عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیة با تبیین تمایزها میان روشهای عقلی، علمی و اجتهادی در فهم قرآن کریم گفت: متأسفانه با وجود کارهای صورت گرفته در زمینه تفسیر عقلی، ضوابط، قواعد و قوانین این روش مدون و ضابطهمند نشده است.
حجتالاسلام والمسلمین حسین علویمهر، عضو هیئت علمی جامعة المصطفی(ص) العالمیة در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با بیان اینکه روش عقلی یکی از روشهای تفسیری در حال رواج است گفت: از این روش با تعبیرات گوناگونی در گذشته و حال یاد میشود.
وی با بیان اینکه این روش در چند دهه است که به صورت روشی مستقل در مباحث تفسیری به کار برده میشود عنوان کرد: پیش از این روش اجتهادی و عقلی را یکی میدانستند؛ زیرا عقل را از منابع اصلی و مهم در اجتهاد بر میشمردند.
علویمهر تصریح کرد: کسانی مانند آیتالله عمید زنجانی، آیتالله معرفت و برخی علمای اهل سنت در دهههای اخیر قائل به این موضوع بودند و این دو روش را یکی میدانند.
عضو هیئت علمی جامعة المصطفی (ص) با اشاره به رواج این روش اظهار کرد: در دیدگاه مستشرقان، روش عقلی همان روش علمی است و این دو را یکی میدانند و منظور از تفسیر علمی نیز تفسیر قرآن با علوم تجربی و انسانی است که البته بیشتر هم ناظر به علوم تجربی است.
علویمهر بیان کرد: این در حالی است که این دو روش در تفسیر از یکدیگر متفاوت هستند؛ چون تفسیر علمی بر اساس فرضیات علوم تجربی یعنی فرضیات و نظریات در زیستشناسی، فیزیک و ... پدید میآید در صورتی که تفسیر عقلی ارتباطی با علوم تجربی ندارد و ماهیت این دو روش تفسیری با هم متفاوت هستند.
عضو هیئت علمی المصطفی با بیان اینکه قول مشهور در روش تفسیر عقلی از سوی آیتالله العظمی جوادی آملی بیان شده است اظهار کرد: به باور ایشان، تفسیری عقلی است که بر برهان و استدلال منطقی استوار باشد؛ ما دو نوع عقل یکی مصباحی یعنی عقل ابزاری که همه افراد بشر با درجات متفاوت از آن برخوردار هستند و دیگری عقل برهانی داریم.
وی افزود: عقل ابزاری در همه جا کاربرد دارد و برای خرید و فروش روزانه و امور روزمره کارایی دارد، ولی اگر عقل، منبع و برهان باشد اساس معرفت عقلی را شکل میدهد؛ همچنین آیتالله مکارم، تفسیر عقلی را روشی میداند که مورد قبول خردمندان عالم است؛ یعنی به عرف عقلا بازگردانده است همچنین افرادی مانند آیتالله معرفت، مجموعه راهها برای استفاده عقلی، آیه و روایت در تفسیر را اجتهادی میدانند.
علوی مهر با بیان اینکه کسانی مانند شیخ طوسی، طبرسی و صاحب التحریر و التنویل برخی آیات مربوط به صفات خداوند را از راه برهان و استدلال مورد بررسی قرار دادهاند بیان کرد: این روش مختصرا در گذشته مورد استفاده بوده است، ولی در میان متاخرین رو به گسترش است.
وی افزود: به عنوان نمونه در آیه ۲۲ سوره انبیاء «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ» این آیه با قیاس استثنایی و برهان میتوان در اثبات خدا مورد استفاده قرار گیرد که برهان تمانع گویند یا با برهان امکان و وجوب که البته ممکن است به لحاظ فلسفی ایراداتی نیز به آن بگیریم، ولی روش عقلی و برهانی است.
وی ادامه داد: علامه طباطبایی در ذیل آیه ۱۲۴ بقره «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» برهان عقلی برای اثبات امامت آورده است؛ ایشان، انسانها را به سه دسته تقسیم کرده است؛ انسانهایی که در طول عمرشان عادل بودهاند؛ افرادی که نیمی از عمرشان در ظلم و نیمی در عدل سپری شده و کسانی که همه عمر را به ظلم و ستم سپری کردهاند؛ ایشان استدلال میکند که کدام یک از این انسانها از منظر فطرت و عقل بشری شایستگی بیشتری دارند و ایشان فردی را که در همه عمر عادل است مورد تاکید قرار میدهد.
علوی مهر بیان کرد: در حوزه اثبات معاد، توحید و نبوت و امامت نیز براهین و استدلالات زیادی میتوانیم بیاوریم که در قالب همین مسئله تفسیر عقلی میگنجد.
عضو هیئت علمی جامعه المصطفی (ص) با بیان اینکه البته تمام آیات را نمیتوان با این روش تفسیر کرد ادامه داد: مخصوصا آیاتالاحکام با روش عقلی قابل تفسیر نیست، زیرا استدلال برابر نیست مگر اینکه در مورد فلسفه احکام بحث عقلی هم صورت بگیرد، ولی بیشتر تابع تعبدیات است و علت منصوصه نداریم و این تفسیر به آن راهی ندارد؛ مگر اینکه علم، دیدگاهی را بیان کند که مطابق با شرع باشد مانند آنچه در مورد مسواک کردن و ضرورت آن مطرح میشود که در این صورت دیگر تفسیر ما عقلی نخواهد بود.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا ضوابط و قواعد این روش تدوین و یا منقح شده است عنوان کرد: متاسفانه در آغاز این راه هستیم؛ اینکه مقدمات و ضوابط و شرایط آن تدوین شود امری ضروری است و اگرچه این روش، شروع و کار هم شده است، اما به صورت ضابطهمند نیست.
....................














