• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

اصفهانی، محمد حسین

اصفهانی، محمد حسین

نام های دیگر: محمد حسین اصفهانی

بیشتر...

بررسی رمز موفقیت علامه طباطبایی از نگاه بزرگان

رئیس دانشکده الهیات پژوهشگاه امام صادق(ع) با اشاره به تدوین

بیشتر...

جشنواره تلاوت‌های مجلسی در آران و بیدگل برگزار شد

جشنواره تلاوت‌های مجلسی همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب

بیشتر...

نقش سید‌جمال‌الدین‌اسد‌آبادی و امام خمینی(ره) در

حجت‌الاسلام منصور میراحمدی عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید

بیشتر...

فرصت طلایی امام صادق(ع) برای پی‌ریزی ارکان تشیع/

حجت‌الاسلام محسنی با اشاره به بهره‌گیری امام صادق(ع) از

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
16907
20846
128942050
امروز دوشنبه, 08 آذر 1400
اوقات شرعی

دعا و نیایش

 

185وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ.

و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم; دعاى دعاکننده را، به هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند).

 

 

کسى از پیامبر پرسید: آیا خداى ما نزدیک است تا آهسته با او مناجات کنیم؟

یا دور است تا با صداى بلند او را بخوانیم؟ آیه فوق نازل شد (و به آنها پاسخ داد که خدا به بندگانش نزدیک است).(1)

* * *

 

تفسیر:

 

سلاحى به نام دعا و نیایش

از آنجا که یکى از وسائل ارتباط بندگان با خدا مسأله دعا و نیایش است به دنبال ذکر بخش مهمى از احکام اسلام در آیات گذشته، آیه مورد بحث، از دعا سخن مى گوید، و با این که یک برنامه عمومى براى همه کسانى که مى خواهند با خدا مناجات کنند در بر دارد، قرار گرفتن آن در میان آیات مربوط به روزه مفهوم تازه اى به آن مى بخشد; چرا که روح هر عبادتى قرب به خدا و راز و نیاز با اوست.

این آیه روى سخن را به پیامبر کرده، مى گوید: «هنگامى که بندگانم از تو درباره من سؤال کنند بگو من نزدیکم» (وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ).

نزدیک تر از آنچه تصور کنید، نزدیک تر از شما به خودتان، و نزدیک تر از شریان گردن هایتان، چنان که در جاى دیگر مى خوانیم: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیْدِ.(2)

آنگاه اضافه مى کند: «من دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا مى خواند اجابت مى کنم» (أُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ).

«بنابراین باید بندگان من دعوت مرا بپذیرند» (فَلْیَسْتَجیبُوا لی).

«و به من ایمان آورند» (وَ لْیُؤْمِنُوا بی).

«باشد که راه خود را پیدا کنند و به مقصد برسند» (لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ).

جالب این که در این آیه کوتاه خداوند هفت مرتبه به ذات پاک خود اشاره کرده و هفت بار به بندگان! و از این راه، نهایت پیوستگى، قرب، ارتباط و محبت خود را نسبت به آنان مجسم ساخته است!.

عبداللّه بن سنان مى گوید از امام صادق(علیه السلام) شنیدم مى فرمود:

«زیاد دعا کنید; زیرا دعا کلید بخشش خداوند و وسیله رسیدن به هر حاجت است، نعمت ها و رحمت هائى نزد پروردگار است که جز با دعا نمى توان به آن رسید! و بدان! هر در را که بکوبى عاقبت گشوده خواهد شد»!.(3)

آرى، او به ما نزدیک است، چگونه ممکن است از ما دور باشد، در حالى که میان ما و قلب ما جاى او است! (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه).(4)

 

* * *

 

نکته ها:

 

1 ـ فلسفه دعا و نیایش

آنها که حقیقت و روح دعا و اثرات تربیتى و روانى آن را نشناخته اند ایرادهاى گوناگونى به مسأله دعا دارند:

گاه مى گویند: دعا عامل تخدیر است; چرا که مردم را به جاى فعالیت، کوشش و استفاده از وسائل پیشرفت و پیروزى، به سراغ دعا مى فرستد، و به آنها تعلیم مى دهد که به جاى همه این تلاش ها دعا کنند!

گاه مى گویند: اصولاً آیا دعا کردن فضولى در کار خدا نیست؟! خدا هر چه را مصلحت بداند انجام مى دهد، او به ما محبت دارد، مصالح ما را بهتر از خود ما مى داند، پس چرا ما هر ساعت مطابق دلخواه خود از او چیزى بخواهیم؟!

و زمانى مى گویند: از همه اینها گذشته آیا دعا منافات با مقام رضا و تسلیم در برابر اراده خداوند ندارد؟

آنها که چنین ایرادهائى را مطرح مى کنند از آثار روانى، اجتماعى، تربیتى و معنوى دعا و نیایش غافلند; زیرا انسان براى تقویت اراده و بر طرف کردن ناراحتى ها به تکیه گاهى احتیاج دارد، دعا چراغ امید را در انسان روشن مى سازد.

مردمى که دعا و نیایش را فراموش کنند، با عکس العمل هاى نامطلوب روانى و اجتماعى مواجه خواهند شد.

و به تعبیر یکى از روانشناسان معروف:

«فقدان نیایش در میان ملتى برابر با سقوط آن ملت است! اجتماعى که احتیاج به نیایش را در خود کشته است، معمولاً از فساد و زوال مصون نخواهد بود.

البته نباید این مطلب را فراموش کرد که تنها صبح، نیایش کردن و بقیه روز همچون یک وحشى به سر بردن بیهوده است، باید نیایش را پیوسته انجام داد، و در همه حال با توجه بود، تا اثر عمیق خود را در انسان از دست ندهد».(5)

آنان که براى دعا اثر تخدیرى قائلند معنى دعا را نفهمیده اند; زیرا معنى دعا این نیست که از وسائل و علل طبیعى دست بکشیم و به جاى آن دست به دعا برداریم، بلکه مقصود این است: بعد از آن که نهایت کوشش خود را در استفاده از همه وسائل موجود به کار بستیم، آنجا که دست ما کوتاه شد و به بن بست رسیدیم به سراغ دعا برویم، و با توجه و تکیه بر خداوند روح امید و حرکت را در خود زنده کنیم، و از کمک هاى بى دریغ آن مبدأ بزرگ مدد گیریم.

بنابراین، دعا مخصوص به نارسائى ها و بن بست ها است، نه عاملى به جاى عوامل طبیعى.

«نیایش در همان حال که آرامش را پدید آورده است، در فعالیت هاى مغزى انسان یک نوع شکفتگى و انبساط باطنى و گاهى روح قهرمانى و دلاورى را تحریک مى کند.

نیایش خصائل خویش را با علامات بسیار مشخص و منحصر به فرد نشان مى دهد، صفاى نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادى درونى، چهره پر از یقین، استعداد هدایت، و نیز استقبال از حوادث، اینها است که از وجود یک گنجینه پنهان در عمق روح ما حکایت مى کند، و تحت این قدرت، حتى مردم عقب مانده و کم استعداد نیز مى توانند نیروى عقلى و اخلاقى خویش را بهتر به کار بندند، و از آن بیشتر بهره گیرند، اما متأسفانه در دنیاى ما کسانى که نیایش را در چهره حقیقى اش بشناسند بسیار کم اند».(6)

از آنچه گفتیم: پاسخ این ایراد که مى گویند: دعا بر خلاف «رضا و تسلیم» است نیز روشن شد; زیرا دعا همان طور که در بالا شرح داده شد، یک نوع کسب قابلیت براى تحصیل سهم زیادتر از فیض بى پایان پروردگار است.

به عبارت دیگر، انسان به وسیله دعا توجه و شایستگى بیشترى براى درک فیض خداوند پیدا مى کند، بدیهى است کوشش براى تکامل و کسب شایستگى بیشتر، عین تسلیم در برابر قوانین آفرینش است، نه چیزى بر خلاف آن.

از همه گذشته «دعا» یک نوع عبادت و خضوع و بندگى است، و انسان به وسیله دعا توجه تازه اى به ذات خداوند پیدا مى کند، و همان طور که همه عبادات اثر تربیتى دارد، دعا هم داراى چنین اثرى خواهد بود.

و این که مى گویند: «دعا فضولى در کار خدا است! و خدا هر چه مصلحت باشد انجام مى دهد» توجه ندارند که مواهب الهى بر حسب استعدادها و لیاقت ها تقسیم مى شود، هر قدر استعداد و شایستگى بیشتر باشد، سهم بیشترى از آن مواهب نصیب انسان مى گردد.

لذا مى بینیم امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: إِنَّ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْزِلَةً لاتُنالُ إِلاّ بِمَسْأَلَة: «در نزد خداوند مقاماتى است که بدون دعا کسى به آن نمى رسد»!.(7)

دانشمندى مى گوید: «وقتى که ما نیایش مى کنیم خود را به قوه پایان ناپذیرى که تمام کائنات را به هم پیوسته است متصل و مربوط مى سازیم».(8)

و نیز مى گوید: «امروز، جدیدترین علم، یعنى روانپزشکى همان چیزهائى را تعلیم مى دهد که پیامبران تعلیم مى دادند، چرا؟ به علت این که پزشکان روانى دریافته اند دعا و نماز، و داشتن یک ایمان محکم به دین، نگرانى، تشویش، هیجان و ترس را که موجب نیم بیشترى از ناراحتى هاى ما است برطرف مى سازد».(9)

* * *

2 ـ مفهوم واقعى دعا

پس از آن که دانستیم دعا در مورد نارسائى هاى قدرت ما است، نه در مورد توانائى و قدرت، و به عبارت دیگر دعاى مستجاب دعائى است که به مضمون «أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء»(10) به هنگام اضطرار و عقیم ماندن تمام تلاش ها و کوشش ها انجام گیرد، روشن مى شود مفهوم دعا درخواست فراهم شدن اسباب و عواملى است که از دائره قدرت انسان بیرون باشد، آن هم از کسى که قدرتش بى پایان و هر امرى براى او آسان است.

ولى این درخواست نباید تنها از زبان صادر شود، بلکه از تمام وجود او برخیزد، و زبان در این قسمت، نماینده و ترجمان تمام ذرات وجود انسان و اعضا و جوارح او باشد.

قلب و روح از طریق دعا پیوند نزدیک با خدا پیدا کند، و همانند قطره اى که به اقیانوس بى پایان بپیوندد اتصال معنوى با آن مبدأ بزرگ قدرت یابد، اثرات این ارتباط و پیوند روحانى را به زودى مورد بررسى قرار خواهیم داد.

البته، باید توجه داشت یک نوع دیگر از دعا داریم که حتى در موارد قدرت و توانائى نیز انجام مى گیرد، و آن دعائى است که نشان دهنده عدم استقلال قدرت هاى ما در برابر قدرت پروردگار است.

و به عبارت دیگر، مفهوم آن توجه به این حقیقت است که اسباب و عوامل طبیعى هر چه دارند از ناحیه او دارند، و به فرمان او هستند، اگر به دنبال دارو مى رویم و شفا از آن مى طلبیم به خاطر آن است که او آن اثر را به دارو بخشیده (این نوع دیگرى از دعا است که در احادیث اسلامى نیز به آن اشاره شده است).

کوتاه سخن این که دعا یک نوع خود آگاهى و بیدارى دل و اندیشه، و پیوند باطنى با مبدأ همه نیکى ها و خوبى ها است، لذا در سخنان حضرت على(علیه السلام)مى خوانیم: لایَقْبَلُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ دُعاءَ قَلْب لاه: «خداوند دعاى غافل دلان را مستجاب نمى کند».(11)

و در حدیث دیگر از امام صادق(علیه السلام) به همین مضمون مى خوانیم: «إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لایَسْتَجِیبُ دُعاءً بِظَهْرِ قَلْب ساه».(12)

* * *

3 ـ شرائط اجابت دعاء

توجه به کیفیت این شرائط نیز روشنگر حقایق تازه اى در زمینه مسأله به ظاهر بغرنج دعاء است، و اثر سازنده آن را آشکار مى سازد در روایات اسلامى شرائطى براى استجابت دعا مى خوانیم از جمله:

الف ـ پاکى قلب

براى اجابت دعا باید قبل از هر چیز در پاکى قلب و روح کوشید، از گناه توبه کرد، خودسازى نمود، و از زندگى رهبران الهى الهام گرفت.

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که: إِیّاکُمْ أَنْ یَسْأَلَ أَحَدُکُمْ رَبَّهُ شَیْئاً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ حَتّى یَبْدَأَ بِالثَّناءِ عَلَى اللّهِ وَ الْمِدْحَةِ لَهُ وَ الصَّلاةِ عَلَى النَّبِیِّ وَ آلِهِ ثُمَّ الإِعْتِرافِ بِالذَّنْبِ وَ التَّوْبَةِ ثُمَّ الْمَسْأَلَةِ:

«مبادا هیچ یک از شما از خدا تقاضائى کند مگر این که نخست حمد و ثناى او را به جا آورد و درود بر پیامبر و آل او بفرستد، بعد به گناه خود نزد او اعتراف (و توبه) کند سپس دعا نماید».(13)

ب ـ پاکى اموال

در پاکى زندگى از اموال غصب، ظلم و ستم بکوشد، و تغذیه او از حرام نباشد از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُسْتَجابَ دُعائُهُ فَلْیُطَیِّبْ مَطْعَمَهُ وَ مَکْسَبَه: «کسى که دوست دارد دعایش مستجاب گردد باید غذا و کسب خود را پاک کند».(14)

ج ـ مبارزه با فساد

از مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق خود دارى نکند، زیرا آنها که امر به معروف و نهى از منکر را ترک مى گویند، دعاى مستجابى ندارند، چنان که از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده: لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُسَلِّطَنَّ اللّهُ شِرارَکُمْ عَلى خِیارِکُمْ فَیَدْعُو خِیارُکُمْ فَلایُسْتَجابُ لَهُمْ: «باید امر به معروف و نهى از منکر کنید و گرنه خداوند، بدان را بر نیکان شما مسلط مى کند و هر چه دعا کنند مستجاب نخواهد شد»!.(15)

در حقیقت، ترک این وظیفه بزرگ «نظارت ملى» نابسامانى هائى در اجتماع به وجود مى آورد که نتیجه آن خالى ماندن صحنه اجتماع براى بدکاران است، و دعا براى برطرف شدن نتایج آن بى اثر است; زیرا این وضع نتیجه قطعى اعمال خود انسان مى باشد.

د ـ عمل به پیمان هاى الهى

ایمان و عمل صالح و امانت و درستکارى یکى دیگر از شرائط استجابت دعا است; زیرا آن کس که به عهد خویش در برابر پروردگارش وفا نکند، نباید انتظار داشته باشد که مشمول وعده اجابت دعا از ناحیه پروردگار باشد.

کسى نزد امیر مؤمنان على(علیه السلام) از عدم استجابت دعایش شکایت کرده گفت: با این که خداوند فرموده: دعا کنید من اجابت مى کنم; چرا ما دعا مى کنیم و به اجابت نمى رسد؟!

امام در پاسخ فرمود: إِنَّ قُلُوبَکُمْ خانَتْ بِثَمانِ خِصال:

أَوَّلُها: أَنَّکُمْ عَرَفْتُمُ اللّهَ فَلَمْ تُؤَدُّوا حَقَّهُ کَما أَوْجَبَ عَلَیْکُمْ، فَما أَغْنَتْ عَنْکُمْ مَعْرِفَتُکُمْ شَیْئاً.

وَ الثّانِیَةُ: أَنَّکُمْ آمَنْتُمْ بِرَسُولِهِ ثُمَّ خالَفْتُمْ سُنَّتَهُ وَ أَمَتُّمْ شَرِیعَتَهُ فَأَیْنَ ثَمَرَةُ إِیمانِکُمْ.

وَ الثّالِثَةُ: أَنَّکُمْ قَرَأْتُمْ کِتابَهُ الْمُنْزَلَ عَلَیْکُمْ فَلَمْ تَعْمَلُوا بِهِ وَ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا ثُمَّ خالَفْتُمْ.

وَ الرّابِعَةُ: أَنَّکُمْ قُلْتُمْ إِنَّکُمْ تَخافُونَ مِنَ النّارِ وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ وَقْت تَقْدُمُونَ إِلَیْها بِمَعاصِیکُمْ فَأَیْنَ خَوْفُکُمْ؟

وَ الْخامِسَةُ: أَنَّکُمْ قُلْتُمْ إِنَّکُمْ تَرْغَبُونَ فِی الْجَنَّةِ وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ وَقْت تَفْعَلُونَ ما یُباعِدُکُمْ مِنْها فَأَیْنَ رَغْبَتُکُمْ فِیها.

وَ السّادِسَةُ: أَنَّکُمْ أَکَلْتُمْ نِعْمَةَ الْمَوْلى وَ لَمْ تَشْکُرُوا عَلَیْها.

وَ السّابِعَةُ: أَنَّ اللّهَ أَمَرَکُمْ بِعَداوَةِ الشَّیْطانِ وَ قالَ إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً فَعادَیْتُمُوهُ بِلا قَوْل وَ وَالَیْتُمُوهُ بِلا مُخالَفَة.

وَ الثّامِنَةُ: أَنَّکُمْ جَعَلْتُمْ عُیُوبَ النّاسِ نُصْبَ عُیُونِکُمْ وَ عُیُوبَکُمْ وَراءَ ظُهُورِکُمْ تَلُومُونَ مَنْ أَنْتُمْ أَحَقُّ باللَّوْمِ مِنْهُ فَأَیُّ دُعاء یُسْتَجابُ لَکُمْ مَعَ هذَا وَ قَدْ سَدَدْتُمْ أَبْوابَهُ وَ طُرُقَهُ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَصْلِحُوا أَعْمالَکُمْ وَ أَخْلِصُوا سَرائِرَکُمْ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَیَسْتَجِیبَ اللّهُ لَکُمْ دُعاءَکُمْ:

«قلب و فکر شما در هشت چیز خیانت کرده (لذا دعایتان مستجاب نمى شود):

1 ـ شما خدا را شناخته اید اما حق او را ادا نکرده اید، به همین دلیل شناخت شما سودى به حالتان نداشته!.

2 ـ شما به فرستاده او ایمان آورده اید سپس با سنتش به مخالفت برخاسته اید ثمره ایمان شما کجا است؟

3 ـ کتاب او را خوانده اید ولى به آن عمل نکرده اید، گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم سپس به مخالفت برخاستید!

4 ـ شما مى گوئید از مجازات و کیفر خدا مى ترسید، اما همواره کارهائى مى کنید که شما را به آن نزدیک مى سازد...

5 ـ مى گوئید به پاداش الهى علاقه دارید اما همواره کارى انجام مى دهید که شما را از آن دور مى سازد...

6 ـ نعمت خدا را مى خورید و حق شکر او را ادا نمى کنید.

7 ـ به شما دستور داده دشمن شیطان باشید (و شما طرح دوستى با او مى ریزید) ادعاى دشمنى با شیطان دارید اما عملا با او مخالفت نمى کنید.

8 ـ شما عیوب مردم را نصب العین خود ساخته و عیوب خود را پشت سر افکنده اید... با این حال چگونه انتظار دارید دعایتان به اجابت برسد؟ در حالى که خودتان درهاى آن را بسته اید؟

تقوا پیشه کنید، اعمال خویش را اصلاح نمائید امر به معروف و نهى از منکر کنید تا دعاى شما به اجابت برسد».(16)

این حدیث پر معنى با صراحت مى گوید:

وعده خداوند به اجابت دعا یک وعده مشروط است نه مطلق، مشروط به آن که شما به وعده ها و پیمان هاى خود عمل کنید در حالى که شما از هشت راه پیمان شکنى کرده اید، و اگر به این پیمان شکنى پایان دهید دعاى شما مستجاب مى شود.

عمل به دستورات هشتگانه فوق که در حقیقت شرائط استجابت دعا است براى تربیت انسان و به کار گرفتن نیروهاى او در یک مسیر سازنده و ثمربخش کافى است.

هـ ـ دعا و عمل

دیگر از شرائط استجابت دعا توأم گشتن آن با عمل و تلاش و کوشش است در کلمات قصار امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: الدّاعِی بِلا عَمَل کَالرّامِی بِلا وَتَر!: «دعاکننده بدون عمل و تلاش، مانند تیرانداز بدون زه است»!.(17)

با توجه به این که وَتَر (زه) عامل حرکت و وسیله پیش راندن تیر به سوى هدف است نقش «عمل» در تأثیر «دعا» روشن مى گردد.

 

نتیجه:

مجموع شرائط پنجگانه فوق روشنگر این واقعیت است که دعا نه تنها نباید جانشین اسباب طبیعى و وسائل عادى براى وصول به هدف گردد، بلکه براى اجابت آن باید در برنامه هاى زندگى دعا کننده دگرگونى کلى به عمل آید، روحیات شخص، نوسازى شود، و در اعمال پیشین تجدیدنظر گردد.

آیا چسبانیدن عنوان «مخدر» به دعا با چنین شرایطى نشانه بى اطلاعى و یا اعمال غرض نیست؟!

* * *

 


1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «عوالى اللآلى»، جلد 2، صفحه 82 (انتشارات سید الشهداء) ـ «بحار الانوار»، جلد 87، صفحه 53 ـ تفسیر «آلوسى» و دیگر تفاسیر، ذیل آیه مورد بحث.

2 ـ ق، آیه 16.

3 ـ «اصول کافى»، جلد 2، صفحه 470 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، صفحه 26، حدیث 8613 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 90، صفحات 295 و 299 ـ «الدعوات قطب راوندى»، صفحه 17 (مدرسه امام مهدى(علیه السلام)) ـ «فلاح السائل سید بن طاووس»، صفحه 28 (دفتر تبلیغات).

4 ـ انفال، آیه 24.

5 ـ «نیایش» نوشته طبیب و روان شناس مشهور «الکسیس کارل».

6 ـ «نیایش»، «الکسیس کارل».

7 ـ «اصول کافى»، جلد 2، صفحه 466، باب فضل الدعاء و الحث علیه، حدیث 3 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، صفحه 34، حدیث 8639 (چاپ آل البیت) ـ «عدّة الداعى»، صفحه 29 (دار الکتاب الاسلامى).

8 ـ «آئین زندگى»، صفحه 156.

9 ـ «آئین زندگى»، صفحه 152.

10 ـ نمل، آیه 62.

11 ـ «اصول کافى»، جلد 2، صفحه 473، باب الاقبال على الدعاء، (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، صفحه 54 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 90، صفحات 314 و 323.

12 ـ «کافى»، جلد 2، صفحه 473، حدیث 1 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، صفحه 53، حدیث 8702 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 90، صفحات 305 و 323.

13 ـ «سفینة البحار»، جلد اول، صفحات 448 و 449 ـ «کافى»، جلد 2، صفحه 484، حدیث 1، باب الثناء قبل الدعاء (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، صفحه 79، حدیث 8782 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 90، صفحات 312، 314 و 315 (با اندکى تفاوت).

14 ـ «سفینة البحار»، جلد اول، صفحات 448 و 449 ـ «بحار الانوار»، جلد 90، صفحه 372 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 7، صفحه 145، حدیث 8965 (چاپ آل البیت).

15 ـ «کافى»، جلد 5، صفحه 56، حدیث 3، باب الأمر بالمعروف و النهى عن المنکر (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 16، صفحه 118،

حدیث 21130 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 90، صفحه 378، و جلد 97، صفحه 93.

16 ـ «سفینة البحار»، جلد 1، صفحات 448 و 449 ـ «بحار الانوار»، جلد 90، صفحات 376 و 377 (با اندکى تفاوت) ـ «مستدرک»، جلد 5، صفحه 268،

حدیث 5841 ـ 3 (آل البیت) ـ «أعلام الدین»، صفحه 269 (آل البیت).

17 ـ «نهج البلاغه»، حکمت 337 ـ «من لایحضره الفقیه»، جلد 4، صفحه 416، حدیث 5904 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «وسائل الشیعه»،

جلد 7، صفحه 145 (آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 75، صفحه 60.

--------------------------

تفسیر قرآن کریم، آیت الله مکارم شیرازی

آخرین ویرایش در شنبه, 22 خرداد 1395 ساعت 16:13

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟