• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تفسیر ترتیبی قرآن کریم در برنامه تفسیر نور

برنامه تفسیر نور به پخش درس تفسیر ترتیبی قرآن
بیشتر...

مبدأ و معاد

شرح آیات 15 لغایت 17 سوره مبارکه یونس

15وَ إِذا تُتْلى

بیشتر...

نتایج مسابقات دبی از نگاه حنانه و داور اردنی

نماینده کشورمان در نخستین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن

بیشتر...

صدق در عبوديت،آیت الله شجاعی

دریافت فایل صوتی

حجم: 4 MB

زمان: 34:06 دقیقه

بیشتر...

نقش هوی در تثبیت حیات دنیوی، مرحوم آیت الله شجاعی

دریافت فایل

زمان: 43 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
28028
47246
136188105
امروز شنبه, 22 مرداد 1401
اوقات شرعی

قرآن نسخه شفابخش

شرح آیه 82 سوره مبارکه الاسراء

82وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لایَزِیدُ الظّالِمِینَ إِلاّ خَساراً

ترجمه:

82 ـ و از قرآن، آنچه شفا ور حمت است براى مؤمنان، نازل مى کنیم; و ستمگران را جز خسران نمى افزاید.

تفسیر:

قرآن نسخه شفابخش

از آنجا که در آیات گذشته، بحث از توحید، حق و مبارزه با شرک و باطل بود، در نخستین آیه مورد بحث، به تأثیر فوق العاده قرآن و نقش سازنده آن در این رابطه پرداخته مى گوید: «ما قرآن را نازل مى کنیم که مایه شفا و رحمت مؤمنان است» (وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ).

«ولى ستمگران (مانند همیشه به جاى این که: از این وسیله هدایت بهره گیرند) جز خسران و زیان بیشتر، چیزى بر آنها نمى افزاید» (وَ لایَزِیدُ الظّالِمِینَ إِلاّ خَساراً).

* * *

نکته ها:

1 ـ مفهوم کلمه «مِنْ» در «مِنَ الْقُرْآنِ»

مى دانیم کلمه «مِن» در این گونه موارد، براى تبعیض مى آید، ولى از آنجا که شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست، بلکه اثر قطعى همه آیات قرآن است، مفسران بزرگ کلمه «مِن» را در اینجا «بیانیه» دانسته اند.

ولى، بعضى این احتمال را داده اند که: «مِن» در اینجا نیز به همان معنى تبعیض است، و اشاره به نزول تدریجى قرآن مى باشد (به خصوص این که: جمله نُنَزِّلُ فعل مضارع است) در این صورت معنى جمله روى هم رفته چنین مى شود: «ما قرآن را نازل مى کنیم و هر بخشى از آن که نازل مى شود به تنهائى مایه شفاء و رحمت است...» (دقت کنید).

* * *

2 ـ فرق میان شفاء و رحمت

مى دانیم: «شفاء» معمولاً در مقابل بیمارى ها، عیب ها و نقص ها است، بنابراین، نخستین کارى که قرآن در وجود انسان ها مى کند، همان پاک سازى از انواع بیمارى هاى فکرى و اخلاقى فرد و جامعه است.

پس از آن، مرحله «رحمت» فرا مى رسد که: مرحله تَخَلُّق به اخلاق الهى، و جوانه زدن شکوفه هاى فضائل انسانى در وجود افرادى است که تحت تربیت قرآن قرار گرفته اند.

به تعبیر دیگر «شفاء» اشاره به «پاک سازى»، و «رحمت» اشاره به
«نو سازى» است، و یا به تعبیر فلاسفه و عرفاء، اوّلى به مقام «تخلیه» اشاره مى کند و دومى به مقام «تحلیه».

* * *

3 ـ چرا ظالمان نتیجه معکوس مى گیرند؟

نه تنها در این آیه که در بسیارى دیگر از آیات قرآن، مى خوانیم: دشمنان حق به جاى این که از نور آیات الهى دل و جان خود را روشن سازند و تیرگى ها را بزدایند، بر جهل و شقاوتشان افزوده مى شود.

این، به دلیل آن است که خمیرمایه وجودشان بر اثر کفر، ظلم و نفاق، به شکل دیگرى درآمده، لذا هر جا نور حق را مى بینند، به ستیز با آن برمى خیزند، و این مقابله و ستیز با حق، بر پلیدى آنها مى افزاید، و روح طغیان و سرکشى را در آنها تقویت مى کند.

یک غذاى نیرو بخش را اگر به عالم مجاهد، و دانشمند مبارزى بدهیم از آن نیروى کافى براى تعلیم و تربیت و یا جهاد در راه حق مى گیرد، ولى، همین غذاى نیروبخش را اگر به ظالم بیدادگرى بدهیم، از نیروى آن براى ظلم بیشتر استفاده مى کند، تفاوت در غذا نیست، تفاوت در مزاج ها و طرز تفکرها است!:

آیات قرآن طبق مثل معروف، همچون قطره هاى حیات بخش باران است که در باغ ها، لاله مى روید، و در شوره زارها خس!

و درست، به همین دلیل ، براى استفاده از قرآن، باید قبلاً آمادگى پذیرش را پیدا کرد، و به اصطلاح، علاوه بر فاعلیت فاعل، قابلیت محل، نیز شرط است.

و از اینجا، پاسخ این سؤال که: چگونه قرآن ـ که مایه هدایت است ـ این افراد را هدایت نمى کند، روشن مى گردد; زیرا قرآن بدون شک، مایه هدایت گمراهان است، اما به یک شرط، گمراهانى که در جستجوى حق هستند، و به همین انگیزه به سراغ دعوت قرآن آیند، و اندیشه خود را براى درک حق به کار گیرند.

اما متعصبان لجوج و دشمنان قسم خورده حق ـ که با حالت صد در صد منفى به سراغ قرآن مى آیند ـ مسلماً بهره اى از آن نخواهند داشت، بلکه، بر عناد و کفرشان افزوده مى شود; چرا که تکرار عمل خلاف عمق بیشترى در جان آدمى مى دهد.

* * *

4 ـ داروى مؤثر براى همه دردهاى اجتماعى و اخلاقى

بدون شک، بیمارى هاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زیادى با بیمارى هاى جسمى او دارد، هر دو، کشنده است، هر دو، نیاز به طبیب، درمان و پرهیز دارد، هر دو، گاهى سبب سرایت به دیگران مى شود، هر دو، باید ریشه یابى شوند و پس از شناخت ریشه اصلى باید به درمان هر دو، پرداخت.

هر دو، گاهى به مرحله اى مى رسند که غیر قابل علاجند ولى در بیشتر موارد

مى توان آنها را درمان کرد.

چه تشبیه جالب، پر معنى و پرمایه اى؟ آرى، قرآن نسخه حیاتبخشى است براى آنها که مى خواهند، با جهل، کبر، غرور، حسد و نفاق به مبارزه برخیزند.

قرآن نسخه شفابخشى است، براى بر طرف ساختن ضعف ها، زبونى ها و ترس هاى بى دلیل. اختلاف ها و پراکندگى ها.

قرآن، داروى شفابخشى است، براى آنها که از بیمارى عشق به دنیا، وابستگى به مادیات، تسلیم بى قید و شرط در برابر شهوت ها رنج مى برند.

قرآن، نسخه شفابخشى است، براى دنیائى که آتش جنگ ها در هر سوى آن افروخته است، و در زیر بار مسابقه تسلیحاتى کمرش خم شده، و مهم ترین سرمایه هاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسلیحات مى ریزد.

و سرانجام، قرآن، نسخه شفابخشى است براى آنها که پرده هاى ظلمانى شهوات آنها را از رسیدن به قرب پروردگار، مانع شده است.

در آیه 57 سوره «یونس» مى خوانیم: قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ: «از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دل ها نازل شد».

در آیه 44 سوره «فصلت» نیز مى خوانیم: قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ: «به این لجوجان تیره دل بگو، این قرآن براى مؤمنان مایه هدایت و شفاء است».

على(علیه السلام) در سخن بسیار جامع خود در «نهج البلاغه» این حقیقت را با شیواترین عبارات بیان فرموده است: فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوائِکُمْ وَ اسْتَعِینُوا بِهِ عَلى لاَ ْوائِکُمْ فَإِنَّ فِیهِ شِفاءً مِنْ أَکْبَرِ الدّاءِ وَ هُوَ الْکُفْرُ وَ النِّفاقُ وَ الْغَیُّ وَ الضَّلالُ: «از این کتاب بزرگ آسمانى، براى بیمارى هاى خود شفا بخواهید و براى حل مشکلاتتان از آن یارى بطلبید; چرا که در این کتاب درمان بزرگترین دردها است:

درد کفر، نفاق، گمراهى و ضلالت»!(1)

و در عبارت دیگرى، از همان حضرت مى خوانیم: أَلا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ ما یَأْتِی وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْماضِی وَ دَواءَ دائِکُمْ وَ نَظْمَ ما بَیْنَکُمْ:

«آگاه باشید! در این، خبرهاى آینده است، و بیان حوادث اقوام گذشته، و درمان بیمارى هاى شما و برنامه نظم زندگى اجتماعى شما».(2)

و در جاى دیگر از همان امام بزرگ مى خوانیم: وَ عَلَیْکُمْ بِکِتابِ اللّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الشِّفاءُ النّافِعُ وَ الرِّیُّ النّاقِعُ وَ الْعِصْمَةُ لِلْمُتَمَسِّکِ وَ النَّجاةُ لِلْمُتَعَلِّقِ لایَعْوَجُّ فَیُقامَ وَ لایَزِیغُ فَیُسْتَعْتَبَ وَ لاتُخْلِقُهُ کَثْرَةُ الرَّدِّ وَ وُلُوجُ السَّمْعِ مَنْ قالَ بِهِ صَدَقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ سَبَقَ:

«کتاب خدا را محکم بگیرید; زیرا رشته اى است بسیار مستحکم، و نورى است آشکار، داروئى است شفابخش و پر برکت، و آب حیاتى است که عطش تشنگان حق را فرو مى نشاند، هر کس به آن تمسک جوید او را حفظ مى کند، و آن کس که به دامنش چنگ زند او را نجات مى بخشد، انحراف در آن راه ندارد، تا نیاز به راست نمودن داشته باشد، و هرگز خطا نمى کند، تا از خوانندگانش پوزش بطلبد، تکرارش موجب کهنگى و یا ناراحتى گوش نمى گردد (و هر قدر آن را بخوانند، شیرین تر و دلپذیرتر خواهد بود) کسى که با قرآن سخن بگوید، راست مى گوید، و کسى که به آن عمل کند گوى سبقت را از همگان مى برد».(3)

این تعبیرهاى رسا و گویا که نظیر آن در سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و سایر گفته هاى على(علیه السلام) و ائمه هدى(علیهم السلام) کم نیست، به خوبى ثابت مى کند که: قرآن نسخه اى است براى سامان بخشیدن به همه نابسامانى ها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بیمارى هاى اخلاقى و اجتماعى.

بهترین دلیل براى اثبات این واقعیت، مقایسه وضع عرب جاهلى با تربیت شدگان مکتب پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آغاز اسلام است.

دیدیم چگونه آن قوم خونخوار، جاهل و نادان که انواع بیمارى هاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فرا گرفته بود، با استفاده از این نسخه شفابخش، نه تنها درمان یافتند، بلکه آن چنان قوى و نیرومند شدند که ابرقدرت هاى جبار جهان را به زانو در آوردند.

و این، درست همان حقیقتى است که مسلمانان امروز، آن را از یاد برده اند، و به این حال و روزگار که مى دانیم و مى دانید، گرفتار گشته اند.

تفرقه، در میانشان غوغا مى کند، غارتگران بر منابعشان مسلط شده اند، سرنوشتشان به دست دیگران تعیین مى شود ، و انواع وابستگى ها آنها را به ضعف، زبونى و ذلت کشانده است.

و این است، سرانجام کار کسانى که نسخه شفابخش در خانه هاشان باشد و براى شفاى دردهاى خود، دست به سوى کسانى دراز کنند که از آنها بیمارترند!

قرآن، نه فقط شفا مى بخشد، که بعد از بهبودى، یعنى در دوران نقاهت، بیماران را با پیام هاى گوناگونش تقویت مى کند; چرا که بعد از «شفا»، «رحمت» است.

جالب این که: داروهاى دردهاى جسمانى غالباً اثرهاى نامطلوبى روى ارگان هاى بدن مى گذارند، تا آنجا که در حدیث معروفى آمده: «هیچ داروئى نیست مگر این که: خود سرچشمه بیمارى دیگر است» (ما مِن دَواء إِلاّ وَ یُهَیِّجُ داء).(4)

اما این داروى شفابخش، هیچ گونه اثر نامطلوب روى جان، فکر و روح آدمى ندارد، بلکه به عکس تمام آن خیر و برکت است.

در یکى از عبارات «نهج البلاغه» مى خوانیم: شِفاءٌ لاتُخْشَى أَسْقامُهُ:

«قرآن داروى شفابخشى است که هیچ بیمارى از آن برنمى خیزد».(5)

کافى است یک ماه خود را متعهّد به پیروى از این نسخه شفابخش کنیم، فرمانش را در زمینه علم، آگاهى، عدل، داد، تقوا و پرهیزگارى، اتحاد و صمیمیت، از خود گذشتگى و جهاد و... پذیرا گردیم، خواهیم دید به سرعت نابسامانى هامان سامان مى یابد.

ذکر این نکته نیز، ضرورت دارد که: این نسخه، مانند نسخه هاى دیگر، وقتى مؤثر است که به آن عمل شود و الا صد بار اگر بهترین نسخه هاى شفابخش را بخوانیم و روى سر بگذاریم ولى به آن عمل نکنیم، نتیجه اى نخواهیم گرفت.

* * *


1 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 176.

2 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 158.

3 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 156.

4 ـ «سفینة البحار».

5 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 198.

.....................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری