احسن الحدیث

شرح آیه 44 سوره مبارکه هود

 

قِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ ۖ وَقِيلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ.

همان گونه که در آیات گذشته به طور اجمال و سر بسته، خواندیم، سرانجام امواج خروشانِ آب همه جا را فرا گرفت، آب، بالا و بالاتر آمد، گنهکاران بى خبر، به گمان این که یک طوفان عادى است، به نقاط مرتفع و برآمدگى ها و کوه هاى زمین پناه بردند، اما آب از آن هم گذشت و همه جا در زیر آب پنهان شد، اجسام بى جان طغیانگران، و باقیمانده خانه ها و وسائل زندگانیشان در لابلاى کف ها روى آب به چشم مى خورد!
نوح، زمام کشتى را به دست خدا سپرد، و امواج، کشتى را به هر سو مى برد در روایات آمده است: شش ماه تمام (از آغاز ماه رجب تا پایان ماه ذى الحجة و به روایتى از دهم ماه رجب تا روز عاشورا) این کشتى سرگردان بود،(1) و نقاط مختلفى و حتى طبق پاره اى از روایات، سرزمین «مکّه» و اطراف خانه «کعبه» را سیر کرد.(2)
و پس از این همه، فرمان پایان مجازات و بازگشت زمین به حالت عادى صادر شد.
آیه فوق، چگونگى این فرمان و جزئیات و نتیجه آن را در عبارات بسیار کوتاه و مختصر، و در عین حال فوق العاده رسا و زیبا، در ضمن شش جمله بیان مى کند و مى گوید: «به زمین دستور داده شد: اى زمین آبت را در کام فرو بر»! (وَ قیلَ یا أَرْضُ ابْلَعی مائَکِ).
«و به آسمان دستور داده شد: اى آسمان! دست نگهدار» (وَ یا سَماءُ أَقْلِعی).
«و آب فرو نشست» (وَ غیضَ الْماءُ).
«و کار پایان یافت» (وَ قُضِیَ الأَمْرُ).
«و کشتى بر دامنه کوه جودى پهلو گرفت» (وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ).
«در این هنگام گفته شد: دور باد قوم ستمگر (از رحمت خدا)»! (وَ قیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّالِمینَ).
تعبیرات آیه فوق، به قدرى رسا، دلنشین، و در عین کوتاهى گویا و زنده، و با تمام زیبائى آن قدر تکان دهنده و کوبنده است، که به گفته جمعى از دانشمندان عرب، این آیه «فصیح ترین و بلیغ ترین» آیات قرآن محسوب مى شود، هر چند همه آیات قرآن در سر حد اعجاز از نظر فصاحت و بلاغت است.
شاهد گویاى این سخن، همان است که در روایات و تواریخ اسلامى مى خوانیم: گروهى از کفار قریش، به مبارزه با قرآن برخاستند و تصمیم گرفتند آیاتى همچون آیات قرآن ابداع کنند، علاقمندانشان براى مدت چهل روز، بهترین غذاها و مشروبات مورد علاقه آنان برایشان تدارک دیدند، مغز گندم خالص، گوشت گوسفند و شراب کهنه! تا با خیال راحت، به ترکیب جمله هائى همانند قرآن بپردازند!
اما هنگامى که به آیه فوق رسیدند، چنان آنها را تکان داد که بعضى به بعض دیگر نگاه کرده گفتند: «این سخنى است که هیچ کلامى شبیه آن نیست، و اصولاً شباهت به کلام مخلوق ندارد» این را گفتند، از تصمیم خود منصرف شدند و مأیوسانه پراکنده گشتند.(3)

* * *

 "جودی" کجا است؟

بسیارى از مفسران گفته اند: «جودى» که محل پهلو گرفتن کشتى نوح در آیه فوق معرفى شده، کوه معروفى است در نزدیکى «موصل».(4)
بعضى دیگر از مفسران، آن را کوهى در حدود «شام»(5) و یا نزدیک «آمُد»(6) و یا در شمال «عراق» دانسته اند.(7)
در کتاب «مفردات راغب» آن را کوهى در میان «موصل» و «الجزیره» (نام منطقه اى است در شمال عراق و آن غیر از الجزائر و الجزیره معروف امروز است).
اما بعید نیست همه اینها به یک معنى باز گردد; زیرا «موصل»، «آمُد» و «جزیره»، همه جزء مناطق شمالى «عراق» و نزدیک «شام» مى باشند.
بعضى دیگر از مفسران احتمال داده اند: منظور از «جودى» هر کوه و زمین محکمى است.(8)
آماده بود، پهلو گرفت، ولى مشهور و معروف همان معنى اول است.
در کتاب «اعلام قرآن» درباره کوه «جودى» تحقیق و تتبعى شده است که در ذیل مى آوریم:
«جودى نام کوهى است که کشتى نوح بر فراز آن به خاک نشسته، و نام آن در سوره «هود» آیه 44 که قریب المضمون با مندرجات «تورات» است ذکر شده است...
نسبت به محل کوه «جودى»، سه قول اظهار شده:
1 ـ بنا بر قول «اصفهانى»، کوه «جودى» در «عربستان» است و یکى از دو کوهى است که در قلمرو قبیله «طىّ» واقع است.
2 ـ کوه جودى، سلسله «کاردین» است که در شمال شرقى جزیره «ابن عمر» در مشرق «دجله»، نزدیک به «موصل»، واقع است، «اکراد» آن را به لهجه خود «کاردو» و یونانیان «جوردى» و اعراب آن را «جودى» خوانده اند.
در «تر گوم» یعنى ترجمه کلدانى تورات، و همچنین در ترجمه سریانى تورات، محل به خاک نشستن کشتى نوح، قله کوه اکراد «کاردین» معین شده است.
جغرافیون عرب نیز، جودى مذکور در قرآن را بر این کوه منطبق کرده گفته اند: تخته پاره هاى کشتى نوح در قله این کوه، تا زمان «بنى عباس» باقى بوده است و مشرکین آن را زیارت مى کرده اند.
در داستان هاى بابلى، داستانى شبیه به داستان طوفان نوح موجود است، به علاوه مى توان احتمال داد: «دجله» طغیان کرده باشد، و مردم آن حدود دچار طوفان شده باشند.
در کوه جودى، کتیبه هاى آشورى موسوم به کتیبه هاى «میسر» موجود است، و در این کتیبه ها نام «ارارتو» دیده شده است .
3 ـ در ترجمه فعلى «تورات»، محل به خاک نشستن کشتى نوح «کوهاى آرارات» تعیین شده، و آن کوه «ماسیس» واقع در «ارمنستان» است.
نویسنده «قاموس کتاب مقدس» معنى اولیه «آرارات» را «ملعون» ضبط کرده، و گفته است: بنا بر روایات، کشتى نوح بر فراز این کوه به خاک نشست، و آن را عرب ها «جودى» مى نامند، و ایرانیان «کوه نوح» و ترکان آن را «کرداغ» به معنى کوه سراشیب مى خوانند، و در نزدیکى «ارس» واقع است.
تا قرن پنجم، «ارامنه» در «ارمنستان» کوهى به نام «جودى» نمى شناختند، و از آن قرن شاید، بر اثر اشتباه مترجمین «تورات» که کوه «اکراد» را کوه «آرارات» ترجمه کرده اند، براى علماء ارمنى چنین تصورى پیدا شده است.
شاید، مجوز این تصور آن بوده است که، «آشوریان» بر کوه هاى شمال و جنوب دریاچه «وان»، نام «آرارات» یا «آرارتو»، میداده اند.
مى گویند: حضرت نوح بر فراز کوه «جودى»، پس از فرو نشستن طوفان، مسجدى ساخت(9) و ارامنه هم مى گویند: در پاى کوه جادى، قریه «ثمانین» یا «ثمان»، نخستین محلى بوده که همراهان نوح بدان فرود آمده اند.(10)-(11)
  * * *


1 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 5، صفحه 3269 ـ «ابوالفتوح رازى»، جلد 6، صفحه 278 ـ «مجمع البیان»،
جلد 5، صفحه 164 ـ «طبرى»، جلد 12، صفحه 29 ـ براى توضیح بیشتر به «بحار الانوار»، جلد 11، صفحات 333 و 334 مراجعه شود.
2 ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحات 312 و 335، و جلد 12، صفحه 99.
3 ـ «مجمع البیان»، جلد 5، صفحه 165 ـ «بحار الانوار»، جلد 17، صفحه 213، حدیث 19 ـ «روح المعانى»، جلد 12، صفحه 57 ـ تفسیر «المیزان»، جلد 10، صفحه 247، ذیل آیه مورد بحث.
4 ـ «مجمع البیان» و «روح المعانى» و «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث ـ به «بحار الانوار»، جلد 11، صفحات 333 و 334 مراجعه شود.
5 ـ «مجمع البحرین»، جلد 1، صفحه 424، ماده «جود».
6 ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحه 339 ـ «مجمع البحرین»، جلد 1، صفحه 424، ماده «جود»، «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث.
7 ـ «مجمع البحرین»، جلد 1، صفحه 424، ماده «جود» ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحه 338.
8 ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحه 339 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث.
9 ـ در «بحار الانوار» آمده است: ... و قیل التین مسجد نوح الذى بنى على الجودى...: «مى گویند: منظور از «التین» همان مسجد نوح است که بر کوه جودى آن را بنا نهاد» (بحار الانوار، جلد 57، صفحه 203).
10 ـ «اعلام القرآن خزائلى»، صفحه 281.
11 ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحه 322، حدیث 30.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری