• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

پرسش‌هایی از مسئولان دانشگاه علوم و معارف قرآن

علی‌رغم پاسخگویی معاون آموزشی و پژوهشی دانشگاه علوم و معارف

بیشتر...

روزشمار سی و سومین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن

روزشمار درنظر گرفته شده برای ایام برگزاری سی و سومین دوره

بیشتر...

تفسیر تنزیلی معرفت‌زا نیست

فرشچیان معتقد است که پایه‌های تفسیر تنزیلی ظنی است و

بیشتر...

چهل حدیث ازامام سجاد علیه السلام

قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(عليه السلام) :
1- مقام رضا
«الرِّضا

بیشتر...

بهره‌مندی بیش از 200 هزار تهرانی از طرح ملی تربیت

معاون فرهنگی ـ اجتماعی اداره‌کل اوقاف تهران از بهره‌مندی

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
8811
31879
127674617
امروز جمعه, 26 شهریور 1400
اوقات شرعی

سلیمان در وادى مورچگان!

شرح آیات 17 لغایت 19 سوره مبارکه نمل

17وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الإِنْسِ وَ الطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ

18حَتّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوامَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ

19فَتَبَسَّمَ ضاحِکاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِیأَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِیبِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ

ترجمه:

17 ـ لشکریان سلیمان، از جنّ و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند; آن قدر زیاد بودند که باید توقف مى کردند (تا به هم ملحق شوند)!

18 ـ (آنها حرکت کردند) تا به سرزمین مورچگان رسیدند; مورچه اى گفت: «اى مورچگان! به لانه هاى خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالى که نمى فهمند»!.

19 ـ (سلیمان) از سخن او تبسمى کرد و خندید و گفت: «پروردگارا! شکر نعمت هائى را که بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحى که موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن»!

تفسیر:

سلیمان در وادى مورچگان!

از آیات این سوره، و همچنین از آیات سوره «سبأ» به خوبى استفاده مى شود که داستان حکومت حضرت «سلیمان» جنبه عادى نداشت، بلکه توأم با خارق عادات و معجزات مختلفى بود که قسمتى از آن (مانند حکومت سلیمان بر جن و پرندگان و درک کلام مورچگان، و گفتگوى با هدهد) در این سوره، و بخشى دیگر از آن در سوره «سبأ» آمده است.

در حقیقت، خداوند قدرت خود را در ظاهر ساختن این حکومت عظیم و قوائى که مسخر آن بود، نشان داد، و مى دانیم: از نظر یک فرد موحد، این امور در برابر قدرت خداوند سهل، ساده و آسان است.

در آیات مورد بحث، نخست مى گوید: «لشکریان سلیمان از جن و انس و پرندگان نزد او جمع شدند» (وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الإِنْسِ وَ الطَّیْرِ).

جمعیت لشکریانش به قدرى زیاد بود که براى نظم سپاه «دستور داده مى شد: صفوف اول را متوقف کنند و صفوف آخر را حرکت دهند، تا همه به هم برسند» (فَهُمْ یُوزَعُونَ).

«یُوزَعُونَ» از ماده «وَزْع» (بر وزن جمع) به معنى بازداشتن است، این تعبیر، هر گاه در مورد لشکر به کار رود، به این معنى است که اول لشکر را نگاه دارند تا آخر لشکر به آن ملحق گردد و از پراکندگى و تشتت آنها جلوگیرى شود.

واژه «وزع» به معنى حرص و علاقه شدید به چیزى نیز آمده است که انسان را از امور دیگر بازمى دارد.

از این تعبیر استفاده مى شود: لشکریان «سلیمان»، هم بسیار زیاد بودند و هم تحت نظام خاص.

«حُشِرَ» از ماده «حشر» (بر وزن نشر) به معنى بیرون ساختن جمعیت از قرارگاه و حرکت دادن آنها به سوى میدان مبارزه و مانند آن است، از این تعبیر و همچنین از تعبیرى که در آیه بعد مى آید استفاده مى شود که: «سلیمان» به سوى نقطه اى لشکرکشى کرده بود، اما این کدامیک از لشکرکشى هاى سلیمان است؟ به درستى معلوم نیست.

بعضى از آیه بعد که سخن از رسیدن سلیمان به «وادى نمل» (سرزمین مورچگان) مى گوید، چنین استفاده کرده اند که: منطقه اى بوده است در نزدیکى طائف.

و بعضى گفته اند: منطقه اى بوده است در نزدیک شام.

ولى، چون بیان این موضوع تأثیرى در جنبه هاى اخلاقى و تربیتى آیه نداشته، سخنى از آن به میان نیامده است.

ضمناً، این بحث که میان جمعى از مفسران درگیر شده که: آیا همه انسان ها، جنّ و پرندگان از لشکریان او بوده اند (بنابراین کلمه «مِن» بیانیه است) و یا این که قسمتى از آنها لشکر او را تشکیل مى داده اند (در این صورت «مِن» تبعیضیه است) تقریباً بحث زائدى به نظر مى رسد

زیرا بدون شک، سلیمان بر کل روى زمین حکومت نداشت و قلمرو حکومتش منطقه شام، بیت المقدس و احتمالاً بعضى نواحى اطراف بود.

و حتى از آیات بعد استفاده مى شود: او هنوز سلطه اى بر سرزمین «یمن» پیدا نکرده بود و بعد از ماجراى «هدهد» و تسلیم ملکه سبأ بر آنجا تسلط یافت.

جمله «لا أَرَى الْهُدْهُد» در آیات بعد نشان مى دهد: در میان پرندگانى که سر بر فرمان او بودند، یک هدهد وجود داشت که وقتى سلیمان آن را ندید جویاى حالش شد، اگر تمام پرندگان بودند و از جمله هزاران «هدهد»، این تعبیر صحیح نبود (دقت کنید).

* * *

به هر حال، سلیمان با این لشکر عظیم حرکت کرد «تا به سرزمین مورچگان رسیدند» (حَتّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ).

در اینجا مورچه اى از مورچگان، همنوعان خود را مخاطب ساخته، گفت: «اى مورچگان! داخل لانه هاى خود شوید، تا سلیمان و لشکریانش شما را پایمال نکنند، در حالى که نمى فهمند»! (قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ).(1)

در این که چگونه این مورچه از حضور سلیمان و لشکریانش در آن سرزمین آگاه شد، و چگونه صداى خود را به گوش دیگران رسانید؟ سخنى داریم که در نکته ها به خواست خدا خواهد آمد.

ضمناً، از این جمله استفاده مى شود: عدالت سلیمان، حتى بر مورچگان ظاهر و آشکار بود; چرا که مفهومش این است: اگر آنها متوجه باشند، حتى مورچه ضعیفى را پایمال نمى کنند، و اگر پایمال کنند، بر اثر عدم توجه آنها است.

* * *

«سلیمان با شنیدن این سخن، تبسم کرد و خندید» (فَتَبَسَّمَ ضاحِکاً مِنْ قَوْلِها).

در این که: چه چیز سبب خنده سلیمان شد، مفسران سخنان گوناگونى دارند: ظاهر این است که: نفس این قضیه مطلب عجیبى بود که مورچه اى همنوعان خود را از لشکر عظیم سلیمان بر حذر دارد و آنها را به عدم توجه نسبت دهد، این امر عجیب، سبب خنده سلیمان شد.

بعضى نیز گفته اند: این خنده شادى بود; چرا که سلیمان متوجه شد، حتى مورچگان به عدالت او و لشکریانش معترفند و تقواى آنها را مى پذیرند!.

و بعضى گفته اند: شادى او از این جهت بود که: خداوند چنین قدرتى به او داده بود که در عین شور و هیجان عظیم لشکر، از صداى مورچه اى نیز غافل نمى ماند!.

به هر حال، در اینجا سلیمان رو به درگاه خدا کرد و چند تقاضا نمود.

نخست این که: «عرضه داشت پروردگارا! راه و رسم شکر نعمت هائى را که بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى به من الهام فرما» (وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى والِدَیَّ).(2)

تا بتوانم این همه نعمت هاى عظیم را در راهى که تو فرمان داده اى و مایه خشنودى تو است، به کار گیرم و از مسیر حق منحرف نگردم که اداى شکر این همه نعمت جز به مدد و یارى تو ممکن نیست.

دیگر این که: «مرا موفق دار تا عمل صالحى به جاى آورم که تو از آن خشنود مى شوى» (وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ).

اشاره، به این که آنچه براى من مهم است بقاى این لشکر، عسکر، حکومت و تشکیلات وسیع نیست، مهم این است که: عمل صالحى انجام دهم که مایه رضاى تو گردد، و از آنجا که «أَعْمَلَ» فعل مضارع است، دلیل آن است که او تقاضاى استمرار این توفیق را داشت.

و بالاخره، سومین تقاضایش این بود که: عرضه داشت، پروردگارا! «مرا به رحمتت در زمره بندگان صالحت داخل گردان» (وَ أَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ).

* * *

نکته ها:

1 ـ آگاهى سلیمان از سخن حیوانات

ما از جهان حیوانات اطلاعات زیادى در دست نداریم، و با تمام پیشرفت هائى که در این زمینه شده، هنوز ابهام هاى فراوانى بر روى آن سایه افکنده است.

ما آثار هوش، دقت، ذکاوت و مهارت در کارهاى بسیارى از آنها مى بینیم:

خانه سازى زنبوران عسل، نظمى که بر کندو حکم فرما است، دقت مورچگان در جمع آورى نیازمندى هاى زمستان، طرز ذخیره و انبار آنها، دفاع کردن حیوانات از خود در برابر دشمن، و حتى آگاهى آنها از درمان بسیارى از بیمارى ها، پیدا کردن لانه و خانه خود از فاصله هاى بسیار دور دست، و پیمودن راه هاى طولانى و رسیدن به مقصد، پیش بینى آنها از حوادث آینده، و مانند آن، همه از چیزهائى است که نشان مى دهد: در دنیاى مرموز حیوانات بسیارى از مسائل هنوز براى ما لا ینحل است.

از این گذشته، بسیارى از حیوانات بر اثر آموزش و تربیت، کارهاى شگفت انگیزى انجام مى دهند که حتى انسان ها از آن عاجزند.

اما به درستى روشن نیست که آنها تا چه حدّ از دنیاى انسان ها باخبرند؟

آیا واقعاً آنها مى دانند: ما کیستیم؟ و چه مى کنیم؟ ممکن است ما در آنها چنین هوش و ادراکى را سراغ نداشته باشیم، ولى آیا این به معنى نفى آن است؟!

روى این حساب اگر در داستان فوق خواندیم که: مورچگان از آمدن لشکر

سلیمان به آن سرزمین با خبر شدند، و اعلام رفتن به لانه ها نمودند، تا زیر دست و پاى لشکر له نشوند، و سلیمان نیز از این ماجرا آگاه شد، زیاد جاى تعجب نیست.

به علاوه، حکومت سلیمان ـ همان گونه که گفتیم ـ توأم با خارق عادات و کارهاى اعجاز آمیزى بود، روى همین اصل، بعضى از مفسران اظهار عقیده کرده اند که دارا بودن این سطح آگاهى، از ناحیه قشرى از حیوانات در عصر سلیمان(علیه السلام) خود یک اعجاز و خارق عادت بوده است، و مانعى ندارد که عین آن را در سایر اعصار و قرون احیاناً نبینیم.

غرض این است: هیچ دلیلى در کار نیست که: ما داستان سلیمان و مور یا سلیمان و هدهد را بر کنایه و مجاز و یا زبان حال، و مانند آن حمل کنیم، هنگامى که حفظ ظاهر آن و حمل بر معنى حقیقى امکان پذیر است.(3)

* * *

2 ـ سلیمان و الهام شکر پروردگار

یکى از بهترین نشانه ها براى شناخت حاکمان الهى از حکمرانان جبار، این است که دسته دوم به هنگام رسیدن به قدرت، غرق غرور و غفلت مى شوند و همه ارزش هاى انسانى را به دست فراموشى سپرده، در خودکامگى، سخت فرو مى روند.

اما حاکمان الهى به هنگام نیل به قدرت، بار سنگینى از مسئولیت ها را بر دوش خود احساس مى کنند، بیش از همیشه، به درگاه خدا روى مى آورند، و توانائى بر اداى رسالت خویش را از او مى طلبند، همان گونه که سلیمان(علیه السلام) بعد از آن همه قدرت، مهمترین چیزى که از خدا تقاضا مى کند، اداى شکر او و استفاده از این مواهب در مسیر رضاى او و آسایش بندگان خدا است.

جالب این که: با جمله «أَوْزِعْنِى» این تقاضا را شروع مى کند که: مفهومش الهامى از درون و جمع کردن تمام نیروهاى باطنى براى انجام این هدف بزرگ است.

یعنى خدایا آنچنان قدرتى به من عنایت کن! تا تمام نیروهاى درونیم را براى اداى شکر و انجام وظیفه بسیج کنم، و راه را نیز تو به من نشان ده که راهى است بسیار سخت و طولانى و پر خوف و خطر، راه اداى حقوق همه مردم، در چنان حکومت وسیع و گسترده!.

او نه تنها تقاضاى توانائى بر شکر نعمت هائى که به خود او داده شده است مى کند، بلکه در عین حال تقاضا دارد که اداى شکر مواهبى که بر پدر و مادرش ارزانى شده بود، انجام دهد; چرا که بسیارى از مواهب وجود انسان از پدر و مادر به او به ارث مى رسد، و بدون شک، امکاناتى که خداوند به پدر و مادر مى دهد کمک مؤثرى براى فرزندان در راه نیل به هدف ها مى کند.

* * *

3 ـ سلیمان و عمل صالح

جالب این که: سلیمان(علیه السلام) با داشتن آن قدرت و حکومت بى نظیر، تقاضایش از خدا این است که: عمل صالح را به طور مداوم انجام دهد، و از آن بالاتر در زمره بندگان صالح خدا باشد.

از این تعبیر، روشن مى شود:

اولاً ـ هدف نهائى براى به دست آوردن قدرت، انجام عمل صالح است، عملى شایسته و ارزشمند، و بقیه هر چه هست مقدمه اى براى آن محسوب مى شود.

عمل صالح، نیز مقدمه اى است براى جلب خشنودى و رضاى خدا که هدف نهائى و غایة الغایات همین است.

ثانیاً ـ داخل بودن در زمره صالحان، مرحله اى است فراتر از انجام عمل صالح که اولى صلاح ذاتى است و دومى صلاح عمل (دقت کنید).

به تعبیر دیگر، گاه انسان عمل صالحى را انجام مى دهد، اما این معنى جزء ذات و روح او و بافت وجودش نشده است، سلیمان(علیه السلام) از خدا این مى خواهد که آن قدر مشمول عنایت پروردگار قرار گیرد که، صالح بودن از عملش فراتر رود و در درون جان و اعماق وجودش نفوذ کند، و این جز با رحمت الهى امکان پذیر نیست.

راستى بنده صالح خدا بودن چه گران بها و گران قدر است که سلیمان(علیه السلام) با آن حشمت و جاه و جلالش ـ که براى احدى جاى شک نبوده ـ باز تقاضایش این است که: خدا به رحمتش او را در خط بندگان صالح قرار دهد، و از لغزش هائى که هر زمان براى انسان ـ مخصوصاً انسانى که در رأس یک تشکیلات عظیم باشد ـ امکان پذیر است، او را حفظ کند.

* * *


1 ـ بعضى از مفسران تصریح کرده اند: «تاء» در «نملة» براى بیان وحدت است و مؤنث آوردن فعل نیز براى مراعات ظاهر کلمه است.

2 ـ «أَوْزِعْنِی» از ماده «ایزاع» به معنى «الهام»، یا به معنى بازداشتن از انحراف و یا به معنى ایجاد عشق و علاقه است، ولى بیشتر مفسران معنى اول را برگزیده اند.

3 ـ در جلد پنجم تفسیر «نمونه»، صفحه 224، ذیل آیه 38 سوره «انعام»، نیز در این زمینه سخن گفته ایم

...................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟