• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

انتشار پوستر و آیین‎نامه چهاردهمین نشست تخصصی

پوستر و آیین‎نامه چهاردهمین نشست تخصصی شورای عالی قرآن که

بیشتر...

مبانی قرآنی برای تحقق سعادت و تحکیم نظام خانواده

شیخ «بهاءالدین جبوری»، رضایتمندی، صبر، گذشت، یاد خداوند،

بیشتر...

اسامی نمایندگان کشورها در مسابقات قرآن اوقاف

کمیته متسابقین سی‌وسومین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن

بیشتر...

نوبت آزمون‌ الكترونيكی «بسوی فهم قرآن» استا‌ن‌ها

آزمون الكترونيكي «به سوی فهم قرآن» ويژه كاركنان وزارت آموزش

بیشتر...

موازی‌کاری و بازبینی در ساختار قرآنی کشور

رئیس سازمان دارالقرآن الکریم با بیان اینکه قطعا در میان

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
6666
27193
127658719
امروز دوشنبه, 29 شهریور 1400
اوقات شرعی

سرنوشت این قوم خیره سر!

شرح آیات 185 لغایت 191 سوره مبارکه شعرا

185قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ

186وَ ما أَنْتَ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُنا وَ إِنْ نَظُنُّکَ لَمِنَ الْکاذِبِینَ

187فَأَسْقِطْ عَلَیْنا کِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقِینَ

188قالَ رَبِّی أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ

189فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ کانَ عَذابَ یَوْم عَظِیم

190إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

191وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ

ترجمه:

185 ـ آنها گفتند: «تو فقط از افسون شدگانى!

186 ـ و تو بشرى همچون مائى، تنها گمانى که درباره تو داریم این است که از دروغگویانى!

187 ـ اگر راست مى گویى، سنگ هائى از آسمان بر سر ما بباران»!

188 ـ (شعیب) گفت: «پروردگار من به اعمالى که شما انجام مى دهید داناتر است»!

189 ـ سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه خیز) آنها را فرا گرفت; یقیناً آن عذاب روز بزرگى بود!

190 ـ در این ماجرا، آیت و نشانه اى است; ولى بیشتر آنها مؤمن نبودند.

191 ـ و پروردگار تو توانا و مهربان است!

 
تفسیر:

سرنوشت این قوم خیره سر!

جمعیت ظالم و ستمگر که خود را در برابر حرف هاى منطقى «شعیب» بى دلیل دیدند، براى این که به خودکامگى خود ادامه دهند، سیل تهمت و دروغ را متوجه او ساختند.

نخست، همان برچسب همیشگى را که مجرمان و جباران به پیامبران مى زدند به او زدند، «گفتند: تو فقط دیوانه اى»! (قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ).(1)

تو اصلاً یک حرف منطقى در سخنانت دیده نمى شود، و گمان مى کنى با این سخنان، مى توانى ما را از آزادى عمل در اموالمان بازدارى؟!.

* * *

به علاوه «تو فقط بشرى هستى همچون ما»، چه انتظارى دارى که ما پیرو تو شویم، اصلاً چه فضیلت و برترى بر ما دارى؟ (وَ ما أَنْتَ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُنا).

«ما تنها گمانى که درباره تو داریم این است که فرد دروغگوئى هستى»! (وَ إِنْ نَظُنُّکَ لَمِنَ الْکاذِبِینَ).

* * *

بعد از گفتن این سخنان ضد و نقیض، که گاهى، او را دروغگو و انسانى فرصت طلب که مى خواهد با این وسیله بر آنها برترى جوید، و گاه، او را مجنون خواندند، آخرین سخنشان این بود که بسیار خوب «اگر راست مى گوئى سنگ هاى آسمانى را بر سر ما فرو ریز» و ما را به همان بلائى که به آن تهدیدمان مى کنى مبتلا ساز تا بدانى ما از این تهدیدها نمى ترسیم! (فَأَسْقِطْ عَلَیْنا کِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقِینَ).

«کِسَف» (بر وزن پدر) جمع «کَسفة» (بر وزن قطعه) به معنى قطعه است، و منظور از قطعه هاى آسمان، قطعه سنگ هائى است که از آسمان فرود مى آید.

و به این ترتیب، بى شرمى و وقاحت را به آخر رساندند و کفر و تکذیب را به بدترین صورتى نشان دادند.

* * *

«شعیب» در برابر این سخنان ناموزون، تعبیرات زشت و زننده، و تقاضاى عذاب الهى، تنها پاسخى که داد، این بود: «گفت: پروردگار من به اعمالى که شما انجام مى دهید آگاه تر است» (قالَ رَبِّی أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ).

اشاره به این که: این امر از اختیار من بیرون است، و فرو باریدن سنگ هاى آسمانى و عذاب هاى دیگر به دست من سپرده نشده، که از من مى خواهید، او اعمال شما را مى داند و از میزان استحقاقتان با خبر است، هر زمان شما را مستحق مجازات دید و انذارها و اندرزها سودى نداد، و به قدر کافى اتمام حجت شد، عذاب را نازل کرده، و ریشه شما را قطع خواهد نمود.

این تعبیر و مانند آن که در بعضى دیگر از داستان هاى انبیاء به چشم مى خورد به خوبى نشان مى دهد: آنها همه چیز را موکول به اذن و فرمان خدا مى کردند و هرگز ادعا نداشتند از خودشان چیزى دارند.

* * *

ولى به هر حال، زمان پاکسازى صفحه زمین از این آلودگان فرا رسید، و چنان که قرآن در آیه بعد مى گوید: «آنها شعیب را تکذیب کردند و به دنبال آن عذاب روز «ابر سایه افکن» آنها را فرو گرفت»! (فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ).

و «این عذاب، عذاب روز بزرگى بود» (إِنَّهُ کانَ عَذابَ یَوْم عَظِیم).

«ظُلَّه» در اصل به معنى قطعه ابرى است که سایه مى افکند، بسیارى از مفسرین در ذیل آیه، چنین نقل کرده اند: هفت روز، گرماى سوزانى سرزمین آنها را فرا گرفت، و مطلقاً نسیمى نمىوزید، ناگاه قطعه ابرى در آسمان ظاهر شد، و نسیمى وزیدن گرفت، آنها از خانه هاى خود بیرون ریختند و از شدت ناراحتى به سایه ابر پناه بردند.

در این هنگام، صاعقه اى مرگبار از ابر برخاست، صاعقه اى با صداى گوش خراش، و به دنبال آن آتش بر سر آنها فرو ریخت، لرزه اى بر زمین افتاد، و همگى هلاک و نابود شدند.

مى دانیم: «صاعقه» که نتیجه مبادله الکتریسته نیرومند میان ابر و زمین است، هم صداى وحشتناکى دارد، و هم جرقه آتشبار بزرگى، و گاهى با لرزه شدیدى نیز در محل وقوع صاعقه همراه است.

به این ترتیب، تعبیرات گوناگونى که راجع به عذاب قوم شعیب در سوره هاى مختلف قرآن آمده، همه به یک حقیقت بازمى گردد، در سوره «اعراف» آیه 91 تعبیر به «رجفة» (زمین لرزه) و در سوره «هود» آیه 94 تعبیر به «صیحة» (فریاد عظیم) و در آیات مورد بحث، تعبیر به «عَذابَ یَوْمِ الظُلَّة» آمده است.

هر چند، بعضى از مفسرین مانند «قرطبى» و «فخر رازى» احتمال داده اند: اصحاب «ایکه» و «مدین» دو گروه بودند و هر کدام عذاب جداگانه اى داشتند، ولى با دقت در آیات مربوط به این قسمت، روشن مى شود: این احتمال چندان قابل ملاحظه نیست.

* * *

در پایان این داستان، همان را مى گوید که در پایان شش داستان گذشته از انبیاء بزرگ آمده بود:

مى فرماید: «در سرگذشت مردم سرزمین «ایکه» و دعوت پر مهر پیامبرشان شعیب، و لجاجت ها و سرسختى ها و تکذیب هاى آنان، و سرانجام نابودى این قوم ستمگر با صاعقه مرگبار، نشانه و درس عبرتى است» (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً).

«اما اکثر آنها ایمان نیاوردند» (وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ).

* * *

با این حال، خداوند رحیم و مهربان به آنها مهلت کافى داد، تا به خود آیند و خویشتن را اصلاًح کنند، و هنگامى که مستوجب عذاب شدند با قدرت قهاریش آنها را گرفت، آرى «پروردگار تو شکست ناپذیر و رحیم است» (وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ).

* * *

نکته ها:

1 ـ هماهنگى کامل در دعوت انبیاء

در پایان سرگذشت این هفت پیامبر بزرگ، که یک حلقه کامل از نظر درس هاى تربیتى را تشکیل مى دهد، توجه به این نکته لازم است که: سرگذشت این پیامبران در سوره هاى دیگرى از قرآن نیز آمده است، ولى در هیچ موردى به این شکل، مطرح نشده که آغاز دعوت همه آنها هماهنگ، و پایان همه آنها نیز هماهنگ بیان شده باشد.

در پنج قسمت از این داستان ها محتواى دعوت، تقوا است، و سپس روى امانت پیامبر و عدم مطالبه اجر و پاداش تکیه شده است.

و بعد از آن، از مهمترین انحرافاتى که در آن محیط رواج داشته با لحنى

دوستانه و منطقى انتقاد شده.

پس از آن، عکس العمل زشت و زننده اقوام منحرف مطرح گردیده، و سرانجام، عذاب دردناک آنها که در هر مورد به صورتى بوده نازل گردیده، توضیح داده شده است.

و نتیجه همه این داستان هاى هفتگانه، آیت و عبرت بودن آن، و عدم ایمان اکثریت این اقوام گمراه، اعلام گردیده.

و در پایان همه اینها روى «قدرت» و «رحمت» خدا تکیه گردیده است.

این هماهنگى قبل از هر چیز، انعکاس «توحید» را در دعوت انبیاء نشان مى دهد، که داراى برنامه واحدى بودند که آغاز و پایانش یکى بود، همه، معلم هاى کلاس هاى انسان سازى بودند، هر چند با گذشت زمان و پیشرفت جامعه انسانى محتواى این کلاس ها مى بایست تغییر یابد، اما اصول، اساس و نتیجه همه یکسان بود، از این گذشته، تسلّى خاطرى بود براى پیامبر و مؤمنان اندک نخستین، و براى مؤمنان در هر عصر و زمان، که از انبوه مخالفان و اکثریت قوم گمراه وحشتى به خود راه ندهند، و به نتیجه کار خود، صد در صد امیدوار باشند.

و نیز هشدار و انذارى است براى جباران، ستمگران و گمراهان در هر عصر و زمان که مجازات الهى را از خود دور نبینند، عذاب هائى همچون زمین لرزه، صاعقه، طوفان مرگبار، آتشفشان، شکافتن زمین، باران سیل آسا که انسان هاى امروز در برابر آن به همان اندازه ناتوانند که انسان هاى گذشته!; چرا که انسان امروز، با تمام قدرت و پیشرفت صنعتیش هنوز در برابر طوفان، سیل، صاعقه و زمین لرزه، سخت ضعیف، آسیب پذیر و بیچاره است.

اینها همه، به خاطر آن است که: هدف از داستان هاى قرآن، رشد و تکامل انسان ها است، هدف نور و روشنائى در جان ها و کنترل هوس هاى سرکش، و بالاخره هدف مبارزه با ظلم و ستم و انحراف است.

* * *

2 ـ آغاز دعوت همه تقوا بود

قابل توجه این که: قسمت مهمى از همین داستان هاى انبیاء در سوره هود و اعراف آمده، اما در آغاز آنها معمولاً دعوت به توحید و یگانگى خدا است، و با جمله: یا قوم اعبدوا اللّه ما لکم من اله غیره: «اى قوم من خدا را بپرستید که جز او معبودى براى شما نیست» آغاز شده.

ولى در این سوره (شعراء) همان گونه که ملاحظه کردید، نخستین دعوت، تقوا بود (أَ لا تَتَّقُونَ) اما در حقیقت هر دو به یک نتیجه بازمى گرد، زیرا تا حداقل تقوا یعنى: حق طلبى و حق جوئى در انسان نباشد، نه دعوت به توحید در او مؤثر است، و نه چیز دیگر، لذا در آغاز سوره «بقره» خواندیم: ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ: «این کتاب آسمانى شک و تردیدى در آن نیست، و مایه هدایت پرهیزگاران است».

البته تقوا مراتبى دارد، و هر مرتبه، پایه اى است براى مرتبه دیگر.

باز این تفاوت در میان سوره مورد بحث (سوره شعراء) و سوره «اعراف» و سوره «هود» دیده مى شود: در آنجا بیشتر روى مسأله مبارزه با بت پرستى تکیه شده بود و مسائل دیگر تحت الشعاع بود، اما در اینجا روى انحراف هاى اخلاقى و اجتماعى مانند تفاخر و برترى جوئى، اسراف و هوسبازى، انحرافات جنسى، استثمار، کم فروشى و تقلب تکیه شده، و این نشان مى دهد: تکرار این سرگذشت ها در قرآن حساب دقیقى دارد و در هر مورد هدفى را دنبال مى کند.

* * *

3 ـ انحرافات اخلاقى

قابل توجه این که: اقوامى که در فرازهاى مختلف این سوره، از آنها یاد شده است علاوه بر انحراف از اصل توحید، به سوى شرک و بت پرستى که قدر مشترک میان همه آنها بود، داراى انحرافات اخلاقى و اجتماعى خاصى بودند که آنها را از هم جدا مى کرد:

بعضى، اهل تفاخر و تکبر بودند (قوم هود).

بعضى، اهل اسراف و عیش و نوش (قوم صالح).

بعضى، داراى انحرافات جنسى (قوم لوط).

بعضى، مال پرستى بى حساب که آنها را به انواع تقلب در معاملات دعوت مى کرد داشتند (قوم شعیب).

و بعضى، داراى غرور ثروت بودند (قوم نوح).

ولى مجازات همه آنها کم و بیش شباهت به یکدیگر داشت.

جمعى به وسیله صاعقه و زلزله نابود شدند (قوم شعیب و لوط و صالح و هود).

و بعضى به وسیله طوفان و سیلاب (قوم نوح).

در حقیقت، «زمینى» که مهد آسایش آنها بود، مأمور نابودیشان شد و «آب» و «هوا» که حیات آنها را تأمین مى کرد، فرمان مرگشان را پذیرا گشت، و چه عجیب است وضع انسان که زندگیش در دل مرگ، و مرگش در دل زندگى، قرار گرفته، و باز هم غافل است و مغرور.

* * *


1 ـ «مُسَحَّر» چنان که قبلاً هم گفته ایم، به معنى کسى است که مکرر مورد «سحر» واقع شده و ساحران در عقل او نفوذ کرده و آن را از کار انداخته اند.

.....................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟