• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

عامل عقب‌ماندگی‌ها در جامعه بی‌توجهی به قرآن است/

ما اگر در دنیای امروز در بعضی مسائل عقب مانده‌ایم، به خاطر

بیشتر...

طرح جامعه قرآنی در فضای مجازی برگزار می‌شود

برنامه مرحله مقدماتی جشنواره قرآنی الحافظون

مرحله مقدماتی پنجمین دوره جشنواره قرآنی الحافظون از روز ۱۳

بیشتر...

چرا بهانه غفلت از ماه رجب پذیرفتنی نیست؟

اگر در ماه رجب چنین توصیه ای به اهل علم می کنند برای غیر
بیشتر...

معیار و ملاک تشخیص سوره‏ های مکی و مدنی

 

طبق آماری که از روایات ترتیب نزول به دست می‏آید،86 سوره

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
30030
47246
136210127
امروز شنبه, 22 مرداد 1401
اوقات شرعی

در آن دادگاه عدل، همه به زانو درمى آیند!

شرح آیات 26 لغایت 31 سوره مبارکه الجاثیه

26قُلِ اللّهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ لارَیْبَ فِیهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایَعْلَمُونَ

27وَ لِلّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ یَوْمَئِذ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ

28وَ تَرى کُلَّ أُمَّة جاثِیَةً کُلُّ أُمَّة تُدْعى إِلى کِتابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ ماکُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

29هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ إِنّا کُنّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

30فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِی رَحْمَتِهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ

31وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا أَ فَلَمْ تَکُنْ آیاتِی تُتْلى عَلَیْکُمْ فَاسْتَکْبَرْتُمْ وَ کُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِینَ

ترجمه:

26 ـ بگو: «خداوند شما را زنده مى کند، سپس مى میراند، بار دیگر در روز قیامت که در آن تردیدى نیست گردآورى مى کند; ولى بیشتر مردم نمى دانند»!

27 ـ مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین براى خداست; و آن روز که قیامت برپا شود اهل باطل زیان مى بینند!

28 ـ در آن روز هر امّتى را مى بینى (که از شدّت ترس و وحشت) بر زانو نشسته; هر امّتى به سوى کتابش خوانده مى شود، و (به آنها مى گویند:) امروز جزاى آنچه را انجام مى دادید به شما مى دهند!

29 ـ این کتاب ماست که به حق با شما سخن مى گوید (و اعمال شما را بازگو مى کند); ما آنچه را انجام مى دادید مى نوشتیم!

30 ـ اما کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مى کند; این همان پیروزى بزرگ است!

31 ـ اما کسانى که کافر شدند (به آنها گفته مى شود:) مگر آیات من بر شما خوانده نمى شد و شما استکبار کردید و قوم مجرمى بودید؟!

تفسیر:

در آن دادگاه عدل، همه به زانو درمى آیند!

این آیات در حقیقت پاسخ دیگرى است به سخن دهریین که منکر مبدأ و معاد بودند، و در آیات قبل به گفتار آنها اشاره شد.

نخست مى فرماید: «بگو! خداوند شما را زنده مى کند، سپس مى میراند بار دیگر حیات مى بخشد، و براى حساب در روز قیامت، روزى که در آن شکّ و تردیدى نیست، جمع آورى مى کند» (قُلِ اللّهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ لارَیْبَ فِیهِ).

آنها، نه خدا را قبول داشتند، و نه روز جزا را، و محتواى این آیه، در حقیقت استدلال براى هر دو قسمت است، چرا که روى مسأله حیات نخستین تکیه شده، و به تعبیر دیگر: آنها اصل وجود حیات نخستین و پیدایش موجودات زنده را موجودات بى جان را، نمى توانستند انکار کنند، و این از یکسو، دلیلى است براى وجود عقل و علم کل، ـ مگر ممکن است حیات و زندگى با آن نظم شگرف، و اسرار پیچیده، و چهره هاى گوناگون، که عقل همه دانشمندان در آن مات و مبهوت مانده، بدون وجود خداوند قادر و عالم حاصل شود؟.

و به همین دلیل در آیات مختلف قرآن روى مسأله حیات، به عنوان یکى از آیات توحید، تکیه شده است.

از سوى دیگر، کسى که قادر بر حیات نخستین است، چگونه قادر بر اعاده آن نیست.

اما تعبیر به «لارَیْبَ فِیْه» (هیچ شکى در آن نیست) در مورد قیامت، که از وقوع آن خبر مى دهد نه از امکانش، ممکن است اشاره اى به قانون عدالت پروردگار باشد، چرا که به طور قطع، در این جهان همه حق داران، به حق خود نمى رسند، و همه متجاوزان و ستمگران، کیفر خود را نمى بینند، و اگر دادگاه عدل قیامت نباشد، عدالت پروردگار مفهومى نخواهد داشت.

و از آنجا که بسیارى از مردم، در این دلائل تأمل و دقت نمى کنند، در پایان آیه مى افزاید: «ولى اکثر مردم نمى دانند» (وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایَعْلَمُونَ).

یکى از نام هاى قیامت که در آیه فوق از آن یاد شده «یوم الجمع» است; چرا که تمام خلق اولین و آخرین، و تمام قشرها و اصناف انسان ها، همه، در آن روز یکجا جمع مى شوند (این تعبیر در چند آیه دیگر قرآن نیز آمده است، از جمله «شورى» ـ 7 و «تغابن» ـ 9).

* * *

آیه بعد، دلیل دیگرى بر مسأله معاد است که شبهه آن را در آیات دیگر قرآن خوانده ایم، مى فرماید: «مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین از آنِ خدا است» (وَ لِلّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).

او که مالک و حاکم بر تمام پهنه عالم هستى است، مسلماً قدرت بر احیاى مردگان را دارد، و چنین کارى، در برابر قدرت او هرگز مشکل نیست.

او این جهان را مزرعه اى براى قیامت، و تجارتخانه پرسودى براى عالم پس از مرگ قرار داده است، لذا در پایان آیه مى افزاید: «آن روز که قیامت برپا مى شود، اهل باطل زیان مى بینند» (وَ یَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ یَوْمَئِذ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ).

چرا که سرمای عمر را از کف داده، و تجارتى نکرده، و «جز حسرت و اندوه متاعى نخریدند».

حیات و عقل و هوش و مواهب زندگى، سرمایه هاى انسان در این بازار تجارت است، باطل گرایان آنها را با متاع زودگذرى که نسبت به آن هیچ ارزشمند نیست، مبادله مى کنند، و روز رستاخیز که تنها قلب سلیم و ایمان و عمل صالح، به کار مى آید، زیانکار بودن خود را با چشم مشاهده مى کنند.

«یَخْسَرُ» از ماده «خسران» به معنى از دست دادن سرمایه است، و به گفته «راغب» در «مفردات»، گاه به خود انسان نسبت داده مى شود، و مى گویند: خَسِرَ فُلانٌ: «فلان کس زیان کرد»، و گاه به تجارت او نسبت مى دهند، و مى گویند: خَسِرَتْ تِجارَتُهُ: «تجارتش زیان کرد»، گر چه ابناء دنیا این تعبیر را تنها در مورد مال و مقام و مواهب مادى به کار مى برند، ولى مهم تر از خسران مادى، از دست دادن سرمایه عقل و ایمان و ثواب است.

«مُبْطِل» از ماده «ابطال»، در لغت، معانى مختلفى دارد، باطل کردن چیزى، دروغ گفتن، شوخى و استهزاء نمودن، و امر باطلى را مطرح کردن، تمام این معانى، در مورد آیه فوق قابل قبول است.

آنها که حق را باطل کرده اند، و آنها که مرام و عقیده باطل را رواج داده اند، و آنها که در برابر پیامبران الهى دروغ گفته اند، و سخنان آنها را به باد استهزاء گرفته اند، زیان و خسران خود را در آن روز خواهند دید.

* * *

آیه بعد، صحنه قیامت را به طرز بسیار گویائى ترسیم مى کند، مى گوید: «در آن روز هر امتى را مى بینى که بر سر زانو نشسته است» (وَ تَرى کُلَّ أُمَّة جاثِیَةً).

از بعضى تعبیرات که در کلمات مفسران بزرگ آمده، چنین استفاده مى شود که در گذشته ارباب دعوا، در محضر قضات، به این صورت مى نشستند، تا از دیگران مشخص شوند، در قیامت نیز همه در آن دادگاه بزرگ بر سر زانو مى نشینند، تا محاکمه آنها صورت پذیرد.

و نیز ممکن است، این تعبیر نشانه آمادگى آنها براى پذیرش هر فرمان و حکم باشد; چرا که افراد در حالت آماده باش بر سر زانو مى نشینند.

و یا این که اشاره به ضعف و ناتوانى و هراس و وحشتى است که آنها را فرا مى گیرد (جمع همه این معانى در مفهوم آیه نیز ممکن است).

«جاثِیه» معانى دیگرى نیز دارد، از جمله «جمعیت انبوه و متراکم» یا «گروه گروه» و مى تواند اشاره به تراکم انسان ها، در دادگاه عدل الهى، و یا نشستن هر امت و گروه به صورت جداگانه باشد، ولى معنى اول مشهورتر و مناسب تر است.

سپس دومین صحنه، از صحنه هاى قیامت را به این صورت، بیان مى کند که: «هر امتى به سوى کتابش، خوانده مى شود و به آنها مى گویند: امروز، جزاى آنچه را انجام مى دادید، به شما مى دهند» (کُلُّ أُمَّة تُدْعى إِلى کِتابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ ماکُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

این کتاب، همان نامه اعمالى است که تمام نیکى ها و بدى ها، زشتى ها و زیبائى هاى گفتار و کردار انسان ها، در آن ثبت است، و به گفته قرآن: لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا کَبِیرَةً إِلاّ أَحْصاها: «هیچ عمل کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته، مگر این که آن را به شمار آورده است».(1)

تعبیر «کُلُّ أُمَّة تُدْعى إِلى کِتابِهَا» نشان مى دهد که علاوه بر نامه اعمالى که براى هر انسانى جداگانه موجود است هر امتى نیز نامه اعمالى متعلق به جمع و گروه خود دارد، این معنى، با توجه به این که انسان داراى دو نوع اعمال است «اعمال فردى» و «اعمال جمعى و گروهى» مطلب عجیبى به نظر نمى رسد، و وجود دو گونه نامه اعمال، از این نظر کاملاً طبیعى است.(2)

تعبیر «تُدْعى» نشان مى دهد، از آنها دعوت مى شود که بیانیه و نامه اعمال خود را بخوانند، این شبیه همان مطلبى است که در آیه 14 سوره «اسراء» آمده است: اقْرَأْ کِتابَکَ کَفى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً: «(به او مى گوییم) کتابت را بخوان، کافى است که امروز، خود حسابگر خویش باشى»!

* * *

بار دیگر از سوى خداوند، به آنها خطاب مى شود و به عنوان تأکید مى گوید: «این کتاب ما است، که به حق با شما سخن مى گوید، و اعمال شما را بازگو مى کند»! (هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ).

آن روز که شما هر چه مى خواستید، انجام مى دادید، هرگز باور نمى کردید که اعمالتان در جائى ثبت شود، ولى «ما دستور داده بودیم که تمام اعمالى را که انجام مى دادید بنویسند» (إِنّا کُنّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

«نَسْتَنْسِخُ» و «استنساخ» در اصل از «نسخ» گرفته شده، که به معنى زائل کردن چیزى به وسیله چیز دیگرى است، مثلاً گفته مى شود: «نَسَخَتِ الشَّمْسُ الظِّلَّ» (خورشید سایه را از میان برد).

سپس در مورد نوشتن کتابى از روى کتاب دیگر، به کار رفته است بى آنکه کتاب اول نابود شود.

در اینجا این سؤال پیش مى آید که: اگر خدا فرمان داده است اعمال آدمى را «استنساخ» کنند باید قبل از آن کتابى باشد که از روى آن کتاب، نامه اعمال نوشته شود، لذا بعضى معتقدند: نامه اعمال همه انسان ها، قبلاً در «لوح محفوظ» نوشته شده است، و فرشتگان حافظ اعمال آدمى، آن را از روى «لوح محفوظ» استنساخ مى کنند.

اما، این معنى چندان متناسب با آیه مورد بحث، نیست، آنچه مناسب است یکى از دو معنى است: یا «استنساخ» در اینجا به معنى اصل کتابت است (چنان که بعضى از مفسران گفته اند) و یا خود اعمال آدمى همچون کتابى است تکوینى، که فرشتگان حافظان اعمال، از روى آن نسخه بردارى، و عکس بردارى مى کنند، لذا در آیات دیگر قرآن، نیز به جاى این تعبیر، تعبیر «کتابت» آمده، در آیه 12 سوره «یس» مى خوانیم: إِنّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتى وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ: «به یقین ما مردگان را زنده مى کنیم و آنچه را از پیش فرستاده اند و تمام آثار آنها را مى نویسیم».(3)

درباره انواع کتاب هاى ثبت اعمال، (نامه اعمال شخصى، نامه اعمال امت ها، کتاب جامع و عمومى همه انسان ها) در ذیل آیه 12 سوره «یس» بحث بیشترى آمده است.(4)

* * *

در آیه بعد، مرحله نهائى دادرسى قیامت را بیان مى کند، آنجا که هر گروهى به نتیجه اعمال خود مى رسند، مى فرماید: «اما کسانى که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مى کند» (فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِی رَحْمَتِهِ).

ذکر «فاء تفریع» در اینجا دلیل بر این است که نتیجه نگاهدارى حساب اعمال، و آن دادگاه عدل الهى، همین است که مؤمنان در رحمت الهى وارد مى شوند.

طبق این آیه، ایمان به تنهائى کافى نیست که از این موهبت عظیم برخوردار شوند، بلکه عمل صالح نیز شرط آن است.

تعبیر به «رَبُّهُمْ» (پروردگارشان) که از لطف مخصوص خداوند حکایت مى کند، با تعبیر به «رحمت» به جاى «بهشت» تکمیل مى شود.

و با جمله پایان آیه که مى فرماید: «این پیروزى آشکار است» (ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ) به اوج کمال مى رسد.

«رحمت الهى»، مفهوم وسیعى دارد که دنیا و آخرت را در برمى گیرد، و در آیات قرآن، بر معانى زیادى اطلاق شده است: گاه بر مسأله هدایت، گاه نجات از چنگال دشمن، گاه باران پر برکت، گاه به نعمت هاى دیگرى همچون نعمت نور و ظلمت، و در موارد بسیارى نیز به بهشت و مواهب خدا، در قیامت.

جمله «ذلِکَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ» یک بار دیگر در سوره «انعام» آیه 16 تکرار شده، منتها در آنجا «فوز مبین» (پیروزى آشکار) در مورد کسانى است که از عذاب الهى رهائى مى یابند، مى فرماید: «مَنْ یُصْرَفْ عَنْهُ یَوْمَئِذ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِکَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ»، اما در اینجا درباره کسانى است که در بهشت و رحمت الهى وارد مى شوند، و در واقع هر دو پیروزى بزرگ است: نجات از عذاب، و دخول در کانون رحمت حق.

در اینجا ممکن است این سؤال پیش آید که آیا مؤمنانى که فاقد عمل صالح هستند وارد بهشت نمى شوند؟!

پاسخ این است که: وارد مى شوند اما بعد از آنکه مجازات خود را در دوزخ یا در برزخ، ببینند و پاک شوند، تنها کسانى بعد از حسابرسى مستقیماً به این کانون رحمت راه مى یابند، که علاوه بر ایمان، سرمایه عمل صالح نیز داشته باشند.

واژه «فوز» به طورى که «راغب» در «مفردات» مى گوید، به معنى «پیروزى توأم با سلامت» است، و در 19 مورد از آیات قرآن، به کار رفته، گاه توصیف به «مبین» شده، و گاه توصیف به «کبیر»، اما در غالب آیات توصیف به «عظیم» گشته و معمولاً در مورد بهشت است، ولى بعضاً در مورد توفیق اطاعت پروردگار و آمرزش گناهان و مانند آن نیز، استعمال شده است.

* * *

در آیه بعد، سرنوشت گروه دیگرى را که نقطه مقابل این گروهند یادآور شده ، مى فرماید: «اما کسانى که کافر شدند به آنها گفته مى شود: مگر آیات من بر شما خوانده نمى شد و شما استکبار مى کردید و تسلیم حق نمى شدید؟ و قومى مجرم و گناهکار بودید»؟ (وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا أَ فَلَمْ تَکُنْ آیاتِی تُتْلى عَلَیْکُمْ فَاسْتَکْبَرْتُمْ وَ کُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِینَ).

قابل توجه این که: در این آیه تنها سخن از «کفر» است، و اما اعمال سوء به عنوان یک عامل دخول در عذاب الهى ذکر نشده، این به خاطر آن است که «کفر» به تنهائى موجب عذاب است، و یا این که تعبیر به «مُجْرِمِین» در ذیل آیه، براى بیان این معنى کافى است.

نکته دیگر این که: در اینجا سخنى از مجازات دوزخ به میان نیامده، اما سخن از توبیخ و سرزنش پروردگار است که بزرگ ترین مجازات محسوب مى شود، و دوزخ در برابر آن از اهمیت کمترى برخوردار است.

این نکته نیز قابل توجه است که: از این آیه استفاده مى شود: بدون بعثت پیامبران و ارسال رسل و نزول آیات الهى (و به اصطلاح تأکید احکام عقل با احکام شرع) مجازاتى از سوى خداوند رحمان انجام نخواهد شد، و این نهایت لطف و مرحمت او است.

آخرین نکته این که: مشکل بزرگ این گروه از یک سو مسأله «استکبار» در برابر آیات الهى است، و از سوى دیگر «تداوم جرم و گناه» است که از جمله «کُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِینَ» استفاده مى شود.

* * *


1 ـ کهف، 49.

2 ـ بعضى از مفسران احتمال داده اند: منظور از «کتاب» در آیه فوق «کتاب آسمانى» است که بر آن امت نازل شده، ولى ظاهراً آیه، مخصوصاً با توجه به آیه بعد، همان نامه اعمال است و اکثر مفسران نیز بر همین عقیده هستند.

3 ـ در روایتى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) آمده است: اِنَّ لِلّهِ مَلائِکَةً یَنْزِلُونَ فِی کُلِّ یِوْم یَکْتُبُونَ فِیْهِ اَعْمالَ بَنِى آدَمَ: «خداوند فرشتگانى دارد که همه روز از آسمان نازل مى شوند و اعمال بنى آدم را مى نویسند» «شیخ طوسى» در «تبیان» در ذیل آیه مورد بحث، بعد از نقل روایت فوق، مى فرماید: «منظور از «تستنسخ» این است که: به فرشتگان حافظ اعمال دستور مى دهیم، اعمالى را که موجب استحقاق ثواب یا عقاب است از این گروه بگیرند و ثبت کنند و بقیه را ملغى سازند، چون گروه اول همه اعمال را مى نویسند» (تبیان، جلد 9، صفحه 260).

4 ـ جلد 18، صفحه 333.

..................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری