• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

بسیج امکانات برای نابینایان ظهور استعدادهای قرآنی

یکی از کم‌بینایان حافظ کل قرآن با اشاره به اینکه استعداد

بیشتر...

مرحله نهایی آزمون سراسری تفسیر عمومی قرآن برگزار

مرحله نهایی آزمون رشته تفسیر عمومی چهل‌وسومین دوره مسابقات
بیشتر...

دو عاملی که رابطه قرآن و مردم را تهدید می‌کند

مسابقه فرازخوانی قرآن برگزار می‌شود

مرکز آموزش قرآن کریم آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) اقدام

بیشتر...

حدیث سلسله الذهب ، آیت الله العظمی مظاهری

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
137540
292722
88256223
امروز سه شنبه, 19 اسفند 1399
اوقات شرعی

مشرکان چه کسانى هستند؟

شرح آیات 6 لغایت 8 سوره مبارکه فصلت

6قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى إِلَىَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِیمُواإِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ

7الَّذِینَ لایُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ

8إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُون

ترجمه:

6 ـ بگو «من فقط انسانى مثل شما هستم; این حقیقت بر من وحى مى شود که معبود شما معبودى یگانه است; پس تمام توجه خویش را به او کنید و از وى آمرزش طلبید; و واى بر مشرکان!

7 ـ همانها که زکات را نمى پردازند، و آخرت را منکرند!

8 ـ اما کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پاداشى دائمى دارند»!

 
 
تفسیر:

مشرکان چه کسانى هستند؟

این آیات همچنان سخن از مشرکان و کافران مى گوید، و در حقیقت پاسخى است به گفتارى که از آنها در آیات قبل، نقل شده، و دفع هر گونه توهّم و اشتباه در زمینه دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله).

مى فرماید: «بگو من تنها انسانى مثل شما هستم و این حقیقت پیوسته بر من وحى مى شود که معبود شما معبودى یگانه است» (قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى إِلَىَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ).

نه مدعى ام فرشته بوده ام، نه خداوند و نه فرزند خدا هستم، بلکه انسانى همچون شما هستم با این تفاوت که پیوسته فرمان توحید به من وحى مى شود، من هرگز نمى خواهم شما را مجبور به پذیرش این آئین کنم، تا آن گونه که گفتید، سرسختانه در برابر من بایستید و مقاومت یا تهدید کنید، راهى است روشن پیش پاى شما مى گذارم، و بیش از این وظیفه اى ندارم، تصمیم گیرى نهائى با خود شما است.

سپس ادامه مى دهد «اکنون که چنین است، تمام توجه خویش را به این معبود یکتا کنید، و از شرک و گناه توبه و استغفار نمائید» (فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ).(1)

سپس به عنوان هشدار و اعلام خطر مى افزاید: «واى بر مشرکان» (وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ).

* * *

آیه بعد، به معرفى مشرکان پرداخته، و جمله اى را در این زمینه بازگو مى کند که منحصر به این آیه است مى فرماید: «همان کسانى که زکات را اداء نمى کنند و نسبت به آخرت کافرند» (الَّذِینَ لایُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ).

در حقیقت معرفت آنها دو چیز است: ترک زکات، و انکار معاد.

این آیه در میان مفسران گفتگوهاى زیادى برانگیخته است، و در تفسیر آن احتمالات فراوانى داده اند، علت اصلى آن این است که، زکات یکى از فروع اسلام است، چگونه ترک آن دلیل بر کفر و شرک مى شود؟

بعضى ظاهر آیه را حفظ کرده و گفته اند: ترک زکات، هر چند توأم با انکار وجوب آن نباشد، باز نشانه کفر است. بعضى دیگر ترکِ توأم با انکار را، دلیل بر کفر دانسته اند، چرا که زکات از ضروریات اسلام است و منکر آن کافر مى باشد.

جمعى گفته اند: «زکات» در اینجا به معنى «تطهیر و پاکیزگى» است، و منظور از ترک زکات ترک پاک سازى صفحه دل از لوث شرک است، همان گونه که در آیه 81 سوره «کهف» نیز آمده است «خَیْراً مِنْهُ زَکاةً» (فرزندى که از او پاک تر باشد).

ولى اشکال مطلب در اینجا است که تعبیر به «لایُؤتُونَ» (نمى پردازند و اداء نمى کنند) هیچگونه تناسبى با این معنى ندارد.

بنابراین راهى جز این نیست که منظور همان اداء زکات باشد.

مشکل دیگر اینجا است که زکات در سال دوم هجرت در مدینه تشریع شد، و این آیات مکّى است، حتى به گفته بعضى از مفسران بزرگ، سوره «فصلت» از نخستین سوره هائى است که در «مکّه» نازل شده، لذا ناچار شده اند که «زکات» را در اینجا به معنى هر گونه «انفاق در راه خدا» تفسیر کنند، یا بگویند: اصل وجوب زکات در «مکّه» نازل شده بود، اما حد و حدود و نصاب و مقدار آن در سال دوم هجرت نازل گردید.

به هر حال آنچه در اینجا نزدیکتر به مفهوم آیه است این است که، منظور از «زکات» همان مفهوم عام انفاق بوده باشد، و ذکر آن در نشانه هاى شرک، به خاطر این است که، انفاق هاى مالى در راه خداوند، یکى از روشن ترین نشانه هاى ایثار و گذشت و عشق به اللّه است، چرا که مال از محبوب ترین امور، نزد انسان مى باشد، و انفاق و ترک انفاق مى تواند شاخصى براى شرک و ایمان در بسیارى از موارد گردد تا آنجا که بعضى اموال خویش را از جان خود نیز محبوب تر دارند، و نمونه هاى آن را در طول زندگى دیده ایم.

و به عبارت دیگر، منظور ترک انفاقى است که نشانه عدم ایمان آنها به خدا است، و به همین دلیل در ردیف عدم ایمان به معاد ذکر شده، و یا ترک زکات توأم با انکار وجوب آن است.

نکته دیگرى که مى تواند به روشن شدن تفسیر آیه کمک کند، این است که: «زکات» در میان دستورات اسلام، وضع خاصى دارد، و پرداختن آن نشانه به رسمیت شناختن حکومت اسلامى بوده است، و ترک آن غالباً نوعى طغیان و سرکشى و قیام بر ضد حکومت اسلامى محسوب مى شده، و مى دانیم قیام بر ضد حکومت اسلامى موجب کفر است.

گواه این سخن، مطلبى است که در تاریخ اسلام درباره «اصحاب رَدّه» (گروهى که بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) مرتد شدند) آمده است، آنها جمعى از طوایف «بنى طىّ» و «غطفان» و «بنى اسد» بودند که، از دادن زکات به مأموران حکومت اسلامى سر باز زدند، و به این طریق پرچم مخالفت را برافراشتند، مسلمانان نیز با آنها پیکار کردند و آنان را در هم کوبیدند.

درست است که موقع نزول این آیه، هنوز حکومت اسلامى تشکیل نشده بود، ولى این آیه مى تواند در عین حال، اشاره سربسته اى به مطلب فوق باشد.

در تواریخ آمده است: «اهل ردّه» بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) گفتند: أَمَّا الصَّلاةُ فَنُصَلِّی، وَ أَمَّا الزَّکاةُ فَلایُغْصَبُ أَمْوالُنا!: «نماز را مى خوانیم، اما زکات نه، ما اجازه نخواهیم داد، اموال ما غصب گردد»! به دنبال این ماجرا مسلمانان تصمیم گرفتند با این گروه به پیکار برخیزند و آن را دلیل بر ارتدادشان مى دانستند.(2)

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، به معرفى گروهى که در نقطه مقابل این مشرکان بخیل و بى ایمان قرار دارند، و جزاى آنها، پرداخته مى گوید: «کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، اجر و پاداشى جاودانى و قطع ناشدنى دارند» (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُون).

«مَمْنُون» از ماده «منّ» در اینجا به معنى قطع، یا نقص است، بنابراین «غَیْرُ مَمْنُون» یعنى «غیر مقطوع» و بدون نقص، بعضى واژه «مَنُون» (بر وزن زبون) به معنى مرگ را، نیز از همین ماده دانسته اند و همچنین «منّت گذاردن با زبان» را، چرا که اولى قطع و پایان عمر است، و دومى نعمت و شکر را قطع مى کند.(3)

بعضى از مفسران، نیز گفته اند: منظور از «غَیْرُ مَمْنُون» در اینجا این است که، هیچگونه منتى بر مؤمنان در این اجر و پاداش گذارده نمى شود (ولى معنى اول مناسب تر به نظر مى رسد).

* * *

نکته:

اهمیت فوق العاده زکات در اسلام:

آیه فوق با تعبیر تکان دهنده اش، تأکید مجددى است بر اهمیت این فریضه اسلامى، خواه به معنى زکات واجب گرفته شود، یا به مفهوم وسیع و گسترده تر، و باید چنین باشد زیرا:

«زکات» یکى از عوامل مهم عدالت اجتماعى، و مبارزه با فقر و محرومیت، و پر کردن فاصله هاى طبقاتى، و تقویت بنیه مالى حکومت اسلامى، و پاک سازى روح و جان از حب دنیا و مال پرستى، و خلاصه وسیله بسیار مؤثرى براى قرب الهى است.

در بسیارى از روایات اسلامى تعبیراتى آمده است که نشان مى دهد «ترک زکات»، در سر حد کفر است و شبیه تعبیرى است که در آیات فوق آمده، به عنوان نمونه :

1 ـ در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم از جمله وصایاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) این بود: یا عَلِىُّ کَفَرَ بِاللّهِ العَظِیمِ مِنْ هذِهِ الاُمَّةِ عَشَرَةٌ، وَ عَدَّ مُِنْهُمْ، مانِعُ الزَّکاةِ... ثُمَّ قالَ یا عَلِىُّ! مَنْ مَنَعَ قِیراطاً مِنْ زَکاتِ مالِهَ فَلَیْسَ بِمُؤْمِن وَ لامُسْلِم وَ لاکَرامَةَ، یا عَلِىُّ! تارِکُ الزَّکاتِ یَسْئَلُ اللّهَ الرِّجْعَةَ إِلَى الدُّنْیا، وَ ذلِکَ قَولُهُ عَزَّوَجَلَّ حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ...: «اى على! ده طایفه از این امت، به خداوند بزرگ کافر شده اند، و یکى از این ده گروه را مانع الزکات شمرد... سپس فرمود: اى على! هر کس قیراطى از زکاتِ مالش را نپردازد، نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزشى در پیشگاه خدا ندارد، اى على! تارک الزکات، به هنگام مرگ تقاضاى بازگشت به این دنیا (براى جبران گناه عظیم خود مى کند اما پذیرفته نمى شود) و این همان است که خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده: «زمانى که مرگ یکى از آنها فرا رسد مى گوید پروردگارا! مرا بازگردانید» (اما پاسخ منفى مى شنود)....».(4)

2 ـ در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ لِلْفُقَراءِ فِی أَمْوالِ الاَغْنِیاءِ فَرِیْضَةً لایُحْمَدُوَن إِلاّ بِأَداِئها وَ هِىَ الزَّکاةُ، بِها حَقَنُوا دِمائَهُمْ وَ بِها سَمُّوا مُسْلِمِیْنَ: «خداوند بزرگ براى فقیران در اموال اغنیا فریضه اى قرار داده که جز با اداء آن شایسته ستایش نیستند، و آن زکات است که به وسیله آن خون خود را حفظ مى کنند و نام مسلمان بر آنها مى گذارند».(5)

3 ـ بالاخره در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: مَنْ مَنَعَ قِیراطاً مِنَ الزّکاةِ فَلْیَمُتْ إِنْ شاءَ یَهُودِیّاً أَو نَصْرانِیّاً: «کسى که قیراطى از زکات را منع کند یا باید یهودى از دنیا برود یا نصرانى».(6)

در زمینه اهمیت زکات در اسلام، و فلسفه آن، و همچنین تاریخ وجوب زکات در اسلام، و سایر خصوصیات مربوط به آن در جلد 8 از صفحه 6 به بعد (ذیل آیه 60 سوره توبه) مشروحاً بحث کرده ایم.

* * *


1 ـ جمله «فَاسْتَقِیْمُوا» از ماده «استقامت» در اینجا به معنى مستقیم رو به چیزى بودن است و لذا با «إِلى» متعدى شده چرا که مفهوم «استواء» را در بر دارد.

2 ـ تفسیر «ابو الفتوح»، جلد 10، صفحه 6، ذیل آیات مورد بحث.

3 ـ «راغب» در «مفردات» ماده «منّ».

4 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 6، صفحه 18 و 19 (باب ثُبُوتِ الْکُفْرِ وَ الاِرْتِدادِ وَ الْقَتْلِ بِمَنْعِ الزَّکاةِ اِسْتِحْلالاً وَ جُحُوداً) جمعى از فقها و محدثین همانند صاحب «وسائل» روایات فوق را حمل بر مورد انکارزکات کرده اند. «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 34، حدیث 11455 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 32،حدیث 11450 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 33، حدیث 11453.

5 و 6 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 6، صفحه 18 و 19 (باب ثُبُوتِ الْکُفْرِ وَ الاِرْتِدادِ وَ الْقَتْلِ بِمَنْعِ الزَّکاةِاِسْتِحْلالاً وَ جُحُوداً) جمعى از فقها و محدثین همانند صاحب «وسائل» روایات فوق را حمل بر مورد انکارزکات کرده اند. «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 34، حدیث 11455 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 32،حدیث 11450 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 33، حدیث 11453

.....................

تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟