احسن الحدیث

خطبه دویست و بیست و دو، بخش اول

 

إِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّکْرَ جِلاَءً لِلْقُلُوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ، وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ، وَ تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ، وَ مَا بَرِحَ لِلّهِ ـ عَزَّتْ آلاَؤُهُ ـ فِی الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ، وَ فِی أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِی فِکْرِهِمْ، وَ کَلَّمَهُمْ فِی ذَاتِ عُقُولِهِمْ، فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ یَقْظَة فِی الاَْبْصَارِ وَ الاَْسْمَاعِ وَ الاَْفْئِدَةِ، یُذَکِّرُونَ بِأَیَّامِ اللّهِ، وَ یُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ، بِمَنْزِلَةِ الاَْدِلَّةِ فِی الْفَلَوَاتِ. مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَیْهِ طَرِیقَهُ، وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ یَمِیناً وَ شِمَالاً ذَمُّوا إِلَیْهِ الطَّرِیقَ، وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَکَةِ، وَ کَانُوا کَذلِکَ مَصَابِیحَ تِلکَ الظُلُمَاتِ، وَ أَدِلَّةَ تِلْکَ الشُّبُهَاتِ.

خداوندى منزّه و برتر، ياد خود را مايه جلاى قلبها قرار داده که بر اثر آن گوش، پس از سنگينى (بر اثر غفلت) شنوا شود و چشم پس از کم سويى بينا گردد و از لجاجت و عناد به انقياد و اطاَعت باز گردد و رام شود. خداوندى که نعمتهايش بزرگ و عظيم است همواره در هر عصر و زمان و در فاصله ميان بعثت پيامبران بندگانى داشت که حقايق را به فکر آنها الهام مى کرد و با عقل و انديشه آنها سخن مى گفت تا آنها در پرتو آن با نور بيدارى، چشمها و گوشها و قلبها را روشن سازند و مردم را به ياد ايّام الله و روزهاى خاص الهى بيندازند و از مقام عظمت او بيم دهند. اين افراد همچون راهنماى بيابانها هستند که قافله ها را از گم کردن راه نجات مى دهند هر کس راه حق را در پيش مى گرفت طريقش را مى ستودند و او را به نجات، بشارت مى دادند و آن کس که به چپ و راست منحرف شده بود طريقش را نکوهش مى کردند و از هلاکت بر حذر مى داشتند (آرى!) آنها چراغهاى روشن تاريکيها بودند و راهنمايان در برابر شبهات.

 

شرح و تفسیر

راهنمایان ره پویان راه حق

نخست باید به سراغ تفسیر آیه سوره نور برویم تا بیانات پرمعناى امام(علیه السلام) در شرح آن روشن تر شود.

قرآن مجید در سوره نور آیه 35 (اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالاَْرْضِ...) از نور خداوند سخن مى گوید و با مثالى زیبا که پر از نکات آموزنده است آن را شرح مى دهد و سپس در آیات بعد مى فرماید: این چراغ پرفروغ در خانه هایى قرار دارد که خداوند آنها را از نفوذ شیاطین در امان داشته است. و در ادامه مى افزاید: در این خانه نورانى مردان با شخصیتى هستند که پیوسته خدا را یاد مى کنند، نماز را بر پا مى دارند و زکات را ادا مى کنند و از روز قیامت بیمناکند.

روشن است که این رجال در درجه اوّل پیامبران و امامان معصوم اند و در درجه بعد پویندگان مخلص راه آنان .

با توجّه به این اشاره اجمالى به تفسیر خطبه مى پردازیم، امام(علیه السلام) در بخش آغازین این خطبه مى فرماید: «خداوند سبحان و متعال یاد خویش را مایه جلاى قلبها قرار داده که بر اثر آن گوش، پس از سنگینى (بر اثر غفلت) شنوا مى شود و چشم، پس از کم سویى بینا مى گردد و از لجاجت و عناد، به انقیاد و اطاعت باز مى گردد (و رام مى شود)»; (إِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّکْرَ(1) جِلاَءً(2) لِلْقُلُوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ(3)، وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ(4)، وَ تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ).

آرى! هر گاه ذکر با فکر و اندیشه همراه باشد، آثار عجیبى دارد. هنگامى که انسان نام خدا را به عظمت مى برد و اوصاف جمال و جلالش را از علم و قدرت و سمع و بصر و مقام رحمانیّت و رحیمیت و مراقبت او را نسبت به بندگان بر مى شمرد پرده هاى غفلت از مقابل چشم دل کنار مى رود و حق را به خوبى مى بیند. غوغاى هوا و هوسها فرو مى نشیند و صداى رهبران الهى و داعیان الى الله را با گوش جان مى شنود و نتیجه آن انقیاد کامل در برابر فرمان خداست.

بعضى از شارحان معتقدند و یا احتمال داده اند که منظور از ذکر در جمله بالا قرآن مجید است به قرینه آنچه قرآن درباره خودش مى گوید: (وَهذَا ذِکْرٌ مُّبَارَکٌ أَنزَلْنَاهُ)(5) ولى به یقین ذکر مفهوم عامى دارد که یکى از مصادیق برجسته آن آیات شریفه قرآن است.

حضرت در ادامه این سخن مى افزاید: «خداوندى که نعمتهایش بزرگ و عظیم است همواره در هر عصر و زمان و در فاصله میان بعثت پیامبران، بندگان خاصّى داشته که حقایق را به فکر آنها الهام مى کرد و با عقل و اندیشه آنها سخن مى گفت تا آنها در پرتو آن با نور بیدارى چشمها و گوشها و قلبها را روشن سازند و مردم را به یاد ایام الله و روزهاى خاص الهى بیندازند و از مقام عظمت او بیم دهند. این افراد همچون راهنماى بیابانها هستند که غافله ها را از گم کردن راه رهایى مى بخشند»; (وَ مَا بَرِحَ(6) لِلّهِ ـ عَزَّتْ آلاَؤُهُ ـ فِی الْبُرْهَةِ(7) بَعْدَ الْبُرْهَةِ، وَ فِی أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِی فِکْرِهِمْ، وَ کَلَّمَهُمْ فِی ذَاتِ عُقُولِهِمْ، فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ یَقْظَة فِی الاَْبْصَارِ وَ الاَْسْمَاعِ وَ الاَْفْئِدَةِ، یُذَکِّرُونَ بِأَیَّامِ اللّهِ، وَ یُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ، بِمَنْزِلَةِ الاَْدِلَّةِ فِی الْفَلَوَاتِ(8)).

این تعبیر ممکن است اشاره به اوصیاى انبیا باشد که در فترتها همواره وجود داشته اند و حقایق را از طریق الهامات قلبى از ساحت قدس الهى مى گرفتند و به بندگان مى رساندند.

نیز ممکن است اشاره به مردان صالح و مخلص و عارف و بصیرى غیر از انبیا و اوصیا باشد که در هر زمانى در میان مردم وجود دارند; آنها نیز با الهامات الهى و تأییدات ربّانى به صراط مستقیم الهى واقف مى شوند و سعى در هدایت دیگران دارند.

نیز شاید هر دو گروه را شامل شود.

تعبیر به «اَدلّه» جمع دلیل اشاره به چیزى است که در مسافرتهاى زمانهاى گذشته وجود داشته است. در آن زمان جاده هاى مشخصى مانند امروز نبود که انسان از آن برود و به مقصد برسد، به همین دلیل قافله ها افراد راه شناسى با خود بر مى داشتند که در بیابان راه را گم نکنند و آنها را «دلیل راه» مى نامیدند. این مردان الهى در بیابان زندگى دنیا همچون دلیل راهند که قافله هاى انسانى را از گم گشتن و هلاک شدن نجات مى دهند.

در ادامه سخن مى افزاید: «این راهنمایان راه هر کس را که راه مستقیم را در پیش مى گرفت طریقش را مى ستودند و او را بشارت به نجات مى دادند و آن کس که به جانب چپ و راست منحرف شده بود طریقش را نکوهش مى کردند و از هلاکت بر حذرش مى داشتند»; (مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَیْهِ طَرِیقَهُ، وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ یَمِیناً وَ شِمَالاً ذَمُّوا إِلَیْهِ الطَّرِیقَ، وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَکَةِ).

آرى! آنها کاملا مراقب همنوعان خود بودند; رهروان راستین را تشویق مى کردند و دلگرم مى ساختند و به منحرفان هشدار مى دادند وآنها را نکوهش مى کردند و بر آنان فریاد مى زدند که با ادامه این راه انحرافى خود را به هلاکت نیفکنند.

سپس در یک نتیجه گیرى از آنچه در جمله هاى پیشین آمد، مى فرماید: «بدین گونه آنها چراغهاى روشن تاریکیها بودند و راهنمایان در برابر آن شبهات»; (وَ کَانُوا کَذلِکَ مَصَابِیحَ تِلکَ الظُلُمَاتِ، وَ أَدِلَّةَ تِلْکَ الشُّبُهَاتِ).

آرى! در مسیر زندگى دنیا هم ظلمات و تاریکیهاست و هم جاده هاى مشکوک و مشتبه که هر دو براى رهروان راه خطرناک است. وجود این مردان الهى چراغ پرنورى در آن ظلمتها و دلیل و راهنمایى براى آن طرق مشکوک است.

نکته ها

1. منظور از ایّام الله چیست؟

 

در این بخش از خطبه امام(علیه السلام) اشاره فرموده بود که مردان الهى ایّام الله را به مردم یادآورى مى کنند. به یقین همه روزها روزهاى خداست و همه جا خانه اوست و در عین حال نه روزى دارد و نه خانه اى که برتر از زمان و مکان است; ولى همان گونه که خانه کعبه، بزرگ ترین جایگاه عبادت به موجب این ویژگى اش «بیت الله» نامیده شده، روزهاى خاصّى هست که به جهت حوادث مهمش درخشش فوق العاده اى دارد.

بعضى گفته اند: «ایّام الله» اشاره به روزهاى پیروزى پیامبران بر لشکر شرک وکفر است. بعضى گفته اند: روزهاى مهم عبادت همچون ایّام ماه مبارک و ایّام حج است. آنچه در تاریخ بنى اسرائیل و موسى آمده که مأمور شد ایّام الله را به بنى اسرائیل یادآورى کند اشاره به روز غلبه بر فرعون و نجات از دریا و مانند آن

است; ولى در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که در تفسیر «ایّام الله» فرمود: «یُریدُ بِأیّامِ اللهِ سُنَنَهُ وَ أفْعالَهُ فی عِبادِهِ مِنْ إنْعام وَ انْتِقام; منظور از ایّام الله، سنّتها و افعال الهى در میان بندگان اعم از انعام و انتقام است».(9)

مطابق این روایت هر روز که موهبت مهم تازه اى از سوى خداوند به بندگان ارزانى شده و یا از دشمنان آنها انتقام گرفته شده و با کیفرهاى سختى از میان رفته اند، ایّام الله محسوب مى شوند.

به هر حال یادآورى ایّام الله سبب شکوفایى ایمان و تحریک حس شکرگزارى و توجّه به خداست.

حتى روزهاى آزمایش بزرگ الهى نیز در روایات جزء ایّام الله شمرده شده است. همان گونه که در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «اَیّامُ اللهِ نَعْمائُهُ وَبَلاؤُه وَ مَثُلاتُهُ سُبْحانَهُ; منظور از ایّام الله روزهاى نعمت و آزمایش و کیفر سخت بدکاران است».(10) شک نیست که واژه ایّام الله در این خطبه مفهوم عامى دارد که همه آنچه را در بالا آمد شامل مى شود.

2. الهامات الهى

در جمله «عِبادٌ ناجاهُمْ فی فِکْرِهِمْ وَ کَلَّمَهُمْ فی ذاتِ عُقُولِهِمْ...» امام(علیه السلام) اشاره به مردانى کرده است که خداوند از طریق نجواى فکرى و الهامات قلبى نور هدایت را در دل آنها مى افکند و پرده هاى جهل و ظلمت را کنار مى زند و آنها در حدّ خود با آن دریافتهاى ربّانى به هدایت خلق و راهنمایى گم شده هاى طریق ایمان و تقوا تلاش و کوشش مى کنند.

آیا اینان همان اوصیا و امامان معصوم اند که در فترات بعثت انبیا از طریق الهام، حقایق را از عالم غیب مى گیرند یا افراد صالح ومتّقى و عالمان پرهیزگار را که در سطح بالایى از تقوا قرار دارند نیز شامل مى شود؟ یعنى قلب آنها نیز با عالم غیب ارتباط دارد و به مضمون (إِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَّکُمْ فُرْقَاناً)(11) خداوند وسیله شناسایى حق را از باطل در پرتو تقوا به آنها بخشیده و به مضمون (وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا)(12) بر اثر مجاهدتهاى نفسانى و ستیز با دشمن عنایات الهى شامل حال آنها شده و دستشان را گرفته و از طریق ایصال به مطلوب به مقصد رسانده است.

هنگامى که در مواقع سخت، خداوند بندگانى را همچون مادر موسى(علیه السلام) تنها نمى گذارد و به مضمون (وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى...)(13) مسیر پر پیچ و خم آینده فرزندش را به او الهام مى کند چگونه ممکن است صالحان دیگر از این فیض بزرگ محروم بمانند، از این رو بعضى از بزرگان معتقدند هر کار مهمّى از عالم با تقوا و انسان پرهیزگارى صادر مى شود و یا هر اکتشافى که از دانشمند مخلصى سر مى زند; در پرتو هدایت تکوینى والهام الهى است.

همان روح القدس که به هنگام سرودن اشعار والا به یارى کسانى چون «حسّان بن ثابت» و «کمیت» شتافت و چنان اشعارى را بر زبان آنها جارى ساخت(14) چرا به یارى سایر پاکبازان نیاید و به گفته حافظ:

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید *** دگران هم بکنند آنچه مسیحا مى کرد

1. «ذکر» به معناى يادآورى است و در اينجا منظور ذکر خداست که بر سه گونه است:
قلبى، زبانى و عملى که هنگام فراهم شدن اسباب معصيت به ياد خدا بيفتد و آن را ترک کند. گاه گفته مى شود که ذکر هم ياد خدا را شامل مى شود و هم ياد قيامت، نبوّت، ولايت و آيات الهى را. 2. «جلاء» به معناى صيقل زدن، روشن ساختن و نورانى کردن است. به سرمه نيز جلاء گفته مى شود، زيرا به چشم روشنى مى بخشد. 3. «وقرة» از ريشه «وقر» در اصل به معناى سنگينى است، لذا بزرگداشتن افراد را توقير مى نامند، وقر در قرآن مجيد بيشتر به معناى سنگينى گوش به کار رفته و در جمله بالا نيز همين معنا مراد است. 4. «عشوة» به معناى کم سويى چشم يا نابينايى است. 5. سوره انبياء، آيه 50 . 6. «ما برح» به معناى همواره و هميشه است. 7. «برهة» به معناى زمان طويل يا قطعه اى از زمان است. 8. «فلوات» جمع «فلات» به معناى بيابان خشک و بى آب و علف يا صحراى وسيع است. 9. بحارالانوار، ج 66، ص 327 . 10. همان مدرک، ج 67، ص 20 . 11. انفال، آيه 29 . 12. عنکبوت، آيه 69 . 13. قصص، آيه 7 . 14. در حديث آمده است: هنگامى که کميت شاعر معروف اهل بيت وارد بر امام باقر(عليه السلام)
شد و اشعار معروف: «مَنْ لِقَلْب مُتَيَّم مُسْتَهام» را انشاد کرد پس از پايان، امام به او فرمود: «لاتَزالُ مُؤَيَّد بِرُوحِ الْقُدُسِ ما دُمْتَ تَقول فينا» (وسائل الشيعه، ج 10، باب 105، ابواب المزار، ح
4). امام اين سخن را از کلامى اقتباس فرمود که پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) به حسان بن ثابت به هنگام سرودن اشعار معروف «يُناديهِمْ يَوْمَ الْغَديرِ نَبيُّهُمْ» فرمود. (بحارالانوار، ج 37، ص 150

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟


    • چگونه آیه وضو شکل وضو گرفتن را بیان می کند؟
      دلیل اختلاف وضوی شیعیان و اهل سنت در چیست؟


    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • از آنجا که ساختار صحيفۀ سجاديه و شيوۀ امام زين‌العابدين(ع) در اين کتاب شريف، بر محور دعا

    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نه فوق بشر، بلکه بشرِ برتر است؛ يعني انساني است که خود

    • مروری بر آیات شفاعت

      قیمت:5,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99784-1-0 انتشارات
    • سیمای یتیم در قرآن
      قیمت:8,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99744-0-3 انتشارات بیان
    • ممهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • عید غدیر 1395

      قیمت:3,000
      انتشار:1395
      (1) جلسه
      تصویری
    • شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

      قیمت:13,500
      انتشار:1396
      شابک : 978-964-8472-94-3
    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • ...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این

    •  استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی

    • شخصیت با عظمت امام صادق (ع) در اذهان شیعیان با لقب "رئیس مذهب شیعه" پیوندی همیشگی خورده است.

      این

    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • اندوه نامه

      خطبه سوم از مشهورترین و با اهمیت‌ترین خطب نهج البلاغه و به نام شقشقیه مشهور است

      80.000

    • فروغ حکمت

      شرح نهج البلاغه، جلد اول (خطبه های 3-1)، بهار 95

      35000 تومان

       

    • تفسیر موضوعی

      سیمای پیامبر(ص) در قرآن، تفسیر آیاتی است که در قرآن کریم درباره پیامبر رحمت آمده و

    • گفتارهای ویژه

      به بیان دیدگاه های حضرت درباره حقوق متقابل مردم و حاکمیت در نهج البلاغه می پردازد.