• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

سد ذو القرنین چگونه ساخته شد؟

شرح آیات 92 تا 98 سوره مبارکه کهف

92

بیشتر...

طلیعه ظهور، آیت الله العظمی مظاهری، بروزرسانی 10

دریافت فایل

زمان: 15 دقیقه

بیشتر...

کتاب خدا بر متقین حاکم است،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 5 MB

زمان: 45 دقیقه

بیشتر...

رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، آیت الله جوادی

دریافت فایل

حجم: 3 MB

زمان: 7 دقیقه

بیشتر...

خطبه چهل و دو، بخش اول

 

شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی

أَیُّهَا

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
7691
32761
141196192
امروز چهارشنبه, 02 اسفند 1402
اوقات شرعی

چرا تسلیم حق نیستند؟

شرح آیات 23 لغایت 25 سوره مبارکه آل عمران

23- أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ

24- ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ ۖ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

25- فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

23- آیا ندیدى کسانى را که بهره اى از کتاب آسمانى داشتند، و به سوى کتاب الهى دعوت شدند تا در میان آنها داورى کند، ولى گروهى از آنان، (با علم و آگاهى،) روى گردان مى شوند، در حالى که (از قبول حق) ابا دارند؟!

24- این، به خاطر آن است که مى گفتند: «(به سبب امتیازى که به دیگران داریم) آتش (دوزخ)، جز چند روزى به ما نمى رسد». این افترا (و دروغى که به خدا بسته بودند،) آنها را در دینشان مغرور ساخت (و گرفتار انواع گناهان شدند).

25- پس چگونه خواهند بود هنگامى که آنها را براى آن روز (رستاخیز) که شکّى در آن نیست جمع کنیم، و به هر کس، (پاداش) آنچه انجام داده، بطور کامل داده شود؟ و به آنها ستمى نخواهد شد (زیرا محصول اعمال خود رامى چینند).

 

در تفسیر «مجمع البیان» از «ابن عباس» نقل شده که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) زن و مردى از یهود خیبر مرتکب زناى محصنه شدند با این که در «تورات» دستور مجازات سنگباران درباره این چنین اشخاص داده شده بود، چون آنها از طبقه اشراف بودند، یهود از اجراى این دستور در مورد آنها سر باز زدند، و پیشنهاد شد که به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مراجعه کرده داورى بطلبند، به این امید که مجازات خفیف ترى از طرف او درباره آنها تعیین شود. هنگامى که به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)مراجعه کردند.

پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: همین «تورات» فعلى میان من و شما داورى مى کند، آنها پذیرفتند و «ابن صوریا» را که از دانشمندان آنان بود از «فدک» به «مدینه» دعوت کردند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) او را شناخت فرمود: تو «ابن صوریا» هستى؟!

عرض کرد: بلى.

فرمود: تو اعلم علماى یهود مى باشى؟

گفت: این چنین فکر مى کنند!

پیغمبر(صلى الله علیه وآله) دستور داد قسمتى از «تورات» را که آیه «رَجْم» (سنگباران) در آن بود، پیش روى او بگذارند، او که قبلاً از جریان آگاه شده بود، هنگامى که به این قسمت رسید، دست روى آن گذاشت و جمله هاى بعد را خواند «عبداللّه بن سلام» که قبلاً از دانشمندان یهود بود و سپس اسلام اختیار کرده بود، حضور داشت فوراً متوجه پرده پوشى «ابن صوریا» شد، برخاست و دست او را از روى این جمله برداشت و آن را از متن «تورات» قرائت کرده، گفت: «تورات» مى گوید: بر یهود لازم است هر گاه زن و مردى مرتکب زناى محصنه شوند، هنگامى که مدرک کافى بر جرم آنها وجود داشته باشد، سنگ باران شوند.

سپس پیامبر دستور داد: مجازات مزبور طبق آئین آنها در مورد این دو مجرم اجرا شود، جمعى از یهود خشمناک شدند، این آیه درباره وضع آنها نازل گردید.(1)

تفسیر:

چرا تسلیم حق نیستند؟

به دنبال آیات گذشته، که سخن از محاجّه و بحث و گفتگوهاى لجوجانه گروهى از اهل کتاب به میان بود، در این آیات، روشن مى سازد که آنها تسلیم پیشنهادهاى منطقى نبودند، و انگیزه هاى این عمل و نتایج آن را نیز بازگو مى کند.

در آیه نخست مى فرماید: «آیا مشاهده نکردى کسانى را که بهره اى از کتاب آسمانى داشتند و دعوت به سوى کتاب الهى شدند تا در میان آنها داورى کند، ولى عده اى از آنها روى گردانیدند و از قبول حق اعراض نمودند»؟ این در حالى بود که کتاب آسمانى آنها حکم الهى را بازگو کرده بود و آنها از آن آگاهى داشتند (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ أُوتُوا نَصیباً مِنَ الْکِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى کِتابِ اللّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّى فَریقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ).

آرى، آنها به همان حکم موجود در کتاب مذهبى خویش نیز گردن نمى نهادند و با بهانه جوئى و مطالب بى اساس از اجراى حدود الهى سرپیچى مى کردند.

ضمناً، از جمله «أُوتُوا نَصِیْباً مِنَ الْکِتابِ» بر مى آید که «تورات» (و در عبارت فوق گرچه حکم سنگباران صریحاً نیامده، ولى اصل مجازات اعدام آمده است، ممکن است نسخه هاى «تورات» که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) وجود داشته، داراى این عبارت نیز بوده است.

«مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 69 ـ «الصحیح من السیره»، جلد 7، صفحه 91 (با تلخیص)، دار الهادى، 1415 هـ ق ـ «مجمع الزوائد هیثمى»، جلد 6، صفحه 271، دار الکتب العلمیه بیروت 1408 هـ ق ـ «زاد المسیر»، جلد 1، صفحه 313، دار الفکر بیروت، طبع اول، 1407 هـ ق.

انجیلى) که در دست یهود و نصارى در آن عصر بود، تمام «تورات و انجیل» اصلى نبود، بلکه تنها قسمتى از آن بود، احتمالاً و قسمت بیشتر از این دو کتاب آسمانى، از میان رفته یا تحریف شده بود.

آیات دیگرى از قرآن مجید نیز این معنى را تأیید مى کند و شواهد و علایم تاریخى نیز مؤید آن است که اینجا جاى شرح آن نیست.

* * *

در آیه بعد، دلیل مخالفت و سرپیچى آنها را شرح مى دهد که آنها بر اساس یک فکر باطل، معتقد بودند: از نژاد ممتازى هستند (همان گونه که امروز نیز چنین فکر مى کنند و نوشته ها و اعمال آنها گواه بر نژاد پرستى شدید آنها است).

آنها معتقد بودند: ارتباط ویژه اى با پروردگار دارند تا آنجا که خود را فرزندان خدا مى نامیدند و مى گفتند: نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ: «ما فرزندان خدا و دوستان خاص او هستیم».(2)

و به همین دلیل، براى خود مصونیتى در مقابل مجازات الهى قایل بودند، لذا قرآن در این آیه مى گوید: این اعمال و رفتار به خاطر آن است که گفتند: «جز چند روزى آتش دوزخ به ما نمى رسد» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُ إِلاّ أَیّاماً مَعْدُودات) و اگر مجازاتى داشته باشیم بسیار محدود است.

«مَعْدُود» یعنى قابل شمارش، و معمولاً به اشیاء کم گفته مى شود; زیرا اشیاء زیاد قابل شمارش نیستند یا شمارش آنها مشکل است.

منظور از «أَیّاماً مَعْدُودات»، یا همان چهل روزى است که آنها در غیاب موسى(علیه السلام) گوساله پرستى کردند، و این گناه عظیمى بود که حتى خودشان نمى توانستند آن را انکار کنند.

و یا منظور روزهاى معدودى از عمرشان بود که به گناهان فوق العاده صریح دست زده بودند، تا آنجا که خودشان هم قادر به انکار، یا توجیه و پرده پوشى بر آن نبودند.

سپس مى افزاید: آنها این امتیازات دروغین را به خدا نسبت مى دادند «و این افترا و دروغى را که به خدا بسته بودند آنها را در دینشان مغرور ساخته بود» (وَ غَرَّهُمْ فی دینِهِمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ).

* * *

اما قرآن مجید در سومین و آخرین آیه مورد بحث، خط بطلان بر تمام این ادعاهاى واهى و خیالات باطل مى کشد و مى فرماید: «پس چگونه خواهد بود هنگامى که آنها را در روزى که در آن شکى نیست جمع کنیم، و به هر کس آنچه را به دست آورده، داده شود، و به آنها ستم نخواهد شد»؟ (فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْم لا رَیْبَ فیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْس ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لایُظْلَمُونَ).

آرى، در آن روز همه در دادگاه عدل الهى حاضر خواهند شد، هر کس نتیجه کشته خود را درو مى کند، و اعمال هر کس به او تسلیم مى شود و مجازات آنها هر چه باشد هرگز ظالمانه نیست; زیرا محصول اعمال خود آنها است، و آن روز است که مى فهمند، هیچ امتیازى بر دیگران ندارند و عدل الهى همه را شامل مى شود.

ضمناً از جمله «ما کَسَبَتْ» به روشنى این معنى به دست مى آید که پاداش و کیفر قیامت و نجات و بدبختى در جهان دیگر، تنها بستگى به اعمال خود انسان دارد نه به پندارهاى واهى و خیالات باطل.

* * *

نکته ها:

1 ـ فریب وجدان

آیا ممکن است انسان دروغى بگوید و یا افترائى به خدا ببندد و بعد خودش تحت تأثیر آن واقع گردد، و به آن مغرور شود، آن چنان که قرآن در آیات فوق درباره یهود نقل مى کند؟ آیا این باورکردنى است؟

پاسخ این سؤال چندان مشکل نیست; زیرا مسأله «فریب وجدان» از مسائل مسلّم روان شناسى امروز است که گاهى دستگاه فکر و اندیشه در پى اغفال وجدان برمى آید، و چهره حقیقت را در نظر وجدانِ خویش دگرگون مى سازد.

بسیار دیده ایم افراد آلوده به گناهان بزرگى همچون قتل و سرقت، و یا اعتیادهاى گوناگون با این که زشتى اعمال خود را به خوبى درک مى کنند براى به دست آوردن آرامش کاذب وجدان، مى کوشند مردم را مستحق این گونه اعمال، جلوه دهند و یا این که براى توجیه اعتیادهاى زیان بار خود گرفتارى هاى زندگى و مشکلات طاقت فرساى اجتماعى را بهانه مى کنند، تا پناه بردن خویش را به مواد مخدر توجیه نمایند.

به علاوه، این گونه افترائات و امتیازات دروغین را نسل هاى پیشین اهل کتاب درست کرده بودند و تدریجاً براى نسل هاى آینده که از واقعیت آگاهى چندانى نداشتند، (و براى کشف حقیقت به خود زحمت نمى دادند) به صورت عقیده مسلّمى در آمده بود.

* * *

2 ـ مسلمانان و اعتقاد به کیفر محدود

ممکن است گفته شود: اعتقاد به «عذاب و کیفر محدود» در میان ما مسلمانان نیز هست زیرا ما معتقدیم که مسلمانان براى همیشه در عذاب الهى

نمى مانند، و بالاخره ایمان آنها موجب نجات آنان مى شود.

ولى باید به این نکته توجه داشت که: ما هرگز معتقد نیستیم یک مسلمان گنهکار و آلوده به انواع جنایات فقط چند روزى عذاب الهى مى بیند، بلکه ما معتقدیم سالیان دراز که مدت آن را جز خدا نمى داند گرفتار مجازات خواهد بود، ولى، مجازات او به خاطر ایمانش ابدى و جاویدان نمى باشد و اگر در میان مسلمانان راستى افرادى پیدا شوند که چنین امتیازى براى خود قایل باشند و معتقد گردند که: در پناه نام اسلام و ایمان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام)، مجازند هر گناهى را مرتکب شوند و مجازات آنها چند روزى بیش نخواهد بود، سخت در اشتباه اند و از روح اسلام و تعلیمات آن بر کنار مى باشند.

گذشته از این ما امتیازى در این مسأله براى مسلمانان قایل نیستیم بلکه معتقدیم پیروان هر امتى در عصر و زمان خود که به پیامبر عصر خود ایمان داشته و ضمناً مرتکب گناهى شده اند مشمول این قانون هستند از هر نژادى که باشند، در حالى که یهود این امتیاز را براى نژاد اسرائیل قایل بودند، نه براى اقوام دیگر.

قرآن به این امتیاز دروغین آنها پاسخ گفته و در سوره «مائده» آیه 18 مى گوید: بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ: «شما هم بشرى همچون سایر افراد بشر هستید».

* * *


1 ـ در تورات فعلى در «سِفْر لاویان»، فصل بیستم، جمله 10 چنین مى خوانیم: «و کسى که با زن غیرى زنا کند یعنى با زن همسایه خود (مثلاً) زنا نماید، البته زانى و زانیه کشته شوند».

 

2 ـ مائده، آیه 18.

..........................

تفسیر نمونه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری