احسن الحدیث

کرامات علامه سید محمدحسین طباطبایی(ره)

به نام خدا

یکی از فضلای معاصر که چند سالی در محضر علامه درس خوانده می گوید: « یک وقت عازم زیارت بیت الله الحرام بودم، برای عرض سلام و خداحافظی خدمت علامه رفتم و گفتم نصیحتی بفرمایید که به کارم بیاید و توشه راهم باشد. این آیه مبارکه را قرائت فرمودند: « فاذکرونی اذکرکم: به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم. بقره/۱۵۲ » علامه می افزاید: « به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایی می یابد و اگر در کاری مانده است خداوند نمی گذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد خدایی که دارای اسماء حسنی است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود. »

***

هنگامی که مرحوم علامه پاسخ نامه دوست خود، آیت الله مرندی را نوشته و در پاکت می گذارد و به یکی از بستگان مرحوم مرندی می دهد تا به وی برساند، آن شخص به علامه عرض می کند: آقا! مطلبی هم برای من بنویسید. علامه طباطبائی تکه کاغذی برداشته و با خط زیبای خودشان می نویسند: « خدا را فراموش مکن! »

***

حجت الاسلام صحفی می گوید در اواخر عمر مبارک علامه، از ایشان خواستم برای آرامش قلب، دستوری بفرمایند، فرمودند: « دست را روی سینه بگذار و سه ـ چهار بار نشسته و ایستاده ( یا فرمود: ایستاده و نشسته ـ که یادم نیست ـ) این آیه را بخوان : « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله؛ ألا بذکر الله تطمئن القلوب: کسانی که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد. رعد/۲۸ » و من اثر این دستور را هم دیدم….

قرآن

استاد امجد می گوید: « هرگاه از ایشان می پرسیدم: چگونه قرآن بخوانیم؟ می فرمودند : « توجّه داشته باشید که کلام الله است. » در اینجا مناسب است به دو روایت بسیار لطیف و عمیق اشاره شود که اگر معنای ژرف و خاص « تجلی» را بدانیم و التفات داشته باشیم که کلام از متکلم جدا نیست، آن دو را جامع ترین روایت در معرفی قرآن خواهیم دانست:

۱- حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام می فرمایند: « فتجلی ـ سبحانه ـ لهم فی کتابه من غیر أن یکونوا رأوه بما أراهم من قدرته: پس خداوند سبحان، در کتابش (قرآن) بر بندگان، بی آن که [ بتوانند] او را ببینند، تجلی کرد به آنچه از توانایی اش به آنان نشان داد. » ۲- حضرت صادق علیه السلام فرمودند: « (والله) لقد تجلی الله لخلقه فی کلامه ولکنهم لایبصرون: ( به خدا قسم که) خداوند در سخن خویش (قرآن) بر آفریدگان خود تجلی کرده، اما آنان او را نمی بینند ( و توجه ندارند.) »

***

نجمه السادات طباطبائی (فرزند علامه) از قول پدر می گوید: « بشر باید عاطفه داشته باشد کسی که عاطفه ندارد، یعنی با قرآن دوست نیست!»

اهل بیت (ع)

علامه می فرمود: « ما هر چه داریم از اهل بیت پیامبر علیهم السلام داریم… ما همه آبروی خود را از محمّد و آل محمّد علیهم السلام کسب کرده ایم. »

والدین

استاد امجد نقل می کردند: شخصی به مرحوم علامه عرض کرد: « با این پدر و مادرهای پرتوقع چه کنیم؟ ایشان فرمودند: « غیبت پدر و مادرها را نکنید! »

مراقبه و خودسازی

علامه می فرمود: « در شب و روز زمانی را برای حسابرسی خود قرار بدهید و ببینید که این بیست و چهار ساعت چگونه بر شما گذشته، اهل محاسبه باشید، همانطور که یک بازرگان، یک کاسب، دخل و خرج خود و صادرات و واردات خود را حساب می کند، شما ببینید در شبانه روزی که بر شما گذشته چه چیزی اندوخته اید، چه گفته اید، یک یک رفتار و گفتارتان را حساب برسید، از نادرستی ها استغفار کنید، و سعی کنید تکرار نشود، و برای آنچه شایسته و صالح و به فرمان حاکم عقل بود خدا را شاکر باشید، تا به تدریج برای شما تخلق به اخلاق ربوبی ملکه بشود. »

***

آیت الله استاد حسن زاده آملی می فرماید: یکی از کلمات قصار علامه طباطبایی، این بود که: « ما کاری مهم تر از خودسازی نداریم. » { البته این نه به این معناست که انسان همه کارها و وظایفش را کنار بگذارد و برود یک گوشه ای مشغول خودسازی شود، بلکه خودسازی اصلی در اجتماع بودن و به وظایف خود عمل کردن و گناه نکردن است. }

***

علامه می فرماید: « تخم سعادت، مراقبت است. مراقبت یعنی کشیک نفس کشیدن. یعنی حریم دل را پاسبانی کردن. یعنی سر را از تصرفات شیطانی حفظ داشتن. پاسبان حرم دل بودن. این تخم سعادت را باید در مزرعه دل کاشت و بعد به اعمال صالحه و آداب و دستورات قرآنی ، این نهال سعادت را پروراند. »

***

مهم ترین وظیفه انسان از دیدگاه علامه:

« ما بزرگترین و مهمترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شئون زندگی ما مهم تر از آن نیست، اینست که خودمان را درست بسازیم. »

***

اواخر عمر مبارکشان دائم می فرمودند: « توجه! توجه!»  و این، فراتر از « تذکر» و « تفکر» است.

***

علامه می فرمودند: « بزرگترین (و سخت ترین) ریاضت ها، همین دینداری است. » در روایتی از حضرت امیر علیه السلام هست که می فرماید: « الشریعة ریاضة النفس: آیین اسلام و احکام آن، ریاضت و ورزیدگی نفس می آورد. »

از خود بطلب هر آنچه خواهی!

آیت الله حسن زاده به نقل از علامه می فرمود: « ما سرانجام هر چه را در « خارج» می جستیم، در « درون» یافتیم. » بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست /  از خود بطلب هر آنچه خواهی، که تویی

کشف حقایق

آیت الله طباطبائی می فرمود: « هنگامی که حقایق برای سالک کشف می شوند، به صورت هایی رخ می نمایند، و در ابتدای امر، تمثلات رعد و برق و لرزه و مانند این ها، روی می دهد ودر این حال کشف مثال ها و صورت هایی پیش می آیند و انسان، موفق به زیارت جمال مبارک رسول اکرم و امامان علیهم السلام می شود… »

دنیا

ایشان می فرمود: « عناوین دنیوی، اگر وفا و دوام داشته باشند تا لب گورند و نوعاً هم، بی وفا هستند، بعد از آن مائیم و ابدِ ما. »

آخرت

استاد حسن زاده آملی نقل می کردند: خداوند درجات ایشان را متعالی بفرماید که لفظ « ابد» را بسیار بر زبان می آورد و در مجالس  خویش چه بسا این جمله کوتاه و سنگین و وزین را به ما القا میفرمود که: « ما ابد در پیش داریم. هستیم که هستیم. »

« انما تنتقلون من دارالی دار » انسان از بین رفتنی نیست، باقی و برقرار است، منتها به یک معنی لباس عوض می کند و به یک معنی، جا عوض می کند.

منزل پرخطر سلوک!

آیت الله مصباح نقل می کنند: « آقایی در قم بود که آلبومی از عکس های همه بزرگان و علما درست کرده بود. از هر یک از علما و مراجع عکسی همراه با امضایی از آنان تهیه کرده بود.

از من خواستند که عکسی هم از علامه برایش بگیرم … مرحوم علامه هم عکسی از خودشان را دادند و پشت آن، [ این] شعر حافظ را نوشتند.

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه عشق نمودم به تو هان! سهل مکن ورنه تا بنگری از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کِی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

اثر اعمال بر هستی

استاد امجد از قول علامه می گوید: « اگر یک کاه برداری، در همه عالم(هستی) اثر میگذارد! » { پس گناه کردن چه اثری بر هستی میگذارد؟ }

اثر سوء عصبانیت

استاد فاطمی نیا به نقل از علامه می فرمود: « گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را به عقب می اندازد. »

اثر غذا

به استاد طباطبائی عرض شد: « شاعری مدعی است که مشاهداتی دارد و … » ایشان فرمود: « یک وعده خوراک کامل به او بدهید! » وقتی غذا را به وی رساندند و سیر خورد، پرسیدند: « حالا هم چیزی می بینی؟ » گفت: « نه؛ آن حالت از بین رفت. »

اثر گناه غیبت

حجت الاسلام سید احمد فاطمی نقل میکند: در اوایل طلبگی ام، روزی مرحوم علامه به حجره ام تشریف آوردند و فرمودند: « به ظاهر در این جا غیبت شده است! » گفتم: بله؛ پیش از آمدن شما، چند نفر که درسشان از من بالاتر بود، این جا بودند و غیبت کسی را کردند. علامه فرمودند: « باید می گفتی از این جا بروند، این حجره دیگر برای درس خواندن مناسب نیست؛ اتاق خود را عوض کن. »

درس اخلاق

و می فرمود: « درس اخلاق، گفتنی نیست، عمل است. »

زیارت اهل قبور

علامه هر شب جمعه به زیارت اهل قبور می رفت و معتقد بود: « رفتن به قبرستان در سازندگی انسان مؤثر است. »

دعای سحر

علامه حسن زاده آملی می نویسد: وقتی به حضور شریف علامه طباطبایی، تشرف حاصل کرده بودم و عرض حاجت نمودم، فرمود: « آقا دعای سحر حضرت امام باقر علیه السلام را فراموش نکن که در آن جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفی از حور و غلمان نیست اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین تر است. »

فلسفه

استاد علی احمدی می گوید: وقتی دروس سطح را خدمت علامه طباطبائی تمام کردم، از ایشان پرسیدم: « فلسفه بخوانم یا نه؟ » فرمودند: « اگر می خواهی بخوانی [ تا جایی که] صاحب نظر شوی، بخوان؛ و اگر حوصله نداری و صرفاً می خواهی چند اصطلاح را یاد بگیری، نخوان. »

مطالعه کتاب شریف بحارالانوار

حجت الاسلام قرائتی نقل می کند که روزی در مسیر راه به علامه طباطبائی(ره) برخوردم. از ایشان خواستم مرا نصیحت کند. ایشان فرمود: « بحار الانوار را زیاد مطالعه کنید و از روایت های آن ساده نگذرید. »

تألیف و نویسندگی

حجت الاسلام ضرابی می گوید علامه می فرمود: « هرج و مرج علمی شده و هر کس دست به قلم برده و … »؛ لذا به اینجانب سفارش می فرمود: « تا خوب پخته نشدید، دست به قلم نبرید و کتاب به جامعه عرضه نکنید. »

مکاتبه یک جوان با علامه

- نامه جوان: « محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. جوانی هستم ۲۲ ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند. درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. ۲۳/۱۰/۱۳۵۵ داود نور محمدی

- توصیه علامه به جوان « السلام علیکم برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از ۲۰ روز، حالات خود را برای بنده بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود. والسلام علیکم محمد حسین طباطبایی. »

منبع : http://hosein6063.parsfa.com

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری