احسن الحدیث

بروجردی، میرزا عبدالحسین

بروجردی، میرزا عبدالحسین

نام های دیگر: «صاحب الداری»

موطن: بروجرد

نام پدر : آخوند ملاّ علی

تاریخ وفات: ۱۳۷۷ قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۱۳

مقدّمه:

از شهر بروجرد، رجال و نوابغ علمی و معنوی بزرگی برخاسته اند؛ از جمله مرحوم سیدبحرالعلوم، صاحب کرامات و آیةالله العظمی بروجردی، مرجع نامدار جهان تشیّع.

عالم ربّانی، مرد اخلاق، علم و تقوا حاج شیخ عبدالحسین بروجردی معروف به «صاحب الداری» در سال ۱۳۰۸ ق. در این شهر، در خانواده متدیّن و روحانی دیده به جهان گشود.

علت این که ایشان در میان طلاب و علما به «صاحب الداری» مشهور بود، طبق نقل فرزند بزرگوارش، این است که او به حضرت ولیّ عصر(عجّ) عشق و ارادت عجیبی داشت. به همین جهت، این لقب را که از القاب امام زمان(ع) است، برای خود انتخاب کرد.(۱)

صفحه ۲۳۳

پدر و تحصیلات

پدر بزرگوار این عالم جلیل القدر، مرحوم آخوند ملاّ علی بروجردی، یکی از عالمان متقی و با صفای بروجرد به شمار می رفت و به سبب داشتن حالات معنوی توأم با مناجات، مورد احترام اهالی آن سامان بود و کتابی خطّی از آن مرحوم در باره «دعا» به یادگار مانده است.

صاحب الداری بعد از نشو و نما به امر پدرش، تحصیلات ادبیات و مقدمات را در زادگاهش بروجرد، نزد اساتید بزرگوار آن دیار به اتمام رسانید. آن گاه به سلطان آباد ارک، که مرکزیت علمی خاصّی داشت، هجرت نمود و سطوح علوم اسلامی را در محضر آیات بزرگوار: آقا نورالدّین عراقی و آخوند ملاّ علی عراقی فرا گرفت؛ تا این که آیة الله العظمی حائری یزدی از کربلا به ارک آمد و مرحوم صاحب الداری به اتفاق بسیاری از فضلا و بزرگان آن عصر، به مدت هشت سال در درس خارج فقه و اصول او شرکت کرد. وی ضمن تحصیل، سطوح پایین تر را برای عدّه ای از طلاب تدریس می کرد و همچنین از طرف آیةالله حائری یزدی تقسیم شهریه طلاب ارک را بر عهده داشت؛ مسئولیت تقسیم شهریه، بعد از هجرت آن بزرگوار به قم تا پایان عمر او ادامه داشت.

البته امروزه در حوزه های علمیه، سمت مُقسّم شهریه بودن، ارزش ویژه ای ندارد؛ اما در زمان های گذشته معمولاً بزرگان و زعمای حوزه کسانی را برای این سمت بر می گزیدند که علاوه بر جهات علمی، خوش برخورد و بردبار، دارای مدیریت، خوش نامی و صفای نفس باشند. آنان که آن مرحوم را دیده اند، همگی معترفند که وی همه این ویژگی ها را داشته است.

صفحه ۲۳۴

هجرت به قم

دو ماه بعد از مهاجرت آیةالله حائری یزدی به قم، صاحب الداری نیز به قصد فیض بردن از دانش بی پایان استاد گرانمایه اش، راهی شهر مقدّس قم می شود و در این شهر رحل اقامت می افکند.

صاحب آثار الحجة می نویسد:

«آقای حاج میرزا عبدالحسین بروجردی، معروف به صاحب الداری، که مُقسّم ایشان (آیةالله حائری یزدی، مؤسّس حوزه علمیه قم) در ارک بودند، برای نگارنده گفت که: بعد از توقف ایشان، اوّل کسی که به ایشان پیوست، بنده بودم با جناب حجةالاسلام آقای حاج میرزا هدایت الله وحید گلپایگانی که کنون سکن تهرانند. پس از آنکه تا دو ماه شهریه به امر ایشان به محصلین ارک را پرداختم و بعد از آنکه خدمت ایشان رسیدیم، فرمودند: «ما ماندنی شدیم؛ اگر شما هم بخواهید بمانید؛ خدکریم است، بروید خانواده خود را بیاورید.» پس آقای حاج میرزا هدایت به ارک رفته و رفقا و اصحاب آیةالله حائری را از قضیّه اطلاع داده و خانواده خود و مرا به قم آورد و کم کم رفقای ارک به قم آمده و رفته رفته حوزه علمیه قم تأسیس گردید و پیش بینی ها و پیش گویی های حضرات معصومین(ع) مصداق یافت.»(۲)

آیة الله صاحب الداری بعد از ورود به حوزه قم، در درس آیةالله حائری شرکت کرد و خود، به تدریس سطوح پایین تر پرداخت. جمعی از بزرگان و فضلای نامدار از محضر پرفیض وی بهره علمی و معنوی فراوانی بردند که از میان آنان می توان به آیات بزرگوار: فقیهی بروجردی،

صفحه ۲۳۵

شیخ غلامرضا انجدانی، مرحوم علمی ارکی و… اشاره داشت.(۳)

حاج علی آقا صاحب الداری، فرزند برومند آن بزرگوار می فرماید:

«حضرت آیةالله بهاء الدینی به من فرمودند که: من درس مرحوم آقای والدتان را دیده بودم که جمع کثیری از طلاب و فضلا در آن شرکت می کردند.»

آیةالله صاحب الداری علاوه بر تحصیل و تدریس، مشاغل گوناگون دیگری را در حوزه بر عهده داشت و منشأ خدمات فراوان علمی و معنوی بود. فرزند وی این مشاغل را چنین بر شمرده است:

۱- تقسیم شهریه

(۴) این امر تا پایان عمر استاد بزرگوارش و نیز در زمان حیات آیةالله بروجردی ادامه داشت.

۲- مدیریت مدارس

مرحوم صاحب الداری بعد از ورود به قم، از طرف آیةالله حائری یزدی اداره طلاب فیضیّه و مدرسه دارالشفاء را بر عهده گرفت و زحمات زیادی را به جان خرید تا این مدارس را به شکل آبرومندی درآورد؛ زیرا برخی از حجرات آنها به قهوه خانه تبدیل شده بود و قسمتی دیگر، محلّ استراحت خدّام حرم و مابقی آن، متروک و غیر قابل استفاده گردیده بود. وی علاوه بر به دست گرفتن امور مدارس و بیرون راندن بیگارگان و سکنا دادن طلاب، در ساختن قسمت فوقانی مدرسه فیضیّه و دارالشفاء به مرحوم آیةالله حائری کمک شایانی کرد؛ در حقیقت، متولّی ساخت و ساز مدرسه هم بود. تولیت این مدارس در زمان آیات ثلاث(۵) بر عهده وی بود. در زمان مرجعیت آیة الله بروجردی، علاوه بر این دو مدرسه،

صفحه ۲۳۶

تصدی مدرسه «خان» هم به ایشان واگذار شد. یکی از بزرگان می فرمود:

«شاید کسی به اندازه مرحوم آیةالله صاحب الداری به عالم اسلام و روحانیت خدمت نکرده است؛ زیرا با اینکه خانواده ایشان در قم بودند؛ حجره ای را در مدرسه فیضیّه در اختیار داشت که بیشتر اوقات شبانه روز را در مدرسه به سر می برد و به رتق و فتق امور طلاب می پرداخت. گاهی نیمه های شب، طلاب مراجعه می کردند و او با کمال خوشرویی و با نهایت ادب و احترام حوائج آنان را برآورده می ساخت و همواره از این امر خوشنود بود.»

۳- پیگیری امور نظام وظیفه طلاّب

(۶) وی، این وظیفه سنگین و حساس را که در زمان آیةالله حائری و نیز آیات ثلاث و آیةالله بروجردی بر عهده داشت، به خوبی به انجام رساند. با این که در زمان رضاخان و بعد از او روحانیت با مشکلات و محدودیت های فراوانی مواجه بود، اما او توانست ضمن حفظ شئون محصّلان علوم دینی، منشأ خدمات ارزنده ای گردد.

۴- مسئولیت کتابخانه مدرسه فیضیّه

این مسئولیت از همان زمان آیةالله حائری بر عهده وی بود. نگهداری و جمع آوری کتاب ها و پرداختن به سایر امور مربوط به کتابخانه، از جمله وظایف او به شمار می رفت. شاید یکی از علل ماندگاری ایشان در اغلب اوقات شبانه روز در حجره خود در مدرسه فیضیّه، رسیدگی به امور طلاب و بویژه تهیه و تحویل کتاب های مورد نیاز آنان بوده است.

۵- عضویت در کمیسیون رسیدگی به شکایات و امتحانات

آیةالله بروجردی به نظم و برنامه ریزی در حوزه بسیار علاقه مند بود

صفحه ۲۳۷

و بارها می فرمود: «حوزه به روی اشخاص مختلف باز است؛ افراد صالح و ناصالح از هم ممتاز نمی شوند؛ ای کاش نظمی بود و برنامه ای!» ایشان برای رسیدن بدین مقصود، گروهی از علمای برجسته را مأمور ساخت تا پس از مشورت، دیدگاه های اصلاحی خود را ارائه دهند. این گروه که اصطلاحاً به «هیئت حکمه» معروف بود، وظیفه داشت با رعایت مصالح حوزه، عمل کند. اعضای این هیئت عبارت بودند از آیات عظام: امام خمینی، حاج شیخ مرتضی حائری، حاج سید احمد زنجانی، حاج سیدابوطالب مدّرسی، شیخ فاضل قفقازی، حاج شیخ عبدالحسین فقیهی، حاج سید زین العابدین کاشانی، سید محمد یزدی (داماد)، حاج شیخ ابوالقاسم اصفهانی، حاج سید مرتضی مبرقعی، حاج مصطفی صادقی، آقای قاضی تبریزی، حاج میرزا محمود روحانی، حاج ریحان الله گلپایگانی، سلطانی طباطبایی و حاج عبدالحسین صاحب الداری.

جلسات گروه، هر شب در مدرسه حاج ملاصادق برگزار می شد، یکی از برنامه های هیئت، موضوع امتحانات حوزه بود که بر اساس آن مواد امتحان، سطوح مختلف تحصیل (که عبارت بود از سه سطح)، مدت تحصیل، درس های اصلی و جنبی و کتاب های مربوط به هر سطح تعیین گردید. از میان اعضای هیئت تعدادی به عنوان مسئول امتحانات برگزیده شدند که عبارت بودند از آیات بزرگوار: حاج فقیهی رشتی، فاضل قفقازی، قاضی تبریزی، حاج شیخ ابوالقاسم نحوی، میرزا عبدالحسین صاحب الداری، سیدمحمدباقر سلطانی طباطبایی، مبرقعی، حاج شیخ مرتضی حائری، حاج شیخ ابوالقاسم اصفهانی و حاج سید زین العابدین کاشانی (۷).

صفحه ۲۳۸

۶- رفع مشکلات حوزه

مرحوم آیةالله صاحب الداری در امور رفاهی طلاب هم نقش به سزایی داشتند. حاج علی آقا، فرزند آن بزرگوار در این زمینه، دو خاطره زیر را نقل کرده است:

* روزی در ایوان حجره مدرسه فیضیّه ایستاده بودم که مرحوم والد آمد. دیدم ناراحت است. پکتی را به من داد و فرمود: برو به فلان حجره و این مبلغ را به فلانی بده! وقتی علت ناراحتی را سؤال کردم، فرمود: دو روز است که او غذا نخورده است؛ چرا من زودتر نفهمیدم؟ و اینکه وجه کمی بود، از این بابت هم متأثّر بود. وقتی پول را به آن طلبه رساندم، او هم ناراحت شد. گفتم: چرا ناراحت هستید؟ گفت: ناراحتی من از این است که چطور و چرا دیگران این موضوع را فهمیده اند؟!

* عامل پخش قند و شکر قم، شکری را به طلاب سکن مدرسه فیضیّه و دارالشفاء داده بود که این شکر هم تر بود و هم زرد؛ که طلبه ها به پدرم گله کردند. پدرم دستور داد شکرها را جمع کنند و به عامل پخش بازگردانند. سپس تلگرافی را برای قوام السلطنه بدین مضمون به تهران مخابره کردند:

«شما می دانید که قم با بی آبی و عطش مواجه است؛ از شما تشکر می کنم که شکر تر را به طلبه های قم دادید تا رفع عطش و بی آبی آنان شود.»

وقتی قوام السلطنه این تلگراف را خواند، فوری دستور تعویض رئیس دارایی را صادر کرد.(۸)

این گونه برخوردهای مرحوم آیةالله والد با صاحب منصبان اداری،

صفحه ۲۳۹

خصوصاً دائره مشمولین فراوان داشتند. (گفتنی است که آیةالله صاحب الداری این شکر را با واریز کردن پول از اداره دارایی قم در آن زمان خریده بود و این اداره قصد داشت تا این گونه روحانیت را تحقیر کند؛ اما درایت و سرعت عمل آیةالله صاحب الداری مانع این عمل شد.)

برخی صفات اخلاقی

اخلاص و فروتنی

مرحوم آیةالله صاحب الداری مردی مخلص و بی ریا و شیفته خاندان عصمت و طهارت بود. هنگامی که مرحوم آقا قوام وشنوه ای را برای روضه دعوت می کرد، در همان حجره برای ایشان روضه خوانی می کرد و می رفت. با اینکه مسئولیت مدارس، نظام وظیفه، رسیدگی به شکایات، امتحانات و کتابخانه را بر عهده داشت، ولی همواره خود را خادم طلاب می خواند و بر آن مباهات می کرد. وی در زمان حیات خود، خدمات فراوانی انجام داد که پس از مرگش معلوم شد از سوی او بوده است.

احترام به بازماندگان روحانیان

زندگی اغلب طلاب بسیار دشوار و در آمدشان منحصر به شهریه بود. از این رو، خانواده های آنان به سختی امرار معاش می کردند؛ خصوصاً خانواده هایی که سرپرستشان رحلت می کرد؛ چون شهریه هم قطع می شد، زندگی بر آنان بسیار مشکل و طاقت فرسا می گردید. مرحوم صاحب الداری به چنین خانواده هایی احترام فوق العاده ای قائل بود و می کوشید مشکلاتشان را رفع کند. اگر متوفّا از اساتید ایشان بود، حتی برای بچه های کوچک آنان، تمام قد برمی خاست و احترام می کرد و مورد

صفحه ۲۴۰

تفقّدشان قرار می داد.

گشاده رویی با خانواده

آقای صاحب الداری می گوید:

«مرحوم والد با وجود مشاغل زیاد و حشر و نشر با افراد مختلف و فشار کارهای زیاد، در منزل با همه افراد خانواده با کمال خوش رویی و صفا و صمیمیت برخورد می کرد؛ به طوری که اگر کسی او را نمی شناخت، فکر می کرد هیچ مشغله یا مسئولیتی ندارد که چنین راحت و شاد و خندان و سرحال است. او سعی داشت تا خستگی کار را به محیط خانواده نیاورد.»

رؤیای صادق

حاج علی آقا صاحب الداری می گوید:

«مرحوم آیةالله حاج آقا جواد جزایری، از علمای بزرگ خرّم آباد، در پیام تسلیتی، برایم نوشتند: من در شب وفات، ایشان را خواب دیدم و گفتم: مدتی هست که خدمت شما نرسیده ام. این دفعه ان شاء الله در قم خدمتتان خواهم رسید. ایشان فرمود: من دیگر در قم نیستم، بلکه در نجف اشرف در جوار آقا امیرالمؤمنین(ع) هستم. بیدار شدم و از این رؤیا تعجّب کردم؛ چون از رحلت ایشان خبر نداشتم. بعد از دو روز، خبر رحلت ایشان به من رسید.»

دیگر این که: «مرحوم آیةالله فکور یزدی که بسیار مقدّس بود، به من فرمود: من در نجف بودم. شبی به فکر افتادم که به نیابت از دوست بزرگوارم آقای صاحب الداری در حرم حضرت امیر(ع) زیارتنامه ای بخوانم. همان شب در خواب ایشان را دیدم که به من فرمود: من دیگر در

صفحه ۲۴۱

قم نیستم؛ بلکه در نجف اشرف و در خدمت آقا هستم.»

تأثیر زیارت قبر پدر

حاج علی آقا، فرزند بزرگ مرحوم میرزا عبدالحسین صاحب الداری، خاطره جالبی را نقل کرده است که نقل آن بی فایده نیست. ایشان می گوید:

«من در حدود سی سال است که با عارف بزرگ و مرجع بزرگوار تقلید، حضرت آیةالله بهجت همسایه دیوار به دیوار هستم و از ایشان خاطرات زیادی دارم؛ از جمله اینکه:

قبل از انقلاب برای این جانب مشکلی پیش آمد که برای حلّ آن می بایست صبح ها خیلی زود از قم به ساوه می رفتم و غروب، پاسی از شب گذشته، برمی گشتم. این کار بیش از یک ماه طول کشید و در این ایّام حتّی فرصت نکردم برای زیارت اهل قبور – خصوصاً به زیارت والد بزرگوارم – بروم؛ تا اینکه یک روز بر اثر کسالتی مردّد بودم به ساوه بروم یانه؟ در این حال، دیدم درِ منزلمان به صدا درآمد. رفتم در را باز کردم، دیدم حضرت آیةالله العظمی بهجت – مدّظلّه العالی – هستند. سلام و احوالپرسی کردند و بدون مقدمه فرمودند: شما چرا به زیارت اهل قبور نمی روید؟ گفتم: آقا! الآن یک ماه است که به ساوه می روم و فرصت پیدا نمی کنم. فرمودند: دیگر لازم نیست به ساوه بروید؛ اگر می خواهید گرفتاریتان رفع شد، به زیارت پدرتان بروید؛ مشکل تان حل می شود و من با ارتباطی که دارم، فهمیدم که شما به سر قبر ایشان نمی روید!»

همچنین آیةالله بهجت – دام ظلّه – به مناسبتی به من فرمود:

«من دیشب مرحوم حاج آقا (صاحب الداری) را در خواب دیدم. از ایشان در باره آیةالله بروجردی در آنجا سؤال کردم، فرمودند: وضعشان

صفحه ۲۴۲

خیلی خوب است و در درجات بالا هستند. بعد، از مرحوم آیةالله سیدابوالحسن اصفهانی سؤال کردم، فرمودند: ایشان هم موقعیت و درجات بسیار بالایی دارند. آن وقت از کسی که خیلی معروف تر از اینها بود، سؤال کردم، ایشان اظهار بی اطلاعی کردند و فرمودند: من از ایشان اطلاعی ندارم.»(۹)

رحلت

آیةالله میرزا عبدالحسین صاحب الداری پس از عمری تلاش و خدمت به اسلام و روحانیت، سرانجام در روز شهادت امام و مولایش امام هادی(ع) در ۳ رجب ۱۳۷۷ ق. دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت الهی پرگشود. جنازه آن بزرگوار را با شکوه تشییع کردند و حضرت آیةالله بروجردی بر آن نماز گزاردند.(۱۰) سپس در بالا سر حرم مطهر حضرت معصومه(س)، سمت راست قبر استاد گرانقدرش آیةالله حائری یزدی، مؤسّس حوزه علمیه قم و در ردیف مرقد آیة الله گلپایگانی، به خک سپرده شد.

به دستور حضرت آیةالله مرعشی، بر سنگ قبر او نوشته شده است:

«هوالباقی. قد ثوی فی هذا المضجع العالم الجلیل و الفاضل النّبیل حجةالاسلام و المسلمین الحاج میرزا عبدالحسین صاحب الداری نجل المرحوم الملاّ علی البروجردی(قدس سره) و قد افنی عمره فی خدمة المجمع العلمی ببلدة قم و کم له من حقّ علی المشتغلین لاهتمامه بشئونهم – حشره الله مع موالیه – و کانت وفاته یوم الجمعه، ۳ رجب ۱۳۷۷٫»

در پی ارتحال این عالم وارسته که در مشاغل گوناگون مدیریتی،

صفحه ۲۴۳

اجرایی، علمی و… خدمات شایانی داشت، آیةالله بروجردی پیام تسلیتی برای خانواده محترم وی ارسال داشت و مجلس فاتحه ای در مدرسه فیضیّه برگزار کرد. به دنبال آن، مجالس متعدّد فاتحه از سوی علما، مراجع، طلاب، فضلا و بازاریان در قم و نیز در شهرستان بروجرد به پا شد.

پی نوشت ها:

۱ – علامه دهخدا؛ «صاحب الدار» را از القاب امام زمان دانسته است؛ مثل صاحب الزمان(لغتنامه، ج ۹، ص ۱۳۰۰۹).

۲ – مآخذ این مقاله علاوه بر مصاحبه نویسنده با فرزند بزرگوارش، حاج علی آقا صاحب الداری، از این قرار است.

۳ – تاریخ بروجرد، دانشمندان بروجرد از قرن چهارم تا عصر معاصر، غلامرضا مولانا، ص ۵۹۹ و ۶۰۰ .

۴ – آثار الحجة، محمد شریف رازی، ج ۱، ص ۱۷ .

۵ – همان، ج ۲، ص ۵۶ .

۶ – آیات عظام: صدر، حجّت کوه کمره ای و خوانساری .

۷ – گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، ج ۱، ص ۲۸۸ و ۲۹۲ .

۸ – همان، ج ۲، ص ۸۹ .

۹ – مجله حوزه، ش ۴۴ – ۴۳، ویژه نامه سی امین سال درگذشت آیةالله العظمی بروجردی، ص ۱۰۶ .

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری