• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

خطبه صد و هشت، بخش پنجم

 

رَایَةُ ضَلاَل قَدْ قَامَتْ عَلَى قُطْبِهَا، وَ

بیشتر...

گلپایگانی، سید محمد رضا

گلپایگانی، سید محمد رضا

نام های دیگر: آیة

بیشتر...

نجات از ضلالت ، آیت الله مکارم شیرازی

دریافت فایل

حجم: 8 MB

زمان: 17 دقیقه

بیشتر...

نیایش در هنگام سختی ها

 
اللهم إنك كلفتني من نفسي ما أنت املك به مني ، و قدرتك
بیشتر...

بخشى از مبارزات موسى و هارون

شرح آیات 75 لغایت 78 سوره مبارکه یونس
75
ثُمَّ بَعَثْنا

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
38791
29176
151710925
اوقات شرعی

رویکردهای عقلی شیخ مفید

در این پژوهش مسائل زیر مورد توجه است: نظر مفید از عقل به عنوان یکی از اصلی ترین امکانات شناختی بشر چیست؟ و رویکرد غالبشان از عقل در معرفت دینی چیست؟ در تعارض بین عقل و نقل، چه راه حلی را پیشنهاد می کنند؟ نتایج اینکه عقل از نظر وی در کنار نقل مهم ترین امکانات معرفت دینی است. وی محدودیت هایی برای توانایی های عقل در کشف معارف دینی در جزییات قایل است. با توجه به نظر مفید در فقه و اجتهاد، رویکرد غالب وی به عقل رویکرد ابزاری است، در بحث تعارض تعارض را ظاهری، ولی میان عقل و نقل می دانند. در رفع تعارض نیز گاه ترجیح را به دلیل عقلی و گاه به نقلی داده؛ بنابراین عقل گرا یا نقل گرای محض نیست.

مقدمه

در طول تاریخ اندیشه بشری گروهی از اندیشمندان سعی بر این داشته اند تا با اتکا به دین مسئله برخورد دستاورد های عقل بشری را حل کنند و گروهی نیز برعکس، با ردّ دین و شرع و دیانت، تنها راه حل این تعارضات را تکیه بر اندیشه های تمدنی که زاییدۀعقل بشری است می دانند. با توجه به این مسئله مهم و با بررسی آثار اندیشمندان، خصوصاً اندیشمندان اسلامی و تحلیل صحیح آراء آن ها از دین و عقل و رابطه بین این دو می توان دیدگاهی متناسب در این زمینه دست یافت.

شیخ مفید نیز که وی را بنیان گذار روش کلام میانه می دانند با هدف اصلاح استدلالات عقلی متکلمان پیشین، و روی آوردن به روش میانی استدلال عقلی و تفسیر ادله نقلی به دفاع از مبانی تشیع و تبیین عقلانی آن پرداخته است. با کاوش در آثار وی می توان دریافت که وی برای عقل در نقد دین و مسایل و مباحث دین نقش و ارزش ویژه ای قایل است.

عقل

در باب عقل و جایگاه آن مطالب بسیاری گفته شده است. اما به طور کلی عقل، نیرویی است تشخیص دهنده و ملاک فهم و درک که انسان را از حیوان جدا می کند. با توجه به مسئله دین و قلمرو آن، از جمله سؤالاتی که در این رابطه به دنبال پاسخ آن باید بود این است که آیا چنین عقلی، طبق دیدگاه مفید در حوزه دین، عقل ابزاری است و یا منبعی مستقل است؟ برای پی بردن به پاسخ این سؤال باید تعریف مدّ نظر وی را جویا شد.

متکلمان به کار بردن عقل و استدلال عقلی را برای اثبات مسایل دین، "نظر" که همان تفکر و تعقل است می نامند. در کلام اسلامی نظر نه تنها طریق دست یابی به معارف دینی است، توسل به آن برای کسب برخی معارف اصلی دین، واجب است. شیخ طوسی نیز به همین معنای آن اشاره کرده است. که همان به کار بردن وجوب عقل، در معرفت دینی است. (ر. ک: شریف، 1411ق، ص 158؛ اوجبی، 1386، ص 65)

شیخ مفید در تعریف "نظر" می نویسد: «نظر به معنای به کار بردن عقل برای رسیدن به غایب به واسطه دلالت حاضر بر آن است» النعمان ابن المعلم، 1413س، ص20) بنابراین طبق این تعریف، تقلید کورکورانه از جانب وی صحیح نمی باشد و هر کسی آزاد است تا اظهار نظر و تفکر و تعقل نماید. او معتقد است که بحث های استدلالی و تعقّلی در معارف اسلامی از خود قرآن کریم و سخنان پیامبر اسلام (ص) آغاز شده است. وی با استشهاد به آیات قرآنی می گوید: «همیشه اوقات، ائمه علیهم السّلام در دین خدا مناظره و بر دشمنان خداوند احتجاج می کردند و بزرگان اصحاب ایشان در هر عصری که بودند از نظر استفاده می کردند و بر محاجه اعتماد می نمودند و به حق مجادله می نمودند و باطل را به حجج و برهان ها دفع می کردند و ائمه علیهم السلام آن ها را به خاطر این کار ستایش و مدح و ثنا می کردند». (همان، 1371ت، ص41) این سخن مفید تأکید وی و لزوم نظر را در ساحت دین شناسی تأیید می کند؛ چرا که تمام پیامبران درباره اصول دین و فروع دین، با قوم خود مجادله و مناظره کلامی داشته اند و مفید تمامی این موارد را مدنظر داشت، افزون بر این، قرآن از مردم می خواهد که از اندیشه به ایمان برسند و به جای تقلید و تعبّد، ایمان خویش را بر پایه معرفت عقلی قرار دهند «و چون به آنان گفته شود: از آن چه خدا نازل کرده است پیروی کنید»؛ می گویند: «نه، بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن یافته ایم، پیروی می کنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزی را درک نمی کرده و به راه صواب نمی رفته اند باز هم در خور پیروی هستند». (بقره، 170) بنابراین قرآن در آیات بسیاری، مردم را به تعقل و تفکر تشویق کرده و شخصیت انسان را بسته به تفکر و تعقّل او می داند.

بنابراین عقل از نظر وی ابزاری برای توضیح و گواه بر اخبار و روایات و تفسیر آیات قرآنی است که قبل از وی اهل حدیث و نص گرایان شیعی توجه چندانی به آن نداشتند.

کاربرد عقل در فهم احادیث:

مفید عقل را ستون مباحث شیعه در فقه، اصول و تفسیر... قرار داده است، او با وارد کردن عنصر عقل و ادله عقلی در روش شناسی شیعه، نه تنها از اهمیت نقل و احادیث در عملیات استنباط نکاسته است، بلکه موجب پالایش و رفع تعارضات از روایات و نصوص شده است. مفید در کتاب تذکرة باصول فقه، راه های رسیدن به علم مشروع را، غیر از نقل و قرآن، عقل ذکر می کند (نک: النعمان ابن المعلم، 1413پ، ص28) و به طور محققانه به تعقل و خصیصه عقل گرایی تأکید می کند و همان طور که حدیث مخالف قرآن را غیر قابل استناد می داند، حدیث مخالف عقل را مطرود می داند. ایشان تأکید می کنند که بازشناختن احادیث درست از نادرست از سوی اصحاب حدیث جز از طریق نظر کردن در اصول و متکی شدن به نظر و استدلالی که سبب رسیدن به علم بر درستی منقول است میسر نمی شود، ایشان در کتاب تصحیح الاعتقادات ذکر می کنند که «هرگاه حدیثی را بیابیم که مخالف احکام عقول باشد آن را طرد می نماییم؛ چرا که عقل به فساد آن حکم می کند». (همان، 1371ت، ص149)

روایات طبق نظر ایشان به شرطی قطعی و یقینی است که علم به صحت خبر و صدق مخبر و صحت مفاد خبر حاصل شود و شیوه معرفت یافتن به صحت تمام اخبار را استدلال می داند که از علم اکتسابی حاصل می آید. (النعمان ابن المعلم، 1387ب، ص73)

شیخ مفید هم چنین، به قضاوت عقل اعتماد دارد که آن را در کنار قرآن، معیار تشخیص و درستی و نادرستی احادیث بر می گمارد، چرا که می بینیم ایشان برای تخصیص زدن به عمومات در ادلۀاستنباط احکام شرعی همچنان که قرآن را مخصص می داند، عقل را نیز در کنار قرآن به عنوان مخصص عمومات معرفی می نماید؛ تخصیص عام را با دلیل عقلی جایز می داند؛ بنابراین پس از آن که تخصیص عامّ را به وسیله قیاس و رأی جایز نمی داند، دلیل عقل را همان طور که قبلا ذکر شد در ردیف کتاب و سنّت قطعی از مخصصهای عامّ به شمار آورده و می نویسد: «عموم تنها به وسیله دلیل عقلی و قرآن و سنّت ثابت، تخصیص می خورد». (النعمان ابن المعلم، 1413 پ، ص38)

شیخ مفید در پاره ای از موارد به تأویل ظاهر بعضی از احادیث و تصرف در آن ها پرداخته یا صدور آن را از معصوم علیه السلام منکر شده است و این موارد را از طریق عقل و براهین عقلی ثابت می کند. به عنوان نمونه، شیخ مفید در نقد سخن شیخ صدوق، روایتی در باب کیفیت نزول وحی، که هرگاه خدا خواست وحی کند لوحی بر جبین اسرافیل می خورد و تا آخر را متواتر نمی داند، چرا که هیچ اجماعی بر آن نیست و نه نطقی در قرآن آمده است و نه حجتی از خدا مبین بر این امر است؛ بنابراین شیخ بر این امر توقف می کند و آن را بنا بر سخن خویش در حیز امکان می گذارد. (النعمان بن المعلم، 1371ت، ص101)

در بعضی موارد نیز صدوق حدیثی آورده است با این عنوان «ارواح خلق شده اند پیش از جسدها بدو هزار سال، پس آنچه از آنها یک دیگر را شناخته اند الفت با هم می گیرند و آنچه هم دیگر را نشناخته اند اختلاف می کنند، : "ان الارواح مخلوقه قبل الاجساد بالفی عام فما تعارف منها ائتلف و ما تنکر منها اختلف"» (النعمان بن المعلم، 1371ت، ص51) مفید اذعان می کند که از اخبار آحاد است و معنای صحیحش این است که خداوند ملائکه را دو هزار سال قبل از بشر آفرید، نه طبق آن چه اهل تناسخ و سپس حشویان، تصور کرده اند، که دو هزار سال پس از خلق ارواح، خداوند اجسادی برای آن ها آفریده باشد. (النعمان بن المعلم، 1371ت، ف15، ص51) بنابراین مفید با خلق ارواح قبل از اجساد به شدت مخالف کرده و از لحاظ عقلی آن را رد می کند و بر این ادعایش دلایلی را ذکر می کند که اگر ارواح، قبل از اجساد، خلق شده بود، قطعاً ما آن چه را که قبلاً دیده بودیم، در خاطر داشتیم و اگر به یادمان می آوردند، متذکّر می شدیم و هیچ گاه آن منظره ها بر ما مخفی نمی بود و با اخبار آحاد نمی توان امور اعتقادی را ثابت کرد. از آن جا که مسایل اعتقادی باید برپایۀعلم و یقین استوار باشد وگرنه هرکسی ممکن است براساس ظنیّاتی هر امر غلط و نادرستی را جزء امور اعتقادی به حساب آورد و در نتیجه، مسایل غیرمنطقی و غیرصحیح، در امور اعتقادی راه یابد، از این رو تمسّک به اخبار آحاد در مورد خلقت ارواح قبل از اجساد، صحیح نخواهد بود و بیشتر آن را به تناسخ شبیه می داند. ایشان اذعان می کند، اگر ثابت شود که صدور آن قطعی است، معنی آن چنین خواهد بود که: خداوند در علمش، ارواح را پیش از اجساد، مقدّر فرموده است، نه آن که ذات ارواح را پیش از اجساد خلق فرموده است. (النعمان بن المعلم، 1413ج، مساله2، ف4، ص52)

نظیر این موارد در آثار مفید بسیار است که نشانه عملکرد عقلی و نقادانه وی است راجع به احادیث که دربردارندۀگزارش ها و احکام الهی و قوانین دینی است؛ از این رو می توان او را در فهم احادیث انصافاً از اصحاب عقل دانست.

شیخ مفید توضیح می دهد، اگر دسترسی به معصوم نبود و در فهم حدیثی و صحت آن تردید داشتیم وظیفه شخص این است که حکم به حقانیت آن نکند و در صورت شک در کتاب و سنت یا مدلول عقلی، تنها وقتی باید به آن عمل شود که شخص احاطه علمی بر آن داشته باشد و باید مراجعه به شخصی که علم بر این موارد دارد بکند و اگر انگیزه شخصی، رای و گمان خود را وارد کند، خطاکار و گناهکار محسوب می شود (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1413ج، مساله8، ص72؛ مکدرموت، 1363؛ ص404) شیخ مفید با بررسی کثیری از این احادیث شاذ متوجه این امر می شود که هیچ قطعیتی به صدور آن ها از معصوم نیست. در واقع توجه شیخ مفید به این قبیل احادیث در تبیین مسایل اعتقادی و کلامی از طریق کوشش عقلانی و تسلط به معارف الهی است، به عنوان نمونه آنجا که در باب عصمت اهل بیت از زمان تولد احتجاج به کمال فکری و عقلی در عیسی (ع) و حضرت یحیی (ع) در کودکی می کند. از نظر مفید این امر را هم عقل و هم کتب پیشین تایید می کند. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1371 ت، باب35، ص117) بنابراین مفید لازمه قبول این موارد را به کارگیری نیروی عقل و اندیشه برای فهم و تفسیر متون دینی و تسلط به شرایع دیگر می داند.

طبق گفته ایشان در المسایل السّرویه نامه ها و شبهاتی از سوی مردم به دست من می رسید که بر سر انواع گوناگونی از احکام شرعی و احادیث متناقض اختلاف دارند و برای حل آنها من، احادیث موافقی را که در معنا از دید عده ای متناقض بود توضیح دادم و اخبار واحد و ضعیف را رد کردم. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1413ج، ص74 و75) این موارد گواه بر این امر است که مفید در این کشاکش بین احادیث شاذ و ضعیف سعی عمیقی بر استناد به نقل معتبر و آموزه های وحیانی دارد و در این مسیر استناد به روایات آحاد را همانند دیگر محدثان و متکلمان شیعی قبول ندارند. مانند: مسئله نقد نزول قرآن در بیت المعمور از طریق استناد شیخ صدوق به پیغمبر در مدت بیست سال به این دلیل که خبر واحد است را رد می کند؛ چرا که نه حجت علمی دارد و نه مبنای عمل می شود. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1371ت، ص105) وی احادیث و روایات واحد را در صورتی قابل اعتماد و استناد می داند که مقرون به شروطی باشد، قراین علم آور آن را تایید کند و مضمون چنان حدیثی از پشتیبانی دلایل عقلی برخوردار باشد و اجماع همه شیعیان بر آن باشد. (نک: النعمان ابن المعلم1413پ، ص44و45) «و اینکه نقل خبر از سوی بزرگان امامیه باشد در صورتی که آن ها خبر مخالف آن را نقل نکرده اند». (حسینی، 1381، ص88) در مجموع ایشان در اثر معتبر خویش «تذکرة بأصول فقه» و باقی آثارش خبر متواتر، خبر واحد همراه قرینه و خبر مرسل مورد عمل فقها را علم آور و حجت می داند.

مفید درپاره ای موارد دیگر فهم روایات و احادیث را با توجه به اصول زبان عربی و دستور آن تبیین و نقد می کند و به استدلال عقلی در فهم واژگان می پردازد، مانند آنجا که شیخ صدوق در مسئله «خلق افعال عباد» افعال بندگان را مخلوق خدا از نوع تقدیری و غیر تکوینی قلمداد کرده است. بنابراین صدوق خلق افعال را به معنای علم به مقادیر آن و خالق افعال را به معنای عالم به مقادیر آن دانسته است. اما شیخ مفید تصریح می کند که خلق به معنای علم نیامده است و دلیل بطلان آن را از لحاظ عقلی این می داند که اگر علم به شیء خلق آن باشد، خالق آن ها به شمار می آید، و هر کس چیزی از مصنوعات خدا را بداند در واقع خالق آن است. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1371ت، ص17) در این جا مفید در ضمن رد معنای غلط واژه، از لحاظ عقلی نیز آن را مستلزم بطلان می داند.

بسیاری از احادیث را مفید از نظر عقلی به تحلیل معنای آن می پردازد، آنجا که در مسئله قضا و قدر صدوق حدیثی طولانی از امام علی (علیه السلام) به این مضمون نقل می کند: «بحرٌ عمیقٌ فلاتلجه، طریق مظلم فلاتسلکه، سراللَّه فلا تتکلفّه« قدر الهی چون دریایی است که خورشیدی در قعر آن نورافشانی می کند و شایسته نیست کسی از آن مطلع شود در غیر این صورت مخالفت با خدا کرده و جایگاهش دوزخ است.» (النعمان ابن المعلم 1371 ت، ص28)، صدوق نهی از صحبت درباره قضا و قدر الهی را، نهی از صحبت و سؤال پیرامون حکمت خلق مخلوقات و علل و اسباب آن می داند؛ چرا که این مطلب از اموری است که باید تعبداً پذیرفت و دلایل آن پنهان است و جستجو درباره آن باعث گمراهی است. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1371ث، ص28) مفید این نهی را نهی مختص (در مورد خاص) می داند؛ چرا که بر طبق سخن امام، آن فهم برای آن شخص سخت بوده و مفید با توجه به معنای باطنی متن تأکید می کند که پاسخ امام به این سؤال اشاره به این دارد که اهل بیت، شیعیان را در دین به اندازه آن چه مصلحت ایشان است تربیت نموده اند. چنان که ملاحظه می کنید، مفید یافته های بدیهی عقل را دلیل و قرینه بر تصرف در کلام و حمل آن بر معنای مجازی یعنی معنای مجازی عقلی دانسته است.

نتیجه

مفید از عقل هم به عنوان منبعی درکنار سایر منابع برای فهم و هم به عنوان ابزاری برای تفسیر صحیح متن احادیث استفاده می کند و در استفاده از دلایل نقلی برای استنباط احکام شرعی، به دو محور اساسی توجّه می کند: سند دلیل نقلی و محتوا و دلالت آن. در چندین مورد از اینکه استادش مرحوم صدوق در شناخت احادیث درست از نادرست از عقل کمک نمی گیرد، انتقاد می کند و درایت را که نگرشی تحقیقی همراه با فکر و تعقّل در روایات است، بر نقل روایات ترجیح می دهد و دلیل عقل را در ردیف کتاب و سنّت از مخصص های عامّ به شمار می آورد.

ایشان درباره علم به صحت اخبار و اینکه آیا علم به صحت آن ها ضروری است یا اکتسابی است، معتقد است که شناخت و معرفت به صحت تمام اخبار استدلال است که از علم اکتسابی حاصل می آید. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1387ب، ص73) از این رو سعی می کند برفرض صحت روایتی، مواردی را در نظر بگیرد: آیا مخالف با حکم عقل است؟! آیا قابل پذیرش عقلی است؟! آیا معانی دیگر الفاظ حدیث، محتوای معنای حدیث را تغییر می دهد؟! همۀاین موارد اشاره به کاوش عقلانی وی و غربال کردن مدعیات متون دینی از هر گونه شائبه و شبهه دارد.

تلاش مفید در کارایی دلیل عقلی در فقه

یکی از ادله چهارگانه احکام شرعی نزد فقهای امامیه، عقل است. در تکمیل آموزش های متنی از کتاب و سنت، علم به احکام شرعی به چند صورت می تواند صورت بگیرد، اجماع به عنوان دلیل مستقل، قیاس ظنی (تمثیل) و استقرا (روشی که از جزئیات به کلیات حکم میکنیم) و قیاس قطعی (دلیل عقلی)، اما از دیدگاه شیعه از جمله شیخ مفید سه مورد اول حجیت برای حکم شرعی پیدا نمیکند و تنها دلیل عقلی یا همان قیاس قطعی حجیت دارد. ما در ادامه بحث از دلیل عقلی، به عدم حجیت موارد سه گانه اول هم می پردازیم. شیخ مفید راه اساتید خویش را با رویکرد جدید (دلیل عقلی قطعی) دنبال کرد. که ابتدا لازم است به توضیح دلیل عقلی بپردازیم.

دلیل عقلی فقهی در میان مذاهب فقهی اهل تسنن، نیز ذکر شده است اما دلیل عقلی از نظر شیعه تفاوت هایی به نحو زیر دارد:

الف) دلیل عقلی مستقلی که عقل در حکم به آن، به استقلال عمل می کند. «اگر در موردی عقل یک حکم قطعی داشت، آن حکم به دلیل اینکه قطعی و یقینی است حجت است». (مطهری، بی تا، ب، ص25)

ب) دلیل غیر مستقل عقلی که عقل به واسطه خطاب شرعی به چیزی حکم کند.

این موارد را می توان بدین ترتیب نیز تشریح کرد: عقل از نظر شیعه یکی از منابع چهارگانه احکام است. یعنی ما حکمی را از راه استدلال عقلی کشف می کنیم و حکم به وجوب یا تحریم آن می دهیم همان طور که حقانیت شرع و اصول دین به حکم عقل ثابت می شود. از این رو عقل در کشف احکام فقهی نیز حجیت پیدا می کند. «در زمان ائمه، به خصوص در قرن دوم هجری، در کنار محدثان و راویان، که قدرت و نفوذی داشتند، گرایش های اجتهادی عقلی، کم و بیش وجود داشت، و گروهی از شاگردان ائمه علیهم السلام، از قبیل فضل بن شاذان، یونس بن عبد الرحمن، زراره بن اعین، جمیل بن دراج و عبدالله بن بکیر، یک شیوه تحلیل اجتهادی و استدلال عقلی در فقه برای خود برگزیده بودند، ولی هیچ یک از آنان از دلیل عقلی، به نام یک مأخذ، نام نبرده اند». (فیض، 1381، ص54) مفید از چند منظر به آن توجه می کند:

الف) دلیل عقلی و مخصص عموم

مفید دلیل عقلی را در ردیف کتاب و سنّت از مخصص های عامّ به شمار آورده و می نویسد: «عموم تنها به وسیله دلیل عقلی و قرآن و سنّت ثابت، تخصیص می خورد.» (النعمان ابن المعلم، 1413پ، ص38) چرا که طبق نظر ایشان دلایل در دانش اصول باید قطعی باشد. خیلی از مسایل را نمی توان با ظواهر و سطحی نگری به احادیث و روایات اثبات کرد. به عنوان نمونه: وَ اللَّهُ عَلی کلِّ شَی ءٍ قَدِیر (بقره، 284)یعنی خدای تعالی بر همه چیز قادر است. عقل حکم می کند به عدم قدرت وی بر امور محال مثل «اجتماع نقیضین». هر چند ایشان در دیگر اثرش، چون المسایل الصاغانیه تأکید می کند که فقها و متکلمین تا زمانی که دلیل خاصی نیامده، باید عمل به عموم عام کنند. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1413چ، ص45) یعنی در واقع منظور مفید، در صورت عدم محظور عقلی است.

به عنوان نمونه، به اعتقاد مفید آیه6 سوره نساء با این معنا «و یتیمان را بیازمایید تا وقتی به [سنّ ] زناشویی برسند؛ پس اگر در ایشان رشد [فکری ] یافتید، اموالشان را به آنان رد کنید، و آن را [از بیم آنکه مبادا] بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخورید. و آن کس که توانگر است باید [از گرفتنِ اجرت سرپرستی ] خودداری ورزد؛ و هر کس تهیدست است باید مطابق عرف [از آن ] بخورد؛ پس هرگاه اموالشان را به آنان ردّ کردید بر ایشان گواه بگیرید، خداوند حسابرسی را کافی است.» (نساء، 6) به حکم عقل تخصیص می خورد و شامل ائمه معصومین خردسال نمی شود، از این رو این حکم شامل غیر معصومین می شود، چرا که رشد عقلی و فکری ایشان در خردسالی دلیل برکمال و امامت آنها هست. (ر. ک: خوانساری، 1377، ص294)

ب) دلیل عقلی در نبود نقل و سنت

شیخ مفید با توجه به کارکرد دلیل عقلی غیر مستقل که توضیح اش گذشت با بررسی کامل در آیات و روایات و بررسی تحول زمانی و مکانی و مصالح و مفاسد جامعه و بررسی احکام که از طریق نص معتبر به دست ما رسیده است به کشف احکام می پردازد. سخن شیخ مفید در رساله اصولیش راجع به نقش عقل در فقاهت چنین است: اصول و ریشه های احکام فقهی سه چیز است: کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و سخنان ائمه معصومین. راه های رسیدن به شناخت مطالب و محتوای آن چه در این سه ریشه و منبع آمده نیز سه چیز است: اول عقل، دوم علم به لغت سوم احادیث. تفکر اصولی شیخ مفیدکه خردگرایی و پایبند به قاعده ها و ترازهای فقهی و اصولی است در توجه وی به عقل در شناخت این سه ریشه می توان دانست. مفید با نگاه حجیت انگارانه به عقل در فقه از قالب فقه منصوص گذشتگان خارج می شود و تأکید می کند که یک مجتهد در صورتی می تواند به کشف احکام فقهی بپردازد که علاوه بر فهم عمیق به متون نقلی، به نیروی عقل و حجیت آن در اجتهاد توجه کند. بنابراین همان طور که بیان کردیم کتاب المقنعه را تألیف کرد تا راه خویش را از روش عقل گرایی ابن جنید جدا سازد.

مفید قایل است که در صورت نبود حکمی در دین، و قبل از حکم مستقل عقلی، ابتدا باید تفحص از حکم شرع شود و اگر حکم منصوصی یافت نشد حکم عقل در آن حجت است. ایشان در تصحیح الاعتقادات بیان می کنند که قبل از اینکه شرع کاملا مستقر شود حکم به توقف است. یعنی قطع داریم که حکمی است؛ اما نمی دانیم اباحه هست یا حرمت و یا شاید نسخی در کار باشد، مگر بعد از اینکه شرع مستقر شود در اینجاست که عقل حکم به اباحه می کند. «موضوعاتی که عقل در حکم آن ها متوقف است نه بر حظر و منع و نه بر اباحه دلالت می کند، مگر از راه سمع و شنیدن از انبیاء و اهل عصمت علیهم السّلام و آن چیزی است که جایز است زمانی در فعلش برای مردم مفسده داشته باشد و گاهی هم در فعل آن شی ء مصلحتی باشد و این قسم اختصاص دارد به عادات از شرایع آن چنانی که نسخ و تبدیل در آن ها راه می باید و اما بعد از استقرار شرایع هر شیئ که نص بر ممنوعیت آن نرسیده است در انجام آن آزادیم، چون آن چه ممنوع بود به واسطۀشرع معین گشته است، پس معلوم می شود که ماعدای آن ممنوع نیست و خلاف آن است» (النعمان ابن المعلم، 1371ت، ص143) ایشان در اربع الرسالات فی الغیبه نیز می فرمایند: «مبتلا به مسئله ای باید به حکم آن مسئله علم پیدا کند و رجوع به عالمان شیعه کند تا به پاسخ برسد و اگر به حکم منصوص دست پیدا نکرد، پس حجت همان حکم عقلی است.» (النعمان بن المعلم، 1413 (الف)؛ ص15) بنابراین می توان استنباط کرد که ایشان حکمِ قطعی عقلِ خالی از شوائب را حجت می داند و دلیل عقلی را به عنوان دلیلی پایه در چنین مواردی قبول دارد، بنابراین به حکم سالبه کلیه آن را رد نمی کند، چون در فرازی که گذشت ایشان تأکید به بعد از استقرار شرایع می کنند و با بیان حلال و حرام و مباح و محظور از طریق شرع نتیجه می گیرند که در این صورت اگر نصی نبود حکم عقل مطاع است. برای روشن شدن این مطلب از کلام شهید مطهری می توان کمک گرفت: ایشان می فرمایند «در فقه مواردی داریم که فقها به طور جزم و یقین به وجوب چیزی فتوا داده اند، با اینکه دلیل نقلی از قرآن و حدیث به طور صریح و کافی نداریم و آن حکم، مورد اجماع نیز نمی باشد. فقها از اصل استنباط یعنی دلیل مستقل عقلی استفاده کرده اند. فقها در این گونه موارد از نظر اهمیت موضوع و از نظر آشنایی با روح اسلام که موضوعات مهم را بلاتکلیف نمی گذارد، جزم کردند که حکم الهی در این مورد باید چنین باشد». (مطهری، 1374پ، ص122) همچنین در جایی نیز می فرمایند: «ممکن است عقل یک مصلحت ملزم یا یک مفسده ملزمی را در موردی کشف کند که با حکمی که اسلام بیان کرده تزاحم پیدا کند. یعنی حکمی که اسلام (کتاب و سنت)بیان نکرده، ولی عقل کشف کرده، با حکمی که اسلام بیان کرده تزاحم پیدا کند و مهم تر باشد از آن چه اسلام بیان کرده است. این جا عقل، حکم می کند که حکم شرعی محدود است. بر این اساس مجتهد می تواند حلال منصوص شرعی را به خاطر مفسده ای که عقلش کشف کرده تحریم کند یا حتی واجب شرعی را تحریم کند یا یک حرام را به حکم مصلحت لازم تری که عقلش کشف کرده واجب کند و این راهی است که اسلام خود باز کرده است و جلوی پای مجتهد گذاشته است». (مطهری، 1374الف، ص30) همچنین از سویی دیگر شیخ مفید همانند همۀامامیه، معتقد است که عقل مدرک حسن و قبح افعال است؛ بنابراین می توان اثبات کرد که عقل به حسن و قبح ذاتی آن ها آگاه است و اگر به ملاکات و مفسده در آن پی ببرد می تواند حکم کند و این با نبود آن در شرع منافاتی ندارد. شیخ مفید در تصحیح الاعتقادات الامامیه در باب احکام عقل، مطلبی را بیان می کند که بر حسن و قبح عقلی افعال از نظر او صحّه می گذارد: «یکی از اقسامِ احکام عقل، چیزی است که ممنوع بودنش در نزد عقل معلوم باشد و آن عبارت است از چیزی که عقل آن را قبیح بداند و زشت شمارد و صاحبش را از ارتکاب آن بازدارد؛ و انسان را از آن عمل زشت دور نماید چون ظلم و سفه و عبث». (النعمان ابن المعلم، 1371ت، ص141)

همان گونه که ذکر شد مفید در کتاب تصحیح الاعتقادات الامامیه و اربع الرسالات فی الغیبه قایل بود که در صورت تعارض یا نبود حکمی در دین و قبل از حکم مستقل عقلی باید تفحص از حکم شرع شود، یعنی تلاش و جستجو در کتاب و سنت پرداخت و در نهایت اگر حکم منصوصی یافت نشد، حکم عقل در آن حجت است و از طرفی با درک حسن و قبح اشیاء است که عقل می تواند در این زمینه حکم ایجابی و سلبی داشته باشد. پس می توان احکامی را در نبود حکم در شرع که منافی با شرع نباشد و حتی شرع بر آن صحه می گذارد استخراج کرد؛ و این همان ملازمه حکم شرع و عقل است.

رویکردهای مفید به عقل

مفید نسبت به عقل در حوزه معرفت دینی، یعنی حوزه معرفت به اصول و فروع دین، بیش از یک رویکرد دارد.

1- رویکرد استقلالی

در این رویکرد، عقل در منظر مفید همچون یک منبع مستقل معرفتی عمل می کند. مصادیق یافت شدۀمختلفی از آراء مفید در آثارش، این رویکرد استقلالی عقلی از منظر او را ثابت می کند که در بخش های بعدی به تفصیل به آن پرداخته می شود. از جمله این مصادیق می توان از موارد زیر یاد کرد:

الف) به اعتقاد وی نخستین چیزی را که خدا بر بندگانش واجب کرده است نظر کردن و تفکر در دلیل های خداشناسی است. زیرا معرفت الهی از راه نظر کردن و تفکر کردن به دست می آید. مکلف باید اندیشه و استدلال کند تا دریابد چه چیز بر او واجب شده است. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1413س، ص20) مانند توحید و نبوت و لزوم اطاعت از نبی.

ب) از دیگر مواردی که دیدگاه مفید را در به کارگیری عقل استقلالی تایید می کند؛ مسئله حسن و قبح عقلی است. او در تصحیح الاعتقاد در باب احکام عقل مطلبی را بیان می کند: «کلیه اشیاء در احکام عقول بر دو قسمند (یعنی آن چه را که عقول بشری بر آن حکم می کند از دو قسم بیرون نیست). یکی از آن دو قسم چیزی است که ممنوع بودنش در نزد عقل معلوم باشد و آن عبارت است از چیزی که عقل آن را قبیح بداند و زشت شمارد و صاحبش را از ارتکاب آن بازدارد؛ و انسان را از آن عمل زشت دور نماید چون ظلم و سفه و عبث.» (النعمان ابن المعلم، 1371 ت، ص141) این امر بر قبول حسن و قبح عقلی افعال اشاره دارد و ناظر به کارکرد استقلالی عقل از منظر مفید می باشد.

ج) مفید در کتاب "تذکرة بأصول فقه" دلیل عقل را در ردیف کتاب و سنّت از مخصص های عامّ به شمار آورده و می نویسد: «عموم تنها به وسیله دلیل عقلی و قرآن و سنّت ثابت، تخصیص می خورد». (النعمان ابن المعلم، 1413پ، ص38) با توجه به حکم دلیل عقلی، بعضی مصادیق در نقل که ایجاد عدم شفافیت و باعث خلط در نقل و مفاهیم آن می شود، تخصیص می خورد، چرا که بنا به گفتۀایشان «علل و ادله سمعی گاهی از مدلولات و معقولات خود بیرون می رود و دلالت بر آنها نمی کند و این مثل اخبار عام است که دلالت می کند بر اینکه حکم شامل افراد فلان چیز است باز مخصوص بعضی افراد می شود که بعد از علم به قراین بر تخصیص دلالت می کند. و این فرق میان امور عقلی و سمعی است». (خوانساری، 1377، ص181) در این رویکرد استقلالی، عقل است که در پاره ای از مواضع به تشخیص این موارد می پردازد.

د) اما مورد دیگری که ادعای ما را در باب پذیرش رویکرد استقلالی عقل از نظر مفید ثابت می کند این است که در نبود نقلِ کافی معتقد به استفاده از حکم دلیل عقلیِ مستقل است. عقل حکم را که مخالف شرع نیست ایجاد می کند و این مورد هیچ منافاتی با شرع ندارد؛ زیرا بنا بر قاعده ملازمه حکم عقل و شرع می توان در این موارد حکم کرد که هر چه عقل بدان رسیده است همان حکم شرع نیز هست. "منظور از دلیل عقلی" اموری است که برای عقل قابل ادراک است و از آن می توان حکم شرعی را استنباط کرد. از قبیل وجوب مقدمات». (مختاری مازندرانی، 1377، ص136) مفید در اربع الرسالات فی الغیبه در باب این بحث نیز می فرمایند: «مبتلا به مسئله ای باید به حکم آن مسئله علم پیدا کند و رجوع به عالمان شیعه کند تا به پاسخ برسد و اگر به حکم منصوص دست پیدا نکرد، پس حجت همان حکم عقلی است». (النعمان ابن المعلم، 1413 الف، ص51) همان طور که محمد رضا مظفر از فقهای معاصر نیز به این امر اذعان می کند:

«تنها در جایی حکم عقلی ثابت می تواند با حکم شرعی ملازمه پیدا کند که آن حکم عقلی مفاد عقل عملی، آن هم در مورد حسن و قبح عقلی اشیا باشد. چنین احکام عقلی نیز منحصر است در آن چه که در منطق به "قضایای مشهوره" معروف است و به "آرای محموده" خوانده می شود و همه عقلا از این جهت که عاقل هستند به آن حکم می کنند». (مظفر، 1381، ج3، ص128)

2- رویکرد ابزاری (غیر استقلالی)

در این مرحله، عقل به رمزگشایی و فهم در متون دینی می پردازد. رویکرد مفید به عقل در این جا ابزاری است و شامل نقش عقل در نقد و فهم حدیث و نقش عقل و کارایی آن با توجه به کشف احکام از قرآن و سنت است. چرا که او در پاره ای از مواضع، عقلی که منظور نظر در روایات و تعالیم دینی را مفهوم شناسی و مصداق شناسی می کند و به این کارکرد عقل تأکید می کند. به عنوان نمونه در النکت فی مقدمات الاصول من علم الکلام چنین می گوید: «عقل ابزاری است که به وسیله آن استنباط می کند». (لنعمان ابن المعلم، 1413س، ص22) ایشان در کتاب تذکره بأصول فقه ارزش عقل را به عنوان «راه شناخت حجیت قرآن و دلایل اخبار بیان می کند». (همان، 1413پ، ص28) مفید از این طریق در جهت دفاع از اعتقادات دینی بر می آید و از طریق فهم صحیح و درک استلزامات، آثار و نتایج و کشف نکات رازها و رمزهای مفاد متون حدیثی روایی، فهم مراد متکلم، فهم مقدمات و لوازم نص در دین، به اکتشاف احکام می پردازد. از این رو شیخ مفید ضمن اینکه از سطحی نگری و عدم تعمق و تعقل در فهم احادیث به شدت انتقاد می کند، آن را منشأ کج فهمی ها و سوء برداشت ها و پیدایش اندیشه ها و عقاید انحرافی می داند. این دیدگاه مقام استنباطی عقل از منظر مفید را روشن می کند.

نتیجه گیری

تا این جا به بررسی دو دیدگاه مختلف از مفید نسبت به نقش عقل پرداختیم و مواردی از مصادیق مبتنی بر دو رویکرد مفید را از نظر گذراندیم و به این نتایج رسیدیم:

الف) نقش عقل در اثبات اصول دین که به طور مشخص عقل در این مواضع یک منبع مستقل است؛ بنابراین به عنوان یک منبع کشف و اثبات حقیقت عمل می کند و سپس با توجه به این رویکرد به آسیب شناسی و تحریف شناسی در متون دینی می پردازد. وی در آثارش بیان می کند که اصحاب حدیث درباره آن چه نقل می کنند، دارای تأمل و کاوش و اندیشه و شناخت نیستند. در نتیجه، احادیث آنان مختلط است که جز با تأمل در اصول و تکیه بر نظر که (انسان را) به علم به صحت منقول می رساند، نمی توان به بازشناسی درست از نادرست آن احادیث پرداخت. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1413ج، ص73) بنابراین از این طریق به تصرف و تأویل در ظاهر حدیث، عمل کرد نقادانه نسبت به اخبار واحد و متناقض می پردازد. از موارد رویکرد استقلالی مفید انتقاد از پیروی در قیاس فقهی است؛ چرا که به عقیده مفید بین برهان عقلی و علت موجبه شرعی فرق است؛ چرا که علت موجبه شرعی، روابط و نسبت های اصلی را نشان نمی دهد، بلکه تنها اشاره می کند، حجیت و قطعیتی در بر ندارد. (ر. ک: خوانساری، 1377، ص180)

ب) رویکرد ابزاری، با توجه به موارد زیر از سوی مفید، می توان شناخت کاملی نسبت به این مورد داشت:

1) رد و تصحیح احادیث و روایات ضعیف با کمک روایات دیگر، به عنوان نمونه وی در کتاب الافصاح حدیث "اخواننا بغوا علینا " که منسوب به امیرالمؤمنین است و کسانی را که مشمول این حدیث هستند و طبق این روایت متضمن اثبات ایمان هستند را متواتر نمی داند و آن را با روایتی مشهورتر از امیرالمؤمنین در تقابل می داند و بیان می کند که امام علیه السلام در آن روایت در باره اصحاب جمل به استشهاد از دو آیه از سوره های قرآن (توبه، 12و مائده، 54) می پردازند و ماهیت و سرانجام آنان را نشان می دهند. (ر. ک: النعمان ابن المعلم، 1413خ، ص125)

2) نقد مسئله اجماع، چرا که مفید قایل است، که اجماع امت شیعیان، به خودی خود حجت نیست، بلکه از آن جهت حجت است که قول ائمه اطهار، در میان آن وجود داشته باشد؛ چرا که اگر مردم مطلع بر امری نباشند و بر آن اتفاق نظر نداشته باشند؛ تایید و سخن ائمه برهان و حجت است. (ر. ک: همان، 1413ح، ص203)

3) نقد عملکرد صدوق در تفسیر وتبیین احادیث و نقد ابن جنید در استنباط از طریق احکام ظنی، کشف ملاکات احکام از دو حوزه متون دینی یعنی قرآن و سنت.

اما سوال اساسی در پایان این است که رویکرد غالب شیخ مفید در توجه به عقل کدام است؟ رویکرد استقلالی یا ابزاری؟

دیدگاه اول قایل است که عقل منبع مستقلی در کشف حقیقت دینی که شامل اصول و فروع می شود است. در این دیدگاه عقل و نقل در عرض هم می نشیند. یعنی بعضی از حقایق دینی توسط عقل روشن می شود و بعضی توسط قرآن و روایات.

اما در دیدگاه دوم، کتاب وسنت منبع حقایق دینی هستند. و عقل به عنوان منبع مستقل در این دیدگاه جایی ندارد. در عین حال برای فهم و کشف احکام و تفسیر برخی گزاره های دینی نیازمند ابزاری چون عقل هستیم. به جرات می توان گفت دیدگاه بعضی از متکلمان شیعی علی الخصوص شیخ مفید، به این دیدگاه نزدیک تر است. اما همان طور که قبلا ذکر شد با واکاوی در آثار و نظریات مفید در باب عقل، در بخش اثبات اصول دین و بحث حسن و قبح عقلی و حکم مستقل عقلی در نبود حکم شرعی، مواردی از شک و تردید را به ذهن می آورد که پس رویکرد غالب وی نسبت به عقل رویکرد استقلالی است، چرا که مفید طبق این موارد، منبعی بودن عقل در حوزه احکام و اثبات اصول دین را پذیرفته است؛ اما واقعیت این است که بسامد مباحث طرح شده از طرف مفید در باب عقل و بیشتر مباحثی که مفید در آن وارد شده است در خصوص عقل ابزاری است و همچنین جملۀقابل تأمل مفید در رابطه با نیاز عقل به وحی در اوائل المقالات، گرایش وی را نسبت به این امر جلوه می دهد. او به اتفاق و اجماع امامیه بیان می کند: که عقل در دانش و نتایج خود نیازمند نقل است و عقل از نقلی که عقل را بر چگونگی استدلال تنبیه داده و آگاه سازد، جدا نیست و از این رو از آغاز تکلیف در جهان نیازمند رسولیم. (النعمان بن المعلم، 1387ب، ص41) با توجه به این مورد، عقل ابزار "معرفت شناختی دین" است نه منبع مستقل معرفت شناختی آن. بنابراین عقل کاشف از اراده الهی است. عقل در کنار نقل هم چون ابزاری در مسیر تکامل فهم احکام و گزاره های دینی گام برمی دارد. در نهایت با توجه به این موارد می توان غالب بودن رویکرد ابزاری به عقل را به او نسبت داد.

فهرست منابع و مآخذ

- قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند.

- اوجبی، علی، پرسمان های کلامی، تهران، وزارت و فرهنگ ارشاد اسلامی، 1386.

- خوانساری، جمال الدین، دفاع از تشیع، تهران، مومنین، 1377 (اقتباس شده از نرم افزار شیخ مفید).

- شریف مرتضی، الذخیره فی علم کلام، موسسه النشر الاسلامی، 1411 ه. ق.

- النعمان بین معلم، محمد بن محمد، اربع الرسالات فی الغیبه، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 (الف)، (اقتباس شده از نرم افزار شیخ مفید، موسسه نور).

- -------، اوائل المقالات، ترجمه سجاد واعظی، تهران، آذینه گل مهر، 1387 (ب).

- -------، تذکرة بأصول الفقه (پ)، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 (پ).

- -------، ترجمه تصحیح الاعتقادات الامامیه، ترجمه سید محمد علی حسنی، تهران، اسلامیه، 1371 (ت).

- -------، النکت فی المقدمات الاصول، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 (س).

- -------، المسایل السرویه، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 (ج)؛ (اقتباس شده از نرم افزار شیخ مفید، موسسه نور).

- -------، المسایل الصاغانیه، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 (چ)؛ (اقتباس شده از نرم افزار شیخ مفید، موسسه نور).

- -------، الافصاح فی الامامه، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 (خ)؛ (اقتباس شده از نرم افزار شیخ مفید، موسسه نور).

- -------، الفصول المختاره، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 (ح)؛ (اقتباس شده از نرم افزار شیخ مفید، موسسه نور).

- فیض، علیرضا، مبادی فقه و اصول، تهران، دانشگاه تهران، بهار، 1381-

- مختاری مازندرانی، فرهنگ اصطلاحات اصولی، تهران، انجمن قلم ایران، 1377-

- مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، جلد 3، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا (ب).

- -------، ده گفتار، تهران، صدرا، 1374 (اپ).

- -------، اسلام و مقتضیات زمان، ج 2، تهران، صدرا، 1374 (الف).

- مظفر، محمدرضا، اصول فقه، ج3، نجف، دارالنعمان، 1386.

- مکدرموت، مارتین، اندیشه های کلامی شیخ مفید، شعبه تهران، موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، 1363.

- حسینی، محمد رضا، مکتب اصولی شیخ مفید، فصلنامه پژوهش، 1381؛ شماره11، ص85-88.

........................

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

محتوای بیشتر در این بخش: « سلمان فارسی

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری