• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

«محمد غفران‌‎نیا» زندگی‌‎اش را وقف قرآن کرده بود/

استاد برجسته و قاری بین‌‎المللی قرآن کریم با اشاره به سلوک

بیشتر...

آفت حمایت‌ دولت از مؤسسات قرآنی/ نظارت و ارزیابی

مدیر امور مؤسسات و استان‌های سازمان دارالقرآن با بیان اینکه

بیشتر...

تخصیص بودجه قرآنی نیازمند تجدیدنظر است/ انتظار 5

در نشست هم‌اندیشی مدیران مؤسسات قرآنی استان تهران با

بیشتر...

برپایی 500 کارگاه آموزشی در مدارس علمیه/ تداوم

مسئول دفتر قرآن و عترت حوزه‌های علمیه با بیان اینکه

بیشتر...

مبانی تفسیر اجتماعی قرآن کریم

یکی از تحولات بسیار مهم قرآن‌پژوهی در دوران معاصر، پیدایش

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
28083
47246
136188710
امروز شنبه, 22 مرداد 1401
اوقات شرعی

این اخبار غیبى را تنها خدا در اختیارت نهاد

شرح آیات 43 لغایت 46 سوره مبارکه القصص

43وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ الأُولى بَصائِرَ لِلنّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

44وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الأَمْرَ وَ ما کُنْتَ مِنَ الشّاهِدِینَ

45وَ لکِنّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَیْهِمُ الْعُمُرُ وَ ما کُنْتَ ثاوِیاً فِی أَهْلِ مَدْیَنَ تَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا وَ لکِنّا کُنّا مُرْسِلِینَ

46وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَیْنا وَ لکِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِیر مِنْ قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

ترجمه:

43 ـ و ما به موسى کتاب آسمانى دادیم بعد از آن که اقوام قرون نخستین را هلاک نمودیم; کتابى که براى مردم بصیرت آفرین بود و مایه هدایت و رحمت; شاید متذکر شوند!

44 ـ تو در جانب غربى نبودى هنگامى که ما فرمان نبوت را به موسى دادیم; و تو از شاهدان نبودى (در آن هنگام که معجزات را در اختیار موسى گذاردیم)!

45 ـ ولى ما اقوامى را در اعصار مختلف خلق کردیم، و زمان هاى طولانى بر آنها گذشت! تو هرگز در میان مردم مَدْیَن اقامت نداشتى تا (از وضع آنان آگاه باشى و) آیات ما را براى آنها [= مشرکان مکّه] بخوانى; ولى ما بودیم که تو را فرستادیم (و این آیات را در اختیارت قرار دادیم)!

46 ـ تو در کنار طور نبودى زمانى که ما ندا دادیم; ولى این رحمتى از سوى پروردگارت بود (که این اخبار را در اختیار تو نهاد) تا به وسیله آن قومى را انذار کنى که پیش از تو هیچ انذار کننده اى براى آنان نیامده است; شاید متذکر شوند!

 
تفسیر:

این اخبار غیبى را تنها خدا در اختیارت نهاد

در این بخش از آیات، به «دهمین صحنه» یعنى آخرین بخش از آیات مربوط به داستانِ پر ماجراى موسى(علیه السلام) مى رسیم، که سخن از نزول احکام، و «تورات» مى گوید، یعنى زمانى که دوران «نفى طاغوت» پایان گرفته، و دوران «سازندگى و اثبات» آغاز مى شود.

نخست مى فرماید: «ما به موسى کتاب آسمانى دادیم، بعد از آن که اقوام قرون نخستین را هلاک کردیم، کتابى که براى مردم بصیرت آفرین بود، و مایه هدایت و رحمت، تا متذکر شوند» (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ الْأُولى بَصائِرَ لِلنّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ).

در این که، منظور از «قرون اولى» (اقوام عصرهاى پیشین که هلاک شدند)، کدام اقوامند؟ بعضى از مفسرین، آن را اشاره به کفار قوم «نوح» و «عاد» و «ثمود» و مانند آنها مى دانند، چرا که با گذشت زمان، آثار انبیاى پیشین محو شده بود و لازم بود کتاب آسمانى تازه اى در اختیار بشریت قرار گیرد.

و بعضى، اشاره به هلاکت قوم «فرعون» که بازماندگان اقوام پیشین بودند مى دانند، چرا که خداوند، «تورات» را بعد از هلاک آنها به موسى(علیه السلام) داد.

اما، هیچ مانعى ندارد که جمله فوق اشاره به همه این اقوام باشد.

«بَصائِر» جمع «بصیرت» به معنى بینائى است، و در اینجا، منظور، آیات و دلائلى است که موجب روشنائى قلب مؤمنان مى شد، و هدایت و رحمت نیز از لوازم این بصیرت است، و به دنبال آن، تذکر و بیدارىِ دل هاى آماده.(1)

* * *

پس از آن، به بیان این حقیقت مى پردازد که، آنچه را در باره موسى و فرعون، با تمام ریزه کارى هاى دقیق آن بیان کردیم، خود دلیلى است بر حقانیت «قرآن» تو، چرا که تو در این صحنه ها، هرگز حاضر نبودى، و این ماجراها را با چشم ندیدى، بلکه این لطف خدا بود که این آیات را براى هدایت مردم، بر تو نازل کرد.

مى گوید: «تو در جانب غربى نبودى، هنگامى که ما فرمان نبوت را به موسى دادیم، و تو از شاهدان این ماجراها محسوب نمى شدى» (وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما کُنْتَ مِنَ الشّاهِدِینَ).

توجه به این نکته لازم است که موسى(علیه السلام) در مسیرش از «مدین»، به سوى «مصر» که از سرزمین «سینا» مى گذشت، درست از سوى «شرق» به «غرب» حرکت مى کرد، و به عکس هنگامى که «بنى اسرائیل» از «مصر»، به سوى «شام» آمدند و از «سینا» گذشتند، از طرف «غرب» به «شرق» مى آمدند (و لذا بعضى از مفسران، جمله «فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ» را در سوره «شعراء» آیه 60، که درباره تعقیب فرعونیان از «بنى اسرائیل» سخن مى گوید، اشاره به همین معنى دانسته بودند).

* * *

سپس، مى افزاید: «ولى ما اقوامى را در اعصار مختلف خلق کردیم، اما زمان هاى طولانى بر آنها گذشت» و آثار انبیاء و هدایت آنها، از قلب ها و اندیشه هایشان محو شد، لذا تو و قرآنت را آوردیم، و سرگذشت پیشینیان را بیان کردیم، تا روشنگر انسانها باشد (وَ لکِنّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَیْهِمُ الْعُمُرُ).

«و تو هرگز در میان اهل «مدین» اقامت نداشتى (تا آیات و اخبار زندگى آنها را به دست آورى) و براى آنها (اهل مکّه ) بخوانى» (وَ ما کُنْتَ ثاوِیاً فِی أَهْلِ مَدْیَنَ تَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا).(2)

«این ما بودیم، که تو را فرستادیم» (و این اخبار دقیق مربوط به هزاران سال پیش را،(3) در اختیار تو قرار دادیم، تا هادى این خلق شوى) (وَ لکِنّا کُنّا مُرْسِلِینَ).

* * *

باز، براى تأکید همین معنا، مى افزاید: «تو در طرف طور نبودى، زمانى که ما ندا دادیم (و فرمان نبوت را به نام موسى صادر نمودیم)» (وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَیْنا).(4)

«ولى ما این اخبار را که بر تو نازل کردیم; به خاطر رحمتى است که پروردگارت دارد، تا به وسیله آن قومى را انذار کنى، که قبل از تو هیچ انذار کننده اى براى آنها نیامده، شاید متذکر شوند» (وَ لکِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِیر مِنْ قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ).

کوتاه سخن این که: حوادث بیدارکننده و هشداردهنده اى را که در اقوام دور دست واقع شده، و تو حاضر و ناظر آن نبودى، براى تو بازگو کردیم، تا آنها را براى این قوم گمراه، بخوانى، شاید مایه بیدارى آنها گردد.

در اینجا، این سؤال پیش مى آید که، چگونه قرآن مى گوید: «هیچ انذار کننده اى قبل از تو، براى این قوم (اعراب معاصر پیامبر(صلى الله علیه وآله)) نیامده»، در حالى که مى دانیم، هرگز روى زمین، از حجت الهى خالى نمى شود، و اوصیاى پیامبران، در میان این قوم نیز بوده اند؟!

در پاسخ مى گوئیم: منظور، فرستادن پیامبر صاحب کتاب و انذارکننده آشکار است، چرا که میان عصر حضرت مسیح(علیه السلام) و ظهور پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، قرن ها طول کشید، و پیامبر اولوالعزمى نیامد، و همین موضوع، بهانه اى به دست ملحدان و مفسدان داد.

على(علیه السلام) در یکى از سخنانش، مى فرماید: إِنَّ اللّه بَعَثَ مُحَمَّداً(صلى الله علیه وآله) وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَأُ کِتَاباً وَ لایَدَّعِی نُبُوَّةً فَسَاقَ النَّاسَ حَتَّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ: «خداوند، هنگامى محمّد(صلى الله علیه وآله) را مبعوث کرد که هیچ کس از عرب، کتاب آسمانى نمى خواند و مدعى نبوتى نبود، او، مردم را در جایگاه لایقشان جاى داد و به سر منزل نجاتشان رسانید».(5)

* * *


1 ـ «بصائر»، جمع «بصیرت»، و «ابصار»، جمع «بصر» است.

2 ـ «ثاوى»، از ماده «ثوى»، به معنى اقامه توأم با استقرار است، و به همین جهت، جایگاه و قرارگاه را «مثوى» مى گویند.

3 ـ فاصله میان ظهور موسى(علیه السلام) و ظهور پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، حدود دو هزار سال بوده است.

4 ـ بعضى از مفسران احتمال داده اند که، منظور از ندا در اینجا، ندائى است که در یک مرتبه دیگر، که موسى(علیه السلام) به کوه «طور»، با هفتاد نفر از «بنى اسرائیل» آمد، از سوى خدا داده شد، ولى این احتمال بسیار بعید است، زیرا این آیات، اشاره به مطالبى است که در آیات قبل آمده، که پیامبر(صلى الله علیه وآله) از آن خبر داده، در حالى که شاهد و ناظر نبوده است و مى دانیم در آیات قبل، سخن از حرکت موسى(علیه السلام) از «مدین» به سوى «مصر» و شنیدن کلام خدا براى بار اول در «وادى طور» است. (دقت کنید).

5 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 33.

.......................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری