• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تفسیر سوره مبارکه نور - جلسه یازدهم

تفسیر قرآن - استاد مفسر دکتر محمدعلی انصاری زمان
بیشتر...

اجتناب از حرام، مرحوم آیت الله شجاعی، بروزرسانی 1

دریافت فایل

زمان: 24 دقیقه

بیشتر...

ابن‌شعبه حرانی

ابومحمد، حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی حلبی، محدّث امامی

بیشتر...

نشانه هاى حق در جهان بزرگ و کوچک

شرح آیات پایانی سوره مبارکه فصلت

53سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِى

بیشتر...

المیزان و بسط در معناشناسی قرآن

رویکرد نوین علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان به مسأله

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
1366
21326
138798344
امروز پنج شنبه, 16 آذر 1402
اوقات شرعی

نجات نوح و غرق مشرکان خودخواه

شرح آیات 116 لغایت 122 سوره مبارکه شعرا

116قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ

117قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

118فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ

119فَأَنْجَیْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

120ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِینَ

121إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

122وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ

ترجمه:

116 ـ گفتند: «اى نوح! اگر (از حرفهایت) دست بر ندارى، سنگباران خواهى شد»!

117 ـ گفت: «پروردگارا! قوم من، مرا تکذیب کردند.

118 ـ اکنون میان من و آنها جدائى بیفکن; و مرا و مؤمنانى را که با من هستند رهائى بخش»!

119 ـ ما، او و کسانى را که با او بودند در آن کشتى که پُر (از انسان و انواع حیوانات) بود، رهائى بخشیدیم!

120 ـ سپس بقیه را غرق کردیم!

121 ـ در این ماجرا نشانه روشنى است; اما بیشتر آنان مؤمن نبودند.

122 ـ و پروردگار تو توانا و مهربان است.

تفسیر:

نجات نوح و غرق مشرکان خودخواه

عکس العمل این قوم گمراه و لجوج، در برابر نوح(علیه السلام) همان بود که همه زورگویان در طول تاریخ داشتند، و آن، تکیه بر قدرت، زور و تهدید به نابودى بود «گفتند: اى نوح! بس است! اگر از این سخنان خوددارى نکنى، و فضاى جامعه ما را با گفتگوهایت تلخ و تاریک سازى، به طور قطع سنگسار خواهى شد»! (قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ).

تعبیر «مِنَ الْمَرْجُومِینَ» نشان مى دهد: سنگسار کردن در میان آنها در مورد مخالفین سابقه داشته، در حقیقت، به نوح(علیه السلام) مى گویند: اگر به این گفتگوها و دعوت به سوى توحید و آئینت ادامه دهى، بر سر تو همان خواهد آمد که بر سر سایر مخالفین ما آمد، و آن سنگسار کردن است که یکى از بدترین انواع قتل مى باشد.(1)

* * *

«نوح»(علیه السلام) که مى بیند این دعوت مستمر و طولانى، با این منطق روشن و با آن همه صبر و شکیبائى، جز در عده قلیلى تأثیر نگذارده، سرانجام شکایت به درگاه خدا مى برد، و ضمن شرح حال خود، تقاضاى جدائى و نجات از چنگال این ستمگران بى منطق مى کند.

«عرض کرد: پروردگارا! قوم من مرا تکذیب کردند» (قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ).

درست است که خداوند از همه چیز آگاه است، ولى به هنگام طرح شکایت و به عنوان مقدمه، براى تقاضاى بعدى، این سخن را مطرح مى کند.

قابل توجه این که: نوح(علیه السلام) از مصائبى که بر شخص او گذشته، اظهار ناراحتى نمى کند، بلکه تنها از این ناراحت است که او را تکذیب کرده اند و پیام الهى را نپذیرفته اند.

* * *

پس از آن عرض مى کند: اکنون که هیچ راهى براى هدایت این گروه باقى نمانده «میان من و اینها جدائى بیفکن» و میان ما خودت داورى کن (فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً).

«فتح» در اصل ـ همان گونه که ارباب لغت گفته اند ـ به معنى گشودن و از بین بردن بستگى است، و آن دو گونه است:

گاهى جنبه حسى دارد، مانند فَتْحُ البابِ: «گشودن در» و گاه جنبه معنوى دارد مانند: فَتْحُ الهَمِّ: «گشودن غم و از بین بردن اندوه».

وَ فَتْحُ الْمُسْتَغْلَقِ مِنَ الْعُلُومِ: «به معنى گشودن رازهاى دانش» و فَتْحُ الْقَضِیَّةِ: «به معنى داورى کردن و پایان دادن به نزاع و دعوا است».

سپس اضافه مى کند: «و من و مؤمنانى را که با من هستند نجات ده» (وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ).

* * *

در اینجا رحمت الهى به یارى نوح آمد و مجازات دردناکش به سراغ تکذیب کنندگان، چنان که مى فرماید: «ما او و تمام کسانى را که با او همراه بودند در کشتى که مملو از انسان و انواع حیوانات بود رهائى بخشیدیم» (فَأَنْجَیْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ).

* * *

«سپس بقیه را غرق و نابود کردیم» (ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِینَ).

«مَشْحُون» از ماده «شحن» (بر وزن صحن) به معنى پر کردن است، و گاه به معنى مجهز ساختن، نیز آمده، و «شحناء» به عداوتى گفته مى شود که: تمام وجود انسان را پر کند، و منظور در اینجا این است که: آن کشتى مملوّ از نفرات و همه وسائل بود، و کمبودى نداشت.

یعنى خداوند بعد از آن که کشتى از هر نظر مهیا و آماده حرکت شد، طوفان را فرستاد تا نوح(علیه السلام) و سایر سرنشینانش گرفتار ناراحتى نشوند، و این خود یکى از نعمت هاى الهى بر آنها بود.

* * *

و در پایان این سخن، همان مى گوید که در پایان ماجراى موسى(علیه السلام) و ابراهیم(علیه السلام) بیان کرد، مى فرماید: «در ماجراى نوح و دعوت پیگیر و مستمر او، صبر و شکیبائیش، و سرانجام غرق و نابودى مخالفانش، آیت و نشانه اى است براى همگان» (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً).

«هر چند اکثر آنها ایمان نیاوردند» (وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ).

بنابراین تو اى پیامبر! از اعراض و سرسختى مشرکان قومت نگران مباش، ایستادگى به خرج ده، که سرنوشت تو و یارانت سرنوشت نوح(علیه السلام) و یاران او است، و سرانجامِ گمراهان، همان سرانجام شوم غرق شدگان است.

* * *

و بدان «پروردگار تو شکست ناپذیر و رحیم است» (وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ).

رحمتش ایجاب مى کند که به آنها فرصت کافى و مهلت دهد، و اتمام حجت کند، و عزتش سبب مى شود که سرانجام تو را پیروز و آنها را مواجه با شکست نماید.

* * *


1 ـ «رجم» در اصل از «رجام» (بر وزن کتاب) جمع «رجمة» (بر وزن لقمه) به معنى قطعه سنگى است که روى قبر مى گذارند، و یا بت پرستان گرد آن مى گردند.

و نیز «رجم» به معنى زدن با سنگ، تا سر حدّ قتل است و گاه نیز به معنى قتل به هر شکل و هر نوع باشد آمده است; زیرا کشتارشان با سنگ بوده.

...................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری