• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

چگونگی تفسیر قرآن از منظر امام(ع)

 

 

 

علی(ع) درباره اهمیت قرآن و تأکید بر خواندن و

بیشتر...

اعزام ۳ هزار مبلغ برای پاسخ به سوالات زائران

رییس کمیته فرهنگی آموزشی ستاد مرکزی اربعین از اعزام ۳ هزار
بیشتر...

اجرای پویش «قرآن در محرم»

پویش «قرآن در محرم» با هدف انس عموم مردم در عزاداری
بیشتر...

مشکلاتی که شاید با سامانه صدور مجوز مؤسسات قرآنی

با بیش از گذشت سه دهه از فعالیت‌های مردمی مؤسسات قرآنی، این

بیشتر...

پرونده نمایشگاه بیست و چهارم قرآن بسته شد

بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم ۸ تیرماه بدون

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
54717
57018
86333195
امروز شنبه, 16 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه بیست و دوم،بخش اول،آیت الله مکارم شیرازی

خطبه بیست و دوم،بخش اول،آیت الله مکارم شیرازی

أَلاَ و إِنَّ الشَّیْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ وَاسْتَجْلَبَ جَلْبَهُ لِیَعُودَ الجَوْرُ إِلَى أَوْطَانِهِ، وَ یَرْجِعَ الْبِاطِلُ إِلَى نِصَابِهِ، وَاللهِ! مَا أَنْکَرُوا عَلَىَّ مُنْکَراً، وَ لاَجَعَلُوا بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ نَصِفاً

آگاه باشيد! شيطان، حزب خود را بسيج کرده و سپاهش را گردآورده است تا بار ديگر، ظلم و ستم به وطنش بازگردد و باطل، به جايگاه نخستينش رسد.
به خدا سوگند! هيچ کار خلافى از من سراغ ندارند و انصاف را ميان من و خود، حاکم نکرده اند

آتش افروزان جنگ جمل

همان گونه که قبلا اشاره شد، این خطبه، ناظر به آتش افروزان جنگ جمل، یعنى طلحه و زبیر و یاران آنها است. آن دو که هواى حکومت در سر داشتند و على(علیه السلام)را آماده واگذارى بعضى از مناصب مهم حکومتى به خودشان ندیدند، تحت تأثیر هواى نفس و وسوسه هاى شیطانى، بیعت خود را با على(علیه السلام) شکستند و گروهى از مردم را پیرامون خود جمع کردند و همسر پیامبر، عایشه را هم با خود همراه نمودند و به عنوان خون خواهىِ عثمان، قیام کردند(1) و «بصره» را ـ که به جهاتى، براى این کار آمادگى داشت ـ به عنوان مرکز توطئه هاى خود برگزیدند.

امام (علیه السلام) در نخستین فراز این خطبه، به این توطئه، اشاره کرده مى فرماید:

آگاه باشید! شیطان، حزب خود را بسیج کرده و سپاهش را گرد آورده است تا بار دیگر، ظلم و ستم به وطنش بازگردد و باطلِ، به جایگاه نخستینش رسد»! «أَلا وَ إِنَّ الشَّیْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ(2) حِزْبَهُ وَاسْتَجْلَبَ جَلْبَهُ(3) لِیَعُودَ الْجَورُ إلى أوْطانِهِ وَ یَرْجِعَ الْباطِلُ إلى نِصابِهِ(4)».

این سخن، اشاره به حرکت هاى آشوب طلبانه اى است که بعد از قتل عثمان و بیعت مردم با على(علیه السلام) روى داد. و منظور از حزب شیطان، همان کسانى هستند که در عصر عثمان به سوءاستفاده از بیت المال و سلطه بر پُست هاى حسّاس کشور اسلامى دست زده بودند و در انتظار خلافت و مقامات دیگر، بعد از عثمان، روز شمارى مى کردند.

امام (علیه السلام) در این گفتار پرمعنا، هشدار مى دهد که توطئه هاى شیطانى در حال شکل گرفتن است و هدف همه آنها این است که بار دیگر حیف و میل در بیت المال و جور و ستم در سرزمین اسلام ظاهر و آشکار گردد و امام (علیه السلام) را از اصلاح جامعه اسلامى و مرهم نهادن بر زخم هایى که در دوران عثمان بر پیکر اسلام و مسلمانان وارد شد، بازدارند.

حضرت سپس در ادامه این سخن، این حقیقت را روشن مى سازد که آنها هیچ دلیلى براى مخالفت هاى خود ندارند و تابع هیچ منطقِ روشنى نیستند:

«به خدا سوگند! آنها هیچ کار خلاف و منکرى از من سراغ ندارند، و انصاف را، میان من و خود، حاکم نکرده اند; «وَاللهِ! مَا أَنْکَرُوا عَلَىَّ مُنْکَراً، وَ لاَجَعَلُوا بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ نَصِفاً»(5).

در این جمله، امام(علیه السلام) اشاره به طلحه و زبیر و گروه پیمان شکنان (ناکثین) مى کند و به طور سربسته، به بهانه واهى آنها اشاره مى فرماید. بهانه آنها، قتل عثمان بود. حضرت، در جمله هاى بعد، به طور مشروح تر بیاناتِ بسیار کوبنده اى درباره آنان فرموده است.

آرى، تمام کتاب هاى تاریخى گواهى مى دهد که قتل عثمان، چیزى نبود که به امام(علیه السلام)نسبت داده شود، بلکه کسى که بیش از همه براى خاموش کردن فتنه در میان مسلمانان، تلاش و کوشش کرد، امام(علیه السلام) بود.

پیمان شکنان، در این قضاوت هاى عجولانه خود، هرگز راه انصاف را پیش نگرفتند، بلکه به دروغ و تهمت هاى آشکار متوسّل گشتند. البته این رفتار، هنگامى که پاى منافع نامشروع شخصى به میان آید، غیرمنتظره نیست و در عصر خود، نمونه هاى آن را فراوان مشاهده مى کنیم که سردمداران سیاست هاى جور و ظلم در جهان، از هیچ دروغ و تهمتى براى رسیدن به منافع نامشروع خویش اِبا ندارند!

نکته

حزب الله و حزب شیطان

آن چه در تعبیر امام(علیه السلام) در جمله بالا آمده است، اشاره لطیفى است به چیزى که در قرآن مجید، در آخر سوره مجادله آمده است. در آنجا، انسان ها را به دو گروه «حزب الله» و «حزب شیطان» تقسیم مى کند و نشانه اصلى حزب الله را، حبّ فى الله (دوست داشتن براى خدا) و بغض فى الله (دشمن داشتن براى خدا) مى شمرد و ضمنِ بیان این حقیقت که مؤمنان راستین، هرگز، با دشمنان خدا رابطه مودّت و دوستى برقرار نمى کنند، هر چند نزدیک ترین افراد مانند پدر و فرزند و برادرشان باشند، مى فرماید: (أُولئکَ حِزْبُ اللهِ أَلا إنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)(6); اینان، حزب الله اند. آگاه باشید که حزب الله پیروز است!

در مقابل اینها گروهى هستند که براى حفظ منافع خویش، رابطه دوستى با دشمنان خدا برقرار مى کنند و راه نفاق و دورویى را پیش مى گیرند و تکیه بر قدرت و اموال خود مى کنند و در میان بندگان خدا، تخمِ ظلم و فساد مى پاشند. قرآن درباره آنها مى گوید: (اِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فأَنْساهُمْ ذِکْرَاللهِ أُولئکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ)(7); شیطان بر آنها چیره شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده است. آنها حزب شیطانند. آگاه باشید حزب شیطان،  زیانکار است!

وجود این دو حزب، مخصوصِ زمان نزول قرآن وعصر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) نبوده، بلکه در هر عصر و زمانى، به اَشکالِ مختلف ظاهر مى شوند و به گفته شاعر، این آب شیرین و شور تا نفخِ صور ادامه دارد. اگر نگاهى به جهان امروز بیفکنیم، بروشنى مى بینیم که این دو حزب، در برابر هم صف آرایى کرده اند و همه جا، حزب شیطان، با تکیه بر قدرت و زور و ثروت و نقشه هاى شوم خود، به پاشیدن تخم ظلم و جور و فساد مشغول است و حزب الله نیز با تکیه بر ارزش هاى الهى، حتّى در مواردى ظاهراً با دست خالى، در برابر آنها ایستادگى مى کند.

حزب شیطان، همیشه در انتظار فرصت هاى مناسب است. و یکى از فرصت هاى مناسب براى آنها هنگام نقل و انتقال حکومت ها و پدید آمدن انقلاب ها و تحوّل ها است. نمونه روشنى از این فرصت طلبى، آغاز حکومت على(علیه السلام) بود. بازماندگان جنود جاهلى که در عصر عثمان جان گرفته بودند، دست به دست هم دادند تا در برابر بنده خالص و فرزند راستین اسلام، على(علیه السلام) بپاخیزند و آتش ظلم و فساد را که مى رفت با حکومت آن حضرت خاموش شود، برافروزند و به گفته مولا (علیه السلام) جور و ستم را به وطنش بازگردانند و باطل را به اصل و ریشه اش برسانند.

امام(علیه السلام) در این لحظات حسّاس از حکومت خود، به مردم با ایمان هشدار مى دهد که مراقب باشند تا در دامِ لشکرِ شیطان نیفتند و فریب توطئه هاى آنها را نخورند.

ظمناً، از تعبیر بالا استفاده مى شود که ظلم و جور هم وطنى دارد و باطل، ریشه و اساسى. آرى! چنین است. وطنِ جور و ظلم، همان جا است که لشکر شیطان زندگى مى کند و اساس و اصل باطل، همان اصولى است که حزب شیطان بدان پاى بند است.

* * *

1 ـ مسأله خون خواهى عثمان، تنها، دستاويزى براى جنگ افروزان شام نبود; بلکه در جنگ جمل نيز دستاويز طلحه و زبير و عايشه بود تا کار خود را در آتش افروزى جنگ جمل توجيه کنند. مورخ معروف، ابن اثير در کتاب «کامل» مى گويد: هنگامى که عايشه، از مکه به مدينه مى آمد در وسط راه خبر قتل عثمان و اجتماع مردم بر بيعت على(عليه السلام) را شنيد. بسيار ناراحت شد و گفت: «اى کاش، آسمان بر زمين فرود مى آمد اگر اين کار سر بگيرد.» و سپس دستور داد که او را به مکه بازگردانند. او مى گفت: «به خدا! عثمان، مظلوم کشته شد! به خدا قسم! من از خون خواهان او خواهم بود.» کسى از حاضران به او گفت: «نخستين کسى که ضد عثمان سخن گفت، تو بودى! و تو بودى که نام «نعثل» بر عثمان نهادى! (نعثل، به گفته بعضى يک مردِ يهودىِ ريش بلند بوده است. و به گفته «لسان العرب» اين کلمه، به معناى «پيرمرد احمق» است.) و تو بودى که مى گفتى نعثل را بکشيد که کافر شده است»: کامل، جلد 3، صفحه 206.
طبرى، مورّخ معروف، نيز همين معنا را در تاريخ خود آورده است: تاريخ طبرى، جلد 3، صفحه 477.
2 ـ ذَمَّر از ماده «ذمر» به معناى «برانگيختن و تشجيع کردن» است. و گاه گفته شده که اين کلمه به معناى تحريکِ توأمِ با ملامت و سرزنش است و از همين رو، ذِمْر (بر وزن ذِهْن) به معناى «مرد شجاع و متحرّک» است.
3 ـ «جَلَب» در اصل، به معناى «سوق دادن و جابه جا کردن» است و به افرادى که به آسانى جمع و جور و گردآورى مى شوند، «جلب» مى گويند. استجلب، در اين جا به معناى «گردآورى کردن» است.
4 ـ «نصاب» از ماده «نصب» در اصل، به معناى «تثبيت چيزى در محلّى» است و لذا به اصل و اساس هر چيزى، «نصاب» گفته مى شود. اطلاق نَصَب بر خستگى و تعب، شايد به اين دليل است که انسان را در محل خود ساکن مى کند.
5 ـ «نَصِف» (بر وزن اَلِف) و «نِصْف» (بر وزن جسم) هر دو به معناى «انصاف و عدالت و حدّ اعتدال» است. و اين که به نيمى از هر چيزى، نصف گفته مى شود، به همين دليل است.
6 ـ سوره مجادله، آيه 22.
7 ـ سوره مجادله، آيه 19.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟