احسن الحدیث

خطبه صد و شصت و پنج، بخش اول

 

ابْتَدَعَهُمْ خَلْقاً عَجِیباً مِنْ حَیَوَان وَ مَوَات، وَ سَاکِن وَ ذِی حَرَکَات; وَ أَقَامَ مِنْ شَوَاهِدِ الْبَیِّنَاتِ عَلَى لَطِیفِ صَنْعَتِهِ، وَعَظِیمِ قُدْرَتِهِ، مَا انْقَادَتْ لَهُ الْعُقُولُ مُعْتَرِفَةً بِهِ، وَ مُسَلِّمَةً لَهُ، وَ نَعَقَتْ فِی أَسْمَاعِنَا دَلاَئِلُهُ عَلَى وَحْدَانِیَّتِهِ، وَ مَا ذَرَأَ مِنْ مُخْتَلِفِ صُوَرِ الاَْطْیَارِ الَّتِی أَسْکَنَهَا أَخَادِیدَ الاَْرْضِ، وَ خُرُوقَ فِجَاجِهَا وَ رَوَاسِی أَعْلاَمِهَا، مِنْ ذَاتِ أَجْنِحَة مُخْتَلِفَة، وَ هَیْئَات مُتَبَایِنَة، مُصَرَّفَة فِی زِمَامِ التَّسْخِیرِ، وَ مُرَفْرِفَة بِأَجْنِحَتِهَا فِی مَخَارِقِ الْجَوِّ الْمُنْفَسِحِ، وَالْفَضَاءِ الْمُنْفَرِجِ. کَوَّنَهَا بَعْدَ إِذْ لَمْ تَکُنْ فِی عَجَائِبِ صُوَر ظَاهِرَة، وَ رَکَّبَهَا فِی حِقَاقِ مَفَاصِلَ مُحْتَجِبَة، وَ مَنَعَ بَعْضَهَا بِعَبَالَةِ خَلْقِهِ أَنْ یَسْمُوَ فِی الْهَوَاءِ خُفُوفاً، وَ جَعَلَهُ یَدِفُّ دَفِیفاً وَ نَسَقَهَا عَلَى اخْتِلاَفِهَا فِی الاَْصَابِیغِ بِلَطِیفِ قُدْرَتِهِ، وَ دَقِیقِ صَنْعَتِهِ. فَمِنْهَا مَغْمُوسٌ فِی قَالَبِ لَوْن لاَ یَشُوبُهُ غَیْرُ لَوْنِ مَا غُمِسَ فِیهِ; وَ مِنْهَا مَغْمُوسٌ فِی لَوْنِ صِبْغ قَدْ طُوِّقَ بِخِلاَفِ مَا صُبِغَ بِهِ.

خداوند، آفريدگانى شگفت انگيز از حيوان و جماد، ساکن و متحرک، ابداع کرد و نمونه هايى از شواهد آشکار بر صنعت دقيق و قدرت عظيمش را اقامه کرد; آن گونه که عقل ها مطيع و معترف و تسليم او شدند و دلايل يگانگى او در گوش هاى ما طنين انداز شد و اشکال گوناگونى از پرندگان را آفريد; پرندگانى که آن ها را در شکاف هاى زمين و بريدگى درّه ها و قلّه کوه ها مسکن داد; پرندگانى که داراى بال هاى مختلف و شکل هاى گوناگون اند; آن ها که زمامشان در دست پروردگار است و در مسيرى که تعيين فرموده در حرکتند و به وسيله بال هاى خويش در فراخناى هواى گسترده و در فضاى پهناور به پرواز در مى آيند.
خدا آن ها را با اشکال شگفت آورى از نظر صورت ظاهر پديد آورد و پيکرشان را با استخوان هاى به هم پيوسته که پوشيده (از گوشت) شده ترکيب نمود; بعضى را به سبب سنگينى جسمشان از اين که به آسانى در هوا پرواز کنند بازداشت و چنان قرارداد که بتوانند (در نزديکى زمين) بال و پر بزنند (ولى به سَبُک وَزنان اجازه داد در اوج آسمان به پرواز درآيند) با قدرت دقيق و آفرينش لطيف خويش، پرندگان را به رنگ هاى گوناگونى رنگ آميزى کرد. بعضى تنها يک رنگ دارند بى آن که رنگ ديگرى با آن مخلوط باشد و بعضى آن ها تمام بدنشان يک رنگ دارد; جز طوقى که رنگ ديگر بر دور گردنشان است
.

 

شرح و تفسیر: آفرینش انواع پرندگان

مهم ترین اصول اعتقادى ما معرفة الله است که بخش عظیمى از قرآن مجید را تشکیل مى دهد هدف نهایى این خطبه نیز همین است. به طور مسلّم اگر پایه هاى معرفت و عشق به خدا محکم شود، اعمال و رفتار انسان اصلاح مى شود.

امام(علیه السلام) در این خطبه، شگفتى هاى آفرینش را که از وجود خدا، علم و قدرت بى پایان او حکایت مى کند، بیان مى فرماید; به ویژه دست ما را مى گیرد و در جهان پرندگان به پرواز در مى آورد و بخش مهمى از عجایب خلقت آن ها را بازگو مى کند; سپس ما را به دنیاى شگفت انگیز طاووس مى برد و با چنان فصاحت و بلاغتى شگفتى هاى آن را بیان مى کند که عقل، حیران مى ماند ولى اختیار، زبان را به حمد و تسبیح خالق این موجودات به گردش در مى آورد.

نخست مى فرماید: «خداوند، آفریدگانى شگفت انگیز از حیوان و جماد، ساکن و متحرک، ابداع کرد» (ابْتَدَعَهُمْ خَلْقاً عَجِیباً مِنْ حَیَوَان وَ مَوَات، وَ سَاکِن وَ ذِی حَرَکَات).

منظور از موات، جمادات است; همچون زمین و آسمان، ستاره ها و ماه و خورشید که بعضى ساکن اند و بعضى حرکت دار. (هر چند از یک نگاه همه داراى حرکتند).

منظور از ابداع، آفرینش بدون سابقه است و این موضوع بسیار مهمى است; زیرا تمام صنعتگران و نقّاشان آن چه را مى سازند و یا به تصویر مى کشند، تقلیدى است از جهان خلقت; به طور واضح و ساده یا پیچیده و مرکب. تنها خدا است که آفرینش او بى سابقه است; آن هم آفرینشى با این تنوع و تکثّر عجیب.

سپس به شرح این سخن پرداخته، مى فرماید: «نمونه هایى از شواهد آشکار بر صنعت دقیق و قدرت عظیمش را اقامه کرد; آن گونه که عقل ها مطیع و معترف و تسلیم او گشتند و دلایل یگانگى او در گوش هاى ما طنین انداز شد» (وَ أَقَامَ مِنْ شَوَاهِدِ الْبَیِّنَاتِ عَلَى لَطِیفِ صَنْعَتِهِ، وَعَظِیمِ قُدْرَتِهِ، مَا انْقَادَتْ لَهُ الْعُقُولُ مُعْتَرِفَةً بِهِ، وَ مُسَلِّمَةً لَهُ، وَ نَعَقَتْ(1) فِی أَسْمَاعِنَا دَلاَئِلُهُ عَلَى وَحْدَانِیَّتِهِ).

به راستى اگر انسان، کمى با علوم طبیعى آشنا باشد و با دقّت به بررسى شگفتى هاى موجودات این جهان بپردازد، بى اختیار زبانش به مدح و ستایش پروردگار گشوده مى شود و همان گونه که مولاى متقیان(علیه السلام) فرمود، به عظمت خدا اعتراف مى کند و در برابر او تسلیم مى شود.

به دنبال این سخن، امام(علیه السلام) ذرّه بین اندیشه را بر بخش خاصى از شگفتى هاى جهان ـ که پر از اسرار و لطایف است ـ مى اندازد و از جهان پرندگان سخن مى گوید و تنوع عجیب آن ها را شرح مى دهد و مى فرماید: «و اشکال گوناگونى از پرندگان را آفرید; پرندگانى که آن ها را در شکاف هاى زمین و بریدگى درّه ها و قلّه کوه ها مسکن داد» (وَ مَا ذَرَأَ(2) مِنْ مُخْتَلِفِ صُوَرِ الاَْطْیَارِ الَّتِی أَسْکَنَهَا أَخَادِیدَ(3) الاَْرْضِ، وَ خُرُوقَ(4) فِجَاجِهَا(5)وَ رَوَاسِی(6) أَعْلاَمِهَا(7)).(8)

این نخستین تنوع آفرینش پرندگان است از نظر محل زندگى، بعضى از آن ها مانند بوم و مرغ سنگخوار به شکاف هاى زمین پناه مى برند و به هنگام تاریکى بیرون مى آیند و بعضى در حاشیه دره ها زندگى مى کنند; مانند کبک ها و بعضى دیگر در بلنداى کوه ها مسکن دارند، مانند شاهین و عقاب و خداوند به هر یک به مقتضاى محیط زندگى اش ابزار و امکانات لازم را بخشیده است.

البته آن چه را امام(علیه السلام) در بخش هاى سه گانه مذکور بیان فرمود، تنها برخى پرندگان را براى نمونه ذکر کرده است; پرندگان دریایى، پرندگان ماهى خوار، پرندگان خانگى و اهلى، پرندگانى که تنها در جنگل ها و بیشه ها زندگى مى کنند، پرندگانى که تنها در کویرها مى توانند زنده بمانند و مانند آن ها که هر یک، شگفتى هایى دارند که عقل اندیشمندان را حیران مى سازد. آن چه در جمله هاى پیشین ذکر شد، تقسیمى بود که امام(علیه السلام) براى آن ها از نظر محل سکونت بیان فرمود، سپس امام(علیه السلام) اشاره به تقسیم دیگرى ـ از نظر چگونگى بال ها و طرز پرواز آنان ـ کرده، مى فرماید: «آن ها داراى بال هاى مختلف و شکل هاى گوناگون اند; آن ها که زمامشان در دست پروردگار است و در مسیرى که تعیین فرموده در حرکتند و به وسیله بال هاى خویش در دل فراخناى هواى گسترده و در فضاى پهناور به پرواز در مى آیند» (مِنْ ذَاتِ أَجْنِحَة مُخْتَلِفَة، وَ هَیْئَات مُتَبَایِنَة، مُصَرَّفَة(9)فِی زِمَامِ التَّسْخِیرِ، وَ مُرَفْرِفَة(10) بِأَجْنِحَتِهَا فِی مَخَارِقِ(11) الْجَوِّ الْمُنْفَسِحِ(12)، وَالْفَضَاءِ الْمُنْفَرِجِ).

این همان چیزى است که در قرآن مجید در آیات متعدد از جمله در سوره نحل به آن اشاره فرموده: «(أَلَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّرَات فِى جَوِّ السَّمَاءِ مَا یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ اللهُ إِنَّ فِى ذَلِکَ لاَیَات لِّقَوْم یُؤْمِنُونَ); آیا آن ها به پرندگانى که بر بلنداى آسمان ها نگه داشته شده اند نظر نفیکندند؟ هیچ کس جز خدا آن ها را نگاه نمى دارد. در این امر نشانه هایى از عظمت و قدرت خداست، براى کسانى که ایمان مى آورند».(13)

امام(علیه السلام) در ادامه این سخن به سراغ تقسیم سوّم و چهارمى براى پرندگان مى رود و آن ها را به پرندگان داراى اشکال مختلف شگفت آور و سپس پرندگان سنگین وزن که قدرت بر پرواز ندارند و یا به زحمت و نزدیک سطح زمین پرواز مى کنند و پرندگان سبک جثّه اى که بر بلنداى آسمان ها به سرعت در گردشند، مى فرماید: «خداوند آن ها را با اشکال شگفت آورى از نظر صورت ظاهر پدید آورد و پیکرشان را با استخوان هاى به هم پیوسته که پوشیده (از گوشت) شده ترکیب نمود; بعضى را به سبب سنگینى جسمشان از این که به آسانى در هوا پرواز کنند بازداشت و چنان قرارداد که بتوانند (در نزدیکى زمین) بال و پر بزنند (ولى به سَبُک وَزنان اجازه داد در اوج آسمان به پرواز درآیند)» (کَوَّنَهَا بَعْدَ إِذْ لَمْ تَکُنْ فِی عَجَائِبِ صُوَر ظَاهِرَة، وَ رَکَّبَهَا فِی حِقَاقِ(14) مَفَاصِلَ مُحْتَجِبَة، وَ مَنَعَ بَعْضَهَا بِعَبَالَةِ(15) خَلْقِهِ أَنْ یَسْمُوَ فِی الْهَوَاءِ خُفُوفاً،(16) وَ جَعَلَهُ یَدِفُّ دَفِیفاً(17)).

آرى، اشکال پرندگان به قدرى مختلف است که انسان از تنوّع آن حیران مى شود: بعضى آن چنان زیبایند که چشم از دیدن آن ها سیر نمى شود; بعضى چنان قیافه وحشتناکى دارند که غالب مردم از آن ها مى ترسند; پاهاى بعضى به قدرى بلند است که گویا بدن آن ها روى دو ستون قرار گرفته (مانند شتر مرغ و لک لک) و پاى بعضى به قدرى کوتاه است که به زحمت دیده مى شود (مانند کبک ها); بعضى به قدرى بزرگ اند که گاه بدن آن ها به دو متر مى رسد و بعضى به اندازه اى کوچک اند که از چند سانتى متر تجاوز نمى کنند.

از نظر پرواز نیز بسیار مختلف اند: بعضى آن چنان سنگین اند که قدرت پرواز ندارند; به سرعت مى دوند و بال و پر مى زنند; بعضى مدتى با سرعت مى دوند و سپس از زمین بر مى خیزند و در ارتفاع پایین حرکت مى کنند و برخاستن آن ها درست، شبیه پرواز هواپیماهاست; بعضى دیگر به محض این که اراده کنند، یک مرتبه از زمین کنده مى شوند و به پرواز در مى آیند; با قدرت پاها خود را به هوا مى پرانند، سپس از بال ها استفاده مى کنند (مانند حرکت بال گردها); بعضى ساعت ها و یا هفته ها در آسمان ها به راحتى حرکت مى کنند، بى آن که احساس خستگى و ناتوانى کنند; مانند پرندگان مهاجر که گاه نیمى از کره زمین را سیر مى کنند وهفته ها در آسمانند و مواد غذایى را به صورت چربى ها قبل از پرواز در بدن خود ذخیره مى کنند. جالب این که بعضى پرندگان که بال هاى پهن و گسترده و جثّه هاى سبک دارند، هنگامى که اوج گرفتند نیازى به بال زدن ندارند و بال هاى گسترده شان، آن ها را بر بلنداى جوّ حفظ مى کند و تنها شهپرهایى که در دم آن ها قرار دارد سبب حرکت یا تغییر مسیر آن ها مى شود! اما بعضى دیگر که بال هاى کوتاه تر و جثّه هاى سنگین ترى دارند باید همواره بال هاى خود را در طرف بالا و پایین حرکت دهند تا بتوانند پرواز کنند. هر قدر انسان در این تنوّع ها فکر مى کند به عظمت آفریدگار و علم وقدرت بى پایانش آشناتر مى شود!!

در مرحله چهارم، امام(علیه السلام) به تنوع رنگ هاى گوناگون پرندگان که آن هم از عجایب آفرینش است اشاره کرده، مى فرماید: «خداوند با قدرت لطیف و آفرینش قدرت خویش، پرندگان را به رنگ هاى گوناگونى رنگ آمیزى کرد: بعضى تنها یک رنگ دارند بى آن که رنگ دیگرى با آن مخلوط باشد و بعضى آن ها تمام بدنشان یک رنگ دارد; جز طوقى که به رنگ دیگر بر دور گردنشان» (وَ نَسَقَهَا(18) عَلَى اخْتِلاَفِهَا فِی الاَْصَابِیغِ(19) بِلَطِیفِ قُدْرَتِهِ، وَ دَقِیقِ صَنْعَتِهِ. فَمِنْهَا مَغْمُوسٌ(20) فِی قَالَبِ(21) لَوْن لاَ یَشُوبُهُ غَیْرُ لَوْنِ مَا غُمِسَ فِیهِ; وَ مِنْهَا مَغْمُوسٌ فِی لَوْنِ صِبْغ قَدْ طُوِّقَ بِخِلاَفِ مَا صُبِغَ بِهِ).

تنوع رنگ هاى پرندگان نیز از عجایب است. در زمان ما در بعضى از مناطق، باغى به نام باغ پرندگان درست کرده اند و انواع پرندگان را در آن جمع آورى کرده و در شرایطى شبیه شرایط طبیعى زندگى مى کنند. تنها ویژگى آن این است که تور بسیار بزرگ و بلندى بر دور باغ کشیده اند که پرندگان از آن جا به جاى دیگر نروند. هر گاه کسى در آن باغ قدم نهد و رنگ هاى مختلف پرندگان را با چشم خود ببیند، از تنوع و زیبایى هاى خیره کننده آن در شگفتى فرو مى رود; گویى نقاشى نشسته و همه روزه یک به یک آن ها را با دقت رنگ آمیزى مى کند. ممکن نیست، بیننده آن بى اختیار زبان به حمد و تسبیح پروردگار نگشاید.

وانگهى پرندگانى که در چنین باغ هایى گردآورى مى شوند اندکى از انواع پرندگان جهان طبیعت اند. در درون دره ها در اعماق جنگل ها پرندگانى به رنگ هاى مختلف وجود دارد که چشم انسانى به آن ها نیفتاده!

نکته

دنیاى عجیب پرندگان

گاه دیدن یک پرنده زیبا و ظرافت و دقّتى که در ساختمان بال و پر و تمام وجود او به کار رفته، انسان را با آفریننده آن آشنا و غرق در افکار توحیدى مى کند حال اگر در جهان پرندگان سیرِ طولانى ترى کنیم، سیرى که به یقین سال ها طول مى کشد و طرز زندگى، رنگ ها، دقّت ها، ظرافت ها و تنوّع فوق العاده اى را که در آن ها به کار رفته، مشاهده کنیم چه رخ خواهد داد؟!

دانشمندان، کتب بسیارى درباره رازهاى نهفته در وجود پرندگان و انواع و اقسام آن ها، اعم از پرندگان خشکى و دریایى، پرندگان مهاجر و غیر مهاجر نوشته اند که حتى شرح گوشه اى از آن ها از حوصله این کتاب، خارج است; ولى مناسب است به گوشه هایى کوتاه و پرمعنا در این جا اشاره کنیم:

دانشمندان مى گویند:

1ـ حدود چهارده هزار نوع پرنده در کره زمین وجود دارد و تفاوت هاى میان آن ها سبب شده که دانشمندان، آن ها را به گروه هاى مختلف تقسیم کنند. البتّه هر نوع، هزاران هزار مصداق خارجى دارد. مسلّماً در درون جنگل ها و اعماق دره هاى صعب العبور، انواع زیادى از پرندگان یافت مى شود که هرگز انسان ها به آن ها دست نیافته اند.

2ـ بعضى از پرندگان (مانند شترمرغ به قدرى بزرگ اند که ممکن است بیش از یک صد کیلوگرم وزن داشته باشند و با پاهاى بلند خود مى توانند با سرعتى معادل 95 کیلومتر در ساعت بدوند! در مقابل بعضى به قدرى کوچک اند که وزن آن ها از چند گرم تجاوز نمى کند; ولى عجب آن که ممکن است سرعت پرواز آن ها کمتر از سرعت دویدن شترمرغ نباشد!

3ـ هر یک از پرندگان، آفرینشى کاملا متناسب با محیط و وضع معیشت خود دارند: مرغِ ماهى خوار، منقارى بلند و تیز دارد که به راحتى ماهى ها را صید مى کند; پرنده اى به نام «سرخ قبا» منقار کوتاه و مخروطى دارد که مى تواند دانه هاى نباتى را بشکند و استفاده کند; مرغ «زمزمه گر» منقارى باریک و تیز دارد که شیره گل ها را مى مکد; مرغان شکارى پنجه ها و منقارهاى قوى و برّنده اى دارند که شکارشان را با آن مى گیرند و پاره مى کنند; منقار پلیکان مانند یک سبد است که ماهى زیادى را براى طعمه در خود جاى مى دهد.

4ـ هیچ پرنده اى دندان ندارد و دانه ها را در سنگدان خود آسیاب کرده، آماده جذب مى کند!

5ـ بدن پرندگان بسیار سبک و آماده پرواز است در جاى جاى داخل بدن آن ها حباب هاى هوا وجود دارد و استخوان هاى شان توخالى است و همه این ها به پرواز آن ها کمک مى کند!

6ـ پرندگان معمولا تخم مى گذارند و چند روزى روى آن مى خوابند تا به جوجه تبدیل شود; گاه تنها جنس ماده بر روى آن مى خوابد و گاه نر و ماده به نوبت روى آن مى خوابند و گاه جنس نر، پرنده ماده را در درون لانه زندانى مى کند و اجازه خروج به او نمى دهد (مانند مرغ شاخ منقار) فقط سوراخى در دهانه لانه مى گذارد که روزها براى او غذا بیاورد و در اختیار او بگذارد.

7ـ پرندگان آبى یعنى آن ها که روى آب ها و اطراف دریاها زندگى مى کنند، برنامه عجیب ترى دارند; گاه با دستگاهى که همانند رادار است طعمه خود را زیر آب نشانه گیرى مى کنند و با یک شیرجه به عمق آب فرو مى روند و آن را گرفته، و از طرف دیگر سر بر مى آورند; بدن هاى آن ها چنان چرب است که هرگز آب در آن نفوذ نمى کند.

8ـ رنگ هاى پرندگان از عجایب آفرینش است; گاه چنان رنگ آمیزى زیبا و شفاف و دل انگیزى دارند که انسان خیال مى کند الآن از زیر دست نقاش چیره دستى خارج شده است (و این از بدیع ترین چهره هاى آفرینش است که امام(علیه السلام) در خطبه مزبور روى آن تکیه خاصى دارد) و انسان تا نبیند نمى تواند به اهمّیّت آن واقف شود.

9ـ لانه هاى پرندگان نیز بسیار متنوّع و عجیب است با این که آن ها دست ندارند، ولى با ظرافت خاصى لانه خود را مى سازند. یکى از پرندگان به نام «پرنده خیاط» برگ هاى بزرگ درختان را به هم مى دوزد و از آن لانه درست مى کند. منقار تیزش به منزله سوزن است و الیاف باریک گیاهان را به صورت نخ مورد بهره بردارى قرار مى دهد!

10ـ پرندگان شکارچى پاهاى قوى و بال هاى نیرومندى دارند; مانند عقاب ها و بازها و لاشخورها و کرکس ها. چشم آن ها بسیار قوى و تیزبین است و از مکانى دور در آسمان، حتى موجودات کوچک را روى زمین مى بینند. بعضى از آن ها به قدرى قوى اند که نقل شده مى توانند یک برّه را از زمین برداشته، با خود ببرند.

11ـ پرندگان مهاجر عالم عجیب و شگفت انگیزترى دارند. گاه از خط استوا به مناطق قطبى و بالعکس حرکت مى کنند و بیش از ده هزار کیلومتر راه را طى مى کنند; بى آن که راه را گم کنند، شب ها و روزها پرواز مى کنند! قبل از مهاجرت، دسته جمعى با یک الهام درونى به تغذیه فراوان مى پردازند و بدن خود را از چربى انباشته مى کنند که در طول مسافرت از آن استفاده کنند!

12ـ مقاومت پرندگان در مقابل سرما و گرما بسیار زیاد است. در زمستان که ما انسان ها کنار بخارى جمع مى شویم، آن ها در سرماى چندین درجه زیر صفر زنده مى مانند! حرارت بدن آن ها از بدن انسان بیش تر است و به 45 درجه بالاى صفر مى رسد! و شاید همین حرارت است که به آن ها در مقابل سرما مقاومت مى دهد.(22)

13ـ خدمات پرندگان به انسان، بسیار زیاد است: خوراک بسیارى از آن ها حشرات است; پرندگان شکارى، افزایش نسل پرندگان دیگر را مهار مى کنند; پرندگان مردارخوار، سطح دریاها و خشکى ها را پاکسازى مى کنند; بسیارى از آن ها در زدودن آفات، نقش مهمى دارند و علاوه براین ها پرندگان براى ما غذاى مهمى به شمار مى روند.

14ـ در پایان این بحث، قلم را به دست شارح خوش ذوق شرح «فى ظلال نهج البلاغه» مى سپاریم. او از کتاب «روبرت لمن» به نام «همه چیز درباره پرندگان» ترجمه «دکتر مصطفى بدران» چنین نقل مى کند: «بعضى حدس مى زنند که در تمام روى زمین، حدود صد میلیارد پرنده وجود دارد (در انواع مختلف) و بزرگ تر از همه شتر مرغ است که قامت آن به 5/2 متر مى رسد... و کوچک ترین آن ها «طنان» است که طول آن فقط پنج سانتى متر است و با سرعت عجیبى پرواز مى کند و در یک ثانیه، پنجاه تا دویست بار پر مى زند و سرعت حرکت او در ساعت تا 90 کیلومتر مى رسد و مى تواند طرف جلو و عقب و یا بالا و پایین حرکت کند و حتى مى تواند مدتى طولانى در یک نقطه از هوا توقف کند!

بعضى از پرندگان یک گام آن ها از شش متر بیش تر است.

بعضى از پرندگان تا شش هزار متر در هوا بالا مى روند و بعضى تا 18 مترى عمق آب پیش مى روند».(23)

کوتاه سخن; همان گونه که مولا على(علیه السلام) در این بخش از خطبه بیان فرمود، هر گاه انسان در این عجایب خلقت بیندیشد، بى اختیار سر تعظیم به درگاه پروردگار فرود مى آورد و در برابر لطف صنعت و عظمت قدرت او تسلیم مى شود.

 

* * *

1. «نعقت» از ماده «نعق» (بر وزن برق) در اصل به معناى صداى کلاغ است; سپس به صداهايى که براى حرکت حيوانات و امر و نهى آن ها گفته مى شود، اطلاق شده است.
2. «ذرأ» از ماده «ذرأ» (بر وزن زرع) به معناى آفرينش و ايجاد و اظهار است.
3. «اخاديد» جمع «اخدود» (بر وزن خشنود) به معناى شکاف وسيع و عميق و گسترده در زمين است و به گودال ها و خندق هاى بزرگ دره ها نيز اطلاق مى شود.
4. «خروق» جمع «خرق» (بر وزن زرع) به معناى بيابان هاى وسيع و گسترده است و به معناى شکاف نيز بيان شده است.
5. «فجاجها» جمع «فج» (بر وزن حج) به معناى جادّه وسيع است و در اصل به معناى دره هاى وسيعى است که در ميان کوه ها وجود دارد و مسير عبور کاروان ها بوده است.
6. «رواسي» جمع «راسيه» در اصل به معناى ثابت و پابرجاست; سپس به معناى کوه ها سخت و پابرجاست.
7. «اعلام» جمع «علم» (بر وزن قلم) دراصل به معناى علامتى است که از چيزى خبر مى دهد و به کوه ها و قله هاى آن ها اطلاق شده است.
8. درباره اعراب «ما ذرأ...»، بعضى احتمال داده اند که عطف بر «ماانقادت» باشد و گاه احتمال داده اند، عطف بر ضمير «دلائله» و يا خود «دلائله» باشد. اين احتمال نيز بعيد به نظر نمى رسد که مبتدايى باشد با خبر محذوف و
مفهوم آن چنين است: «و ما ذرأ...» من آثار صنعه و عظمته. 9. «مصرّفه» از ماده «صرف» (بر وزن حرف) به معناى تغيير دادن است و «مصرّفه» به معناى انواع اشکال متنوع مى آيد. 10. «مرفرفه» از ماده «رفرفه» به معناى بال و پر زدن است و «مرفرفه» به معناى پارچه هاى زيبا و رنگارنگ نيز ذکر شده است و در خطبه مزبور به همان معناى اوّل است. 11. «مخارق» جمع «مخرق» (بر وزن مشرب) به معناى قلات و بيابان گسترده است. 12. «منفسح» به معناى گسترده از ماده «فسح» (بر وزن مسلح) به معناى گستردن نقل شده است. 13. نحل، آيه 79. 14. «حقاق» جمع «حُقّ» (بر وزن حبّ) به معناى محل پيوند دو استخوان مفصل است. 15. «عبالة» به معناى درشتى، سنگينى است. 16. «خفوف» به معناى سرعت و سبکى است که غالباً لازم و ملزوم يکديگرند. 17. «دفيف» به معناى بال زدن است و از آن جا که پرندگان، نزديک زمين بيش تر بال مى زنند، گاهى اين واژه به پرواز کردن در نزديک زمين نيز گفته شده است. 18. «نسقها» از ماده «نسق» (بر وزن مشق) به معناى منظم ساختن خواه در مورد صفوف باشد يا عبارات و کلمات و يا غير آن. 19. «أصابيغ» جمع «أصباغ» و «اَصباغ» جمع «صبغ» (بر وزن فعل) به معناى رنگ است. 20. «مغموس» از ماده «غمس» (بر وزن لمس) در اصل به معناى فرورفتن چيزى در آب است; سپس به معناى غايب و پنهان شدن نيز گفته شده است و در جمله مزبور امام(عليه السلام) يک رنگ بودن گروهى از پرندگان را تشبيه کرده است که گويى
آن را در خُم رنگرزى فرو کرده و بيرون آورده اند. 21. «قالَب» (بر وزن حالت) همان چيزى است که در فارسى، «قالب» (بر وزن فاعل) گفته مى شود و به معناى ظروفى است که فلزات گداخته يا اشياى ديگر را در آن مى ريزند و به شکل مطلوب در مى آورند. 22. فرهنگ نامه و کتب ديگر. 23. فى ظلال نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 467.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری