• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تفسیر سوره مبارکه رعد، بخش سوم، حجت الاسلام قرائتی

شرح آیات 23 لغایت 32 سوره مبارکه رعد

جلسه 21

جلسه 22

بیشتر...

خطبه صد و نود و دو، بخش هشتم

وَ لَوْکَانَتِ الاَْنْبِیَاءُ أَهْلَ قُوَّة لاَ تُرَامُ، وَ
بیشتر...

حکمت 74 نهج البلاغه

نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ.

امام(عليه السلام)

بیشتر...

خطبه بیست و سوم بخش چهارم

خطبه بیست و سوم بخش چهارم، آیت الله مکارم شیرازی

 

و

بیشتر...

نحوه خلقت بُعد جسمی، آیت الله العظمی مظاهری

دریافت فایل

حجم: 9 MB

زمان: 38 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
13948
58752
136476242
امروز پنج شنبه, 17 آذر 1401
اوقات شرعی

روش تازه موسی علیه السلام در برابر فرعون

شرح آیات 30 لغایت 37 سوره مبارکه شعرا

30قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکَ بِشَیْء مُبِین

31قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقِینَ

32فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُبِینٌ

33وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذا هِیَ بَیْضاءُ لِلنّاظِرِینَ

34قالَ لِلْمَلاَ ِ حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ

35یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِ فَما ذا تَأْمُرُونَ

36قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ ابْعَثْ فِی الْمَدائِنِ حاشِرِینَ

37یَأْتُوکَ بِکُلِّ سَحّار عَلِیم

ترجمه:

30 ـ (موسى) گفت: «حتى اگر نشانه آشکارى براى تو بیاورم (باز ایمان نمى آورى)»؟!

31 ـ گفت: «اگر راست مى گوئى آن را بیاور»!

32 ـ در این هنگام موسى عصاى خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکارى شد.

33 ـ و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود.

34 ـ (فرعون) به گروهى که اطراف او بودند گفت: «این ساحر آگاه و ماهرى است»!

35 ـ او مى خواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون کند; شما چه نظر مى دهید»؟

36 ـ گفتند: «او و برادرش را مهلت ده; و مأموران را براى بسیج به تمام شهرها اعزام کن.

37 ـ تا هر ساحر ماهر و دانائى را نزد تو آورند»!

تفسیر:

کشور شما در خطر است به پا خیزید!

در آیات قبل، دیدیم: چگونه موسى(علیه السلام) برترى خود را از نظر منطق بر فرعون حفظ کرد، و به حاضران نشان داد: تا چه حدّ آئین او متکى به منطق و عقل، و ادعاى فرعون، سست و واهى است، گاهى مسخره کردن، گاه نسبت جنون دادن و سرانجام تکیه بر قدرت و تهدید به زندان و مرگ نمودن.

اینجا است که صحنه برمى گردد و موسى(علیه السلام) نیز باید روش تازه اى در پیش گیرد که فرعون در این صحنه نیز ناتوان و درمانده شود.

موسى نیز باید تکیه بر قدرت کند، قدرتى الهى که از معجزه اى چشمگیر سرچشمه مى گیرد، رو به سوى فرعون کرده «گفت: آیا اگر من نشانه آشکارى براى رسالتم ارائه دهم باز مرا زندان خواهى کرد»؟! (قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکَ بِشَیْء مُبِین).

* * *

فرعون در اینجا سخت در بن بست واقع شد; چرا که موسى(علیه السلام) اشاره سر بسته اى به یک برنامه فوق العاده کرده و فکر حاضران را متوجه خود ساخته است، اگر فرعون بخواهد سخن او را نادیده بگیرد، همه به او اعتراض مى کنند، و مى گویند: باید بگذارى موسى(علیه السلام) کار مهمش را ارائه دهد، اگر توانائى داشته باشد معلوم مى شود، نمى توان با او طرف شد، و الا گزافه گوئیش آشکار مى گردد، در هر حال نمى توان از این سخن موسى(علیه السلام) به سادگى گذشت.

ناچار «گفت: اگر راست مى گوئى آن را بیاور»! (قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقِینَ).

* * *

«در این هنگام موسى(علیه السلام) عصائى را که به دست داشت، افکند، و (به فرمان پروردگار) مار عظیم و آشکارى شد» (فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُبِینٌ).

* * *

«سپس دست خود را در گریبان فرو برد و بیرون آورد، ناگهان در برابر بینندگان سفید و روشن بود»! (وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذا هِیَ بَیْضاءُ لِلنّاظِرِینَ).

در حقیقت این دو معجزه بزرگ، یکى مظهر بیم بود و دیگرى مظهر امید، اولى مناسب مقام انذار است، و دومى بشارت، یکى بیانگر عذاب الهى است و دیگرى نور است و نشانه رحمت; چرا که معجزه باید هماهنگ با دعوت پیامبر باشد.

«ثُعْبان» به معنى مار عظیم است که از آن در فارسى تعبیر به «اژدها» مى شود.

«راغب» در «مفردات» احتمال داده: این واژه از ماده «ثعب» به معنى جریان آب گرفته شده باشد; زیرا حرکت این حیوان به نهرهائى شباهت دارد که به صورت مارپیچ، حرکت مى کند.

تعبیر به «مُبین» ممکن است اشاره به این حقیقت باشد که: راستى عصا تبدیل به مار عظیم شده بود، و چشم بندى و تردستى و عملى همچون سحر ساحران در کار نبود.

ذکر این نکته نیز لازم است که: در اینجا تعبیر به «ثُعبان» شده، و در آیه 10 سوره «نمل» و 31 «قصص» تعبیر به «جان» (مارهاى کوچکى که با سرعت و چابکى حرکت مى کنند) و در سوره «طه» آیه 20 تعبیر به «حیة» (به معنى مار و از ماده «حیات» گرفته شده).

این تفاوت تعبیرها در بدو نظر، سؤال انگیز است، ولى در واقع براى بیان یکى از دو مطلب است:

ممکن است اشاره به حالات مختلف آن مار باشد که در آغاز «عصا» به صورت مار کوچک و باریکى در مى آمد، و تدریجاً بزرگ مى شد و مُبدّل به اژدهائى مى گشت.

و یا این که: هر یک از این لغات سه گانه به یکى از خصائص آن مار اشاره مى کند، «ثُعبان» اشاره به عظمت آن، و «جان» اشاره به سرعت و چابکى، و «حیة» اشاره به زنده بودن آن مى باشد.

* * *

فرعون، از مشاهده این صحنه، سخت جا خورد و در وحشت عمیقى فرو رفت، اما براى حفظ قدرت شیطانى خویش که با ظهور موسى(علیه السلام)، سخت به خطر افتاده بود و همچنین براى حفظ اعتقاد اطرافیان و روحیه دادن به آنها در صدد توجیه معجزات موسى(علیه السلام) برآمد.

نخست «به اطرافیان خود چنین گفت: این مرد ساحر آگاه و ماهرى است»! (قالَ لِلْمَلاَ ِ حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ).

همان کسى را که تا چند لحظه قبل مجنونش مى خواند، اکنون به عنوان «علیم» از او نام مى برد! و چنین است راه و رسم جباران، که گاه در یک جلسه چندین بار چهره عوض مى کنند، و هر زمان براى رسیدن به مقصد خود به دستاویز تازه اى متشبث مى شوند.

فرعون، فکر مى کرد چون در آن زمان سحر رایج بود، این اتهام و برچسب، بهتر از هر چیز به موسى(علیه السلام) بعد از نشان دادن این معجزات مى چسبد.

* * *

سپس، براى این که جمعیت را بر ضد او بسیج کند، چنین ادامه داد: «او مى خواهد شما را از سرزمینتان با سحرش بیرون کند»! (یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِ).

«شما چه مى اندیشید و چه دستور مى دهید»؟! (فَما ذا تَأْمُرُونَ).

این همان فرعونى است که قبلاً تمام «مصر» را ملک مسلّم خود مى دانست، و مى گفت: أَ لَیْسَ لِى مُلْکُ مِصْر: «آیا حکومت و مالکیت این سرزمین مصر از آن من نیست»؟.

اکنون که پایه هاى تخت خود را لرزان مى بیند، مالکیت مطلقه این سرزمین را به کلى فراموش کرده، و آن را ملک مردم مى شمرد مى گوید: سرزمین شما به خطر افتاده، چاره اى بیندیشید!.

فرعونى که تا یک ساعت پیش از این، حاضر نبود گوش به سخن کسى بدهد و همیشه فرمان دهنده مطلق العنان بود، و آمر بلا منازع، اکنون چنان درمانده شده است، که به اطرافیان مى گوید: شما چه امر مى کنید؟! مشورتى بسیار عاجزانه و از موضع ضعف!.

از آیه 110 سوره «اعراف» چنین برمى آید، اطرافیان نیز در میان خود به مشورت پرداختند، و آنچنان دستپاچه شده بودند که قدرت تفکر را از دست داده و هر یک رو به دیگرى کرده، مى گفت: تو چه دستور مى دهى؟!

آرى چنین است سنت جباران در هر عصر و هر زمان، به هنگامى که بر اوضاع مسلطند، همه چیز را مال خود مى شمرند، و همه را بردگان خویش، و جز منطق استبداد، چیزى نمى فهمند.

اما به هنگامى که پایه هاى تخت بیدادگرى خود را لرزان، و حکومت خویش را در خطر بینند موقتاً از تخت استبداد پائین آمده دست به دامن مردم و آراء و افکار آنها مى شوند، مملکت را مملکت مردم، و آب و خاک را از آنان دانسته، و آراء آنها را محترم مى شمرند، اما با فرو نشستن طوفان، باز همان کاسه است و همان آش.

در عصر و زمان خود نیز بازمانده سلاطین پیشین را دیدیم که چگونه زمانى که دنیا به کامش مى گشت سراسر کشور را ملک طلق خود مى دانست، و حتى به کسانى که مایل نبودند در حزب او وارد شوند فرمان خروج از مملکت مى داد که زمین خدا وسیع است و هر کجا مى خواهید بروید، اینجا همین برنامه است که من مى گویم و لا غیر!.

اما دیدیم به هنگام وزیدن طوفان انقلاب تا چه حدّ در پیشگاه مردم سر تعظیم فرود آورد و حتى از گناهان گذشته خویش توبه و تقاضاى عفو کرد، ولى در برابر مردمى که سالیان دراز او را به خوبى شناخته بودند، سودى نداد.(1)

* * *

بعد از مشورت ها سرانجام اطرافیان به فرعون «گفتند: موسى و برادرش را مهلتى ده و در کار آنها عجله مکن و به تمام شهرهاى مصر مأموران براى بسیج اعزام کن» (قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ ابْعَثْ فِی الْمَدائِنِ حاشِرِینَ).(2)

* * *

«تا هر ساحر ماهر و کهنه کارى را نزد تو آورند» (یَأْتُوکَ بِکُلِّ سَحّار عَلِیم).

در واقع، اطرافیان فرعون یا اغفال شدند و یا آگاهانه تهمت او به موسى را پذیرا گشتند، و برنامه را چنین تنظیم کردند که او «ساحر» است، و در مقابل ساحر باید دست به دامان «سحّار» یعنى ساحران ماهرترى زد!

و گفتند: خوشبختانه در کشور پهناور «مصر»، اساتید فنّ سحر بسیارند، اگر موسى ساحر است ما «سحّار» در برابر او قرار مى دهیم، و آن قدر ساحرانِ وارد به فوت و فن سحر را جمع مى کنیم تا راز موسى را افشا کنند!.

«حاشرین» از ماده «حشر» به معنى بسیج کردن گروهى از مردم به سوى میدان جنگ یا مانند آن است، و به این ترتیب، مأموران مى بایست ساحران را به هر قیمتى که ممکن است براى مبارزه با موسى(علیه السلام) بسیج کنند.

* * *


1 ـ اشاره به دوران «محمّد رضا پهلوى» است که پس از تأسیس «حزب رستاخیز» اعلام کرد: هر که در این حزب وارد نشود از مملکت اخراج است، ولى به هنگامى که مردم به پا خاستند و عرصه بر او تنگ شد، عاجزانه اعلام کرد: «من صداى انقلاب شما را شنیدم».

2 ـ «أَرْجِه» از ماده «اِرجاء» به معنى تأخیر انداختن و عجله نکردن در قضاوت است، و ضمیر در آخر آن به موسى بر مى گردد و در اصل «أَرْجِئْهُ» بوده و همزه براى تخفیف حذف شده است.

......................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری