• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

خطبه صد و نود، بخش دوم

 

فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللّهِ، فَإِنَّ لَهَا حَبْلاً

بیشتر...

خطبه صد و هفتاد و سه، بخش اول

 

أَمِینُ وَحْیِهِ، وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ، وَ بَشِیرُ

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه تین

    تفسیر سوره مبارکه تین - استاد مفسر
بیشتر...

با خدا صحبت کردن،استاد دینانی-بارگزاری4مرداد94

برنامه معرفت 12 تیر 94

دریافت فایل صوتی

حجم: 23 MB

زمان:

بیشتر...

آيات الاحكام

 

«يكي از اهداف مهم انقلاب فرهنگي، ايجاد دگرگوني اساسي در

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
7271
32761
141194092
امروز چهارشنبه, 02 اسفند 1402
اوقات شرعی

رنگ هاى غیر خدائى را بشوئید

شرح آیات 138 لغایت 141 سوره مبارکه بقره

138- صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ

139- قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ

140- أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ ۗ قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ ۗ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

141- تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

138- رنگ خدایى (بپذیرید: رنگ ایمان و توحید و اسلام.) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟! و (بگویید) ما تنها او را عبادت مى کنیم. 

139- بگو: «آیا درباره خداوند با ما مجادله مى کنید؟! در حالى که او، پروردگار ما و شماست; و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست; وما تنها بندگان مخلص او هستیم»

140- یا مى گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودى یا نصرانى بودند»؟! بگو: «شما بهتر مى دانید یا خدا؟! (چرا حقیقت را کتمان مى کنید؟!)» و چه کسى ستمکارتر است از آن کس که گواهى و شهادت الهى را که نزد اوست، کتمان مى کند؟! و خدا از اعمال شما غافل نیست.

141- (به هر حال) آنها امّتى بودند که درگذشتند. اعمال آنان مربوط به خودشان بود; و اعمال شما نیز، مربوط به خودتان است; و شما مسئول اعمال آنها نخواهید بود.

رنگ هاى غیر خدائى را بشوئید!

به دنبال دعوتى که در آیات سابق از عموم پیروان ادیان، دائر به تبعیت از برنامه هاى همه انبیاء شده بود، در نخستین آیه مورد بحث، به همه آنها فرمان مى دهد: «تنها رنگ خدائى را بپذیرید» (صِبْغَةَ اللّهِ)(1) که همان رنگ ایمان و توحید خالص است.

پس از آن، اضافه مى کند: چه کسى رنگى بهتر از رنگ خدائى دارد، هیچ کس رنگى بهتر از رنگ خدائى ندارد، «چه رنگى از رنگ خدائى بهتر است؟ و ما منحصراً او را پرستش مى کنیم» (وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ).

و به این ترتیب، قرآن فرمان مى دهد: همه رنگ هاى نژادى، قبیلگى و سایر رنگ هاى تفرقه انداز را از میان بردارند و همگى به رنگ الهى در آیند.

مفسران نوشته اند: در میان مسیحیان معمول بود فرزندان خود را «غسل تعمید» مى دادند، گاه ادویه مخصوص زرد رنگى به آب اضافه مى کردند و مى گفتند: این غسل، مخصوصاً با این رنگ خاص، باعث تطهیر نوزاد از گناه ذاتى که از آدم به ارث برده است مى شود.

قرآن بر این منطق بى اساس، خط بطلان مى کشد و مى گوید: بهتر این است به جاى رنگ ظاهر و رنگ هاى خرافاتى و تفرقه انداز، رنگ حقیقت و خدائى را بپذیرید تا روح و جانتان از هر آلودگى پاک گردد.

راستى چه تعبیر زیبا و لطیفى است! اگر مردم رنگ خدائى را بپذیرند یعنى رنگ وحدت، عظمت، پاکى و پرهیزکارى، رنگ بى رنگى، عدالت، مساوات و برادرى و برابرى، و رنگ توحید و اخلاص، مى توانند در پرتو آن به همه نزاع ها و کشمکش ها که «هر گاه بى رنگى اسیر رنگ شود»، به وجود مى آید، از میان بردارند، و ریشه هاى شرک و نفاق و تفرقه را بر کنند.

در حقیقت این همان بى رنگى و حذف همه رنگ ها است.

در احادیث متعددى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه نقل شده که «مقصود از: «صِبْغَةَ اللّه» آئین پاک اسلام است».(2)

این حدیث نیز اشاره به همان است که در بالا گفته شد.

* * *

و از آنجا که یهود و غیر آنها گاه، با مسلمانان به محاجه و گفتگو برمى خاستند و مى گفتند: تمام پیامبران از میان جمعیت ما برخاسته، و دین ما قدیمى ترین ادیان و کتاب ما کهن ترین کتب آسمانى است، اگر محمّد(صلى الله علیه وآله) نیز پیامبر بود باید از میان ما مبعوث شده باشد!

گاه مى گفتند: نژاد ما از نژاد عرب براى پذیرش ایمان و وحى آماده تر است; چرا که آنها بت پرست بوده اند و ما نبودیم.

و گاه خود را فرزندان خدا مى نامیدند و بهشت را در انحصار خودشان!

قرآن در آیات فوق، خط بطلان به روى همه این پندارها کشیده، نخست به پیامبر مى گوید: «به آنها بگو آیا درباره خداوند با ما گفتگو مى کنید؟ در حالى که او پروردگار ما و پروردگار شما است» (قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِی اللّهِ وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ).

این پروردگار در انحصار نژاد و قبیله اى نیست، او پروردگار همه جهانیان، همه عالم هستى است.

این را نیز بدانید که «ما در گرو اعمال خویشیم و شما هم در گرو اعمال خود» و هیچ امتیازى براى هیچ کس جز در پرتو اعمالش نمى باشد (وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْأَعْمالُکُمْ).

با این تفاوت که «ما با اخلاص او را پرستش مى کنیم و موحّد خالصیم» (وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)اما بسیارى از شما توحید را به شرک آلوده کرده اند.

* * *

آیه بعد، به قسمت دیگرى از این ادعاهاى بى اساس پاسخ گفته مى فرماید:

«آیا شما مى گوئید: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط همگى یهودى یا نصرانى بوده اند»؟ (أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الأَسْباطَکانُوا هُوداً أَوْ نَصارى).

«آیا شما بهتر مى دانید یا خدا»؟! ( قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ).

خدا بهتر از همه کس مى داند آنها، نه یهودى بودند، و نه نصرانى.

شما هم کم و بیش مى دانید که بسیارى از این پیامبران قبل از موسى و عیسى در جهان گام گذاردند، و اگر هم ندانید، باز بدون اطلاع، چنین نسبتى را به آنها دادن تهمت است و گناه و کتمان حقیقت «و چه کسى ستمکارتر از آن کس است که شهادت الهى را که نزد او است کتمان کند»؟ (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللّهِ).

«اما بدانید خدا از اعمال شما غافل نیست» (وَ مَا اللّهُ بِغافِل عَمّا تَعْمَلُونَ).

عجیب است، وقتى انسان روى دنده لجاجت و تعصب مى افتد، حتى مسلمات تاریخ را انکار مى کند، فى المثل آنها پیامبرانى همچون ابراهیم، اسحاق، یعقوب را که قبل از موسى و عیسى به دنیا آمدند و از جهان رفتند، از پیروان موسى یا مسیح مى شمارند و یک واقعیت به این روشنى را کتمان مى کنند، واقعیتى که با سرنوشت مردم و دین و ایمان آنها سر و کار دارد، به همین دلیل، قرآن آنها را ستمکارترین افراد معرفى کرده است، زیرا هیچ ستمى بالاتر از این نیست افرادى آگاهانه حقایق را کتمان کنند و مردم را در بیراهه ها سرگردان سازند.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث به گونه دیگرى به آنها پاسخ مى گوید، مى فرماید: به فرض این که همه این ادعاها درست باشد «آنها گروهى بودند که در گذشتند و پرونده اعمالشان بسته شد، و دورانشان سپرى گشت و اعمالشان متعلق به خودشان است» (تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ).

«و شما هم مسئول اعمال خویش هستید و هیچ گونه مسئولیتى در برابر اعمال آنها ندارید» (وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لاتُسْئَلُونَ عَمّا کانُوا یَعْمَلُونَ).

خلاصه یک ملت زنده، باید به اعمال خویش متکى باشد، نه به تاریخ گذشته خویش، و یک انسان باید به فضیلت خود متکى باشد; چرا که از فضل پدر تو را چیزى حاصل نمى شود، هر چند پدرت فاضل باشد!.


1 ـ در این که «صِبْغَةَ اللّه» چه محلى از اعراب دارد، مفسران احتمالات متعددى داده اند که از همه روشن تر سه احتمال زیر است:

نخست این که «مفعول مطلق» براى فعل محذوفى باشد (إِصْطَبِغُوا صِبْغَةَ اللّه).

دیگر این که «بدل» بوده باشد از «مِلَّةَ إِبْراهِیم» که در آیات گذشته بوده.

سوم این که «مفعول به» باشد براى فعل محذوفى (إِتَّبِعُوا صِبْغَةَ اللّه).

2 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 132 ـ «کافى»، جلد 2، صفحه 14 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «بحار الانوار»، جلد 3، صفحات 280 و 281.

در احادیثى نیز «صبغة اللّه» به «صَبْغَ الْمُؤْمِنِیْنَ بِالْوَلایَةِ فِى الْمِیْثاقِ» و «مَعْرِفَةُ أَمِیْرِ الْمُؤْمِنِیْنَ(علیه السلام)بِالْوَلایَةِ فِى الْمِیْثاقِ» تفسیر شده است («کافى»، جلد 1، صفحه 422 ـ «بحار الانوار»، جلد 3، صفحه 281، و جلد 23، صفحات 366 و 379 ـ تفسیر «فرات»، صفحه 61 (مؤسسه چاپ و نشر) ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 62 (چاپخانه علمیه).

.....................

تفسیر نمونه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری