• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

آنها که کافر مى میرند

شرح آیات 161 لغایت 163 سوره مبارکه بقره

161- إِنَّ

بیشتر...

خطبه صد و نه، بخش پنجم

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ، وَ الأَمْرُ

بیشتر...

خطبه هشتاد و سه، بخش هفتم

 

جَعَلَ لَکُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِیَ مَا عَنَاهَا،

بیشتر...

شرح خطبه 37 نهج البلاغه

    شرح خطبه 37 نهج البلاغه - استاد
بیشتر...

حکمت 100 نهج البلاغه

وَقَالَ(عليه السلام) وَمَدَحَهُ قَوْمٌ فِي وَجْهِهِ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
2051
21326
138801769
امروز پنج شنبه, 16 آذر 1402
اوقات شرعی

تسلیم در برابر حق

شرح آیه 19 سوره مبارکه آل عمران

19- إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

19- دین در نزد خدا، اسلام است. و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد، (با یکدیگر) اختلاف نکردند، مگر بعد از آگاهى و از روى ستم و حسد ورزى; و هر کس به آیات خدا کفر ورزد،( بداند که) خداوند، سریع الحساب است.

 

روح دین، همان تسلیم در برابر حق است!

بعد از بیان یگانگى معبود، به یگانگى دین پرداخته، مى فرماید: «دین در نزد خدا، اسلام است» (إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الإِسْلامُ).

واژه «دین» در لغت در اصل، به معنى جزا و پاداش است، و به معنى اطاعت و پیروى از فرمان نیز آمده است، و در اصطلاح مذهبى، عبارت از مجموعه قواعد و قوانین و آدابى است که انسان در سایه آنها مى تواند به خدا نزدیک شود و به سعادت دو جهان برسد و از نظر اخلاقى و تربیتى در مسیر صحیح گام بردارد.

واژه «اسلام» به معنى تسلیم است، بنابراین معنى جمله «اِنَّ الدِّیْنَ عِنْدَ اللّهِ الاِسْلامُ» این است که: آئین حقیقى در پیشگاه خدا، همان تسلیم در برابر فرمان او است.

در واقع روح دین در هر عصر و زمان، چیزى جز تسلیم در برابر حق نبوده و نخواهد بود، منتها از آنجا که آئین پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، آخرین و برترین آئین ها است نام «اسلام» براى آن انتخاب شده است و گر نه، از یک نظر همه ادیان الهى، اسلام است، و همان گونه که سابقاً نیز اشاره شد، اصول ادیان آسمانى نیز یکى است هر چند با تکامل جامعه بشرى، خداوند ادیان کامل ترى را براى آنها فرستاده تا به مرحله نهایىِ تکامل که دین خاتم پیامبران، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است رسیده.

امیرمؤمنان على(علیه السلام) در گفتارى که در کلمات قصار «نهج البلاغه» از او نقل شده این حقیقت را ضمن بیان عمیقى روشن فرموده است:

لاَ َنْسُبَنَّ الإِسْلامَ نِسْبَةً لَمْ یَنْسُبْها أَحَدٌ قَبْلِی: الإِسْلامُ هُوَ التَّسْلِیمُ، وَ التَّسْلِیمُ هُوَ الْیَقِینُ، وَ الْیَقِینُ هُوَ التَّصْدِیقُ، وَ التَّصْدِیقُ هُوَ الإِقْرارُ، وَ الإِقْرارُ هُوَ الأَداءُ وَ الأَداءُ هُوَ الْعَمَل:

«در این عبارت امام(علیه السلام) نخست مى فرماید: مى خواهم اسلام را آن چنان تفسیر کنم که هیچ کس پیش از من تفسیر نکرده باشد، سپس شش مرحله براى اسلام بیان فرموده است:

نخست مى فرماید: «اسلام همان تسلیم در برابر حق است»، آن گاه اضافه مى کند: «تسلیم همان یقین است» و بدون یقین ممکن نیست; زیرا تسلیم بدون یقین، تسلیم کورکورانه است نه عالمانه.

بعد مى فرماید: «یقین هم، تصدیق است»، یعنى تنها علم و دانائى کافى نیست، بلکه به دنبال آن، اعتقاد و تصدیق قلبى لازم است.

سپس مى فرماید: «تصدیق همان اقرار است»، یعنى کافى نیست ایمان تنها در منطقه قلب و روح انسان باشد، بلکه با شهامت و قدرت باید آن را اظهار داشت.

پس از آن مى افزاید: «اقرار، همان انجام وظیفه است»، یعنى اقرار، تنها گفتگوى زبانى نیست، بلکه تعهد و قبول مسئولیت است.

و در پایان مى فرماید: «انجام مسئولیت همان عمل است»، عمل به فرمان خدا و انجام برنامه هاى الهى; زیرا تعهد و مسئولیت چیزى جز عمل نمى تواند باشد، و آنها که نیروى خود را در گفتگوها، طرح ها، جلسات و انجمن ها و مانند آن صرف مى کنند و فقط حرف مى زنند، نه تعهدى را پذیرفته اند و نه مسئولیتى و نه از روح اسلام آگاهى دارند».(1)

این روشن ترین تفسیرى است که براى اسلام در تمام جنبه ها مى توان بیان کرد.

آن گاه به بیان سرچشمه اختلاف هاى مذهبى که على رغم وحدت حقیقى دین الهى به وجود آمده مى پردازد و مى فرماید: «آنها که کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، در آن اختلاف نکردند، مگر بعد از آن که آگاهى و علم به سراغشان آمد و این اختلاف به خاطر ظلم و ستم در میان آنها بود» (وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ).

بنابراین، ظهور اختلاف، اولاً ـ بعد از علم و آگاهى بود و ثانیاً ـ انگیزه اى جز طغیان و ظلم و حسد نداشت.

یهود در مورد جانشین موسى بن عمران(علیه السلام) به اختلاف و نزاع پرداختند و خون هاى زیادى ریختند، و مسیحیان در امر توحید و آلوده ساختن آن به شرک و تثلیث، راه اختلاف پوییدند و هر دو در مورد دلایل پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) که در کتب آنها آمده بود، تخم اختلاف پاشیدند، گروهى پذیرا شدند و گروهى انکار کردند.

کوتاه سخن این که: ادیان آسمانى همواره با مدارک روشن و معجزات انبیاء همراه بوده و براى حقیقت جویان ابهامى باقى نمى گذاشته، مثلاً پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)علاوه بر معجزات آشکار، از جمله، قرآن مجید و دلایل روشنى که در متن این آئین آمده، اوصاف و مشخصاتش در کتب آسمانى پیشین ـ که بخش هائى از آن در دست یهود و نصارى وجود داشت ـ بیان شده بود و به همین علت، دانشمندان آنها قبل از ظهور او بشارت ظهورش را با شوق و تأکید فراوان مى دادند، اما همین که مبعوث شد، چون منافع خود را در خطر مى دیدند از روى طغیان و ظلم و حسد همه را نادیده گرفتند.

به همین دلیل، در پایان آیه سرنوشت آنها و امثال آنها را بیان کرده، مى گوید: «هر کس به آیات خدا کفر ورزد (خدا حساب او را مى رسد; زیرا) خداوند حسابش سریع است» (وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ سَریعُ الْحِسابِ).

آرى، کسانى که آیات الهى را بازیچه هوس هاى خود قرار دهند، نتیجه کار خود را در دنیا و آخرت مى بینند، خداوند به سرعت به حساب اعمال آنها رسیدگى مى کند و به هر کدام جزا و کیفر مناسب مى دهد (در تفسیر جمله «سَرِیْعُ الْحِسابِ» ذیل آیه 202 سوره «بقره»، بحث کافى کرده ایم).

منظور از «آیاتِ اللّهِ» در اینجا تمام آیات الهى، براهین او و کتاب هاى آسمانى است، و حتى احتمالاً آیات تکوینى الهى را نیز در عالم هستى شامل مى شود.

و این که بعضى از مفسران، آن را به خصوص «تورات» یا «انجیل» و یا مانند آن تفسیر کرده اند، هیچ دلیلى ندارد.

* * *

 
نکته:

سرچشمه اختلاف هاى مذهبى

موضوع جالبى که از آیه استفاده مى شود این است که: سرچشمه اختلاف ها و کشمکش هاى مذهبى، معمولاً از جهل و بى خبرى نیست، بلکه بیشتر به خاطر بغى، ظلم، انحراف از حق و اعمال نظرهاى شخصى است، اگر مردم مخصوصاً طبقه دانشمندان تعصب، کینه توزى، تنگ نظرى ها، منافع شخصى و تجاوز از حدود و حقوق خود را کنار بگذارند و با واقع بینى و روح عدالتخواهى احکام خدا را بررسى نمایند، جاده حق بسیار روشن خواهد بود و اختلافات به سرعت حل مى شود.

این آیه، در واقع پاسخ دندان شکنى است به آنها که مى گویند: «مذهب در میان بشر ایجاد اختلاف کرده است و خونریزى هاى فراوانى در طول تاریخ به بار آورده».

این ایراد کنندگان «مذهب» را با «تعصبات مذهبى» و افکار انحرافى اشتباه کرده اند; زیرا هنگامى که دستورهاى مذاهب را مورد بررسى قرار دهیم مى بینیم همه، یک هدف را تعقیب مى کنند و همه براى سعادت انسان آمده اند، اگر چه با گذشت زمان تکامل یافته اند.

در واقع ادیان آسمانى همچون دانه هاى باران هستند که از آسمان نازل مى گردد دانه هاى باران همه حیاتبخش هستند، ولى، هنگامى که روى زمین هاى آلوده مى ریزند که یکى شور است و دیگرى تلخ به رنگ ها و طعم هاى مختلف درمى آیند این اختلافات مربوط به باران نیست بلکه مربوط به این زمین هاى آلوده است، منتها روى اصل تکامل، آخرین آنها کامل ترین آنها است.

* * *


1 ـ «نهج البلاغه»، کلمات قصار، شماره 125 ـ «اصول کافى»، جلد 2، صفحه 45، با کمى تفاوت (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 15، صفحه 183، چاپ آل البیت ـ «معانى الاخبار»، صفحه 185 (با اندکى تفاوت)، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1361 هـ ش ـ «بحار الانوار»، جلد 65، صفحه 309 و 311.

............................

تفسیر نمونه

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری