• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

اصحاب اعراف

 

اصحاب جمع صاحب، در لغت به معنی رفیق و ملازم است؛[1] و

بیشتر...

امکان دستیابی به نظر جامع در تفسیر موضوعی قرآن

حجت‌‌الاسلام رستم‌نژاد معتقد است در تفسیر موضوعی می‌توانیم

بیشتر...

پیروی از عقل، آیت الله مکارم شیرازی، بروزرسانی 3

دریافت فایل

زمان: 12 دقیقه

بیشتر...

درباره حیا و عفت ، آیت الله جوادی آملی

دریافت فایل

حجم: 4 MB

زمان: 32 دقیقه

---------------

بیشتر...

تفسیر و توضیح آیات تلاوت شده توسط سیدالشهدا(ع) از

مسئول کارگروه آموزش و تولید محتوای کمیته فرهنگی و آموزشی

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
36317
74153
84895484
امروز یکشنبه, 10 اسفند 1399
اوقات شرعی

فرشتگان بندگان شایسته و فرمانبردار

شرح آیات 26 لغایت 29 سوره مبارکه انبیاء

26وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ

27لایَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ

28یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لایَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ

29وَ مَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِکَ نَجْزِیهِ جَهَنَّمَ کَذلِکَ نَجْزِی الظّالِمِینَ

ترجمه:

26 ـ آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب کرده است»! او منزه است (از این عیب و نقص); آنها (فرشتگان) بندگان شایسته اویند.

27 ـ هرگز در سخن بر او پیشى نمى گیرند; و (پیوسته) به فرمان او عمل مى کنند.

28 ـ او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را مى داند; و آنها جز براى کسى که خدا راضى (به شفاعت براى او)است شفاعت نمى کنند; و از ترس او بیمناکند.

29 ـ و هر کس از آنها بگوید: «من جز خدا، معبودى دیگرم»، کیفر او را جهنم مى دهیم! و ستمگران را این گونه کیفر خواهیم داد.

تفسیر:

فرشتگان بندگان شایسته و فرمانبردار

از آنجا که در آخرین آیه بحث گذشته، سخن از پیامبران الهى و نفى هر گونه شرک (و ضمناً نفى فرزند بودن حضرت مسیح(علیه السلام)) در میان بود، آیات مورد بحث، همه در مورد نفى فرزند بودن فرشتگان است.

توضیح این که:

بسیارى از مشرکان عرب، عقیده داشتند که فرشتگان، فرزندان خدا هستند، و به همین دلیل، گاه آنها را پرستش مى کردند، قرآن صریحاً در آیات فوق، این عقیده خرافى و بى اساس را محکوم کرده و بطلان آن را با دلائل مختلف بیان مى کند.

نخست، مى گوید: «آنها گفتند: خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب کرده است» (وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً).

اگر منظورشان فرزند حقیقى باشد که لازمه آن جسم بودن است، و اگر «تبنى» (فرزندخواندگى) که در میان عرب معمول بوده است، باشد، آن نیز دلیل بر ضعف و احتیاج است، و از همه اینها گذشته، اصولاً کسى نیاز به فرزند دارد که فانى مى شود، براى بقاء نسل، کیان و آثار او باید فرزندش حیات او را در درازمدت ادامه دهد، یا براى عدم احساس تنهائى و انس گرفتن یا کسب قدرت است، اما یک وجود ازلى و ابدى و غیر جسمانى و از هر نظر بى نیاز خداست، فرزند براى او معنى ندارد.

لذا بلافاصله مى فرماید: «منزه و پاک است او از این عیب و نقص» (سُبْحانَهُ).

سپس اوصاف فرشتگان را در شش قسمت بیان مى کند که مجموعاً دلیل روشنى است بر نفى فرزند بودن آنها:

1 ـ «آنها بندگان خدا هستند» (بَلْ عِبادٌ).

2 ـ «بندگانى شایسته و گرامى داشته» (مُکْرَمُونَ).

آنها همچون بندگان گریزپا نیستند که تحت فشار مولى، تن به خدمت مى دهند، بلکه بندگانى هستند، از هر نظر شایسته، که راه و رسم عبودیت را خوب مى دانند، و به آن افتخار مى کنند، خدا نیز آنها را به خاطر اخلاصشان در عبودیت گرامى داشته و مواهب خویش را به آنها افزایش داده است.

* * *

3 ـ آنها آن قدر مؤدب، تسلیم و سر بر فرمان خدا هستند که «هرگز در سخن گفتن بر او پیشى نمى گیرند» (لایَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ).

4 ـ و از نظر عمل نیز «آنها تنها فرمان او را اجرا مى کنند» (وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ).

آیا این صفات، صفات فرزندان است یا صفات بندگان؟!

* * *

سپس، به احاطه علمى پروردگار نسبت به آنها اشاره کرده مى فرماید: «خداوند هم اعمال امروز و آینده آنها را مى داند ، و هم اعمال گذشته را، هم از دنیاى آنها آگاه است و هم از آخرتشان، هم قبل از وجودشان و هم بعد از وجودشان» (یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ).(1)

مسلماً، فرشتگان از این موضوع آگاهند که خدا به آنها احاطه علمى دارد، و همین عرفان، سبب مى شود که آنها نه سخنى قبل از او بگویند و نه از فرمانش سرپیچى کنند، و به این ترتیب این جمله مى تواند در حکم تعلیل براى آیه سابق بوده باشد.

5 ـ بدون شک آنها که بندگان گرامى و شایسته خدا هستند براى نیازمندان شفاعت مى کنند، ولى باید توجه داشت «هرگز براى کسى شفاعت نمى کنند مگر این که بدانند خدا از او خشنود است و اجازه شفاعت او را داده است» (وَ لایَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضى).

مسلماً خشنودى خداوند و اجازه شفاعت دادن او، بى دلیل نمى تواند باشد حتماً به خاطر ایمان راستین و یا اعمالى است که پیوند انسان را با خدا محفوظ مى دارد.

به تعبیر دیگر، انسان ممکن است آلوده گناه شود ولى اگر رابطه خویش را با پروردگار و اولیاى الهى به کلى قطع نکند، امید شفاعت درباره او هست.

اما اگر پیوندش را از نظر خط فکرى و عقیدتى به کلى برید، و یا از نظر عملى آن قدر آلوده بود که لیاقت شفاعت را از دست داد، در این موقع، هیچ پیامبر مرسل یا فرشته مقرّبى شفاعت او نخواهد کرد.

این همان مطلبى است که در بحث فلسفه شفاعت، ضمن بحث هاى گذشته آورده ایم که شفاعت یک مکتب انسان ساز است، وسیله اى است، براى بازگرداندن آلودگان از نیمه راه، و جلوگیرى از یأس و نومیدى که خود عاملى است براى غرق شدن در انحراف و گناه.

ایمان به این گونه شفاعت، سبب مى شود: افراد گنهکار رابطه خویش را با خدا، پیامبران و امامان قطع نکنند، همه پل ها را پشت سر خود ویران ننمایند، و خط بازگشت را حفظ کنند.(2)

ضمناً این جمله پاسخى است به آنها که مى گفتند: ما فرشتگان را عبادت مى کنیم، تا در پیشگاه خدا براى ما شفاعت کنند، قرآن مى گوید: آنها از پیش خود هیچ کارى نمى توانند بکنند، و هر چه مى خواهید باید مستقیماً از خدا بخواهید حتى اجازه شفاعت شفیعان را.

6 ـ به خاطر همین معرفت و آگاهى است که «آنها تنها از او مى ترسند» و تنها خشیت او را به دل راه مى دهند (وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ).

آنها از این نمى ترسند که گناهى انجام داده باشند، بلکه از کوتاهى در عبادت یا ترک اولى بیمناکند.

جالب این که: «خشیت» از نظر ریشه لغت، به معنى هر گونه ترس نیست، بلکه ترسى است توأم با تعظیم و احترام.

«مُشْفِق» از ماده «اشفاق» به معنى توجهى است که آمیخته با ترس باشد (چون در اصل از ماده «شفق» گرفته شده که روشنى آمیخته با تاریکى است).

بنابراین، ترس آنها از خداوند، همچون ترس انسان از یک حادثه وحشتناک نیست، و همچنین «اشفاق» آنها همچون بیم انسان از یک موجود خطرناک نمى باشد، بلکه ترس و اشفاقشان آمیزه اى است از احترام، عنایت و توجه، معرفت و احساس مسئولیت.(3)

* * *

روشن است فرشتگان با این صفات برجسته، ممتاز و مقام عبودیت خالص، هرگز دعوى خدائى نمى کنند، اما اگر فرضاً «کسى از آنها بگوید من معبودى غیر از خدا هستم کیفر او را جهنم مى دهیم، آرى این چنین ظالمان را کیفر خواهیم داد» (وَ مَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِکَ نَجْزِیهِ جَهَنَّمَ کَذلِکَ نَجْزِی الظّالِمِینَ).

در حقیقت دعوى الوهیت، یک مصداق روشن ظلم بر خویشتن و بر جامعه است و در قانون کلّى «کَذلِکَ نَجْزِی الظّالِمِینَ» درج است.

* * *


1 ـ مفسران بزرگ در تفسیر این جمله، سه بیان دارند که ما در عبارت بالا هر سه را با هم ذکر کردیم، چون منافاتى با هم ندارند.

2 ـ در زمینه «شفاعت» به طور مشروح در ذیل آیات 48 و 254 سوره «بقره» بحث کرده ایم، به آنجا مراجعه فرمائید.

3 ـ «مفردات راغب»، ماده «خشیت» و «شفق»، و تفسیر «صافى»، ذیل آیات مورد بحث.
.........................
تفسیر نمونه

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟