احسن الحدیث

صفات ذاتى و عارضى

صفات ذاتی ، برای تمام حروف ده صفت ذاتی می باشد که پنج صفت ضدّ پنج صفت دیگرند . بنابراین هر حرف بیش از پنج صفت ندارد .

 

1 ـ شدّت   یعنی   سخت اداء شدن .

2 ـ رخوت   یعنی   نرم و سست اداء شدن .

3 ـ استعلا   یعنی    میل ببالا نمودن .

4 ـ استفلا   یعنی   میل بپائین دادن .

5 ـ اصمات   یعنی   سنگین اداء شدن .

6 ـ اذلاق   یعنی   به آرامی اداء کردن .

7 ـ جهر   یعنی    بلند خواندن .

8 ـ همس   یعنی   آهسته خواندن .

9 ـ انفتاح   یعنی   باز نمودن دهان .

10- اطباق   یعنی   طبق نمودن زبان .

اینک شرح آنها :

شدت : یعنی هر حرفی که هنگام اداء شدن از غایت شدت سدّ محل می کند و تا زبان ازمحل برداشته نشود صوت خارج نشود که تعداد آنها هشت حرفند و عبارتند از : ء ب ت ج د ط ق ک . ودر سه جمله خلاصه می شود : « قطب ، جد ، اکت » و بقیه حروف تماماً « رخوه » می باشند .

استعلاء: یعنی طلب بلندی کردن و در موقع تلفظ دهان پر می شود . تعداد آنها هفت حرفند و عبارتند از: خ ص ض ط ظ غ ق و بقیه حروف تماماً صفت استفلا دارند .

اذلاق : بمعنی تیزی و سبکی است که بسرعت از محل خود اداء می شود و تعداد آنها شش حرفند که عبارتند از ب د ف ل م ن و بقیه حروف صفت اصمات را دارند .

هَمس : بمعنی آواز خفیف و بی جوهر را گویند و تعداد آنها ده حرفند و عبارتند از : ت ث ح خ س ش ص ف ک ه و بقیه حروف صفت جهر  دارند .

اطباق : بمعنی طبق کردن و گود کردن زبان هنگام تلفظ می باشد که فقط چهار حرفند و عبارتند از :

ص ض ط ظ و بقیه حروف صفت انفتاح را دارند .

و اما صفت عارضی :

یعنی صفتی که جزء و ذات حروف نیست و دانستن آنها لازم است تعداد آن چهارده حرف و بشرح زیر می باشد .

1 ـ قلقله   یعنی   جنبانیدن حرف .

2 ـ صفیر   یعنی   صوت .

3 ـ لین   یعنی   نرم اداء نمودن .

4 ـ مخفیه   یعنی   آهسته و پنهان .

5 ـ انحراف   یعنی   منحرف نمودن .

6 ـ تکریر   یعنی   تکرار حرف .

7 ـ نبّره   یعنی   اظهار همزه .

8 ـ تفّشی   یعنی   پاشیدن حرف .

9 ـ استطال   یعنی   طلب درازی کردن .

10 ـ نفخ   یعنی   دمیدن .

11 ـ بحّه   یعنی   فشار در گلو .

12 ـ غنّه   یعنی   صوتی که از بینی خارج میشود .

13 ـ اشباع   یعنی   سیر نمودن حرف .

14 ـ اماله   یعنی   دهان را میل ببالا نمودن .

اینک شرح صفت عارضی:

قلقله : یعنی جنباندن و حرکت دادن زبان از محل حرف ، بدین معنی که هر حرفی را که بخواهیم اداء کنیم به محض رسیدن زبا ن به محل حرف اداء می شود ولی قلقله تا زبان از محل حرف برداشته نشود و صوت خارج نگردد حرف اداء نمی شود و این تکان کوچک که باعث شنیدن جزئی صدای کسره می شود و مستلزم اکمال اداء حرف است قلقله نام دارد فقط پنج حرف این صفت را دارند و عبارتند از ق ط ب ج د و در دو جمله خلاصه می گردد : « قطب جد » .

صفیر : بمعنی صوتی است که از درز دندانها خارج میشود و دارای سه حرف است و عبارتند از : « ص س ز »

لین : بمعنی نرمی صوت است که حروف ی  و واو ساکن ما قبل مفتوح میباشد که در موقع تلفظ به نرمی ادا می شود .

مخفیّه : یعنی آهسته و پنهان گفتن است که چهار حرف میباشد : « ه . ا . و . ی »

انحراف : یعنی منحرف شدن زبان بطرف جلو و کام بالا و مخصوص دو حرف است : « ل ، ر »

تکریر : عبارتست از تکرار حروف در محل خود و آن مخصوص حرف ( ر ) میباشد و باید خفی و ریز انجام گردد نه آنکه آنقدر درشت و آشکار باشد که چند ( ر ) شنیده شود .

نبره : مخصوص همزه می باشد که در حال سکون عارض میشود و باید کاملاً ظاهر گردد .

تفشی : یعنی پاشیده شدن حرف در دهان و آن مخصوص « ش » می باشد .

استطلال : یعنی طلب درازی کردن در محلّ خود مخصوص حرف « ض » می باشد .

نفخ : یعنی دمیدن است که مخصوص حرف : ( ث ـ ف ) می باشد .

بحّه : یعنی گرفتگی و خفگی صوت است هنگام ادا شدن و مخصوص حرف ( ح ) می باشد که باید در موقع تلفظ در گلو فشار داده شود .

غُنّه : عبارت از صوتی است که در سوراخ بینی پیچیده می شود و آن مخصوص حرف ( م ) و ( ن ) میباشد .

اشباع : سپر کردن حرف می باشد مثل : جآؤ ، فآؤ ، لهُ

اماله : در تجوید اماله مخصوص یک کلمه می باشد : مجریها ( در سوره هود ) الف میل به فتحه و سپس میل بکسره می کند و دهان باز می شود .

-----------

منبع

محتوای بیشتر در این بخش: « حروف شمسى و قمرى ترقيق و تفخيم »

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری