• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

رشته علوم قرآن با نیازهای عصری هم‌گرا نیست

معاون تحصیلات تکمیلی دانشکده الهیات دانشگاه تهران بزرگترین

بیشتر...

محتوا و جذابیت؛ حلقه وصل مسجد و مدرسه در تربیت

مدیر گروه علوم تربيتی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه معتقد است اگر

بیشتر...

طرح شمیم دانش در شش سرفصل قرآنی ارایه می‌شود

برنامه شمیم دانش در شش سرفصل هر شب از ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه تا

بیشتر...

تفاوت ماهیت پایش نهادهای قرآنی طی دو سال اخیر

رئیس هیئت پایش از دستگاه‌های قرآنی شورای توسعه فرهنگ قرآنی

بیشتر...

برگزاری جشنواره حکمت و نیایش در آینده نزدیک

معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از برگزاری
بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
13145
57608
115507561
امروز دوشنبه, 20 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

حرکت زمین ـ یک معجزه علمى قرآن

شرح آیات 86 لغایت 88 سوره مبارکه نمل

86أَ لَمْ یَرَوْا أَنّا جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیات لِقَوْم یُؤْمِنُونَ

87وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الأَرْضِ إِلاّ مَنْ شاءَ اللّهُ وَ کُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِینَ

88وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْء إِنَّهُ خَبِیرٌ بِما تَفْعَلُونَ

ترجمه:

86 ـ آیا ندیدند که ما شب را براى آرامش آنها قرار دادیم و روز را روشنى بخش؟! در این امور نشانه هاى روشنى است براى کسانى که ایمان مى آورند (و آماده قبول حقند).

87 ـ (و به خاطر آورید) روزى را که در «صور» دمیده مى شود، و تمام کسانى که در آسمان ها و زمین هستند در وحشت فرو مى روند، جز کسانى که خدا خواسته; و همگى با خضوع در پیشگاه او حاضر مى شوند!

88 ـ کوه ها را مى بینى، و آنها را ساکن و جامد مى پندارى، در حالى که مانند ابر در حرکتند; این صنع و آفرینش خداوندى است که همه چیز را متقن آفریده; او از کارهائى که شما انجام مى دهید مسلماً آگاه است.

تفسیر:

حرکت زمین ـ یک معجزه علمى قرآن

بار دیگر در این آیات به مسأله مبدأ و معاد و نشانه هاى قدرت و عظمت خداوند در عالم هستى، و همچنین حوادث رستاخیز پرداخته، چنین مى گوید: «آیا آنها ندیدند که ما شب را براى آرامش آنها قرار دادیم» (أَ لَمْ یَرَوْا أَنّا جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ).

«و روز را روشنى بخش» (وَ النَّهارَ مُبْصِراً).

«در این امور نشانه ها و دلائل روشنى است از قدرت و حکمت پروردگار براى کسانى که آماده پذیرش ایمانند» (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیات لِقَوْم یُؤْمِنُونَ).

این نخستین بار نیست که، قرآن از آثار حیات بخش شب و روز و نظام نور و ظلمت سخن مى گوید، همان گونه که آخرین بار نیز نمى باشد، این به خاطر آن است که قرآن یک کتاب تعلیم و تربیت و انسان سازى است و مى دانیم اصول تعلیم و تربیت گاه ایجاب مى کند: یک موضوع را در فواصل مختلف تکرار کنند و یادآورى نمایند تا کاملاً خاطر نشان گردد و به اصطلاح جا بیفتد.

آرامشى که از تاریکى شب به وجود مى آید یک واقعیت مسلّم علمى است پرده هاى تاریک شب نه تنها یک وسیله اجبارى براى تعطیل فعالیت هاى روزانه است، بلکه اثر عمیقى روى سلسله اعصاب انسان و سایر جانداران مى گذارد، و آنها را در استراحت و خواب عمیق ـ و به تعبیر قرآن «سکون» ـ فرو مى برد.

همچنین رابطه روشنائى روز، و تلاش، حرکت و جنبشى که خاصیت تابش نور است نیز، از نظر علمى جاى تردید نیست، نور آفتاب نه تنها، صحنه زندگى را روشن، و چشم انسان را فعال مى سازد، که تمام ذرات وجود انسان را بیدار کرده و به فعالیت وا مى دارد.

این آیه گوشه اى از «توحید ربوبى» را روشن مى سازد و از آنجا که معبود واقعى، همان ربّ و مدبر عالم هستى است، خط بطلان بر چهره بت ها مى کشد و مشرکان را به تجدید نظر در عقائد خود وا میدارد.

توجه به این نکته نیز لازم است که: انسان باید خود را با این نظام هماهنگ سازد، شب استراحت کند، و روز به تلاش و کوشش بپردازد، تا همیشه سالم و فعال باشد، نه همچون هوسرانانى که شب بیدار مى مانند و روز تا نزدیکى ظهر در خواب فرو مى روند.

جالب این که: «مبصر» که در اصل به معنى «بینا» است، صفت روز قرار داده شده است، در حالى که وصف انسان ها در روز مى باشد، این یک نوع تأکید زیبا است همان گونه که گاه شب را توصیف به خواب رفتن مى کنند و مى گویند: «لَیْلٌ نائِمٌ»!.

این تفاوت تعبیر، که در بیان فائده شب و روز در آیه مشاهده مى شود که: در یک جا «لِیَسْکُنُوا فِیْهِ» مى گوید، و در جاى دیگر «مبصراً»، ممکن است اشاره به این باشد که: هدف اصلى شب، سکونت و آرامش است، ولى هدف روشنائى روز دیدن نیست، بلکه دیدن، ابزارى است براى رسیدن به مواهب حیات و بهره گیرى از آن (دقت کنید).

به هر حال، این آیه گرچه مستقیماً سخن از توحید و تدبیر عالم هستى مى گوید، ولى مى تواند اشاره لطیفى به مسأله معاد نیز در برداشته باشد; چرا که خواب، همچون مرگ است، و بیدارى همچون زندگى پس از مرگ.

* * *

آیه بعد، به رستاخیز و مقدمات آن پرداخته، مى گوید: «به خاطر بیاورید روزى که در صور دمیده مى شود و تمام کسانى که در آسمان ها و در زمین هستند در وحشت فرو مى روند، جز کسانى که خدا بخواهد، و همگى با خضوع در پیشگاه او حاضر مى شوند» (وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الأَرْضِ إِلاّ مَنْ شاءَ اللّهُ وَ کُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِینَ).

از مجموعه آیات قرآن استفاده مى شود که: دو یا سه بار «نفخ صور» مى شود: یک بار در پایان دنیا و آستانه رستاخیز، که وحشت همه را فرا مى گیرد.

بار دوم همگى با شنیدن آن، قالب تهى مى کنند و مى میرند (این دو نفخه ممکن است یکى باشد).

بار سوم، به هنگام بعث و نشور و قیام قیامت است که با نفخ صور همه مردگان به حیات بازمى گردند و زندگى نوینى را آغاز مى کنند.

در این که: آیه فوق، اشاره اى به نفخه اول و دوم است، یا نفخه سوم؟ میان مفسران گفتگو است،(1) قرائنى در خود آیه و آیات بعد، بر هر دو نظر وجود دارد، بعضى نیز آن را اشاره به همه این نفخه ها دانسته اند.

ولى ظاهر آیه نشان مى دهد: اشاره به نفخه اولى است که در پایان جهان صورت مى گیرد; زیرا «فزع» که به معنى ترس و وحشتى است که تمام قلب انسان را فرا مى گیرد، از آثار این نفخه شمرده شده، و مى دانیم در نفخه قیامت ترس و وحشت به خاطر اعمال است و حساب و جزا، نه به خاطر تأثیر نفخه.

به تعبیر دیگر، ظاهر «فاء تفریع» در «فَفَزِعَ» این است که: این فزع و وحشت ناشى از نفخه صور است و این مخصوص نفخه اولى است; زیرا نفخه آخر نه تنها فزع آفرین نیست، بلکه مایه حیات، حرکت و جنبش است و اگر وحشتى باشد از اعمال خود انسان است.(2)

و اما مفهوم «نفخه صور»، «نفخ» به معنى دمیدن، و «صور» به معنى «شیپور» است و در این که منظور از این تعبیر، در اینجا چیست؟ گفتگوهاى فراوانى است که به خواست خدا در ذیل آیه 68 سوره «زمر» خواهد آمد.

و اما جمله «إِلاّ مَنْ شاءَ اللّهُ» که به صورت استثناء از این ترس و وحشت عمومى ذکر شده، اشاره به نیکان و پاکان، اعم از فرشتگان و مؤمنانى است که در آسمان ها و زمینند آنها در پرتو ایمان، آرامش مخصوصى دارند، نه نفخه اول صور، آنها را متوحش مى سازد، و نه نفخه آخر، و در آیات بعد، نیز مى خوانیم: کسانى که با دست پر از حسنات به پیشگاه خدا بروند از وحشت و فزع آن روز در امن و امانند. (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَع یَومَئِذ آمِنُونَ).(3)

اما جمله کُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِینَ: «همگى با خضوع و ذلت در پیشگاه او حاضر مى شوند» ظاهراً عام است و هیچ استثنائى در آن نیست; زیرا حتى انبیاء و اولیا در پیشگاه او خاضع و کوچکند، و اگر مى بینیم در آیات 127 و 128 سوره «صافات» مى فرماید: فَاِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * اِلاّ عِبادَ اللّهِ الْمُخْلَصِیْنَ:

«همگان در پیشگاه او حاضر مى شوند * مگر بندگان مخلص پروردگار» منافاتى با عمومیت آیه مورد بحث ندارد; چرا که آیه مورد بحث اشاره به اصل حضور در محشر و پیشگاه خدا است و دوم اشاره به حضور در صحنه حساب و بررسى اعمال است.

* * *

آیه بعد اشاره به یکى دیگر از آیات عظمت خداوند در پهنه عالم هستى کرده مى گوید: «کوه ها را مى بینى و آنها را ساکن و جامد مى پندارى در حالى که مانند ابر در حرکتند» (وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ).

«این صنع و آفرینش خداوندى است که همه چیز را متقن آفریده» (صُنْعَ اللّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْء).(4)

کسى که این همه حساب و نظم در برنامه آفرینش او است، «مسلماً از کارهائى که شما انجام مى دهید آگاه است» (إِنَّهُ خَبِیرٌ بِما تَفْعَلُونَ).

بسیارى از مفسران معتقدند: آیه فوق اشاره به حوادث آستانه رستاخیز است; چرا که مى دانیم در پایان این جهان و آغاز جهان دیگر زلزله ها و انفجارها و دگرگونى هاى عظیم واقع مى شود، و کوه ها از هم متلاشى مى گردند، این نکته در بسیارى از سوره هاى آخر قرآن، صریحاً آمده است.

قرار گرفتن این آیه در میان آیات رستاخیز، دلیل و گواه این تفسیر است.

ولى قرائن فراوانى در آیه وجود دارد که تفسیر دیگرى را تأیید مى کند و آن این که: آیه فوق از قبیل آیات توحید و نشانه هاى عظمت خداوند در همین دنیا است و به «حرکت کره زمین» که براى ما محسوس نیست اشاره مى کند.

* * *

توضیح این که:

1 ـ آیه فوق مى گوید: «گمان مى کنى کوه ها جامد و ساکنند، در حالى که همچون ابر در حرکتند».

معلوم است این تعبیر، با حوادث آغاز رستاخیز سازگار نیست; چرا که این حوادث به قدرى آشکار است که به تعبیر قرآن «از مشاهده آنها مادران کودکان شیرخوار خود را فراموش مى کنند و زنان باردار سقط چنین مى نمایند، و مردم از شدت وحشت همچون مستانند در حالى که مست نیستند»!.(5)

2 ـ تشبیه به حرکت ابرها متناسب حرکات یک نواخت و نرم و بدون سر و صدا است، نه انفجارهاى عظیمى که صداى رعد آسایش، گوش ها را کر مى کند.

3 ـ تعبیر بالا نشان مى دهد، در عین این که ظاهراً کوه ها ساکنند در واقع در همان حال به سرعت حرکت مى کنند (یعنى دو حالت از یک شىء را در آن واحد بیان مى کند).

4 ـ تعبیر به «اتقان» که به معنى منظم ساختن و محکم نمودن است نیز تناسب با زمان برقرارى نظام جهان دارد، نه زمانى که این نظام فرو مى ریزد، متلاشى و ویران مى گردد.

5 ـ جمله «إِنَّهُ خَبِیرٌ بِما تَفْعَلُونَ» مخصوصاً با توجه به این که «تَفْعَلُونَ» فعل مضارع است نشان مى دهد: مربوط به این دنیا است; چرا که مى گوید: «او از اعمالى که شما در حال و آینده انجام مى دهید با خبر است» و اگر مربوط به پایان این جهان بود مى بایست گفته شود: ما فَعَلْتُمْ: «کارى که انجام دادید» (دقت کنید).

از مجموع این قرائن، دقیقاً چنین استفاده مى شود که: این آیه یکى دیگر از عجائب آفرینش را بیان مى کند، و در واقع شبیه چیزى است که در دو آیه قبل آمده (أَ لَمْ یَرَوْا أَنّا جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ).

و بنابراین، آیات مورد بحث، قسمتى درباره توحید، و بخشى درباره معاد است.

نتیجه اى که از این تفسیر مى گیریم، این است که: این کوه ها که ما آنها را ساکن مى پنداریم با سرعت زیاد، در حرکتند، مسلماً حرکت کوه ها بدون حرکت زمین هاى دیگر که به آنها متصل است معنى ندارد، و به این ترتیب معنى آیه چنین مى شود که: زمین با سرعت حرکت مى کند همچون حرکت ابرها!

طبق محاسبات دانشمندان امروز، سرعت سیر حرکت زمین به دور خود نزدیک به 30 کیلومتر در هر دقیقه است، و سرعت سیر آن در حرکت انتقالى به دور آفتاب از این هم بیشتر است.

اما چرا قرآن «کوه ها» را مرکز بحث قرار داده، شاید به این جهت است که کوه ها از نظر سنگینى و وزن و پا بر جائى ضرب المثلند و براى تشریح قدرت خداوند نمونه بهترى محسوب مى شوند، جائى که کوه ها با این عظمت و سنگینى به فرمان خدا (همراه زمین) حرکت کنند، قدرت او بر هر چیز به ثبوت مى رسد.

به هر حال، آیه فوق از معجزات علمى قرآن است; زیرا مى دانیم: نخستین دانشمندانى که حرکت کره زمین را کشف کردند، «گالیله» «ایتالیائى» و «کپرنیک» «لهستانى» بودند که در اواخر قرن 16 و اوائل قرن 17 میلادى این عقیده را برملا ساختند، هر چند ارباب کلیسا شدیداً آنها را محکوم کرده و تحت فشار گذاشتند!.

ولى قرآن مجید حدود یک هزار سال قبل از آنها، پرده از روى این حقیقت برداشت، و حرکت زمین را به صورت فوق، به عنوان یک نشانه توحید مطرح ساخت.

بعضى از فلاسفه اسلامى در عین قبول تفسیر دوم، یعنى اشاره به حرکت کوه ها در این جهان، آیه را ناظر به «حرکت جوهرى» اشیاء دانسته اند و آن را هماهنگ و مؤید نظریه معروف حرکت جوهرى مى دانند.(6)

در حالى که تعبیرات، آیه با آن سازگار نیست; زیرا تشبیه به حرکت ابرها تناسب با حرکت در مکان (حرکت در اَیْن) دارد، نه حرکت در جوهر، بنابراین، ظاهر آیه فقط یک تفسیر را مى پذیرد و آن حرکت میکانیکى زمین (به دور خویش یا به دور خورشید) است.

* * *


1 ـ در «پیام قرآن»که پس از پایان تفسیر «نمونه» نوشته شده، بر این مسأله چنین اشاره شده:

«از آیات قرآن وجود دو نفخه (نفخه مرگ و نفخه حیات) روشن است... ولى از بعضى روایات استفاده مى شود که نفخ صور سه بار انجام مى گیرد... «نفخه فزع»، «نفخه موت» و «نفخه بعث»... بعضى نیز نفخه چهارمى بر آن افزوده اند و آن نفخه جمع و حضور است... ولى در حقیقت همان دو نفخه گسترش یافته و تبدیل به چهار نفخه شده» (توضیح و استدلال را در جلد 6، صفحه 70 به بعد بخوانید).

2 ـ در تفسیر «پیام قرآن» این آیه را اشاره به نفخه دوم دانسته، چنین مى نویسد: «در دومین آیه تنها اشاره به نفخ صور دوم شده است (و پس از ذکر آیه مورد بحث مى گوید:) بعضى مانند «علامه طباطبائى» بعید نمى دانند که این آیه اشاره به هر دو نفخ باشد، ولى ذیل آیه نشان مى دهد نفخ دوم است. (پیام قرآن، جلد 6، صفحه 54).

3 ـ نمل، آیه 89.

4 ـ «صُنْعَ اللّهِ» منصوب به فعل مقدرى است همچون «أنظر» یا «صنع».

5 ـ حج، آیه 2.

6 ـ منظور از «حرکت جوهرى» آن است که: اشیاء عالم ماده، علاوه بر تغییرات مختلفى که در کیفیت، کمیت، مکان و مانند آن پیدا مى کند، حرکتى در درون ذات دارند، یعنى ذات آنها یک وجود سیال و متحرک است، و تغییرات ظاهرى پرتوى از تغییرات مستمر درونى آنها است.

و به تعبیر دیگر، ما دو نوع وجود داریم که ذاتاً با هم مختلفند، وجود ثابت (وجود ماوراء مادى) و وجود سیال و متحرک (وجود مادى) و مهمترین دلیل بر اثبات این نظریه را مسأله زمان داشتن موجودات مادى و همچنین جدائى ناپذیرى تغییرات ظاهرى از تغییرات درونى دانسته اند، که شرح آن از موضوع بحث ما خارج است.

......................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟