• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

آفریدگاری و پروردگاری،استاد دکتر محمدعلی

«آرامش بهاری»؛ میهمان ۲۴۰۰ بقعه متبركه/ محوریت

رئیس ستاد طرح «آرامش بهاری» كشور از اجرای این طرح در ۲ هزار

بیشتر...

تلاش مجلس برای تأمین وزن بایسته در ساختار بودجه

محمدمهدی مفتح، منتخب مردم تویسرکان در مجلس شورای اسلامی

بیشتر...

آزمون نهایی نهمین دوره طرح اعطای مدرک به حافظان

محمدمهدی بحرالعلوم، معاون آموزش و پژوهش سازمان دارالقرآن

بیشتر...

نظم با وجود ازدحام جمعیت/ کمترین فاصله برنامه و

در اولین روز رقابت‌های مسابقات بین‌المللی قرآن، شاهد حضور

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
10461
31879
127692767
امروز جمعه, 26 شهریور 1400
اوقات شرعی

قوم «لوط» به سرنوشت شوم ترى مبتلا شدند

شرح آیات 33 لغایت 40 سوره مبارکه قمر

33کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوط بِالنُّذُرِ

34إِنّا أَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ حاصِباً إِلاّ آلَ لُوط نَجَّیْناهُمْ بِسَحَر

35نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا کَذلِکَ نَجْزِی مَنْ شَکَرَ

36وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ

37وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ

38وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ

39فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ

40وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر

ترجمه:

33 ـ قوم لوط انذارها را تکذیب کردند.

34 ـ ما بر آنها تندبادى که ریگها را به حرکت درمى آورد فرستادیم (و همه را هلاک کردیم)، جز خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم!

35 ـ این نعمتى بود از ناحیه ما; این گونه هر کسى را که شکر کند پاداش مى دهیم!

36 ـ او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولى آنها اصرار بر مجادله و القاى شک داشتند!

37 ـ آنها از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارشان بگذارد; ولى ما چشمانشان را نابینا کردیم (و گفتیم:) بچشید عذاب و انذارهاى مرا!

38 ـ سرانجام صبحگاهان و در اول روز عذابى پایدار و ثابت به سراغشان آمد!

39 ـ (و گفتیم:) پس بچشید عذاب و انذارهاى مرا!

40 ـ ما قرآن را براى یادآورى آسان ساختیم; آیا کسى هست که متذکر شود؟!

 
تفسیر:

قوم «لوط» به سرنوشت شوم ترى مبتلا شدند

در این آیات، اشارات کوتاه و تکان دهنده اى به داستان قوم «لوط»، و عذاب وحشتناک این جمعیت ننگین و گمراه دیده مى شود، و این چهارمین قسمت از سرگذشت اقوام پیشین در این سوره است.

نخست مى گوید: «قوم لوط انذارهاى پى در پى پیامبرشان را تکذیب کردند» (کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوط بِالنُّذُرِ).

«نُذُر» چنان که قبلاً نیز اشاره کردیم، جمع «انذار» به معنى تهدید و بیم دادن است، و ذکر آن به صیغه جمع، ممکن است اشاره به انذارهاى پى در پى این پیامبر بزرگ باشد که این قوم لجوج همه آنها را تکذیب کردند، و یا اشاره به انذار حضرت «لوط»(علیه السلام) و پیامبران پیش از او است، زیرا دعوتهاى انبیاء همگى، یک حقیقت را تعقیب مى کند.

* * *

آنگاه در یک جمله کوتاه، به گوشه اى از عذاب آنها و نجات «خانواده حضرت لوط» اشاره کرده، مى گوید: «ما بر آنها تندبادى که ریگها را به حرکت در مى آورد فرستادیم» (إِنّا أَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ حاصِباً).

و همه را در زیر این باران ریگ مدفون ساختیم.

«جز خاندان لوط، که ما آنها را سحرگاهان از آن سرزمین بلا رهائى بخشیدیم» (إِلاّ آلَ لُوط نَجَّیْناهُمْ بِسَحَر).

«حاصِب»، به معنى تندبادى است که «حصباء»، یعنى ریگ و سنگ را به حرکت درمى آورد.

در آیات دیگر قرآن نیز، هنگامى که عذاب قوم «لوط» را مى شمرد، علاوه بر زلزله اى که شهرهاى آنها را زیر و رو کرد، سخن از باران سنگ مى گوید، چنان که در آیه 82 «هود» مى خوانیم: فَلَمّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَیْها حِجارَةً مِنْ سِجِّیل مَنْضُود: «هنگامى که فرمان ما فرا رسید آن شهر و دیار را زیر و رو کردیم، و بارانى از سنگ از گلهاى متحجر و متراکم بر آنها نازل نمودیم».

آیا این، دو نوع عذاب بود؟ یکى تندبادى که سنگ و ریگ بیابان را با خود برداشت، و بر آنها کوبید، و دیگر، بارانى از سنگهاى آسمانى؟ و یا هر دو به یک معنى باز مى گردد؟ چرا که گاهى گردبادهاى عظیم در بیابانها، توده هائى از سنگ و ریگ را از زمین برداشته، با خود به آسمان مى برد، و هنگامى که فشار گردباد، فرو نشست، یک مرتبه آنها را بر نقطه دیگرى فرو مى ریزد؟ بعید نیست که در اینجا نیز به فرمان خدا، گردبادى مأموریت یافت تا توده هاى عظیمى از سنگ و ریگ بیابان را به آسمان برد، و بعد از زلزله ویرانگر، بر شهرهاى قوم «لوط» فرو ریزد، و اجساد آلوده آنها را در زیر آن دفن کند، و حتى ویرانه هاى شهرهاى آنها را از صفحه روى زمین محو نماید، تا براى همیشه درس عبرتى براى دیگران باشد.(1)

ضمناً آیه فوق، مى گوید: نجات خاندان حضرت «لوط»(علیه السلام) به هنگام سحر بود، این به خاطر آن بود که، وعده عذاب این قوم ستمگر نیز هنگام صبح بود، لذا در آخر شب، به فرمان خدا، این خانواده با ایمان (جز همسرش که راه خود را از راه لوط(علیه السلام) جدا کرده بود) از شهر بیرون رفتند و چیزى نگذشت که زلزله، و سپس باران سنگ شروع شد، چنان که در آیه 81 سوره «هود» آمده: فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْع مِنَ اللَّیْلِ وَ لایَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیب: «در قسمتى از شب با خانواده ات حرکت کن، و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند، مگر همسرت که او نیز به همان بلائى که آنها گرفتار مى شوند، مبتلا خواهد شد، موعد آنها صبح است آیا صبح نزدیک نیست»؟!

و از اینجا روشن مى شود، این که، بعضى از مفسران به پیروى از بعضى ارباب لغت، «سحر» را در اینجا به معنى «بین الطّلوعین» تفسیر کرده اند، هیچ گونه مناسبتى با آیه فوق ندارد.(2)

* * *

در آیه بعد، براى تأکید مى فرماید: «نجات خاندان لوط نعمتى بود از ناحیه ما، آرى این گونه کسى را که شکرگزارى کند پاداش مى دهیم» (نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا کَذلِکَ نَجْزِی مَنْ شَکَرَ).(3)

* * *

و در آیه بعد، این حقیقت را بازگو مى کند که، «لوط»(علیه السلام) قبلاً اتمام حجت کرده «و آنها را از مجازات ما آگاه ساخته بود، ولى آنها در انذارهاى الهى تردید کردند، و اصرار بر مجادله و القاء شک و شبهه داشتند» (وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ).

«بَطْش» (بر وزن فرش) در اصل، به معنى گرفتن چیزى است با قدرت، و از آنجا که هنگام مجازات، قبلاً مجرم را با قدرت مى گیرند، این کلمه به معنى مجازات نیز آمده است.

«تَمارُوا» از ماده «تمارى» به معنى گفتگوى طرفینى براى ایجاد شک، و القاى شبهه و مجادله، در برابر حق است، در حقیقت آنها دست به دست هم دادند، و از طرق گوناگون براى ایجاد شک و شبهه در افکار عمومى وارد شدند، تا اثرات انذارهاى این پیامبر بزرگ را خنثى کنند.

* * *

آنها به القاء شبهات عقیدتى در میان مردم قناعت نکردند، بلکه در زشتکارى و وقاحت و بى شرمى کار را به جائى رسانیدند که، وقتى فرشتگان مأمور عذاب به صورت جوانانى خوش منظر به عنوان میهمان وارد خانه «لوط»(علیه السلام) شدند، این قوم بى شرم به سراغ آنها آمدند، و چنان که آیه بعد مى گوید: «از لوط خواستند که میهمانانش را در اختیار آنان بگذارد»! (وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ).

«لوط»(علیه السلام) به قدرى از این مسأله ناراحت شد که حد نداشت، و مصراً از آنها خواهش کرد، دست از این رسوائى و آبروریزى بردارند، و حتى طبق آیه 71 سوره «حجر» به آنها وعده داد دختران خود را (در صورت توبه از این اعمال) به ازدواج آنها درآورد، و این نهایت مظلومیت این پیامبر بزرگ را در میان این گروه بى شرم و بى ایمان و فاقد همه چیز نشان مى دهد.

ولى چیزى نگذشت، که این گروه مهاجم، نخستین مجازات خود را دریافت داشتند، چنان که خداوند، در دنباله همین آیه مى فرماید: «ما چشمهاى آنها را نابینا و محو کردیم، و به آنها گفتیم: بچشید عذاب من و انذارهاى مرا» (فَطَمَسْنا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ).

آرى، اینجا بود که دست قدرت خداوند از آستین عدالت بیرون آمد، و به گفته بعضى، به «جبرئیل» فرمان داد که گوشه اى از شهپرش را بر چشم آنان بکوبد، فوراً همگى نابینا شدند، و حتى گفته مى شود: جاى چشم آنها به کلى صاف و همانند صورتشان شد!

گر چه، در آیه سخنى از این معنى به میان نیامده است که، چه افرادى به سراغ فرشتگان آمدند، ولى مسلماً تمام قوم «لوط» نبودند، بلکه اوباشانى که در وقاحت از دیگران پیشى گرفته بودند، در این کار پیشقدم شدند، و سرنوشت آنها درس عبرتى براى افرادى دیگر شد; چرا که با همان حال زار به میان جمع برگشتند، اما دلى آماده در آن میان نبود که از این عذاب مقدماتى عبرتى گیرد.

مى گویند: این که خداوند مجازات آنها را تا هنگام طلوع صبح، تأخیر انداخت، براى این بود که، این حادثه در روز قبل صورت گرفت، و به آنها مجال داد که یک شب دیگر را درباره سرنوشت خود بیندیشند، و نمونه اى از عذاب الهى را در وجود این نابینایان بدبخت ببینند، شاید بیدار شوند و توبه کنند، ولى افسوس، که حتى طبق روایتى، خود این نابینایان نیز عبرت نگرفتند، و هنگامى که دست به دیوارها گرفته، و به خانه خود برگشتند، سوگند یاد کردند که فردا صبح یک نفر از خاندان «لوط»(علیه السلام) را زنده نخواهیم گذاشت.(4)

* * *

عاقبت، عذاب نهائى فرا رسید، و با زلزله اى ویرانگر که با نخستین شعاع صبحگاهى، آن سرزمین را تکان داد، شهرهایشان زیر و رو شد، بدنها، قطعه قطعه، و متلاشى، و زیر آوارها فرو رفت، باران شدیدى از سنگ بر آنها فرو ریخت، و آثار ویرانه هاى آنها را نیز محو کرد!

چنان که آیه بعد، به صورت سربسته و فشرده به این معنى اشاره کرده، مى گوید: «سرانجام صبحگاهان در اول روز، عذابى پایدار و ثابت به سراغ آنها آمد» (وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ).

آرى، در لحظاتى کوتاه، همه چیز پایان گرفت، و اثرى از آنها باقى نماند.

تعبیر به «بُکْرَةً» (آغاز روز) به خاطر این است که «صَبَّحَهُم» معنى گسترده اى دارد که تمام صبح را در بر مى گیرد، در حالى که منظور، آغاز صبح است.

آیا این ماجرا در آغاز طلوع فجر بوده؟ یا آغاز طلوع آفتاب؟ دقیقاً معلوم نیست، ولى شاید تعبیر «بُکْرَةً»، بیشتر مناسب آغاز طلوع آفتاب باشد.

واژه «مُسْتَقِر» به معنى ثابت و پابرجاست، و در اینجا ممکن است اشاره به این باشد که، این عذاب به قدرى کوبنده، قوى و نیرومند بود که، هیچ چیز قدرت مقابله با آن را نداشت.

این معنى نیز گفته شده است که: چون این عذاب دنیوى با عذاب برزخى آنها اتصال پیدا کرد، از آن تعبیر به «مُسْتَقِر» شده است.

* * *

سپس مى افزاید: بار دیگر به آنها گفته شد: «اکنون بچشید عذاب من و انذارهاى مرا» (فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ).

تا دیگر در انذارهاى پیامبران شک و تردید نکنید.

گرچه این جمله دو بار در این ماجرا ذکر شده، ولى پیداست جمله اول، اشاره به همان «عذاب مقدماتى»، یعنى نابینا شدن گروهى است که به خانه «لوط»(علیه السلام) هجوم آوردند، و بار دوم، اشاره به «عذاب نهائى»، یعنى زلزله ویرانگر و باران سنگ مى باشد.

* * *

و بالاخره در آخرین آیه مورد بحث، براى چهارمین بار در این سوره این جمله پر معنى و بیدارگر را تکرار مى کند: «ما قرآن را براى پند گرفتن و یادآورى آسان کردیم، آیا کسى هست که پند گیرد و متذکر شود» (وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر).

قوم «لوط» پند نگرفتند، نه از انذارها، و نه از عذاب مقدماتى و هشداردهنده، آیا دیگران که آلوده همان گناهانند، از شنیدن این آیات قرآن به خود مى آیند، پشیمان مى شوند و توبه مى کنند؟!

* * *


1 ـ در این زمینه بحثهاى دیگرى در جلد 9، صفحه 190 به بعد (ذیل آیه 82 سوره «هود») داشته ایم.

2 ـ «راغب» در «مفردات» مى گوید: السَحَرُ إِخْتِلاطُ ظُلام آخِرِ اللَّیْلِ بَضِیاءِ النَّهارِ: «سحر به معنى اختلاط تاریکى آخر شب با روشنائى روز است».

3 ـ «نِعْمَةً» «مفعول به» براى فعل مقدرى است از جنس خودش، و یا «مفعول له» براى فعل «نَجَّیْنا» است که در آیه قبل آمده.

4 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 185.

.......................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟