• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

نعمت اسرارآمیز حیات

شرح آیات 28 و 29 سوره مبارکه بقره

28- كَيْفَ تَكْفُرُونَ

بیشتر...

نامه 31 نهج البلاغه - جلسه بیست و هشتم

  شرح نهج البلاغه - استاد مفسر دکتر محمدعلی
بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه مومنون - جلسه نوزدهم

تفسیر قرآن - استاد مفسر دکتر محمدعلی انصاری زمان
بیشتر...

امر به معروف و نهی از منکر،جلسه دوم،آیت الله

دریافت فایل صوتی

حجم: 9.3 MB

زمان: 40 دقیقه

بیشتر...

مشیت ما به پیروزى مستضعفان، تعلق گرفته!

شرح آیات 1 لغایت 6 سوره مبارکه قصص

1طسم

2تِلْکَ آیاتُ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
25894
43627
136572427
امروز سه شنبه, 08 آذر 1401
اوقات شرعی

اگر نمى دانید بپرسید! (سوره مبارکه نحل)

شرح آیات 43 و 44 سوره مبارکه نحل

43وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّ رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْکُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ

44بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْوَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ

ترجمه:

43 ـ و پیش از تو، جز مردانى که به آنها وحى مى کردیم، نفرستادیم، اگر نمى دانید، از آگاهان بپرسید (تا تعجب نکنید از این که پیامبر اسلام از میان همین مردان برانگیخته شده است).

44 ـ (از آنها بپرسید که) از دلائل روشن و کتب (آگاهند!) و ما این قرآن را بر تو نازل کردیم، تا آنچه را که به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى; و شاید اندیشه کنند.

تفسیر:

اگر نمى دانید بپرسید!

گرچه دو آیه اخیر، به تناسب بحثهاى مربوط به مشرکان سخن از مهاجران راستین داشت، ولى آیات مورد بحث، بار دیگر به بیان مسائل گذشته در رابطه با اصول دین مى پردازد، و به یکى از اشکالات معروف مشرکان پاسخ مى گوید.

آنها مى گفتند: چرا خداوند فرشته اى را براى ابلاغ رسالت نازل نکرده است.

یا مى گفتند: چرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) مجهز به یک نیروى فوق العاده نیست که ما را مجبور به ترک کارهایمان بنماید.

و خداوند در پاسخ آنها مى گوید: «ما پیش از تو نیز رسولانى فرستادیم و این رسولان جز مردانى که وحى به آنها فرستاده مى شد نبودند» (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّ رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ).

آرى این مردان از جنس بشر بودند، با تمام غرائز و عواطف انسانى، دردهاى آنها را از همه بهتر تشخیص مى دادند، و نیازهاى آنها را به خوبى درک مى کردند، در حالى که هیچ فرشته اى نمى تواند، از این امور به خوبى آگاه گردد، و آنچه را در درون یک انسان مى گذرد به وضوح درک کند.

مسلماً مردان وحى، وظیفه اى جز ابلاغ رسالت نداشتند، کار آنها گرفتن «وحى» و رساندن به انسانها و کوشش از طرق عادى براى تحقق بخشیدن به اهداف وحى بود، نه این که: با یک نیروى خارق العاده الهى، و بر هم زدن همه قوانین طبیعت، مردم را مجبور به قبول دعوت و ترک همه انحرافات کنند، که اگر چنین مى کردند ایمان آوردن افتخار و تکامل نبود.

پس از آن براى تأکید و تأیید این واقعیت، اضافه مى کند: «اگر این موضوع را نمى دانید بروید و از اهل اطلاع بپرسید» (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ).

«ذِکر» به معنى آگاهى و اطلاع است و «اهل ذکر» مفهوم وسیعى دارد که همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمینه هاى مختلف، شامل مى شود، و اگر بسیارى از مفسرین «اهل ذکر» را در اینجا به معنى علماى اهل کتاب تفسیر کرده اند نه به این معنى است که، اهل ذکر مفهوم محدودى داشته باشد، بلکه، در واقع از قبیل تطبیق کلى بر مصداق است; زیرا سؤال، درباره پیامبران و رسولان پیشین و این که: آنها مردانى از جنس بشر با برنامه هاى تبلیغى و اجرائى بودند قاعدتاً مى بایست از دانشمندان اهل کتاب و علماى یهود و نصارى بشود.

درست است که: آنها با مشرکان در تمام جهات هم عقیده نبودند، ولى همگى در این جهت که با اسلام مخالفت داشتند، هماهنگ بودند.

بنابراین، علماى اهل کتاب براى بیان حال پیامبران پیشین، منبع خوبى براى مشرکان محسوب مى شدند.

«راغب» در «مفردات» مى گوید: ذکر دو معنى دارد گاهى، به معنى حفظ، و گاهى، به معنى یادآورى است، البته این یادآورى ممکن است به وسیله دل بوده باشد (که ذکر درونى و باطنى محسوب مى شود) و ممکن است به وسیله زبان باشد (که ذکر لفظى محسوب مى گردد).

و اگر مى بینیم به قرآن، ذکر گفته شده است به خاطر همانست که حقایقى را بازگو مى کند.

* * *

آیه بعد، مى گوید: «اگر شما آگاه از دلائل روشن پیامبران و کتب آنها نیستید به آگاهان مراجعه کنید» (بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ).(1)

«بَیِّنات» جمع «بیّنة» به معنى دلائل روشن است، و ممکن است در اینجا اشاره به معجزات و سایر دلائل اثبات حقانیت انبیاء باشد، «زُبُر» جمع «زبور» به معنى کتاب است، در واقع «بیّنات»، دلائل اثبات نبوت را مى گوید، و «زُبُر» اشاره به کتابهائى است که تعلیمات انبیاء در آن جمع بوده است.

آن گاه روى سخن را به پیامبر کرده و مى گوید: «ما این ذکر را (قرآن را) بر تو نازل کردیم تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها تبیین کنى» (وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ).

«و تا این که آنها در این آیات، و وظائفى که در برابر آن دارند، بیندیشند» (وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ).

در واقع، دعوت و برنامه رسالت تو از نظر اصولى، چیز نو ظهور و بى سابقه اى نیست همان گونه که بر رسولان پیشین، کتب آسمانى نازل کردیم تا مردم را به وظائفشان در برابر خدا، خلق و خویشتن آشنا سازند بر تو نیز این قرآن را نازل کردیم، تا به تبیین مفاهیم و تعالیم آن بپردازى، و اندیشه انسانها را بیدار سازى، تا با احساس تعهد و مسؤلیت (نه از طریق اجبار و قوه قهریه ناشناخته الهى) در راه حق گام بگذارند و به سوى تکامل پیش بروند.

* * *

نکته:

اهل ذکر کیانند؟

در روایات متعددى که، از ناحیه اهلبیت(علیهم السلام) وارد شده، مى خوانیم: اهل ذکر امامان(علیهم السلام) هستند، از جمله در روایتى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) که در پاسخ سؤال از آیه فوق فرمود: نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ: «ما اهل ذکریم، و از ما باید سؤال شود».(2)

و در روایت دیگرى امام باقر(علیه السلام) در تفسیر همین آیه فرمود: الذِّکْرُ الْقُرْآنُ، وَ آلُ الرَّسُولِ أَهْلُ الذِّکْرِ، وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ: «ذکر، قرآن است، و اهلبیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) اهل ذکرند، و از آنها باید سؤال کرد».(3)

در بعضى دیگر مى خوانیم: «ذکر» شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) است و اهلبیت او «اهل الذکر» هستند.(4)

روایات متعدد دیگرى نیز به همین مضمون رسیده.

در بسیارى از تفاسیر و کتب اهل سنت، نیز روایاتى به همین مضمون مى خوانیم از جمله در تفسیرهاى دوازده گانه معروف اهل سنت از «ابن عباس» در ذیل آیه فوق چنین نقل شده که: هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ(علیهم السلام) هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ وَالْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَیانِ: «اینان محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) هستند آنها اهل ذکر، و اهل علم و عقل و بیان اند».(5)

این نخستین بار نیست ما در روایاتى که در تفسیر آیات قرآن وارد شده، بیان مصداقهاى معینى را مى بینیم که مفهوم وسیع آیه را هرگز محدود نمى کند.

و همان گونه که گفتیم: «ذکر» به معنى هر گونه آگاهى و یاد آورى و اطلاع است، و «اهل الذکر»، آگاهان و مطلعین را در همه زمینه ها در بر مى گیرد.

ولى، از آنجا که قرآن مجید نمونه بارز یادآورى و علم و آگاهى است به آن «ذکر» اطلاق شده و همچنین شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز مصداق روشن «ذکر» است.

به همین ترتیب امامان معصوم که اهلبیت او و وارث علم او هستند، روشنترین مصداق «اهل الذکر» اند.

ولى، قبول همه این مسأله هیچگونه منافاتى با عمومیت مفهوم آیه و همچنین مورد نزول آن ـ که دانشمندان اهل کتاب اند ـ ندارد، و به همین دلیل علماى اصول و فقهاى ما در مباحث مربوط به «اجتهاد و تقلید» و پیروى ناآگاهان در مسائل دینى از آگاهان و مجتهدین به این آیه استدلال کرده اند.

در اینجا این سؤال پیش مى آید: در روایتى که در «عیون الاخبار» از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) نقل شده مى خوانیم: امام(علیه السلام) به آن کسانى که آیه فوق را به دانشمندان یهود و نصارى تفسیر کرده بودند، خرده مى گیرد و مى گوید: «سبحان اللّه مگر چنین چیزى ممکن است؟ اگر ما به علماى یهود و نصارى مراجعه کنیم مسلماً ما را به مذهب خود دعوت مى کنند».

سپس فرمود: «اهل ذکر ما هستیم».(6)

ولى پاسخ این سؤال، روشن است، امام(علیه السلام) این سخن را به کسانى مى گوید که آیه را منحصراً به معنى مراجعه به علماى اهل کتاب در هر عصر و زمان، تفسیر کرده بودند، در حالى که، مسلماً چنین نیست در عصر و زمانى همچون عصر و زمان امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) هرگز، مردم موظف نبودند: براى درک حقایق به علماى یهود و نصارى مراجعه کنند، در این گونه اعصار، مرجع، علماى اسلام بودند که در رأس آنها ائمه اهلبیت(علیهم السلام) قرار داشتند.

به عبارت دیگر، اگر مشرکان عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى آگاهى از این مسأله که پیامبران خدا همیشه از جنس بشر بودند، وظیفه داشتند به آگاهان از اهل کتاب مراجعه کنند، مفهومش این نیست که: تمام مردم در هر زمانى باید به آنها مراجعه نمایند، بلکه، هر مسأله اى را در هر زمانى باید از آگاهان نسبت به آن مسأله پرسید، و این مطلب روشنى است.

به هر حال، آیه فوق بیانگر یک اصل اساسى اسلامى، در تمام زمینه هاى زندگى مادى و معنوى است، و به همه مسلمانان تأکید مى کند: آنچه را نمى دانند از اهل اطلاعش بپرسند، و پیش خود در مسائلى که آگاهى ندارند دخالت نکنند.

به این ترتیب «مسأله تخصص» نه تنها در زمینه مسائل اسلامى و دینى، از سوى قرآن به رسمیت شناخته شده، بلکه در همه زمینه ها مورد قبول و تأکید است.

و روى این حساب، بر همه مسلمانان لازم است، در هر عصر و زمان افراد آگاه و صاحب نظر در همه زمینه ها داشته باشند که اگر کسانى مسائلى را نمى دانند به آنها مراجعه کنند.

ولى ذکر این نکته نیز لازم است که: باید به متخصصان و صاحب نظرانى مراجعه کرد، که صداقت و درستى و بى نظرى آنها ثابت و محقق است، آیا ما هرگز به یک طبیب آگاه و متخصص، در رشته خود که از صداقت و درستکاریش در همان کار خود، مطمئن نیستیم مراجعه مى کنیم؟! لذا در مباحث مربوط به تقلید و مرجعیت، صفت عدالت را در کنار اجتهاد و یا اعلمیت قرار داده اند، یعنى مرجع تقلید هم باید عالم و آگاه به مسائل اسلامى باشد، و هم با تقوا و پرهیزکار.

* * *


1 ـ در این که: «بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ» از نظر ترکیب، متعلق به کدام فعل است، مفسران احتمالات متعددى داده اند:

بعضى آن را متعلق به «لاتَعْلَمُونَ» دانسته اند (همان گونه که ما د ربالا گفتیم و با ظاهر آیات سازگارتر است ـ توجه داشته باشید که علم هم بدون «باء» و هم به وسیله «باء» متعدى مى شود).

بعضى دیگر گفته اند: جمله «أَرْسَلْنا» قبل از آن در تقدیر است و در اصل چنین بوده: «أَرْسَلْناهُمْ بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ».

بعضى دیگر گفته اند: متعلق آن جمله «وَ ما أَرْسَلْنا» در آیه قبل است.

بعضى دیگر آن را متعلق به جمله «نُوحِىَ اِلَیْهِم» دانسته اند، روشن است: طبق هر کدام از اینها معنى آیه مفهوم خاصى خواهد داشت ولى در مجموع، تفاوت زیادى ایجاد نمى کند.

2 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 3، صفحات 55 و 56.

3 و 4 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 3، صفحات 55 و 56.

5 ـ «احقاق الحق»، جلد 3، صفحه 482 ـ منظور از تفاسیر دوازده گانه، تفسیر «ابو یوسف»، «ابن حجر»، «مقاتل بن سلیمان»، «وکیع بن جراح»، «یوسف بن موسى»، «تفسیر قتاده»، «تفسیر حرب الطائى»، «تفسیر سدى»، «مجاهد»، «مقاتل بن حیان»، «ابو صالح» و «محمّد بن موسى الشیرازى» است.

حدیث دیگرى از «جابر جعفى» در تفسیر همین آیه در کتاب «ثعلبى» نقل شده که مى گوید: لَمّا نَزَلَتْ هذِهِ الآیَةُ قالَ عَلِىٌ(علیه السلام) نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ: «هنگامى که آیه فوق نازل شد، على(علیه السلام) فرمود: اهل ذکر مائیم» (به همان مدرک فوق مراجعه شود).

6 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 3، صفحه 57.

.......................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری