• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

اصول خلاقیت و نوآوری در کسب‌ و کارهای نوپای قرآنی

خلاقیت در صنایع اولویت اول بوده و الان جزو اولویت‌های یک تا
بیشتر...

تمسک به قرآن، رهبری و ملت؛ رمز بقای انقلاب اسلامی

پیشکسوت قرآنی کشور، پیش از خطبه‌های نمازجمعه امروز، ۱۵ بهمن

بیشتر...

نیایش و دعا برای خود و دوستان‏

 
و تصیرهم الی امن من مقیل المتقین .یا من لا تنقضی عجائب
بیشتر...

معرفی منتخبان مسابقات مدیحه‌سرایی/ اجرای مدلی از

در مراسم اختتامیه بیستمین دوره مسابقات سراسری مدیحه‌سرایی و

بیشتر...

ثبت نام ۵۰۰ نفر در جشنواره قرآنی و حدیثی

رئیس اداره قرآن و حدیث مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) از

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
7678
27193
127669851
امروز دوشنبه, 29 شهریور 1400
اوقات شرعی

پروردگارت به زنبور عسل وحى فرستاد!

شرح آیات 68 و 69 سوره مبارکه نحل

68وَ أَوْحى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِوَ مِمّا یَعْرِشُونَ

69ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهاشَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِیهِ شِفاءٌ لِلنّاسِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمیَتَفَکَّرُونَ

ترجمه:

68 ـ و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» و (الهام غریزى) نمود که: «از کوهها و درختان و داربستهائى که مردم مى سازند، خانه هائى برگزین!.

69 ـ سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راههائى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده است، به راحتى بپیما»، از درون شکم آنها، نوشیدنى با رنگهاى مختلف خارج مى شود که در آن، شفا براى مردم است; به یقین در این امر، نشانه روشنى است براى جمعیتى که مى اندیشند.

تفسیر:

پروردگارت به زنبور عسل وحى فرستاد!

در اینجا لحن قرآن به طرز شگفت انگیزى تغییر مى یابد و در عین ادامه دادن بحثهاى پیشین در زمینه نعمتهاى مختلف الهى و بیان اسرار آفرینش سخن از «زنبور عسل» (نَحْل) و سپس، خود عسل، به میان مى آورد، اما در شکل یک مأموریت الهى، و الهام مرموز، که نام وحى بر آن گذارده شده است، نخست مى گوید:

«پروردگار تو به زنبور عسل، وحى کرد که خانه هائى از کوهها و درختان و داربستهائى که مردم مى سازند انتخاب کن» (وَ أَوْحى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعْرِشُونَ).

* * *

در اینجا براى روشن شدن بحث، چند مطلب را باید مورد توجه قرار داد:

1 ـ کلمه «وحى» در اصل چنانکه «راغب» در «مفردات» مى گوید: به معنى اشاره سریع است، سپس، به معنى القا کردن مخفیانه سخنى آمده است، ولى، در قرآن مجید وحى در معانى مختلفى به کار رفته، که همه بازگشت به همان معنى اصلى مى کند.

از آن جمله وحى نبوت است که در قرآن، فراوان از آن یاد شده است، در آیه 51 سوره «شورى» مى خوانیم: وَ ما کانَ لِبَشَر أَنْ یُکَلِّمَهُ اللّهُ إِلاّ وَحْیاً...: «خداوند با هیچ انسانى جز از طریق وحى سخن نمى گوید...».

و نیز «وحى» به معنى الهام، خواه الهام خود آگاه (در مورد انسانها) مانند: وَ أَوْحَیْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ: «ما به مادر موسى الهام کردیم که نوزادت را شیر ده و هر گاه از دستیابى دشمنان بر او ترسیدى او را به آغوش امواج دریا بسپار».(1)

و خواه به صورت ناآگاه و الهام غریزى، چنانکه در مورد زنبور عسل در آیات فوق خواندیم; زیرا مسلّم است، وحى در اینجا همان فرمان غریزه و انگیزه هاى ناخودآگاهى است که: خداوند در جانداران مختلف آفریده است.

و نیز «وحى» به معنى اشاره است، چنانکه در داستان زکریا مى خوانیم: فَأَوْحى إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیّاً: «زکریا به مردم با اشاره گفت: صبح و شام، تسبیح خدا گوئید».(2)

و نیز به معنى رساندن مخفیانه پیام و خبر آمده است، چنانکه در آیه 112 سوره «انعام» مى خوانیم: یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلى بَعْض زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً: «شیاطین انسانى و غیر انسانى مطالب فریبنده و گمراه کننده را به طور مرموز به یکدیگر مى رسانند».

* * *

2 ـ آیا الهام غریزى مخصوص زنبوران عسل است؟

در اینجا این سؤال پیش مى آید که: غرائز و یا الهام غریزى منحصر به زنبوران عسل است یا در همه حیوانات وجود دارد؟ اگر معنى دوم است، چرا تنها در اینجا این تعبیر آمده است؟

اما با توجه به یک نکته پاسخ این سؤال روشن مى شود و آن این که: امروز زندگى زنبوران عسل دقیقاً از طرف دانشمندان مورد بررسى عمیق قرار گرفته و ثابت شده است: این حشره شگفت انگیز آن چنان تمدن و زندگى اجتماعى شگفت انگیزى دارد که از جهات زیادى بر تمدن انسان و زندگى اجتماعى او پیشى گرفته است.

البته کمى از زندگى شگرفش در گذشته روشن بوده، ولى هرگز مثل امروز ابعاد مختلف آن که هر یک از دیگرى عجیبتر است شناخته نشده بود، قرآن به طرز اعجاز آمیزى با کلمه «أوحى» به این موضوع اشاره کرده است، تا این واقعیت را روشن سازد که: زندگى زنبوران عسل را هرگز نباید با انعام و چهار پایان و مانند آنها مقایسه کرد.

و شاید همین انگیزه اى شود که به درون جهان اسرار آمیز این حشره عجیب، گام بگذاریم و به عظمت و قدرت آفریدگارش آشنا شویم.

این است رمز دگرگون شدن لحن کلام در این آیه نسبت به آیات گذشته.

* * *

3 ـ قبل از هر چیز خانه سازى

نخستین مأموریت زنبوران در این آیه، مأموریت خانه سازى ذکر شده، و این شاید به خاطر آن است که مسأله مسکن مناسب، نخستین شرط زندگى است و به دنبال آن فعالیتهاى دیگر امکان پذیر مى شود، و یا به خاطر آن که: ساختمان خانه هاى شش ضلعى زنبوران عسل که شاید ملیونها سال است به همین شکل در شرق و غرب جهان ادامه دارد از عجیبترین برنامه هاى زندگى آنها است.(3)

و حتى شاید از ساختن خود عسل عجیبتر است، چگونه این ماده مومى مخصوص را تهیه مى کند؟ و چگونه این خانه هاى شش ضلعى را با ظرافت و مهندسى فوق العاده دقیقى مى سازد؟ خانه هائى که نقشه آن بسیار حساب شده و زوایاى آن کاملاً دقیق و یکسان است.

اساساً براى استفاده کامل از یک سطح به گونه اى که هیچ قسمتى از آن، هدر نرود و یا زوایاى تنگ و تاریکى پیدا نکند، راهى بهتر از انتخاب خانه هاى شش ضلعى با زوایاى مساوى نیست، به اضافه این نوع خانه از استحکام خاصى برخوردار است.

* * *

4 ـ انتخاب این خانه ها، چنانکه قرآن در آیه فوق مى گوید: گاهى در کوهها است، در لابلاى صخره هاى غیر قابل عبور، و شکافهاى مخصوص سنگهائى که آمادگى براى این هدف دارند، و گاهى در لابلاى شاخه هاى درختان، و گاهى در کندوهائى که انسانها بر فراز داربستها در اختیارشان مى گذارند.

ضمناً از این تعبیر استفاده مى شود: لانه و کندوى عسل باید در نقطه مرتفعى از کوه و درخت و داربست باشد، تا به خوبى بتواند از آن استفاده کند.

* * *

پس از آن دومین مأموریت «زنبور عسل» شروع مى شود چنانکه قرآن مى گوید: «سپس ما به او الهام کردیم: از تمام ثمرات تناول کن» (ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ).

«و راههائى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده به راحتى بپیما» (فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً).

«ذُلَل» جمع «ذَلُول» به معنى تسلیم و رام باشد، و توصیف راهها به «ذُلَل» به خاطر آنست که: این جاده ها آن چنان دقیق تعیین شده که: در برابر زنبوران عسل کاملاً رام و تسلیمند که بعداً به چگونگى آن اشاره خواهیم کرد.

سرانجام آخرین مرحله مأموریت آنها را (به صورت یک نتیجه) این چنین بیان مى کند: «از درون زنبوران عسل نوشیدنى مخصوصى خارج مى شود که رنگهاى مختلفى دارد» (یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ).

«در این شراب حلال، داروى شفا بخش مهمى براى مردم است» (فِیهِ شِفاءٌ لِلنّاسِ).

«و در این ماجراى برنامه زندگى زنبوران عسل و ارمغانى که آنها براى جهان انسانیت مى آورند، که هم غذا است، هم شفا و هم درس زندگى، نشانه روشنى از عظمت و قدرت پروردگار است براى آنهائى که تفکر و اندیشه مى کنند» (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْم یَتَفَکَّرُونَ).

* * *

در این آیه نیز نکات پر معنى و قابل ملاحظه اى است:

1 ـ عسل از چه ساخته مى شود؟

زنبوران عسل، معمولاً از ماده قندى مخصوصى که در ریشه گلها قرار داده شده است مى مَکَند و آن را جمع آورى مى کنند، ولى زنبورشناسان مى گویند: کار زنبوران تنها استفاده از این ماده قندى بُن گلها نیست، بلکه احیاناً از تخمدان گلها و دمبرگها و میوه ها نیز استفاده مى کنند که، قرآن از همه اینها تعبیر به «مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ» (همه میوه ها) کرده است.

جمله عجیبى که از «مترلینگ» دانشمند زیست شناس نقل شده، اهمیت تعبیر قرآن را آشکار مى سازد آنجا که مى گوید: «همین امروز، اگر زنبور عسل (اعم از وحشى و اهلى) از بین برود یکصد هزار نوع از گیاهها و گلها و میوه هاى ما از بین خواهد رفت، و از کجا که اصولاً تمدن ما از بین نرود»؟(4)(زیرا نقش زنبوران عسل، در جا به جا کردن گرده هاى نر گلها و بارور ساختن گیاهان ماده و به دنبال آن پرورش یافتن میوه ها آن قدر عظیم است که: بعضى از دانشمندان حتى آن را از عسل سازى زنبوران هم مهمتر مى دانند).

در حقیقت آنچه را زنبوران عسل از آن مى خورند، بالقوه انواع میوه هائى است که به کمک آنها، شکل مى گیرد و با این حال، چه پر معنى است کلمه «کُلِّ الثَّمَراتِ».

* * *

2 ـ راههاى مطمئن و رام!

زنبورشناسان با مطالعاتى که روى این حشره انجام داده اند، به این نتیجه رسیده اند: صبحگاهان گروهى از زنبوران که مأموران شناسائى گلها هستند از کندو بیرون مى روند، مناطق مختلف پر گل را کشف کرده، به کندو باز مى گردند و به اطلاع دیگران مى رسانند، حتى سمت و جهت آن را مشخص کرده و فاصله آن از کندو را نیز به اطلاع هموطنان خود مى رسانند.

زنبوران براى رسیدن به منطقه گلها گاهى راه خود را نشانه گذارى مى کنند، و از طریق پراکندن بوهاى مختلف، در مسیر راه، و مانند آن، چنان راه را مشخص مى کنند که، کمتر امکان دارد زنبورى سرگردان شود!

جمله «فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً» (در جاده هاى پروردگارت که رام و تسلیم تو است گام بگذار) گویا اشاره به این واقعیت است.

* * *

3 ـ عسل در کجا ساخته مى شود؟

شاید هنوز، بسیارى از افراد فکر مى کنند: برنامه کار زنبوران عسل این است که: شیره گلها را مکیده و در دهان خود جمع و در کندو ذخیره مى کنند، در حالى که، چنین نیست آنها شیره هاى گلها را به بعضى از حفره هاى درون بدن خود که زنبورشناسان به آن، چینه دان مى گویند، مى فرستند، و در آنجا که حکم یک کارخانه کوچک مواد شیمیائى دارد تغییر و تحولهاى مختلفى پیدا کرده، شهد گلها به عسل تبدیل مى گردد، و مجدداً زنبور، عسل ساخته شده را، از بدن خود بیرون مى فرستد.

عجیب این که سوره «نحل»، از سوره هاى «مکّى» است و مى دانیم در منطقه «مکّه» نه گل و گیاهى وجود دارد، و نه زنبوران عسل، ولى قرآن با این دقت و ظرافت از آن سخن مى گوید، و با تعبیر جالبى مانند: یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ: «از درون زنبوران مایعى خارج مى شود به رنگهاى مختلف» حتى به ریزه کاریهاى ساختن عسل نیز اشاره کرده است.

* * *

4 ـ رنگهاى مختلف عسل

رنگ عسل، بر حسب آن که زنبور بر چه گل و ثمره اى نشسته و از آن بهره گیرى کرده باشد تفاوت مى کند، به همین جهت، در پاره اى از موارد قهوه اى تیره، و گاهى نقره اى سفید، و گاهى بى رنگ، و گاهى زرد رنگ، گاهى شفاف، زمانى تیره، گاهى زرد طلائى، زمانى خرمائى و حتى گاهى، مایل به سیاهى است!.

این تنوع رنگها علاوه بر این که: گویاى تنوع سرچشمه هاى به دست آوردن عسل است، تنوعى براى ذوقها و سلیقه ها نیز محسوب مى شود زیرا امروز ثابت شده است که: رنگ غذا در تحریک اشتهاى انسان بسیار مؤثر است، قدیمى ها نیز گویا این مسأله روانى را شناخته بودند که: غذاهاى خود را با زعفران و زردچوبه و رنگهاى دیگر رنگین مى ساختند، تا از طریق بصرى نیز میهمانانشان را به خوردن غذا تشویق نمایند، در کتب غذاشناسى، در این زمینه بحث فراوان کرده اند، که نقل همه آنها مناسب با بحث فشرده تفسیرى ما نیست.

* * *

5 ـ عسل یک ماده فوق العاده شفابخش

مى دانیم در گلها و گیاهان، داروهاى حیات بخشى نهفته شده است که: هنوز معلومات ما ـ با اطلاعات وسیعى که از داروهاى گیاهى داریم ـ نسبت به آن ناچیز است، و جالب این که: دانشمندان، از طریق تجربه به این حقیقت رسیده اند که: زنبوران به هنگام ساختن عسل، آن چنان ماهرانه عمل مى کنند که خواص درمانى و داروئى گیاهان کاملاً به عسل منتقل شده و محفوظ مى ماند!.

روى همین جهت عسل داراى بسیارى از خواص درمانى گلها و گیاهان روى زمین به طور زنده است.

دانشمندان، براى عسل، خواص بسیار زیادى گفته اند که، هم جنبه درمانى دارد و هم پیشگیرى و نیرو بخش.

عسل، زود جذب خون مى شود و به همین جهت نیرو بخش است و در خونسازى فوق العاده مؤثر.

عسل، از ایجاد عفونت در معده و روده جلوگیرى مى نماید.

عسل، بر طرف کننده یبوست است.

عسل، براى کسانى که دیر به خواب مى روند اثر بسیار مطلوبى دارد (مشروط بر این که: کم نوشیده شود زیرا زیاد آن خواب را کم مى کند).

عسل، براى رفع خستگى و فشردگى عضلات اثر قابل ملاحظه اى دارد.

عسل، اگر به زنان باردار داده شود، شبکه عصبى فرزندانشان قوى خواهد شد.

عسل، میزان کلسیم خون را بالا مى برد.

عسل، براى کسانى که دستگاه گوارش ضعیفى دارند نافع است، مخصوصاً براى کسانى که به نفخ شکم مبتلا هستند توصیه مى شود.

عسل، به علت این که: زود وارد مرحله سوخت و ساز بدن مى شود، مى تواند به فوریت انرژى ایجاد کند و ترمیم قوا نماید.

عسل، در تقویت قلب مؤثر است.

عسل، براى درمان بیماریهاى ریوى کمک کننده خوبى است.

عسل، به خاطر خاصیت میکرب کشى اش براى مبتلایان به اسهال مفید است.

عسل، در درمان زخم معده و اثنى عشر عامل مؤثرى شمرده شده است.

عسل، به عنوان داروى معالج رماتیسم، نقصان قوه نمو عضلات، و ناراحتیهاى عصبى شناخته شده.

عسل، براى رفع سرفه مؤثر است، و صدا را صاف مى کند.

خلاصه، خواص درمانى عسل، بیش از آن است که در این مختصر بگنجد.

علاوه بر این، از عسل داروهائى براى لطافت پوست و زیبائى صورت، طول عمر ورم دهان و زبان، ورم چشم، خستگى و ترک خوردگى پوست و مانند آن مى سازند.

مواد و ویتامینهاى موجود در عسل، بسیار است، از مواد معدنى: آهن، فسفر، پتاسیم، ید، منیزیم، سرب، مس، سولفور، نیکل، روى، سدیم، و غیر آن، از مواد آلى: صمغ، پولن، اسیدلاکتیک، اسیدفورمیک، اسیدسیتریک، اسید تارتاریک و روغنهاى معطر، و از ویتامینها داراى ویتامینهاى ششگانه ـ آ ـ ب ـ ث ـ د ـ کا ـ ا ـ مى باشد.

بعضى نیز قائل به وجود ویتامین پ ب در عسل هستند.

عسل، در خدمت درمان، بهداشت، و زیبائى انسانها است.

* * *

در روایات اسلامى نیز روى خاصیت درمانى عسل، تکیه شده است، در روایات متعددى از امام على و امام صادق(علیهما السلام) و بعضى دیگر از معصومین(علیهم السلام)نقل شده که: مَا اسْتَشْفَى النَّاسُ بِمِثْلِ الْعَسَلِ: «مردم به چیزى مانند عسل استشفاء نمى کنند».(5)

و به تعبیر دیگر: لَمْ یَسْتَشْفِ مَرِیضٌ بِمِثْلِ شَرْبَةِ عَسَل: «هیچ بیمارى به مانند شربت عسل درمان نکرده است».(6)

و نیز در احادیث عسل براى درمان دل درد، توصیه گردیده و از پیامبر(صلى الله علیه وآله)نقل شده: مَنْ شَرِبَ الْعَسَلَ فِى کُلِّ شَهْر مَرَّةً یُرِیْدُ ما جاءَ بِهِ الْقُرْآنُ عُوفِىَ مِنْ سَبْع وَ سَبْعِیْنَ داءً: «کسى که (لااقل) هر ماه یک بار عسل بنوشد، و شفائى را که قرآن از آن یاد کرده بطلبد، خدا او را از 77 نوع بیمارى شفا مى بخشد»!.(7)

البته از آنجا که هر حکم عامى، استثنائى دارد، موارد نادرى وجود دارد که نوشیدن عسل در آن نهى شده است.

* * *

6 ـ براى انسانها (لِلْنّاسِ)

جالب این که: زنبورشناسان مى گویند: زنبور عسل براى رفع گرسنگیش کافى است که دو و یا سه گل را بمکد در حالى که در هر ساعت به طور متوسط روى دویست و پنجاه گل مى نشیند و کیلومترها راه مى رود و آن قدر پر کار است که در مدت عمر کوتاهش هر یک مقدار معتنا بهى عسل تولید مى کنند.

و به هر حال، این تلاش و فعالیت چشمگیر او دلیل این است که او تنها براى خود کار نمى کند بلکه آن چنان که قرآن مى گوید: لِلنّاس و براى همه انسانها تلاش مى کند.

* * *

7 ـ مسائل جالب دیگرى درباره عسل

این نکته امروز ثابت شده است که: عسل هرگز فاسد نمى شود، یعنى از غذاهائى است که همیشه تازه و زنده به دست ما مى رسد، و حتى ویتامینهاى موجود خود را هرگز از دست نمى دهد، علت این موضوع را دانشمندان وجود «پتاسیم» مى دانند که، در آن به طور فراوان وجود دارد و مانع رشد میکربها است.

و علاوه بر آن، داراى مقدارى مواد ضدّ عفونى کننده مانند: «اسید فورمیک» نیز هست، لذا عسل، هم خاصیت جلوگیرى از رشد میکرب دارد، و هم میکرب کش است، و به همین جهت مصریان قدیم که از این خاصیت عسل آگاه بودند براى مومیائى کردن مردگان خود از آن استفاده مى کردند!.

عسل را نباید در ظرفهاى فلزى ذخیره کرد، این مطلبى است که دانشمندان به ما مى گویند.

و جالب این که: قرآن به هنگامى که از زنبوران عسل سخن مى گوید مى فرماید: «مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعْرِشُونَ»، یعنى خانه هاى زنبوران عسل را تنها در سنگها و چوبها خلاصه مى کند.

نکته مهم دیگر این که: براى رسیدن به خواص درمانى و بهداشتى عسل، باید هرگز آن را حرارت ندهند، و به صورت پخته در میان غذاهاى دیگر استفاده نکنند.

بعضى معتقدند: تعبیر قرآن به «شراب» (نوشیدنى) در مورد عسل، اشاره به همین نکته که آن را باید نوشید.

و نیز این نکته قابل ملاحظه است که: نیش زنبوران عسل نیز خاصیت درمانى دارد البته زنبور عسل با آن طبع لطیفى که دارد بى جهت به کسى نیش نمى زند، این ما هستیم که آنها را تحریک کرده و به نیش زدن وادار مى کنیم.

از جمله این که: زنبوران عسل از بوى بد ناراحت مى شوند و هر گاه صاحب زنبوران با دست آلوده و لباس بد بو، به کندو نزدیک شود، او را از نیش بى بهره نمى گذارند، مخصوصاً اگر صاحب زنبوران قبلاً دست خود را در کندوى دیگرى کرده باشد و بوى کندوى بیگانه در دست او مانده باشد، به مجرد این که: دست در کندو کند به او حمله مى کنند! و به همین جهت باید قبلاً دست خود را کاملاً بشوید.

البته زنبور به هنگامى که نیش بزند مى میرد و بنابراین، نیش زدن او یک نوع خودکشى است!، استفاده از نیش زنبور عسل، براى بیماریهائى مانند: رماتیسم، مالاریا، درد اعصاب، و بعضى دیگر از امراض، باید طبق برنامه اى باشد که دانشمندان این فن بیان کرده اند، و گرنه، نیش زنبوران عسل احیاناً ممکن است زیان و حتى خطر هم داشته باشد!.

گزش یک یا چند زنبور معمولاً قابل تحمل است، ولى دویست تا سیصد عدد زنبور، باعث مسمومیت و ناراحتى قلبى مى شود و اگر تعدادشان به پانصد عدد برسد، موجب فلج دستگاه تنفسى، و احتمالاً مرگ خواهد شد.

* * *

8 ـ زندگى عجیب زنبوران عسل

در گذشته، کمتر، و امروز بر اثر مطالعات پى گیر دانشمندان بسیار بیشتر، این نکته ثابت شده است که: زنبوران عسل داراى زندگى بسیار منظم توأم با برنامه ریزى و تقسیم کار و مسئولیت و نظام بسیار دقیق است.

شهر زنبوران از پاکترین، منظمترین و پرکارترین شهرها است، شهرى است که بر خلاف همه شهرهاى انسانها، بیکار و فقیر ندارد و از تمدن درخشانى برخوردار است.

از افراد متخلف و وظیفه نشناس در این شهر کمتر اثر دیده مى شود، و اگر زنبورانى ندرتاً در بیرون کندو بر اثر سهل انگارى از گلهاى بد بو و زیانبخش استفاده کنند در همان دروازه کندو بازرسى و ضمن یک محاکمه صحرائى محکوم به اعدام مى گردند!.

«مترلینگ» دانشمند زیست شناس بلژیک ى که مطالعات فراوانى در رابطه با زندگى زنبوران عسل کرده، درباره نظام عجیبى که بر شهر آنها حکمفرما است چنین مى گوید:

«ملکه (یا صحیحتر مادر کندو) در شهر زنبوران عسل آن طور که ما تصور مى کنیم فرمانفرما نیست، بلکه او نیز مثل سایر افراد این شهر، مطیع قواعد و نظامات کلى مى باشد.

ما نمى دانیم: این قوانین و نظامات از کجا وضع مى شود، و به انتظار این هستیم شاید روزى بتوانیم به این موضوع پى ببریم، و واضع این مقررات را بشناسیم، ولى فعلاً به طور موقت آن را به نام «روح کندو» مى خوانیم!

ملکه، نیز مانند دیگران از روح کندو اطاعت مى کند.

ما نمى دانیم روح کندو، در کجاست؟ و در کدامیک از سکنه شهر عسل حلول کرده است؟

ولى مى دانیم، روح کندو، شبیه به غریزه پرندگان نیست، و نیز مى دانیم که روح کندو، یک عادت و اراده کورکورانه نژاد زنبور عسل نمى باشد، روح کندو، وظیفه هر یک از سکنه شهر را بر طبق استعدادشان معلوم مى کند، و هر کس را به یک کار مى گمارد.

روح کندو، به زنبوران مهندس و بنا و کارگر، دستور مى دهد خانه بسازند. روح کندو ،در روز و ساعت معین به تمام سکنه شهر دستور مى دهد: از شهر مهاجرت نمایند، و براى به دست آوردن مسکن و مأواى جدید، خود را به دست حوادث نامعلوم و انواع مشقتها بسپارند!

ما نمى توانیم بفهمیم قوانین شهر عسل که به وسیلهروح کندو وضع شده در کدام مجمع شورا مطرح مى گردد، و تصمیم به اجراى آن مى گیرند و کیست که فرمان حرکت را در روز معین صادر مى کند؟

آرى، در کندو، مقدمات مهاجرت براى اطاعت خدائى که سرنوشت زنبور عسل را در دست گرفته فراهم مى شود.(8)

اگر دانشمند مزبور، به خاطر رسوباتى که از مکتب مادیگرایان در فکر او وجود داشته با ابهام از این مسأله سخن مى گوید، ما با توجه به راهنمائى قرآن، بسیار خوب درک مى کنیم که: این همه آوازه ها و برنامه ها از کجاست؟ و تنظیم کننده و فرمان دهنده کیست؟!

چه تعبیر زیبائى قرآن دارد: وَ أَوْحى رَبُّکَ اِلَى النَّحْلِ...: «پروردگارت به زنبور عسل وحى و الهام فرستاد...»!.

از این رساتر و جامعتر و گویاتر تصور نمى شود.

هر چند آنچه درباره زنبوران عسل ناگفته ماند، بسیار بیش از آنست که گفتیم، اما روش تفسیرى ما اجازه نمى دهد: بیش از این مقدار، موضوع فوق را دنبال کنیم.(9)

ولى آیا همین مقدار که گفتیم: براى پى بردن به عظمت پروردگار، براى آنها که اهل فکر و اندیشه اند کافى نیست؟ آرى: «اِنَّ فِى ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْم یَتَفَکَّرُونَ».

 


1 ـ قصص، آیه 7.

2 ـ مریم، آیه 11.

3 ـ تا به حال 4500 نوع زنبور عسل وحشى شناخته شده، ولى شگفتى در این است که همه آنها یک نوع مهاجرت و کندو سازى و مکیدن و خوردن از گلها را دارند (اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، جلد 5، صفحه 55).

4 ـ «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر»، جلد 5، صفحه 55.

5 و 6 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 17، صفحات 73 ـ 75 (جلد 25، صفحات 98 ـ 100 آل البیت).

7 ـ «سفینة البحار»، جلد 2، صفحه 190.

8 ـ تلخیص از صفحات 35 و 36 کتاب «زنبور عسل» نوشته «مترلینگ».

9 ـ در بحثهاى فوق، درباره زنبوران عسل و خواص خود عسل از کتابهاى «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر»، و «زنبور عسل» نوشته «مترلینگ»، و «شگفتى هاى عالم حیوانات» و بعضى کتب دیگر استفاده شده است.

...........................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟