احسن الحدیث

خطبه صد و شصت و نه، بخش اول

 

إِنَّ اللهَ بَعَثَ رَسُولا هَادِیاً بِکِتَاب نَاطِق وَ أَمْر قَائِم، لاَ یَهْلِکُ عَنْهُ إِلاَّ هَالِکٌ. وَ إِنَّ الْمُبْتَدَعَاتِ الْمُشَبَّهَاتِ هُنَّ الْمُهْلِکَاتُ إِلاَّ مَا حَفِظَ اللهُ مِنْهَا. وَ إِنَّ فِی سُلْطَانِ اللهِ عِصْمَةً لاَِمْرِکُمْ، فَأَعْطُوهُ طَاعَتَکُمْ غَیْرَ مُلَوَّمَة وَ لاَ مُسْتَکْرَه بِهَا. وَاللهِ لَتَفْعَلُنَّ أَوْ لَیَنْقُلَنَّ اللهُ عَنْکُمْ سُلْطَانَ الاِْسْلاَمِ، ثُمَّ لاَ یَنْقُلُهُ إِلَیْکُمْ أَبَداً حَتَّى یَأْرِزَ الاَْمْرُ إِلَى غَیْرِکُمْ.

خداوند، پيامبرى راهنما با کتابى گويا و دستورى استوار (براى هدايت مردم) برانگيخت و (اين کتاب به گونه اى است که) جز افراد گمراه از آن روى گردان نمى شوند. بدعت هايى که به رنگ حق درآمده گمراه کننده است; مگر اين که خداوند حفظ کند (بدانيد) پيروى از حکومت الهى، حافظ امور شماست; بنابراين زمام اطاعت خود را ـ بى آن که نفاق ورزيد يا ذره اى اکراه داشته باشيد ـ به دست آن بسپاريد. به خدا سوگند! بايد چنين کنيد و گرنه خداوند، حکومت اسلامى را از شما خواهد گرفت; سپس به شما باز نمى گرداند، و به غير شما بر مى گردد.

 

شرح و تفسیر: اگر قیام نکنید حکومت اسلامى از دست مى رود

همان گونه که در بالا اشاره شد امام (علیه السلام) این خطبه را زمانى ایراد فرمود که آگاه شد ناکثین و پیمان شکنان دست به دست هم داده اند و بصره را براى تشکیل حکومتى بر خلاف حکومت اسلامى امیرمؤمنان(علیه السلام) انتخاب کرده اند و به سوى آن حرکت نموده اند.

هدف امام(علیه السلام) از ایراد این خطبه، آماده ساختن مردم براى مقابله این یاغیان بود.

در آغاز، مردم را به تمسّک، به قرآن فرا مى خواند و مى فرماید: «خداوند، پیامبرى راهنما با کتابى گویا و دستورى استوار (براى هدایت مردم) برانگیخت و (این کتاب به گونه اى است که) جز افراد گمراه از آن روى گردان نمى شوند» (إِنَّ اللهَ بَعَثَ رَسُولا هَادِیاً بِکِتَاب نَاطِق وَ أَمْر قَائِم، لاَ یَهْلِکُ عَنْهُ إِلاَّ هَالِکٌ(1)).

سپس هشدار مى دهد که «بدعت هایى که به رنگ حق درآمده گمراه کننده است; مگر این که خداوند حفظ کند» (وَ إِنَّ الْمُبْتَدَعَاتِ(2) الْمُشَبَّهَاتِ(3) هُنَّ الْمُهْلِکَاتُ إِلاَّ مَا حَفِظَ اللهُ مِنْهَا).

اشاره به این که بعد از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فتنه جویان سعى دارند اهداف ضد اسلامى خود را به لباس اسلام درآورند; مثلا پیمان شکنى را در لباس خونخواهى عثمان نشان دهند. مردم باید به هوش باشند و فریب ظواهر دروغین را نخورند و خود را به خدا بسپارند.

و در ادامه آن ها را به اطاعت از حکومت الهى خود دعوت کرده، مى فرماید: « (بدانید) پیروى از حکومت الهى، حافظ امور شماست; بنابراین زمام اطاعت خود را ـ بى آن که نفاق ورزید یا ذره اى اکراه داشته باشید ـ به دست آن بسپارید. به خدا سوگند! باید چنین کنید و گرنه خداوند، حکومت اسلامى را از شما خواهد گرفت; سپس به شما باز نخواهد گردانید، و به غیر شما بر مى گردد» (وَ إِنَّ فِی سُلْطَانِ اللهِ عِصْمَةً لاَِمْرِکُمْ، فَأَعْطُوهُ طَاعَتَکُمْ غَیْرَ مُلَوَّمَة(4) وَ لاَ مُسْتَکْرَه بِهَا. وَاللهِ لَتَفْعَلُنَّ أَوْ لَیَنْقُلَنَّ اللهُ عَنْکُمْ سُلْطَانَ الاِْسْلاَمِ، ثُمَّ لاَ یَنْقُلُهُ إِلَیْکُمْ أَبَداً حَتَّى یَأْرِزَ(5) الاَْمْرُ إِلَى غَیْرِکُمْ).

آرى، هر گاه این نعمت الهى را کفران کنید، خداوند به جرم این ناسپاسى آن را از شما خواهد گرفت; همان گونه که درباره تمام نعمت ها فرموده است: (لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِیدٌ).(6)

آن چه از عبارت مذکور استفاده مى شود (بنابراین که «حتّى» براى غایت باشد) این است که: اگر از امام به حق اطاعت نکنید، خداوند حکومت اسلامى را از شما مى گیرد و دیگر به شما باز نمى گردد ; مگر بعد از آن که گروهى از دشمنان شما بر سر کار آیند و بعد از انقراض آن ها باز حکومت الهى به شما بر مى گردد.

این تعبیر، مفسّران نهج البلاغه را سخت به زحمت افکنده; چرا که حکومت ناصالح بعد از امام(علیه السلام) در دست حکام «بنى امیّه» بود; ولى بعد از «بنى امیّه» به اهل بیت(علیهم السلام) باز نگشت.

بعضى گفته اند: بازگشت حکومت به «بنى عبّاس» با توجّه به این که آن ها از «بنى هاشم» بودند نوعى بازگشت به اهل بیت است; ولى با عنایت به این که ظلم بنى عبّاس کمتر از ظلم بنى امیّه نبود، این تفسیر بعید به نظر مى رسد.

بعضى نیز احتمال داده اند: منظور، بازگشت حکومت به اهل بیت(علیهم السلام) در عصر ظهور حضرت ولى امر ـ ارواحنا فداه ـ است.

و اگر «حتى» در این جا به معناى «واو» عاطفه باشد ـ آن گونه که بعضى احتمال داده اند ـ مشکل حل مى شود; زیرا معناى جمله چنین خواهد بود: اگر اطاعت امام حق نکنید، خداوند، حکومت اسلامى را از شما مى گیرد و دیگر باز نمى گردد و کار به دست غیر شما خواهد افتاد (البتّه منظور در آینده نزدیک است; وگرنه در آینده دور و حکومت امام زمان(علیه السلام) در بازگشت حکومت جهانى به اهل بیت(علیهم السلام) تردیدى نیست).

 

* * *

1. «هالک» از ماده «هلاک» در اصل به معناى مرگ و نابودى و فناست; ولى گاه به معناى هلاکت معنوى که گمراهى و شقاوت و بدبختى است نيز به کار مى رود و مقصود در جمله مزبور، همين هلاکت معنوى است; بنابراين جمله
«لا يهلک عنه الا هالک» به اين معناست که تنها کسانى گمراه مى شوند که براى پذيرش آن آمادگى دارند. 2. «مبتدعات» ازماده «بدع» (بر وزن بدر) به معناى به وجود آوردن چيزى بدون سابقه است و در اصطلاح شريعت به کارهايى که بر خلاف کتاب و سنّت است گفته مى شود; بنابراين «مبتدعات» به معناى کارها و روش هايى است که
آن را بر خلاف کتاب و سنت پديد آورده اند. 3. «مشبّهات» در اين جا اشاره به بدعت هايى است که رنگ دين دارد و موجب گمراهى مى شود. 4. «ملوّمة» به معناى سرزنش شده از ماده «لوم» (بر وزن قوم) گرفته شده است. 5. «يأرز» از ماده «أرز» (بر وزن فرض) به معناى جمع شدن گرفته شده است. 6. ابراهيم، آيه 7.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری