواف اول را معمولاً «طواف زیارت» و طواف دوم را «طواف نساء» مى نامند).

بعضى از فقهاء و مفسران معتقدند چون لفظ آیه قید و شرطى ندارد، مفهوم آن عام است و شامل طواف زیارت و طواف نساء و حتى طواف عمره هم مى شود.(7)

در حالى که بعضى دیگر عقیده دارند: منظور از آن تنها «طواف زیارت» است که بعد از بیرون آمدن از احرام حج واجب مى شود.(8)

ولى در روایات متعددى که از طرق اهلبیت(علیهم السلام) به ما رسیده، تصریح شده که منظور، از آن: «طواف نساء» است: امام صادق(علیه السلام) در تفسیر «وَ لْیُوفُوا  نُذُورَهُمْ وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ» فرمود: «منظور طواف نساء است».(9)

همین معنى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) نیز نقل شده است.(10)

این همان طوافى است که اهل سنت آن را «طواف وداع» مى نامند.

به هر حال، تفسیر اخیر، با توجه به احادیث فوق قوى تر به نظر مى رسد به خصوص این که: ممکن است از جمله «ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ» این معنى نیز استفاده شود که: علاوه بر پاک کردن بدن از چرک و موهاى زائد، براى تکمیل آن باید از بوى خوش نیز استفاده شود، و مى دانیم استفاده از بوى خوش در حج تنها بعد از طواف و سعى جائز است، و طبعاً در این حال طواف دیگرى جز «طواف نساء» بر ذمه او نمانده است (دقت کنید).

* * *

آیه بعد، به عنوان یک جمع بندى اشاره به بحث هاى آیات گذشته کرده مى گوید: «برنامه حج و مناسک آن چنین است که گفته شد» (ذلِکَ).(11)

بعد براى تأکید بر اهمیت وظائفى که بیان گردید، اضافه مى کند: «و هر کس برنامه هاى الهى را بزرگ بشمرد، و احترام آنها را حفظ کند براى او نزد پروردگارش بهتر است» (وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُماتِ اللّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ).

روشن است «حرمات» در اینجا اشاره به «اعمال و مناسک حج» است و ممکن است احترام خانه کعبهخصوصاً و حرم مکّه عموماً نیز بر آن افزوده شود.

بنابراین، تفسیر آن به خصوص «محرمات» یعنى آنچه از آن نهى شده به طور کلى، یا تمام واجبات، خلاف ظاهر آیات است.

ضمناً، باید توجه داشت «حرمات» جمع «حرمة» در اصل به معنى چیزى است که باید احترام آن حفظ شود و در برابر آن بى حرمتى نگردد.

پس از آن به تناسب احکام احرام، به حلال بودن چهار پایان اشاره کرده مى گوید: «چهار پایان (همچون شتر، گاو و گوسفند) بر شما حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده مى شود و دستور منعش صادر خواهد گشت» (وَ أُحِلَّتْ لَکُمُ الأَنْعامُ إِلاّ ما یُتْلى عَلَیْکُمْ).

جمله «إِلاّ ما یُتْلى عَلَیْکُمْ» ممکن است اشاره به تحریم صید بر مُحرِم، بوده باشد که در آیه 95 سوره «مائده»که بعداً نازل گردیده، به آن اشاره شده است: یا أَیُّهَا الَّذِیْنَ آمَنُوا لاْ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ: «اى کسانى که ایمان آورده اید در حال احرام کشتار صید نکنید».

و نیز ممکن است اشاره به جمله اى باشد که در ذیل آیه مورد بحث، راجع به تحریم قربانیانى که براى بت ها ذبح مى کردند، آمده است; زیرا مى دانیم: حلال بودن حیوان تنها در صورتى است که به هنگام ذبح آنها نام خدا گفته شود، نه نام بت ها و نه هیچ نام دیگر.

در پایان این آیه، دو دستور دیگر در رابطه با مراسم حج و مبارزه با سنت هاى جاهلیت بیان مى کند:

نخست مى گوید: «از پلیدى ها، از بت ها اجتناب کنید» (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ).

«أوثان» جمع «وثن» (بر وزن کفن) به معنى سنگ هائى است که مورد پرستش اقوام جاهلى قرار مى گرفت، و در اینجا «أوثان» توضیح کلمه «رجس» است که قبلاً ذکر شده، به این ترتیب، مى گوید: از پلیدى اجتناب کنید، بعد مى گوید: پلیدى همان بت ها هستند.

این نکته نیز قابل توجه است که: بت پرستان عصر جاهلیت، خون هاى حیوانات قربانى را بر سر و روى بت هاشان مى ریختند، و منظره اى بسیار زشت، پلید و تنفر آمیز پیدا مى کرد که تعبیر فوق، ممکن است اشاره به آن نیز باشد.

دستور دوم این است: «از سخن باطل و بى اساس بپرهیزید» (وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ).

* * *

نکته:

«قول زور» چیست؟

بعضى از مفسران این را اشاره به کیفیت «لبیک» گفتن مشرکان در مراسم حج در جاهلیت دانسته اند، زیرا آنها«لبیک» را که آئینه تمام نماى توحید و یگانه پرستى است آنچنان تحریف کرده بودند که مشتمل بر زننده ترین تعبیرات شرک آلود شده بود، مى گفتند: لَبَّیْکَ لا شَرِیْکَ لَکَ، اِلاّ شَرِیْکاً هُوَ لَکَ! تَمْلِکُهُ وَ ما مَلَکَ:«دعوتت را اجابت کردیم و به سویت آمدیم، اى خدائى که شریکى ندارى، جز شریکى که مخصوص تو است، تو مالک او و هر چه او در اختیار دارد هستى».

این جمله، مسلماً سخنى باطل و بیهوده بوده، و مصداق قول زور است که در اصل، به معنى سخن دروغ، باطل و خارج از حدّ اعتدال مى باشد.

با این حال، توجه آیه به اعمال مشرکان در عصر جاهلیت در مراسم حج، مانع از کلى بودن مفهوم آن که پرهیز از هر گونه بت در هر شکل و صورت، و پرهیز از هر گفتار باطل به هر نوع و کیفیت است نمى باشد.

لذا در بعضى از روایات «أوثان» تفسیر به «شطرنج» (نوعى از قمار) و «قول زور» تفسیر به «خوانندگى حرام»(غنا) و «شهادت به باطل» شده است که در واقع از قبیل بیان بعضى از افراد این کلى مى باشد، نه به معنى انحصار مفهوم آیه در خصوص این امور.

در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: روزى حضرت برخاست و در میان مردم خطبه خواند و در ضمن آن فرمود: أَیُّهَا النّاسُ عَدَلَتْ شَهادَةُ الزُّورِ بِالشِّرْکِ بِاللّهِ، ثُمَّ قَرَأَ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ: «اى مردم شهادت به باطل همطراز شرک با خدا است سپس این آیه را تلاوت فرمود: فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ».

این حدیث نیز اشاره به وسعت مفهوم این آیه است.

* * *


1 ـ اقتباس از «قاموس اللغة»، «مفردات راغب»، «کنز العرفان»، تفسیر «مجمع البیان» و تفاسیر دیگر.

2 ـ «کنز العرفان»، جلد 1، صفحه 270.

3 ـ «نور الثقلین»، جلد 3، صفحه 292.

4 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 10، صفحه 255، ابواب المزار، باب 2، حدیث 12 (جلد 14، صفحه 324، چاپ آل البیت).

5 ـ بعضى از مفسران احتمال داده اند: منظور از «نذور» انجام مناسک حج است، ولى با مراجعه به موارد استعمال کلمه «نذر» در قرآن مجید، روشن مى شود که به هنگام اطلاق کلمه نذر، همان معنى معروف و معهود از آن اراده مى شود، بنابراین، استعمال آن در «مناسک حج» بدون قرینه خلاف ظاهر است.

6 ـ آل عمران، آیه 96.

7 ـ «کنز العرفان»، جلد 1، صفحه 271.

8 ـ «مجمع البیان»، جلد 7، صفحه 82، این تفسیر را ذیل آیه مورد بحث از بعضى از مفسران ـ بى آن که نام ببرد ـ نقل کرده است.

9 و 10 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 390، ابواب الطواف، باب 2 (جلد 12، صفحه 465، چاپ آل البیت).

11 ـ این کلمه جمله محذوفى دارد و در تقدیر چنین است: «کذلک امر الحج و المناسک».

.......................................

تفسیر نمونه

آخرین ویرایش در سه شنبه, 08 مرداد 1398 ساعت 13:47

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟