• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

بیانات درس اخلاق حضرت آیت الله محمد شجاعی (فایل

بسم الله الرحمن الرحیم

در سلسله مطالب روزانه که توسط

بیشتر...

عوامل هلاکت انسان،مرحوم آیت الله شجاعی-بارگزاری

دریافت فایل صوتی

حجم: 3.4 MB

زمان: 30 دقیقه

بیشتر...

خطبه نود و یک،بخش بیست و دوم

 

عَالِمُ السِّرِّ مِنْ ضَمَائِرِ الْمُضْمِرِینَ، وَ

بیشتر...

احکام فقهی در قرآن

در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که ناظر به احکام شرعی و فقهی

بیشتر...

شرح دعای اول صحیفه سجادیه، بخش چهارم، استاد دکتر

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
30624
38919
136637558
امروز شنبه, 12 آذر 1401
اوقات شرعی

جهان صحنه آزمایش الهى است

شرح آیات 155 لغایت 157 سوره مبارکه بقره

155- وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ

156- الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

157- أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ

155- به یقین همه شما را با امورى همچون ترس، گرسنگى و کاهش در مالها و جانها و میوه ها آزمایش مى کنیم; و بشارت ده به صابران.

156- (همان) کسانى که هر گاه مصیبتى به ایشان مى رسد، مى گویند: «ما از آنِ خداییم; و به سوى او بازمى گردیم.»

157- آنها کسانى هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده; و آنانند هدایت یافتگان.

جهان صحنه آزمایش الهى است

بعد از ذکر مسأله شهادت در راه خدا، و زندگى جاوید شهیدان، و همچنین مسأله صبر و شکر که هر کدام یکى از چهره هاى آزمایش هاى الهى است، در این آیه به مسأله «آزمایش به طور کلى» و چهره هاى گوناگون آن اشاره مى کند و به عنوان یک امر قطعى و تخلف ناپذیر مى فرماید: «به طور مسلّم ما همه شما را با امورى همچون ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و کمبود میوه ها آزمایش مى کنیم» (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْء مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الأَمْوالِ وَ الأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ).

و از آنجا که پیروزى در این امتحانات، جز در سایه مقاومت و پایدارى ممکن نیست در پایان آیه مى فرماید: «و بشارت ده صابران و پایداران را» (وَ بَشِّرِ الصّابِرینَ).

آنها هستند که از عهده این آزمایش هاى سخت به خوبى بر مى آیند و بشارت پیروزى متعلق به آنها است، اما سست عهدان بى استقامت، از بوته این آزمایش ها سیه روى درمى آیند.

* * *

آیه بعد صابران را معرفى کرده مى گوید: «آنها کسانى هستند که هر گاه مصیبتى به آنها رسد، مى گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى گردیم» (الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ).

توجه به این واقعیت که همه از او هستیم این درس را به ما مى دهد که از زوال نعمت ها هرگز ناراحت نشویم; چرا که همه این مواهب بلکه خود ما تعلق به او داریم، یک روز مى بخشد و روز دیگر مصلحت مى بیند از ما باز مى گیرد و هر دو صلاح ما است.

توجه به این واقعیت که ما همه به سوى او باز مى گردیم به ما اعلام مى کند اینجا سراى جاویدان نیست زوال نعمت ها، کمبود مواهب و یا کثرت و وفور آنها همه زودگذر است، همه اینها وسیله اى است براى پیمودن مراحل تکامل، توجه به این دو اصل اساسى اثر عمیقى در ایجاد روح استقامت و صبر دارد.

بدیهى است منظور از گفتن جمله «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» تنها ذکر زبانى آن نیست، بلکه توجه به حقیقت و روح آن است که یک دنیا توحید و ایمان در عمق آن نهفته است.

* * *

و در آخرین آیه مورد بحث، الطاف بزرگ الهى را براى صابران و سخت کوشان که از عهده این امتحانات بزرگ بر آمده اند، بازگو مى کند، مى فرماید: «اینها کسانى هستند که لطف و رحمت خدا و درود الهى بر آنها است» (أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ).(1)

این الطاف و رحمت ها آنها را نیرو مى بخشد که در این راه پر خوف و خطر گرفتار اشتباه و انحراف نشوند، لذا در پایان آیه مى فرماید: «و آنها هستند هدایت یافتگان» (وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ).

و به این ترتیب، فشرده اى از مسأله بزرگ امتحان، هدف نهائى و چهره هاى مختلف، عوامل پیروزى و همچنین نتائج آن را در این چند جمله کوتاه روشن مى سازد.

* * *

نکته ها:

ولى روشن است صلوات مفهوم وسیعى دارد که هم این امور و هم سایر رحمت ها و نعمت هاى الهى را شامل مى شود.

1 ـ چرا خدا مردم را آزمایش مى کند؟

در زمینه مسأله آزمایش الهى بحث فراوان است، نخستین سؤالى که به ذهن مى رسد این است:

مگر آزمایش براى این نیست که اشخاص یا چیزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسیم، و از میزان جهل و نادانى خود بکاهیم؟

اگر چنین است، خداوندى که علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه کس و همه چیز آگاه است، غیب آسمان و زمین را با علم بى پایانش مى داند، چرا امتحان مى کند؟

مگر چیزى بر او مخفى است که با امتحان آشکار شود؟!

پاسخ این سؤال مهم را در اینجا باید جستجو کرد که: مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند با آزمایش هاى ما بسیار متفاوت است.

آزمایش هاى ما همان است که در بالا گفته شد یعنى براى شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى در واقع «پرورش و تربیت» است.

توضیح این که: در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است.

این یک قانون کلى و سنت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعدادهاى نهفته (از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه، پرورش دادن بندگان، آنان را مى آزماید.

یعنى همان گونه که فولاد را براى استحکام بیشتر در کوره مى گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در کوره حوادث سخت پرورش مى دهد تا مقاوم گردد.

در واقع امتحان خدا به کار باغبانى پر تجربه شبیه است که دانه هاى مستعد را در سرزمین هاى آماده مى پاشد، این دانه ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى کنند.

تدریجاً با مشکلات مى جنگند و با حوادث پیکار مى نمایند در برابر طوفان هاى سخت، سرماى کشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى دهند تا شاخه گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید که بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

سربازان را براى این که از نظر جنگى نیرومند و قوى شوند به مانورها و جنگ هاى مصنوعى مى برند و در برابر انواع مشکلات: تشنگى، گرسنگى، گرما، سرما، حوادث دشوار، و موانع سخت، قرار مى دهند تا ورزیده و آبدیده شوند.

و این است رمز آزمایش هاى الهى.

قرآن مجید به این حقیقت در جاى دیگر تصریح کرده مى گوید: وَ لِیَبْتَلِیَ اللّهُ ما فی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فی قُلُوبِکُمْ وَ اللّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور: «براى این است که خداوند آنچه را در سینه پنهان دارید بیازماید و آنچه را در دل هاى شما است کاملاً خالص گرداند و او به همه اسرار درون شما آگاه است».(2)

امیر مؤمنان على(علیه السلام) تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى فرماید: وَ إِنْ کانَ سُبْحانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الأَفْعالُ الَّتِی بِها یُسْتَحَقُّ الثَّوابُ وَ الْعِقاب: «گر چه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولى آنها را امتحان مى کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از آنها ظاهر گردد».(3)

یعنى صفات درونى انسان به تنهائى نمى تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد، مگر آن زمانى که در لابلاى اعمال انسان خودنمائى کند، خداوند بندگان را مى آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشکار کنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر او گردند.

اگر آزمایش الهى نبود این استعدادها شکوفا نمى شد و میوه هاى اعمال بر شاخسار درخت وجود انسان نمایان نمى گشت و این است فلسفه آزمایش الهى در منطق اسلام.

* * *

 

2 ـ آزمایش خدا همگانى است

از آنجا که نظام حیات در جهان هستى نظام تکامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تکامل را مى پیمایند، حتى درختان، استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى دهند، همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى مى بایست آزمایش شوند، و استعدادات خود را شکوفا سازند.

گر چه امتحانات الهى متفاوت است، بعضى مشکل، بعضى آسان و قهرا نتائج آنها نیز با هم فرق دارد، اما به هر حال آزمایش براى همه هست، قرآن مجید به امتحان عمومى انسان ها اشاره کرده مى فرماید: أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لایُفْتَنُون: «آیا مردم گمان مى کنند بدون امتحان رها مى شوند، نه، هرگز بلکه همگى باید امتحان دهند».(4)

قرآن نمونه هائى از امتحانات پیامبران را نیز بازگو کرده است آنجا که مى فرماید: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّه: «خداوند ابراهیم را امتحان کرد».(5)

در جاى دیگر آمده است: فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُر: «هنگامى که یکى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن از راه دور براى او حاضر کرد، سلیمان گفت این از فضل و لطف خدا است براى این که مرا امتحان کند آیا شکرگزارى مى کنم یا کفران»؟.(6)

* * *

3 ـ طرق آزمایش

در آیه فوق، نمونه هائى از امورى که انسان با آنها امتحان مى شود بیان شده، از قبیل: ترس، گرسنگى، زیان هاى مالى، و مرگ... ولى وسائل آزمایش خداوند منحصر به اینها نیست، امور دیگرى نیز در قرآن به عنوان وسیله امتحان آمده است، مانند فرزندان، پیامبران، و دستورات خداوند، حتى بعضى از خواب ها ممکن است از وسائل آزمایش باشد، «شرور و خیرها نیز از آزمایش هاى الهى محسوب مى شوند» (وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْر).(7)

بنابراین، مواردى که در آیه شمرده شده جنبه انحصارى ندارد، هر چند از نمونه هاى روشن و زنده آزمایش هاى الهى است.

مى دانیم مردم در برابر آزمایش هاى خداوند به دو گروه تقسیم مى شوند:

گروهى از عهده امتحانات بر آمده و گروهى مردود مى شوند.

مثلاً مسأله «ترس» که پیش مى آید گروهى خود را مى بازند و به خاطر این که کوچک ترین ضررى به آنها نرسد، شانه از زیر بار مسئولیت خالى مى کنند در جنگ ها فرار مى کنند، یا راه سازشکارى پیش مى گیرند، و با عذرتراشى هائى همچون: نَخْشى أَنْ تُصیبَنا دائِرَةً: «ما مى ترسیم ضررى به ما متوجه شود»(8) از تکلیف الهى سرباز مى زنند.

اما گروهى دیگر در برابر عوامل ترس با ایمان و توکل بیشترى خود را براى هر گونه فدا کارى مهیا مى کنند، چنان که در قرآن آمده است: الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل: «وقتى به مردم با ایمان مى گفتند اوضاع خطرناک است، و دشمنان شما مجهزند، شما عقب نشینى کنید بر ایمان و توکل آنها افزوده مى شد»!.(9)

در برابر سائر مشکلات و عوامل امتحان که در آیه آمده است همچون گرسنگى و زیان هاى مالى و جانى نیز همه مردم یکسان نیستند.

نمونه هائى از این امتحانات در متن قرآن آمده است و در آیات مناسب به آن اشاره خواهیم کرد.

* * *

4 ـ رمز پیروزى در امتحان

در اینجا سؤال دیگرى پیش مى آید و آن این که: حال که همه انسان ها در یک امتحان گسترده الهى شرکت دارند، راه موفقیت در این آزمایش ها چیست؟

پاسخ این سؤال را قسمت آخر آیه مورد بحث و آیات دیگر قرآن مى دهد:

1 ـ نخستین و مهم ترین گام براى پیروزى، همان است که در جمله کوتاه و پر معنى «وَ بَشِّرِ الصّابِرِین» در آیه فوق آمده است، این جمله، با صراحت مى گوید: رمز پیروزى در این راه، «صبر و پایدارى» است و به همین دلیل بشارت پیروزى را تنها به صابران و افراد با استقامت مى دهد.

2 ـ توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختى ها و مشکلاتش و این که این جهان گذرگاهى بیش نیست عامل دیگرى براى پیروزى محسوب مى شود که در جمله: إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ: «ما از آن خدا هستیم و به سوى خدا باز مى گردیم» آمده است.

اصولاً این جمله که از آن به عنوان «کلمه استرجاع» یاد مى شود، عصاره اى است از عالى ترین درس هاى توحید، انقطاع الى اللّه و تکیه بر ذات پاک او در همه چیز و در هر زمان، و اگر مى بینیم بزرگان اسلام به هنگام بروز مصائب سخت این جمله را با الهام گرفتن از قرآن مجید تکرار مى کردند، براى این بوده است که شدت مصیبت آنها را تکان ندهد، و در پرتو ایمان به مالکیت خداوند و بازگشت همه موجودات به سوى او، این حوادث را در خود هضم کنند.

امیر مؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر این جمله مى فرماید: َ إِنَّ قَوْلَنَا إِنّا لِلّهِ إِقْرارٌ عَلى أَنْفُسِنا بِالْمُلْکِ وَ قَوْلَنا وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ إِقْرارٌ عَلى أَنْفُسِنا بِالْهُلْکِ: «این که ما مى گوئیم إِنّا لِلّه اعتراف به این حقیقت است که ما مملوک اوئیم و این که مى گوئیم وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُون اقرار به این است که ما از این جهان خواهیم رفت» و جایگاه ما جاى دگر است.(10)

3 ـ استمداد از نیروى ایمان و الطاف الهى، عامل مهم دیگرى است، کسانى هستند که هر وقت دستخوش حوادث مى گردند، اعتدال خود را از دست داده، گرفتار اضطراب مى شوند، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنى دارند بدون حیرت و سرگردانى، مطمئن و آرام به راه خود ادامه مى دهند، خدا نیز روشن بینى بیشترى به آنها مى دهد که در انتخاب راه صحیح دچار اشتباه نشوند، چنان که قرآن مى فرماید: وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا: «کسانى که در راه ما به جهاد برخیزند ما آنها را به راه هاى خود هدایت مى کنیم».(11)

4 ـ توجه به تاریخ پیشینیان و بررسى موضع آنان در برابر آزمایش هاى الهى براى آماده ساختن روح انسان نسبت به امتحانات پروردگار، بسیار مؤثر است.

اصولاً، اگر انسان در مسائلى که براى او پیش مى آید احساس تنهائى کند از نیروى مقاومتش کاسته خواهد شد.

اما توجه به این حقیقت که این مشکلات طاقت فرسا و آزمایش هاى سخت الهى براى همه اقوام و ملت ها در طول تاریخ وجود داشته، سبب افزایش نیروى پایدارى انسان مى گردد.

به همین دلیل، قرآن مجید کراراً براى دلدارى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تقویت روحیه او و مؤمنان اشاره به تاریخ گذشتگان و حوادث دردناک زندگى آنها مى کند مثلاً مى گوید: وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُل مِنْ قَبْلِکَ: «اگر تو را استهزاء کنند نگران مباش، پیامبران پیشین نیز گرفتار استهزاى جاهلان بودند، اما با نیروى استقامت بر آنها پیروز شدند».(12)

در جاى دیگر مى فرماید: وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتّى أَتاهُمْ نَصْرُنا: «اگر تو را تکذیب کنند تعجب نیست، پیامبران پیشین را نیز تکذیب کردند آنها در برابر تکذیب مخالفان پایدارى و شکیبائى به خرج دادند، و آزار شدند تا سرانجام نصرت و یارى ما به سراغشان آمد».(13)

5 ـ توجه به این حقیقت که همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ مى دهد و او از همه چیز آگاه است عامل دیگرى براى پایدارى است.

کسانى که در یک مسابقه مشکل و طاقت فرسا شرکت دارند همین که احساس مى کنند جمعى از دوستانشان در اطراف میدان، مسابقه آنها را مى بینند تحمل مشکلات براى آنها آسان مى شود و با شوق و عشق بیشترى به نبرد با حوادث بر مى خیزند.

جائى که وجود چند نفر تماشاچى، چنین اثرى در روح انسان بگذارد، توجه به این حقیقت که خداوند مجاهدت هاى ما را در صحنه هاى آزمایش مى بیند، چه عشق و شورى به ادامه این جهاد در ما ایجاد خواهد کرد.

قرآن مى گوید: به هنگامى که نوح(علیه السلام) تحت شدیدترین فشارها از سوى قومش مأمور به ساختن کشتى شد، خداوند به او دستور داد: وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا: «در برابر دیدگان ما اقدام به ساختن کشتى کن»!(14)

جمله: بِأَعْیُنِنا «در برابر دیدگان علم ما» چنان قوت قلبى به نوح(علیه السلام)بخشید که فشار و استهزاى دشمنان، کمترین خللى در اراده نیرومند او ایجاد نکرد.

از سالار شهیدان و مجاهدان راه خدا امام حسین(علیه السلام) همین معنى نقل شده که در صحنه «کربلاء» به هنگامى که بعضى از عزیزانش با فجیع ترین وجهى شربت شهادت نوشیدند، فرمود: هَوَّنَ عَلَیَّ ما نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللّه: «همین که مى دانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام مى گیرد تحمل آن بر من آسان است».(15)

* * *

5 ـ آزمایش به وسیله نعمت و بلا

امتحانات الهى همیشه به وسیله حوادث سخت و ناگوار نیست، که گاه خدا بندگانش را با وفور نعمت و کامیابى ها آزمایش مى کند، چنان که قرآن مى فرماید: وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَة: «ما شما را به وسیله بدى ها و خوبى ها امتحان مى کنیم».(16)

و در جاى دیگر از قول سلیمان(علیه السلام) مى خوانیم: هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی
أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ:
«این از فضل پروردگار من است او مى خواهد مرا آزمایش کند که من در برابر این نعمت شکرگزارى، یا کفران مى کنم»؟!(17)

توجه به چند نکته دیگر نیز در اینجا ضرورى است:

1 ـ لازم نیست همه مردم با همه وسائل، آزمایش شوند، بلکه ممکن است امتحان هر گروهى به چیزى باشد; چرا که تناسب با روحیه ها و وضع فردى و اجتماعى مردم در اینجا شرط است.

2 ـ ممکن است یک انسان از عهده پاره اى از امتحانات به خوبى بر آید در حالى که در برابر امتحانات دیگر، سخت رفوزه شود.

3 ـ و نیز ممکن است امتحان فردى، وسیله امتحان دیگرى باشد، مثلاً خداوند کسى را با مصیبت فرزند دلبندش مورد آزمایش قرار مى دهد، این آزمایش پاى دیگران را هم به میدان امتحان مى کشد که آیا آنها در مقام همدردى بر مى آیند و در تخفیف آلام شخص مصیبت زده مى کوشند یا نه؟

4 ـ همان گونه که اشاره کردیم امتحانات الهى، جنبه عمومى و همگانى دارد و حتى پیامبران از آن مستثنى نیستند، بلکه آزمایش آنها با توجه به سنگینى مسئولیتشان به درجات، سخت تر از آزمایش دیگران است.

آیات سوره هاى مختلف قرآن گویاى این حقیقت است که هر یک از پیامبران به سهم خود در کوران آزمایش هاى شدیدى قرار گرفتند، حتى جمعى از آنان قبل از رسیدن به مقام رسالت، یک دوران طولانى از آزمایش هاى مختلف داشتند تا کاملاً ورزیده شوند، و براى رهبرى و هدایت خلق آمادگى کامل پیدا کنند.

در میان پیروان مکتب انبیاء نیز، نمونه هاى درخشانى از صبر و پایدارى در صحنه امتحان دیده مى شود که هر کدام الگو و اسوه اى مى تواند باشد.

* * *

ماجراى «ام عقیل» بانوى صابر!

زن مسلمان بادیه نشینى بود به نام «ام عقیل»، در یکى از روزها دو میهمان بر او وارد شد، فرزندش همراه شتران در بادیه بود، در همان لحظه به او خبر دادند شترِ خشمگین فرزندش را در چاه انداخته و بدرود حیات گفته است.

زن با ایمان به کسى که خبر مرگ فرزند را آورده بود گفت: از مرکب پیاده شو، و به پذیرائى از مهمان ها کمک کن، گوسفندى حاضر داشت به او داد تا آن را ذبح کند.

سرانجام غذا آماده شد، به نزد میهمانان گذاشت مهمان ها از صبر و استقامت این زن در شگفت بودند.

یکى از حاضران نقل مى کند: هنگامى که از غذا خوردن فارغ شدیم، زن با ایمان نزد ما آمده گفت: آیا در میان شما کسى هست که از قرآن به خوبى آگاه باشد؟

یکى از حاضران گفت: بلى من آگاهم.

گفت: آیاتى از قرآن بخوان تا در برابر مرگ فرزند مایه تسلى خاطر من گردد، او مى گوید: من این آیات را براى او خواندم: «وَ بَشِّرِ الصّابِرینَ * الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُون».

زن خداحافظى کرد، سپس رو به قبله ایستاد و چند رکعت نماز گزارد، سپس عرض کرد: أَللّهُمَّ إِنِّى فَعَلْتُ ما أَمَرْتَنِى، فَأَنْجِزْ لِى ما وَعَدْتَنِى: «خداوندا! من آنچه را تو دستور داده بودى انجام دادم، و رشته شکیبائى را رها نساختم، تو هم آنچه را از رحمت و صلوات به من وعده داده اى بر من ارزانى دار».

سپس اضافه کرد: «اگر بنا بود در این جهان کسى براى کسى بماند...».

یکى از حاضران مى گوید: من فکر کردم مى خواهد بگوید فرزندم براى من باقى مى ماند، اما دیدم چنین ادامه داد: «پیامبر اسلام محمّد(صلى الله علیه وآله) براى امتش باقى مى ماند»!(18)

* * *

 


1 ـ نویسنده «المنار» مى گوید: منظور از «صلوات» دراینجا انواع تکریم، پیروزى ها و ترفیع مقام نزد خدا و بندگان است و از «ابن عباس» نقل مى کند: منظور از آن آمرزش گناهان مى باشد (المنار، جلد 2،
صفحه 40).

2 ـ آل عمران، آیه 154.

3 ـ «نهج البلاغه»، کلمات قصار، جمله 93 ـ «بحار الانوار»، جلد 91، صفحه 197.

4 ـ عنکبوت، آیه 1.

5 ـ بقره، آیه 124.

6 ـ نمل، آیه 40.

7 ـ انبیاء، آیه 35.

8 ـ مائده، آیه 52.

9 ـ آل عمران، آیه 173.

10 ـ «نهج البلاغه»، کلمات قصار، جمله 99 ـ «بحار الانوار»، جلد 68، صفحه 79، و جلد 79، صفحات 126 و 135.

11 ـ عنکبوت، آیه 69.

12 ـ انعام، آیه 10.

13 ـ انعام، آیه 34.

14 ـ هود، آیه 37.

15 ـ «بحار الانوار»، جلد 45، صفحه 46 ـ «اللهوف»، صفحه 117 (انتشارات جهان).

16 ـ انبیاء، آیه 35.

17 ـ نمل، آیه 40.

18 ـ «سفینة البحار»، جلد 2، صفحه 7، ماده «صبر» ـ «بحار الانوار»، جلد 79، صفحه 153 ـ «مسکن الفؤاد»، صفحه 80 (کتابخانه بصیرتى).

.....................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری