احسن الحدیث

خطبه صد و چهل و چهار، بخش چهارم

 

أَیْنَ الْعُقُولُ الْمُسْتَصْبِحَةُ بِمَصَابِیحِ الْهُدَى، والاَْبْصَارُ الْلاَّمِحَةُ إلَى مَنَارِ التَّقْوَى ! أَیْنَ الْقُلُوبُ الَّتِی وُهِبَتِْ للهِ، وَعُوقِدَتْ عَلَى طَاعَةِ اللهِ ! ازْدَحَمُوا عَلَى الْحُطَامِ. وَتَشَاحُّوا عَلَى الْحَرَامِ; وَرُفِعَ لَهُمْ عَلَمُ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، فَصَرَفُوا عَنِ الْجَنَّةِ وُجُوهَهُمْ، وَأَقْبَلُوا إلَى النَّارِ بِأَعْمَالِهِمْ; وَدَعَاهُمْ رَبُّهُمْ فَنَفَرُوا وَوَلَّوْا، وَدَعَاهُمُ الشَّیْطَانُ فَاسْتَجَابُوا وَأَقْبَلُوا.

کجايند آن عقلها که از چراغ هدايت نور مى گيرند، و آن چشمها که به مناره ها و نشانه هاى تقوا دوخته شده اند ؟ کجايند آن دل ها که به خدا بخشيده شده، و با يکديگر پيمان اطاعت خدا را بسته اند.
ولى آنها (دنياپرستان) گرد متاع پست دنيا ازدحام کرده اند، و براى به دست آوردن حرام به نزاع با يکديگر برخاسته اند، پرچم بهشت و دوزخ در برابر آنها بر افراشته شده، اما از بهشت روى برگردانده و با اعمال خود به آتش دوزخ روى آورده اند !
(آرى) پروردگارشان آنها را فراخوانده، اما رويگردان شده و پشت کرده اند، (ولى) شيطان آنها را به سوى خود دعوت کرده، دعوتش را پذيرفته و به او روى آورده اند
.

 

شرح و تفسیر

حق طلبان و پیروان شیطان

   امام (علیه السلام) در بخش آخر این خطبه از دو گروه سخن مى گوید : گروه خردمند و عاقل و با تقوا و مطیع فرمان حقّ، و گروه دیگرى که ازدحام بر متاع پست دنیا کرده و براى به چنگ آوردن اموال حرام بر یکدیگر سبقت مى گیرند، مى فرماید : «کجایند آن عقلها که از چراغ هدایت نور مى گیرند ؟ و آن چشمها که به مناره ها و نشانه هاى تقوا دوخته شده اند ؟ کجایند آن دل ها که به خدا بخشیده شده و یا یکدیگر پیمان اطاعت خدا را بسته اند» (أَیْنَ الْعُقُولُ الْمُسْتَصْبِحَةُ بِمَصَابِیحِ الْهُدَى، والاَْبْصَارُ الْلاَّمِحَةُ(1) إلَى مَنَارِ التَّقْوَى ! أَیْنَ الْقُلُوبُ الَّتِی وُهِبَتِْ للهِ، وَعُوقِدَتْ عَلَى طَاعَةِ اللهِ).

   اشاره به این که گروه زیادى از مردم به راه خلاف گام نهاده اند، و نیکان چنان در اقلیّت قرار گرفته اند که گویى امام (علیه السلام) به دنبال آنها گردش مى کند تا آنها را پیدا کند.

   سپس در ادامه سخن مى فرماید : «(ولى آن گروه دنیاپرست) گرد متاع پست دنیا ازدحام کرده اند، و براى بدست آوردن حرام به نزاع با یکدیگر برخاسته اند، پرچم بهشت و دوزخ در برابر آنها برافراشته شده، اما از بهشت روى برگردانده و با اعمال خود به آتش دوزخ روى آورده اند، (آرى) پروردگارشان آنها را فراخوانده، اما روى گردان شده و پشت کرده اند، (ولى) شیطان آنان را به سوى خود دعوت کرده، دعوتش را پذیرفته و به او روى آورده اند» (ازْدَحَمُوا عَلَى الْحُطَامِ(2). وَتَشَاحُّوا(3) عَلَى الْحَرَامِ; وَرُفِعَ لَهُمْ عَلَمُ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، فَصَرَفُوا عَنِ الْجَنَّةِ وُجُوهَهُمْ، وَأَقْبَلُوا إلَى النَّارِ بِأَعْمَالِهِمْ; وَدَعَاهُمْ رَبُّهُمْ فَنَفَرُوا(4)وَوَلَّوْا، وَدَعَاهُمُ الشَّیْطَانُ فَاسْتَجَابُوا وَأَقْبَلُوا).

   به نظر مى رسد این دو گروه را که امام (علیه السلام) در این بخشى از خطبه به آنها اشاره فرمود، همانها هستند که در بخشهاى قبل به آنها اشاره شد، گروهى که در برابر امامت امامان راستین سرتسلیم فروآوردند، و خضوع کردند، و گروه دیگرى که در برابر آنها به پاخاستند و سعى در خاموش کردن نور هدایت آنان داشتند، آنها خودکامگانى بودند دنیاپرست، که حلال و حرام برایشان مطرح نبود، و در پیروى و اطاعت شیطان بر یکدیگر سبقت مى گرفتند.

* * *

1. «لامحه» از مادّه «لمح» (بر وزن لمس) در اصل به معنى درخشيدن برق است سپس به معنى نگاه کردن سريع آمده است و گاه به معنى چشم دوختن به چيزى نيز آمده که در خطبه بالا همين معنا اراده شده است. 
2. «حطام» به معنى چيز شکسته و بى ارزش است و اموال دنيا را به دليل بى ارزش بودن «حطام دنيا» مى گويند.
3. «تشاحوا» از مادّه «تشاح» و از ريشه «شُح» به معنى بخل توأم با حرص گرفته شده و «تشاح» در جايى گفته مى شود که دو نفر يا دو گروه براى به دست آوردن چيزى به منازعه برمى خيزند.
4. «نفروا» از مادّه «نَفْر» و «نفور» به معنى دورشدن و فرار کردن از چيزى است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری